• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

پارانویای شبانه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Majids
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : پارانویای شبانه

مرسی مهسای عزیز!لطف داری !
 
پاسخ : پارانویای شبانه

اشعارتون خیلی قشنگن و زبونشون ساده در عین حال تاثیر گزار و پر مفهومه موضوعاتشون هم جز یکی دو تا که البته ابن هم سلیقه ای هست عالین میتونم یک سوال بپرسم؟
شما دقیقا از کی و چه طوری فهمیدی استعداد نوشتن داری؟منظورم اینه که مثلا کلاس های شعرسرایی میرفتی و اون جا فهمیدی یا یک نفر که نوشته های اولیت رو خونده بهت گفته استعداد داری و بعد ادامه دادی یا ... ؟؟
 
پاسخ : پارانویای شبانه

به نقل از علـــ فــ :
اشعارتون خیلی قشنگن و زبونشون ساده در عین حال تاثیر گزار و پر مفهومه موضوعاتشون هم جز یکی دو تا که البته ابن هم سلیقه ای هست عالین میتونم یک سوال بپرسم؟
شما دقیقا از کی و چه طوری فهمیدی استعداد نوشتن داری؟منظورم اینه که مثلا کلاس های شعرسرایی میرفتی و اون جا فهمیدی یا یک نفر که نوشته های اولیت رو خونده بهت گفته استعداد داری و بعد ادامه دادی یا ... ؟؟
خیلی ممنونم دوست عزیز ! لطف دارین!
عرضم ب حضور شما من سه چهار سالی میشد که واسه خودم می نوشتم البته اولا فقط نیمایی بود اما الان بیشتر سپیده و خیلی اتفاقی آقای گروس عبدالملکیان شعرامو خوندن و با گفتن نکاتی از ایشون و چند شاعر دیگه مثل خانوم لیلا کردبچه و خانوم الهام لاسمی تصمیم گرفتم توی این راه جدی تر شم و کتاب چاپ کنم !

باز هم ممنون !
 
پاسخ : پارانویای شبانه

گروس می خواندم و روزهای نوجوانی را سطر می کردم بر کاغذ ... گروس می خواندم و می ترسیدم از قطارها ، سیگارها ، تانک ها ،‌حفره ها .... و شب در من تب کرد ... ضربان هایش را هنوز حس می کردم ... گروس می خواندم و نمی دانم چه شد که صدایش زدم استاد ... که به اسم کوچک صدایم زد ... که پشت خط تلفن ماندنش چقدر قلبم را دواند ... که صدایم لرزید وقتی صدایش را شنید ... که نمی دانم چرا نمی دانستم !
چند سطری نوشتم ! نمی دانم چگونه شعر شد چگونه کتاب !‌ برایش فرستادم ... گفت :


"یاسین جان کتابتو خوندم خیلی خوب بود و من پتانسیل زیادی رو در تو ..."



من اما دیگر نمی شنیدم ... همین کافی بود تا "پارانویای شبانه " ام را چاپ کنم . آن روز مثل امروز نبود ... نه روزنامه ای اشعارم را چاپ کرده بود ... نه از بزرگترین نشرهای کشور پیشنهاد داشتم نه مصاحبه هایم چاپ شده بود نه در جشنواره های ادبی برگزیده شده بودم ... "پارانویای شبانه" با چند برگ کاغذ سفید فرقی نمی کرد . اما برایم مقدس بود . مقدس بود و اشعارم در روزنامه ها چاپ شد . مقدس بود و لوح های تقدیر جشنواره ها به اتاقم آمد . مقدس بود و مصاحبه هایم چاپ شد . مقدس بود و برای کتاب دومم از بزرگترین انتشارات کشور پیشنهاد همکاری گرفتم.


"پارانویای شبانه " برایم مقدس بود و هست و خواهد بود .

این ها را گفتم که بگویم ارزش این کتاب برایم میلیاردها برابر قیمت پشت جلد ضربدر تیراژ است. "پارانویای شبانه" برایم مقدس است و همین که بدانم در مقدساتم آدم ها شریک شده اند ،‌کافیست.


===========================
مشهدی های عزیز هم اکنون می توانند "پارانویای شبانه" را از انتشارات بوتیمار (واقع در سه راه ادبیات بازار ناشران گلستان) ، انتشارات امام (واقع در چهارراه دکترا) و سایر کتابفروشی های معتبر خریداری کنند.


دوستان عزیزم در سایر شهرها هم می توانند از امکان خرید اینترنتی با مراجعه به آدرس زیر در قسمت کتاب های رمان ، ادبیات و داستان استفاده کنند.پیشنهاد می شود جهت کاهش هزینه ی ارسال اگر چند جلد برای خود و دوستانتان می خواهید از یک فرم برای خرید اینترنتی استفاده کنید.


خرید اینترنتی :http://diyanatpub.ir/shop/




عکس جلد کتاب :
http://upload7.ir/imgs/2014-02/74087963687643482636.jpg


عکس من با رضا رفیع عزیز (شاعر طنزپرداز و مجری قندپهلو) هنگام معرفی کتاب :

http://upload7.ir/imgs/2014-02/26258450138088129829.jpg

[font=tahoma, arial, helvetica, sans-serif][/font]
 
پاسخ : پارانویای شبانه

139206051124207981052313.jpg

[SIZE=x-large]رونمایی و نقد و بررسی کتاب "پارانویای شبانه" به زودی در حوزه ی هنری مشهد با حضور اساتید و شاعران برجسته ![/SIZE]
 
پاسخ : پارانویای شبانه

از آخرین بار
که لهجه ی گونه هایت
زبان لب هایم را تغییر داد
دیگر هیچ کس شعرهایم را نمی فهمد.
.
.
.
ترجیح می دهم نباشی
و این شعر را بنویسم
تا باشی و لمس گونه هایت
شیرینی این شعر را از من بگیرد ...

=====================
قسمتی از شعری بلند
Old_paper_pen[iraniangraphic.jpg
 
پاسخ : پارانویای شبانه

عزیزانی که تمایل دارند مجموعه اشعارم رو با عنوان "پارانویای شبانه" تهیه کنند می توانند به غرفه انتشارات توس واقع در تالار فردوسی نمایشگاه کتاب مشهد مراجعه کنند.

3.jpg
 
پاسخ : پارانویای شبانه

دوستان عزیز این هم متنی که خانوم مکرم زحمت خوندنش رو توی فصلنامه ی دوم سمپادیا کشیدن ! امیدوارم لذت ببرید ...

باید در ایستگاه دانش آموز پیاده شوم و اینکه "مسافرین محترم لطفا از خط زرد فاصله بگیرید"، چیزی را عوض نمی کند ؛ و اینکه مترو هیچگاه ایستگاه دانشجو نداشته است چیزی را عوض نمی کند ؛ و اینکه چیزی عوض نمی شود ، چیزی را عوض نمی کند.

من یک کنکوری ام و با چشم هایی که گروس می خواند ، نمی خوابم ؛و با دست هایی که ساز می زد ، تست می زنم ؛ و با پاهایی که می دوید نشسته ام ؛ نشسته ام و هربار می ایستم ، کسی صندلی ام را می دزدد. دست می برد به رویاهایم و مرا از شهری به شهر دیگر می فرستد ؛ من یک کنکوری ام و آینده صندلیست؛خوشبختی صندلیست؛ زندگی صندلیست ؛ و مربی کودکستان می گفت که هرکس نتواند روی صندلی بنشیند ، بازنده است.

من یک کنکوری ام و اگر هندسه ام خوب بود ، می دانستم چرا نقطه ای از نقطه ای دیگر دور است و به نقطه ای دیگر نزدیک ! و چرا هربار این سوال را می پرسم ، هیچ استدلال استقرایی و هیچ استدلال استنتاجی قانعم نمی کند؟


من کنکوری ام و اینکه اگر زنی با ژنوتیپ آیِ بزرگ آیِ کوچک ، بی بزرگ بی کوچک ، ایکس ایکس(AaBbXX) با مردی با ژنوتیپ آی ِ بزرگ آیِ بزرگ ، بی بزرگ بی کوچک , ایکس ایگرگ(AABbXY) ازدواج کند ، چقدر یک دیگر را دوست خواهند داشت ، هیچ وقت چیز مهمی نبوده است.
و خیلی چیزهای دیگر که مهم نبودند ؛ مثل علی !


علی که قرص می خورد...علی که موهایش سفید شده بود ... علی که شب ها نمی خوابید ... علی که یک کنکوری خوب بود و حالا صندلی اش ، حتی از صندلی رویاهای من نیز بهتر است . علی اما باز هم نمی خوابد ... علی حتی روی صندلی اش نمی نشیند... علی هر شب روی تختی که مال خودش نیست دراز می کشد ... اشک می ریزد و هربار چشم هایش را می بندد پنج حرف ساده پلک هایش را سنگین می کند ... علی یک کنکوری خوب بود و اینکه تنش های روانی طولانی ، بدن را ضعیف می کند ، احتمال ابتلا به بیماری را افزایش می دهد و در موارد شدید می تواند منجر به بروز سرطان شود را ، بارها در کتابش خوانده بود. اصلا زیر این جمله را توی کتابش خط کشیده بود. می گفت مهم است . اما مهم نبود .... اصلا مهم نبود. ..مهم این بود که علی یک کنکوری خوب بود و من نیز باید باشم ...

من اما باید در ایستگاه دانش آموز پیاده شوم و اینکه "مسافرین محترم لطفا از خط زرد فاصله بگیرید"، چیزی را عوض نمی کند ؛ و اینکه مترو هیچگاه ایستگاه دانشجو نداشته است چیزی را عوض نمی کند ؛و اینکه چیزی عوض نمی شود ، چیزی را عوض نمی کند.


یاسین نعیمی امینی
 
Back
بالا