Special girl
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 469
- امتیاز
- 8,981
- نام مرکز سمپاد
- FARZANEGAN
- شهر
- SHZ-JAH
- سال فارغ التحصیلی
- 1397
تولد جمشید آبانهـ ..عین همون آبانیـ کهـ هر چیـ در زدیم درو وا نکرد...

خب جمشید به حبیب میگه سرگردون که ینی سرگشته،آواره،بی هدف...و حبیب میگه:خیره شدم به آفاق مغربی؛تو چه میدونی :)توی اپیزود 18 چرا وقتی جمشید ب حبیب میگه سرگردونی؟
اون یجورایی انگار خوشش نمیاد ک بهش بگه سرگردون؟!
ممظورش از آفاق مغربی چیه؟ غروب خورشید یعنی؟

ممنون از توضیحاتتون❤خب جمشید به حبیب میگه سرگردون که ینی سرگشته،آواره،بی هدف...و حبیب میگه:خیره شدم به آفاق مغربی؛تو چه میدونی :)
دلبرو میگه...آفاق ینی کرانه ی آسمان،آفاق مغربی معنی آسمون دم غروب خورشیدو میده...خیره است به اون حجم از زیبایی؛از نظر خودش این سرگردونی نیست،اوج زندگیه...




اپیزود 14 هم قشنگهفقط اپیزود 18
آره. اون بیت "لبت کجاست که خاک چشم به راه است" هم یه قسمت از اشعار محمد مختاری هست.دوستان اونجا که میگه
یه روز رفت بیرون و دیگه بر نگشت
منظورش محمد مختاری و نحوه قتلش هست
