• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دریافت محتوا توسط Mahsa_j

  1. Mahsa_j

    بیاید افترا بزنیم!

    بابا نه اعتراف میکنم که من خودم خوردم فلافلو بعد به فاطمه بسته رو تحویل ندادم و پیچوندمش.
  2. Mahsa_j

    بیاید افترا بزنیم!

    جناب شما چرا داری به فلافلی تهمت میزنی؟ هیچ میدونی اونجا از سازمان بهداشت مجوز داره؟
  3. Mahsa_j

    بیاید افترا بزنیم!

    فلافلتو من خوردم خیلی خوشمزه بود:D
  4. Mahsa_j

    بیاید افترا بزنیم!

    من به جرم خودم اعتراف میکنم😔 ولی مسئله اینه که من صرفا ناظر بودم قاتلان اصلی افراد دیگری هستند که میتونم لو بدمشون و از تایم حبس خودم کم کنم😎😂 پ.ن: ولی خب بی‌شوخی، عذاب وجدان داشتم تا یمدت، مخصوصا بخاطر موشه =) جناب @*100RA* ، شما متهم شدید به آسیب زدن به اموال عمومی مدرسه تنبیه شما اینه که از...
  5. Mahsa_j

    خاطرات سوتی‌ها

    بنده تو کارسوقی که برگزار شد، موقع تشریح موش یه سوتی بدی دادم اینطوری شد که موش ما بعد از مُردن، ادرار کرده بود بعد من استادمونو صدا زدم و با لحن متعجب پرسیدم: "آقای ف. یچیز زردی از این موشه اومده بیرون، این چیه؟!" بعد استادمون درحالی که منو پوکر نگاه میکرد، با یه لحنی که داشت جلوی خندشو میگرفت،...
  6. Mahsa_j

    اشک شوق

    اینو که خوندم یاد خودم افتادم ؛)) همین تابستون ۴۰۲، مامانم رفته بود کربلا و نزدیک ده روز از هم دور بودیم اون روزی که برگشت، یادم نمیره که چقدر ذوق داشتم و بعد از کلاسم، رسما تا خود راه آهن مشهد پرواز کردم! و دقیقا لحظه‌ای که دیدمش، تازه فهمیدم چقدرررر دلم براش تنگ شده طوری که پریدیم بغل هم و...
  7. Mahsa_j

    اشک شوق

    خیلی قبلا یادمه یکی بهم گفت خندیدن از خوشحالیه، اشک ریختن هم از ناراحتیه ولی امان از زمانی که این دوتا باهم سر و کلشون پیدا بشه، اونموقع حال دل آدم خیلی فراتر از یه خندست و خب آرزو میکرد که خنده و گریمون باهم بیاد ؛) اشک شوق اینطوریه که خیلی خوشحالی، ولی تو همون لحظهٔ خوش‌حالیت، همه‌ی سختیایی که...
  8. Mahsa_j

    اخبار باشگاه نجوم مشهد

    آقای مطیعی ؛) ۱۴ سال پیش...
  9. Mahsa_j

    اخبار باشگاه نجوم مشهد

    وای سال ۸۸ ؛)))) آقای ربانی ؛))))))))
  10. Mahsa_j

    جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

    خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود و ماه را زِ بلندایش، به روی خاک کشیدن بود پلنگ من، دل مغرورم، پرید و پنجه به خالی زد که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری که هردو باورمان ز آغاز، به یکدیگر نرسیدن بود گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظهٔ دیدارت شروع...
  11. Mahsa_j

    حفظیات الکی

    من یادمه از بچگی یه شعری بهم یاد دادن که رنگای رنگین کمون رو به ترتیب نام می‌برد حالا نمیدونم تو مهدکودک یاد گرفتم یا خود مامانم بهم یاد داده یا چی، ولی خب یادمه پارسال که دهم بودم، خیلی خیلی واسم عجیب بود که بچه‌های کلاسمون این شعر رو بلد نیستن، فکر میکردم یچیزی مثل "یه توپ دارم قلقلیه" باشه و...
  12. Mahsa_j

    جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

    بنشین تا برایت بگویم چند بار به مو رسید پاره هم شد و من باز گِرِه زدم...
  13. Mahsa_j

    شما یادتون نمیاد، قدیما...

    همه با انگشتاشون میبافتن بابا اون فرمالیته بود:))
  14. Mahsa_j

    جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

    دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
  15. Mahsa_j

    پیشنهاد مینی سریال

    مینی سریال "Kaleidoscope" ژانرش درام سرقته هشت قسمت داره که هرقسمتش یه رنگِ متفاوته جالبی این مینی سریال به اینه که قسمتای مختلفش نظمی نداره و شما هرجوری که دلتون بخواد، میتونین رنگ‌های مختلفشو ببینین(مثلا عشقتون کشید اول زرد رو ببینین، بعد قرمز، بعد آبی یا مثلا اول سبز، بعد آبی، بعد...، خلاصه...
Back
بالا