سمپادیا

Hecate
Hecate
سلاام ؛ کجا بودی نبودی ؛ دلمان برایت تنگ شده بود
شیما؛
شیما؛
سلام ، همین که کیمیا گفت
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
آره چند وقتی نبودم...
ینی نمی‌تونستم باشم...
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
یادم باشه فک کنم می‌دونستی کجام...
نه؟
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
ɐudɐrgnilɐ⋊.∀⋆☭
تموم شدم...
همون طوری که تو خواب دیده بودم...
همونقد که منتظرش بودم...
  • ناراحت
امتیازات: Hecate
Hecate
Hecate
اوهوم میدونستم نمیتونید باشید و کجایید ولی خییلییی طولانی شد دلمان برایتان تنگ شد
Back
بالا