• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

بیرون رفتن با دوستان

hanita.ard

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,648
امتیاز
20,544
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسفراین
سال فارغ التحصیلی
99
تا ۱۶ سالگی و اینا محدودیت قبل از تاریکی هوا داشتم و اینکه اون دوستی که باهاش میرفتم بیرون هم باید مورد اعتماد میبود
الان ولی محدودیت خاصی ندارم تنها یا با دوستام و اینا مشکلی نیست البته به جز وقتایی که مثلا تنبیه میشم :-"
وگرنه پنج صبح هم رفتم بیرون
ده شب هم برگشتم خونه
هم تنها هم با دوستان :-"
ولی محدودیت رفتن به یه سری جاهارو دارم مثلا خیابونایی که خلوتن و اینا باید با آژانس برم یا تنها نرم اصلا که خب محدودیت های درستین و خودمم قبولشون دارم
 

Naghmeh08

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
251
امتیاز
1,847
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1405
از شانس قشنگ من که هرکدوم از دوستام یه شهرن:/
یکی قشمه،یکی زنجانه،یکی تهران و چندتا کرمانشاه...
ولی خب اونایی که کرجن اگه شرایطش باشه میزارن همو ببینیم
ولی نمیزارن تنها برم بیرون شاید خونشونو بزارن:Woman_with_white_cane:بیرونم مثلا اگه بخوایم بریم پارک مامانم خواهرمو میزاره پیش مامان بزرگم واونم میاد پارک با مامان دوستام حرف بزنه
ولی خیلی سخت نمیگیرن واسه قرار گذاشتن
مشکل اینجاس که تو کرونا فقط بعضیا میان بریم بیرون:|
#غبار_روبی_تاپیک_ها
 

Matin.ps

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
185
امتیاز
2,210
نام مرکز سمپاد
هاشمی نژاد
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
مدال المپیاد
فعلا که نه...
خب از اونجایی که تقریبا مامان بابا دوستامو میشناسن پس مشکلی با بیرون رفتن ندارن و بارها شده که با رفقا رفتیم پارک و .... برای ساعت هم دیگه واضحه قبل 8 و 9 باید خونه باشیم..
 

NeginMM

..برف زا..
ارسال‌ها
422
امتیاز
6,778
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سیاه و سفید
سال فارغ التحصیلی
1397
من با مامان و بابام خیلی دوستم شاید بیشتر از اینکه مامان بابامن،دوستای خیلی خوبی هستن برام
بخاطر همین تمام دوستامو کامل میشناسن چون دوستامون خونمونم میان
پس محدودیتی برا بیرون رفتن هیچ وقت نداشتم^^
حتی اگر دوستی رو نشناسن بهم گیر نمیدن چون بهم اطمینان دارن کاملا...
 

84.Melika

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
75
امتیاز
942
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
جیرفت
سال فارغ التحصیلی
1403
خب منم چون مامان و بابام دوستام رو می شناسن بیرون رفتن باهاشون محدودیتی نداره
فقط اگه بخوام بریم جای مثل کافه ساعتش یه خورده محدود میشه
وگرنه دفعه قبل که رفتم خونه دوستم ، ساعت 12 و نیم شب با اصرار مامان اون هم با این مضمون که زشته مردم می‌خوان بخوابن ، بر گشتم خونه!=))
 

f.hn

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
142
امتیاز
2,747
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بیرجند
سال فارغ التحصیلی
1399
دانشگاه
شهید بهشتی
رشته دانشگاه
زمین شناسی
دوستی که ندارم در حال حاضر جز فاطمه.خ
اونم هرازگاهی میاد خونمون
بیرون بابام میگه میخواین برین چیکار:/ ؟
تا قبل کنکور هم خونه ی فاطمه.ل زیاد میرفتم
اونم یه دفه اومد خونمون
ولی بیرون نه مامان بابای اون میزاشتن نه من

خاطرات بیرون رفتن با دوستا محدود میشه به دبستان که با مبینا بعد مدرسه میرفتیم معلم دور میزدیم
ازونجام میرفتیم خونه مامانبزرگش
و غروب بابام میومد دنبالم
حتی یه دفه ساندویچم خوردیم!( الان که فکرشو میکنم به بابام نگفتم چون احتمالا اجازه نمیداد!شایدم میداد)

آره دیگه
تو خونه ی ما بیرون رفتن با دوستا نداریم
کافه و سینماو اینا که جای خود دارد، با خانواده هم نمیریم چه برسه به دوستان!!
 

Anahid896

کاربر فعال
ارسال‌ها
63
امتیاز
325
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
ساری
سال فارغ التحصیلی
1400
خونه ی دوست و تولد و اینا رو وقتی کم سن تر بودمم میتونستم برم پدر مادرم معتقدن نباید خیلی سخت بگیرن ولی خب معمولا با ماشین میرفتم یا خودشون منو میرسوندن جایی بعد اونجا با دوستام میبودم میگفتن تنها خطر ناکه بری ...ولی الان که 18 سالمه تازگیا اجازه دارم تنها برم بیرون که خب زیاد سفارش میکنن ماشین دیگران سوار نشو و هوا تاریکه نرو و که خب حق دارن دیگه جامعه کمی برای دخترا خطرناکه الان تنها برم خرید یا جایی اینا مشکلی ندارن ولی خب شهر دیگه نمیشه مثلا که اونم گفتن واسه دانشگاه میتونم برم فکر کنم بزرگتر که بشم کمکم اجازه بدن برم سفر یا ....
 

Armaghannn

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,692
امتیاز
27,226
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
بندرعباس
سال فارغ التحصیلی
2020
دانشگاه
Hacettepe
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
تا قبل ۱۶ و اولای ۱۶ زیاد از ۱۶ و نیم تا ۱۸ سالگیم(الان) خیلی کم ، کسی منو محدود نمیکنه صرفا چون اطرافیان الانم جوری نیستن که دلم بخواد باهاشون بگردم (: ولی خب با نازنین هم ورودی م در حد یه کافی شاپ و حرف از کلاسا و اینا سه چهار باری در ماه اونم روزی دو ساعت
 

Sety

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
193
امتیاز
3,403
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسلامشهر
سال فارغ التحصیلی
1405
من تا الان تا دم درم تنها نرفتم: ) (مبالغه نیستا!)
ولی خب با اینکه برم بیرون بادوستام به همراعه مامانم(از اونجایی که اونا مثله منن به همراه مامانامون)مشکلی نیست..
 

~HADIS~

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
70
امتیاز
1,240
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1401
بیرون رفتن اگر شامل کافه و این چیزا شه تا قبل ۹:۳۰-۱۰
اگر خونه دوستان باشه تا ۱۲_۱ شب هم بوده.
اما خب الان کنکوری‌ام خونه نشینم
 

MO-REZA

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
82
امتیاز
303
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ابهر
سال فارغ التحصیلی
1403
مشکلی با بیرون رفتن من ندارن، چند سال پیش هم خیلی گیم نت می‌رفتم :-" ولی خب یکی دو سالیه به ندرت با دوستام بیرون میرم، بنظرم چیز تازه‌ای وجود نداره پس همینجوری به ندرت باشه بهتره :))
 

phoenix_s9

‍‍
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
1,070
امتیاز
8,418
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب
شهر
لامرد
سال فارغ التحصیلی
1401
از اونجایی که یادم میاد:
تا قبل سال هفتم: هوا تاریک نشده، با دوستایی که خانواده میشناسن
هفتم تا هشتم: درگیری با خانواده سر همین قضایا و شبایی که خونه نمی‌رفتم
هشتم تا همین پارسال: هرتایمی که رفتم و اومدم و با هرکسی که گشتم
امسال: خودم خودم رو منع کردم و هفته‌ای یا دو هفته‌ای یه بار اونم فقط با امید و محمدسعید :-"
 

_sahar_

کاربر نیمه‌فعال
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
10
امتیاز
555
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 4
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1401
انقد درگیر کارشون بودن و هستن که وقتی برای محدودیت برای من تعیین کردن , نداشتن : ))
خودم برای خودم یسری محدودیت ها گذاشتم ...
 

big cat

SPHINX
ارسال‌ها
196
امتیاز
1,927
نام مرکز سمپاد
سمپاد:')
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
1400
محدودیت به اون صورت ندارم:-? یعنی به خیابون و منطقه بستگی داره وسط شهر باشه تا یازده هم فکر کنم بیرون بودم و مشکلی نبوده.
بعضی وقتها هم مثلا میگن فلان‌جا نرو تنهایی، که من بازم کار خودمو می کنم:| کلا اگه اون سرکشی های گاه و بیگاه نبود الان هنوزم کلی نگران میشدن:| و من میرم و بعدا بهشون میگم که رفتم:)) مثلا انزلی که بودیم دوچرخه داییمو ورداشتم و مامانم گفت همین اطراف برون:| بعد من رفتم اون سر شهر زنگ زدم گفتم فلان جا هستم:))
البته من از سن کم خیلی رو اینکه مستقل باشم تاکید داشتم و همیشه کلی زور میزدم که کمتر عرصه رو تنگ بکنن.
در مورد ادمشم کلا فکر کنم مشکل نداشته باشن:-? شاید به خاطر اینه که من معمولا راجع به همه چی باهاشون حرف میزنم و کلا هرکی بشناسم رو اونا هم میشناسن:))
البته تا حالا بهشون نگفتم که می خوام با فلان شخص مذکر برم بیرون که واکنششونو ببینم:|
 

Sarāāh:)

من‌گمشـده‌ام، هر‌چه‌بگـردی، خبری‌نیسـت..!!↻
ارسال‌ها
156
امتیاز
2,176
نام مرکز سمپاد
Frz
شهر
ناکجا آباد موعود
سال فارغ التحصیلی
1403
تنهایی تقریبا همه جا میرفتم تا کلاس هفتم ولی بعدش دیگه بابام نزاشت الانم هرازگاهی اگه مامانم اجازه بده تنها میرم بیرون
با دوستامم
هیچ جا
هیچ کس
هیچ وقت
اردیبهشت فقط با رفیقم رفتیم برای مامانم کادو تولد بخریم چون تولد مامان من و داداش کوچیکه اون یکی بود باهام اومد، که خب بابامم باهامون اومد رفیقمم ناراحت شد دیگه نرفتیم بیرون
جمله ی معروفه: دختر باید تو خونه باشه
من به تو اعتماد دارم به جامعه اعتماد ندارم
 

siba

boşver، Hayatı yaşa
ارسال‌ها
377
امتیاز
3,723
نام مرکز سمپاد
فزرانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1400
میشه گفت برای بیرون رفتن محدودیتی نداشتم همیشه مشکلمون زمانی بود که تایم درسیم هدر میرفت سر بیرون رفتن : /
از همون بچگی دوست داشتم مستقل باشم و بابام همیشه این پر و بال رو بهم میداد و بیشتر هر وقت که میخواستم میتونستم تنهایی برم بیرون خرید مثلا چندتا هله هوله یا کلاسام رو پیاده برم برگردم
میشه گفت از همون راهنمایی هم کافه و اینا با دوستان میرفتیم و اجازه داشتم
از وقتی هم که کرونا اومد کلا دیگه یه طورایی ازادی مطلق : /
هر روز پیاده روی ( بازم تنها محدودیت داشتن کنکور بود) وگرنه محدودیت دیگه ایی نبود که با کی برم یا تنها برم کی برم کی برگردم
بعد کنکور تا 9-10 هم میتونستم بیرون بودم از صبح زود تا شب مورد داشتیم 10:30 شب هم بیرون بودم (اینا همه پیاده )
از وقتیم که کلاس رانندگی رفتم و اللخصوص گواهینامه ام که اومده اخرین رکوردم 11:45 بود :Dکلا هم دیگه ازادم الان از هر لحاظ (فقط بازم مشکلمون درسه این کنکورو تموم کنم محدودیت خاصی قائل نمیشن )
 

[email protected]

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
154
امتیاز
2,847
نام مرکز سمپاد
فرزانگان4
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
_سارا به نظر من یه وقتی قرار بذاریم همو ببینیم
_آره حالا یا خونه مامانبزرگ من یا یه پارکی جایی
_با مامانامون دیگه؟
_ نه پس-_-
_به مامانم میگم زنگ بزنه به مامانت
_آره منم به مامانم میگم زنگ بزنه به مامانت :/

و این گفت و گو ماهی یک بار تکرار میشه بین من و دوست صمیمیم که از کلاس اول باهم دوستیم
و هنوز که هنوزه میخوایم بعد دو سال همدیگرو ببینیم....
 

sara-s

...
ارسال‌ها
273
امتیاز
3,554
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بوشهر
سال فارغ التحصیلی
1403
محدودیت خاصی نداشتم پارسال، فقط وقتی تعداد دفعات بیرون رفتن زیاد میشد یکم گیر میدادن بخاطر درسام، امسال هم اولش گفتن چون درسات سنگین میشه ماهی یکبار یا تهش دوبار برو، و خب اوکیم با قضیه:)
 
بالا