• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

Void PBZ - Music

المپیاد طلایی ها
  • شروع کننده موضوع
  • مدیر
  • #1

Void PBZ

The Wanderer
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
144
امتیاز
1,510
نام مرکز سمپاد
سلطانی
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1789
درود!
به مناسبت راه اندازی این آلبوم موسیقی، قطعه یِ جنابِ Offenbach را پلی می کنیم =‌)
چند وقتی بود که با خودم فکر می کردم که این تاپیک رو ایجاد کنم. قصد اصلیِ‌م برای این کار بیشتر دسته بندی، سامان دادن و جمع آوری مطالب بیشتر در مورد موسیقی ها، گروه ها و آهنگسازان مورد علاقه‌ام هست. جدایِ از این‌ها، احساس می‌کردم که حضورم در سایت کلا هیچ خروجی و نتیجه‌ی خاصی نداره؛ فقط در حد یه نگاه اجمالی به پست‌ها یا فعالیت‌های بدون محتوای خاص بوده. البته، چه بسا که این تاپیک هم مثل همون ها بشه .----.
مشخصه که بنده نه تحلیلگر یا منتقد موسیقی هستم، نه کسی که تا به حال به طور حرفه ای موسیقی (چه تئوری، چه ساز و یا غیره) کار کرده باشه؛ صرفا یک شنونده‌ام که موسیقی براش یک مدیا و سرگرمی هست. با گذشت زمان، علایق موسیقایی‌م خیلی تغییر کرده؛ از سبک کلاسیک تا متال، از نیواِیج تا جز و غیره.
سعی می کنم هر چند وقت یک بار در این‌جا بنویسم؛ اما نمی‌دونم که هر بار چقدر طول بکشه یا اینکه اصلا ادامه دار باشه یا نه. امیدوارم بتونم حداقل برای مدتی فعالیت داشته باشم و اگر قراری بر خاک خوردن هست، در آینده‌یِ خیلی نزدیک نباشه .---.
+ احتمال می‌دم چیزهایی که می‌نویسم دارای کم و کاستی‌هایِ زیادی باشن و شاید نتونم اون‌طوری که شایسته‌یِ برخی موسیقی‌ها هست، بنویسم. در هر حال، سعی می کنم ایرادات کم باشن و اگر هم نشد، کم‌کم اون‌ها رو ویرایش کنم :-‌"
++ باید تشکر کنم از @Pan و @امیرحسین که با دیدنِ تاپیک‌های عالیِ ایشان، به داشتن آلبوم موسیقی علاقه‌مند شدم D:
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • مدیر
  • #2

Void PBZ

The Wanderer
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
144
امتیاز
1,510
نام مرکز سمپاد
سلطانی
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1789
Pink Floyd
"Experimental music with great lyrics"
x7oo_pink_floyd.jpg

قبلا در این تاپیک، خلاصه‌وار به ترتیب انتشار آلبوم‌های اصلی گروه و برخی از آهنگ‌های خوب هر کدومِ‌شون اشاره کرده بودم. در مورد بیوگرافی و زندگی‌نامۀ اعضای گروه، این‌جا بهترین منبع ممکنه. دیگه چه کسی بهتر از خودشون می‌تونه در مورد خودشون بنویسه!؟
+ ترجمه‌ها اکثرا از کتاب ناقوس جدایی[*] نقل شده. [البته، از منابع دیگه هم برای این‌کار استفاده کردم.] همچنین، ممکنه یک سری توضیحات دیگه هم از همین کتاب نقل‌قول کنم.
[*] ناقوس جدایی - مجموعۀ کامل اشعار پینک فلوید / تالیف و ترجمه: کاوه باسمنجی / ناشر: روزنه کار / چاپ سوم 1377 تهران

gt73_all_members3.jpg

هستند بسیاری که ضرورت آشنایی با موسیقی امروز غرب را نفی می‌کنند و بر آنند که این موسیقی _ به ویژه ژانر موسوم به «راک» _ چیزی جز «ابتذال» در بر ندارد. ... نفی‌هایی از این دست، اغلب عاری از شناخت و بری از نقد هستند. موسیقی غربی نیز مانند بسیاری دیگر از پدیده‌های وارد شده به زندگیِ نوین، قابل ارزش گذاری، نقد و گزینش است. ... اهمیت سی سال کار پینک فلوید، بیش از هر چیز، در این است که هنجار های مرسوم و «مبتذل» موسیقی موسوم به راک را نفی می‌کند و شنونده را به اندیشه، تعمق، اکتشاف و مسئولیت‌پذیری فرا می‌خواند. اشعار پینک فلوید کارهایی هنری و بیانیه‌هایی اجتماعی-فرهنگی-سیاسی‌اند؛ نه مشتی واژۀ تکراری دربارۀ عشق و سکس که روی یک موسیقی ضربی سوار شده باشند تا شنونده را به رقص درآورند. [*]
[*] ناقوس جدایی، بخشی از مقدمه

=================================
اگر بشه، میخوام ترتیب زمانی ترک‌ها رو رعایت کنم. از اون‌جایی که آلبوم دخالت (Meddle) اولین آلبومی هست که یکی از آهنگ‌های موردعلاقه‌م رو شامل میشه، با این آلبوم و با ترک پژواک‌ها (Echoes) شروع میکنم:

Echoes
"A complex song that was born by coincidence"
7t3n_echoes.jpg
* لینک‌های یوتیوب ---> قندشکن .--.
اجرای گروهی در خرابه‌های شهر باستانی Pompeii ایتالیا، اکتبر سال 1971: (پارت اول آهنگ، 10 دقیقۀ اول)
در نظر بسیاری از مردم Echoes(1971) تجربه‌ی استریوفونیک نهایی گروه است. با این حال برای پینک فلوید، خیلی راحت بود: قبل از این‌که قطعه نام نهایی خود را بگیرد، نام اصلی آن "Nothing, Parts 1-24 " بود و پس از ویرایش‌های بعدی، نام ترانه به "Return of the Son of Nothing" تغییر کرد. [1]
Echoes, as Roger Waters declared in an interview, was the attempt to describe “The potential that human beings have for recognizing each other’s humanity and responding to it, with empathy rather than antipathy.
«پژواک‌ها» همون طوری که راجر واترز در مصاحبه‌ای شرح داد، "پتانسیلی است که بشر برای شناخت انسانیت یکدیگر و پاسخگویی به آن دارد، همراه با همدلی و نه با انزجار." [2]

[1] به نقل از Nick DeRiso, UltimateClassicRock
[2] به نقل از Auralcrave

این ترک، یک بداهه نوازی ملودیک ممتد بود که پس از کار آزمایشی، سرانجام بدین شکل امروزی در اومد. در واقع، یک اتفاق خجسته بود که تم اصلی کل قطعه را به وجود آورد. همزمان که ریچارد رایت روی پیانویی که با یک آمپلی فایر میکس شده بود کار می کرد، بقیۀ افراد گروه در اتاق فرمان نشسته بودند. هر زمان که رایت نت مشخصی را می‌زد، بقیه از طنینِ عجیب آن بر جای خود خشکِ‌شان می‌زد؛ این همان آغاز قطعه است. (در ثانیه‌های اول فقط صدای پیانو را می‌شنویم و کمی بعد، صدای گیتار برقی و گیتار بیس به اون اضافه می‌شه) در دقیقه‌یِ سوم، گیلمور و رایت همزمان با هم می‌خوانند. هم‌خوانی اون‌ها هم می‌تونه یادآور همان اسم آهنگ، «پژواک‌ها» باشه؛ چرا که صدای رایت مثل صدای انعکاس یافته‌یِ گیلمور هست. با این اوصاف، درسته که اندیشه‌های اصلی موسیقایی از سوی گیلمور و رایت ارائه شد؛ اما واترز و میسن بودند که تکه‌های بی‌شمار از بداهه‌نوازی‌های مختلف رو در کنار یکدیگر و به شکل واحد درآوردن. در محیطی آکنده از موتیف‌ها و تم‌ها، هر تکه به تکه‌ای دیگر پاسخ می‌دهد.


و اما متن آهنگ:
Overhead the albatross
Hangs motionless upon the air
And deep beneath the rolling waves
In labyrinths of coral caves
The echo of a distant time
Comes willowing across the sand
And everything is green and submarine

And no one showed us to the land
And no one knows the where's or why's
But something stirs and something tries
And starts to climb toward the light

Strangers passing in the street
By chance, two separate glances meet
And I am you and what I see is me
And do I take you by the hand
And lead you through the land
And help me understand the best I can?

And no one calls us to move on
And no one forces down our eyes
No one speaks and no one tries
No one flies around the sun

Cloudless everyday
You fall upon my waking eyes
Inviting and inciting me to rise
And through the window in the wall
Come streaming in on sunlight wings
A million bright ambassadors of morning

And no one sings me lullabies
And no one makes me close my eyes
So I throw the windows wide
And call to you across the sky[*]

[*] ناقوس جدایی، صفحات 133 و 135
آن بالا، مرغ دریایی بی‌حرکت در هوا آویخته
و در اعماق موج‌های غلتان در هزارتوهای غارهای مرجانی
پژواک موجی دوردست
پیچان از روی ماسه می‌آید
و همه چیز سبز و زیر آبی است
و هیچ کس خشکی را به ما نشان نداد
و هیچ کس از کجاها و چراها خبر نداد
اما چیزی خیره می‌شود و چیزی تلاش می‌کند
و شروع می‌کند به خزیدن به سوی نور

غریبه‌هایی که از خیابان می‌گذرند
دو نگاه جدا، اتفاقی، به هم می‌افتند
و من "تو" ام و آنچه می بینم "من" است
و آیا دستت را می‌گیرم؟
و از میان خشکی تو را پیش می‌برم؟
و کمکَ‌م می‌کنی تا آن‌چه را می‌توانم بفهمم؟

و هیچ‌کس ما را به خشکی نمی‌خواند
و هیچ‌کس چشم هایمان را به پایین نمی‌راند
و هیچ‌کس حرف نمی‌زند
و هیچ‌کس نمی‌کوشد
و هیچ‌کس دور خورشید پرواز نمی‌کند

بی‌ابر است روزی که تو بیفتی
بر چشم های بیدار شونده‌ام
مرا به برخاستن می‌خوانی و می‌انگیزی
و از میان پنجرۀ دیوار
بر بال‌های آفتاب، به درون جاری می‌شوند

یک میلیون سفیر روشن صبح
و هیچ کس برایم لالایی نمی‌خواند
و هیچ کس چشمانم را نمی‌بندد
پس پنجره ها را باز می‌کنم
و در پهنۀ آسمان صدایَ‌ت می‌کنم [*]

[*] ناقوس جدایی، صفحات 132 و 134

The song describes precisely the potential that mankind has and has remained unexpressed, suffocated by ambitions, by the pursuit of success, power and money. The whole song is an invite to meditate, to rejoin the universe, to full harmony. An invite to seek what’s essential, to target the sharing, the solidarity, the abandon of our individualism.
آهنگ در مجموع اشاره داره به جاه طلبی‌ها، تلاش برای دستیابی به موفقیت و همچنین، قدرت و پول. دعوت می‌کنه به مراقبه، پیوستن، همبستگی و هماهنگی با جهان پیرامون؛ چه طبیعت و چه دیگر ‌انسان‌ها؛ کنار گذاشتن فردگرایی مطلق. شاید بد نباشه دو قسمتِ‌ش رو بیشتر بررسی کرد:

And no one showed us to the land
And no one knows the where's or why's
But something stirs and something tries
And starts to climb toward the light​
In the first part of the lyrics, we talk about human existence, where everyone is asking questions and where someone tries to find the light, the answers.
در قسمت اول متن آهنگ، در مورد وجود انسان ها صحبت می‌کنیم. جایی که همه سوال می پرسن؛ جایی که برخی تلاش می‌کنن به اون پرسش‌ها پاسخ بدن تا به وسیلۀ خرد، به روشنایی برسن.

Strangers passing in the street
By chance two separate glances meet
And I am you and what I see is me​
These verses are emblematic: two foreigners looking at each other, realizing that they are a single subject that lives the reality “subjectively”, a reality that should be actually abandoned, putting aside our selfishness. We are talking about searching for universal empathy. In the first part of the lyrics, we talk about human existence, where everyone is asking questions and where someone tries to find the light, the answers.
دو بیگانه به همدیگر نگاه می‌کنند، در حالی که متوجه می‌شوند که یک شئ واحد هستند و واقعیت رو صرفا «ذهنی» و «انتزاعی» زندگی می‌کنند. واقعیتی که باید رها بشه و واقعیتی که در اون خودخواهی باید کنار گذاشته بشه. به نوعی از یکدلی و همبستگیِ جهانی صحبت می‌کنه. (جهانی عاری از فردگراییِ افراطی که امروزه در جوامع حاکم هست)

=================================
هشتمین آلبوم گروه با فروش 24 میلیون نسخه، چهارمین آلبوم پرفروش تاریخ موسیقی شد و پس از 736 هفته، از لیستِ صد آلبومِ پرفروش دنیا خارج شد.

The Dark Side of the Moon
""There is no dark side of the moon really. Matter of fact it's all dark."
ok66_the_dark_side_of_the_moon.jpg
عکس پشت و روی آلبوم
کاور آلبوم چنان طرح نامتعارفی داشت که امروزه هم نمی‌شه «نیمۀ تاریک ماه» رو بدون جلد اون تصور کرد. طیف تجزیه شده‌یِ نور در آستر داخل آلبوم که تا روی جلد آن ادامه داره و در اون‌جا از میان منشوری معکوس شده می‌گذره و دوباره به یک پرتوِ نور بدل می‌شه. این طرح با خود موسیقی [که با ضربان قلب شروع می‌شه و با همون پایان می‌گیره] هماهنگه.

دو ترک اصلی آلبوم، زمان و پول (Time , Money) ؛ دو عنصری که می‌تونن انسان رو تا مرز دیوانگی بکشونن:
"سال ها است که دیوانه‌ام..."
"من همیشه دیوانه بوده‌م. می‌دانم که همیشه دیوانه بوده‌م..."
این صدایی هست که در پس زمینۀ صدای ضربان قلب به گوش می‌رسه. سپس، با تیک‌تاک ساعت همراه می‌شه و در نهایت با صدای دو صندوق پول در می‌آمیزه.
قهقهه‌های جنون‌آمیز، جیغ‌های عجیب و بعد، تنش جای خود رو به رهایی می‌ده. در قالب آوایِ کیهانیِ ارگِ ریچارد رایت و زخمه‌های طنین اندازِ گیتارِ دیوید گیلمور. بدین صورت، این آلبوم شنونده رو به نیمۀ تاریک ماه می‌بره؛ یادآوری محسورکننده از خود بیگانگی، جنون، سوءظن، دیوانگی و مرگ. آمیزه‌ای از جلوه‌های صوتی و تکه‌های کلامی همراه با موسیقیِ فضایی. آلبومی که نمایانگر پنج سال کار آزمایشی و بداهه نوزای است. پنج سال اندیشیدن دربارۀ دیوانگیِ مردی که نام پینک‌فلوید را بر گروه نهاد. [Syd Barrett]

عنوان آلبوم ربطی به اخترشناسی نداره؛ بلکه همون‌طور که گیلمور می گفت: «اشاره‌ای به دیوانگی است.»
راجر واترز کوشید به «فشارهای حاصل از پول، گذشت زمان، ساختارهای قدرت مانند کلیسا و سیاست، خشونت و پرخاشگری» بپردازه.

* ناقوس جدایی، پیشینه، بخش 11، صفحه 22

Time
"با...بامپ، با...بامپ، با...بامپ،..."
b0d736beedcda5bc44691e87df4ca8d5.jpg
کنسرت لندن، اکتبر 1994: (نسخۀ Restored & Re-Edited)
قسمت Outro آهنگ (...Home, home again) در اصل ترکِ Breathe Reprise بوده. از اون‌جایی که این دو پشت سر هم اجرا می‌شن، فایل‌های mp3 موجود در اینترنت هر دوتاشون رو شامل می‌شه.
در کل، متن آهنگ اشاره می‌کنه به هدر دادن وقت، لغزش زمان و گذشتِ کسل‌کننده و بلا‌استفادهۀ اون تا جایی که با مرگ رودررو بشیم.
البته، متن Breathe Reprise کمی امیدوارکننده است؛ انگار که سعی کردن اون اضطراب‌ها و استرس‌هایی که در «Time» و «On The Run» به آدم وارد می‌شدن رو جبران کنن .---.

[Verse 1: David Gilmour]
Ticking away the moments that make up the dull day
لحظه‌های یه روز کسل کننده به سرعت سپری می‌شن
Fritter and waste the hours in an offhand way
بدون فکر ساعت‌ها رو می‌گذرونی و هدر می‌دی
Kicking around on a piece of ground in your hometown
یه گوشه‌ای از محله‌ت ول می‌چرخی
Waiting for someone or something to show you the way
منتظر کسی یا چیزی هستی که راه رو نشونِ‌ت بده

[Bridge 1: Richard Wright]
Tired of lying in the sunshine, staying home to watch the rain
از دراز کشیدن تو آفتاب خسته شدی ، می‌مونی خونه تا بارون رو تماشا کنی
You are young and life is long and there is time to kill today
هنوز جوونی و زندگی درازه و وقت واسه تلف کردن داری
And then, one day, you find, ten years have got behind you
اما یه دفعه به خودت میای میبینی ۱۰ سال گذشته
No one told you when to run, you missed the starting gun
هیچ‌کی بهت نگفت کِی شروع به دوییدن کنی، شلیکِ آغاز مسابقه رو از دست دادی

[Guitar Solo]

[Verse 2: David Gilmour]
And you run, and you run to catch up with the sun, but it's sinking
و تو می‌دَوی و می‌دَویی تا به خورشید برسی؛ ولی اون داره می‌ره پایین
Racing around to come up behind you again
به سرعت دور می‌زنه و از پشتِ‌ت درمیاد
The sun is the same in a relative way, but you're older
به طور نسبی خورشید سر جاشه؛ ولی تو پیرتری
Shorter of breath, and one day closer to death
از نفس افتادی و یه روز به مرگِ‌ت نزدیک‌تری


[Bridge 2: Richard Wright]
Every year is getting shorter, never seem to find the time
هر سال داره کوتاه‌تر میشه؛ انگار هیچ‌وقت نمی‌تونی وقتِ‌ش رو پیدا کنی
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
نقشه‌هایی که هیچ و پوچ می‌شن یا نصف صفحه‌ای از خط‌خطی‌های روی کاغذ
Hanging on in quiet desperation is the English way
موندن توی افسردگیِ بی‌سروصدا رَوش انگلیسی‌شه
The time is gone, the song is over, thought I'd something more to say
زمان رفته؛ آهنگ تموم شده؛ فکر می‌کردم چیز بیشتری برای گفتن داشته باشم

[Outro: David Gilmour]
Home, home again
خونه، دوباره خونه‌م
I like to be here when I can
تا وقتی که می‌تونم دوست دارم این‌جا باشم
And when I come home cold and tired
وقتی سرد و خسته میام خونه
It's good to warm my bones beside the fire
گرم کردن استخونام کنار آتیش خوشاینده
Far away across the field
اون دورها ؛ مقابل مزرعه
The tolling of the iron bell
زنگِ ناقوس آهنی
Calls the faithful to their knees
آدمای با ایمان رو به زانو زدن فرا می‌خونه
To hear the softly spoken magic spells
تا صدای ملایم طلسم جادویی رو بشنون

به نقل از Genius
=================================
در هفتۀ نخست 1975، پینک‌فلوید سرانجام به استودیو بازگشت تا با آلبوم بعدی دست‌وپنجه نرم کنه. اون‌موقع، گروه سه تصنیف مفصل در دست داشت که یکی از اون‌ها به نام ِ«درخشش بر تو ای الماس مجنون» می‌تونست نویدبخش محوریت آلبوم جدیدِشون باشه. قطعه‌ای طولانی و مشابه «پژواک‌ها» که یک سال قبل، از قطعه‌یِ چهار نتی گیتار گیلمور به وجود آمده بود. اما برای راجر واترز، این آهنگ تنها غم عمیقِ شبحِ سید بارت رو به یاد می‌آورد؛ وقتی شروع به نوشتن اشعار کرد، همۀ احساسات دیرپای اندوه، گناه و پشیمانی نسبت به همکار پیشینِ‌ش به سراغِ‌ش اومد. در نهایت، نتیجۀ کار که حاوی موسیقی نوشته شده توسط گیلمور و رایت بود، گرامی‌داشت حماسی پینک‌فلوید نسبت به بنیانگذارِش، سید بارت بود.

Wish You Were Here
"We're just two lost souls swimming in a fish bowl, year after year."
71m0ofUWYXL._SL1300_.jpg
انتخاب از بین این پنج تِرَک آلبوم، واقعا دشوار بود. [چون همگی عالی هستن.] اما اگر در شرایطی مثل الآن قرار بگیرم و قرار بر انتخاب کردن باشه، "Shine On You Crazy Diamond" رو انتخاب می‌کنم .---.

Shine On You Crazy Diamond
"A masterpiece of mankind."
flat,750x1000,075,f.jpg
موزیک ویدیویِ رسمی:
کنسرت 1990، هرتفوردشر انگلیس:
ملودی آهنگ خیلی دلنشنینه. در ابتدا با سینتی سایزر ریچارد رایت و دیوید گیلمور شروع می‌شه [نت هایی فضایی]. تا 3:54، درام و بیسِ راجر واترز و میسن وارد آهنگ نمی‌شه؛ اما وقتی که وارد می‌شه، نت گیتار گیلمور هم تغییر می‌کنه. انگار با هر نت به پوست خنجر می‌اندازه. در 6:28، دوباره ریتم آروم می‌شه و ریچارد، تک‌نوازی سینتی سایزر رو شروع می‌کنه. این‌جاست که دوباره «رهایی» حس می‌شه. در 7:34، گیلمور نت‌های طنین‌انداز رو دوباره از سر می‌گیره. ناگهان با یادآوریِ دوران جوانی سید بارت، راجر واترز قطعه‌یِ کلامی رو زمزمه می‌کنه [8:42]. هنوز بالا و پایین‌های قبل رو می‌شه شنید؛ تا اینکه در 9:45، بخش اول متن کامل خونده می‌شه و دیگه چیزی نمی‌خونن، در این حین، گیتار از نت های بالا شروع می‌کنه تا به پایین می‌رسه. قسمت دوم متن با جمله‌یِ «چه زود راز را به چنگ آوردی، برای ماه گریه کردی» ادامه می‌یابه. در 11:08، متن با «بدرخش!» تموم می‌شه؛ نت‌ها عوض می‌شن، صدای ترومپت، سینتی سایزر و گیتار بیس، حالتی «جز»مانند به پایان آهنگ می‌بخشن. [تمام زمان‌های این متن، طبق ترک mp3 هست؛ نه کنسرت‌ها یا آهنگ قدیمی در زمان انتشار آلبوم که بازه‌های زمانی متفاوتی دارن]

+ این آهنگ به پارت‌ها و قسمت‌های مختلفی تقسیم شده. این تقسیم‌بندی بر اساس نوع نت‌هایی هست که به کار می‌ره. در واقع، آهنگی که در این‌جا بهِ‌ش اشاره شد، پارت 1 تا 5 هست و بقیۀ پارت‌های 6 تا 9 آهنگ دوم «درخشش بر تو ای الماس مجنون» هستن. شخصی در مورد این پارت‌ها خیلی خوب توضیح داده بود و از ایشون نقل می‌کنم:

Initially written as a full side song, the 26 minutes song is divided in 9 parts that was cut in half to bookend the album. Here they are:
Part I (00:00 - 3:54): Richard’s synthetiser and the slow, bluesly solo by David.
Part II (3:54 - 6:27): The four notes kick in. Nick and Rog join the song. There’s another David solo here as well. I’m not sure, but I think the In The Flesh Tour had Snowy White playing this solo.
Part III (6:27 - 8:42): This one is easy to confuse with Part II IMO. Richard plays another synth solo, Nick tones down the drums and David plays a third solo. David’s solo often had distortion added in the ‘77 Tour as well.
Part IV (8:42 - 11:10): Roger sings the lyrics. David and Rick sing backing alongside the female backing vocalists from DSotM. ‘77 version dropped the female vocals and had Snowy White sing backing as well.
Part V (11:10 - 13:30): Reprise of the main four notes theme. Dick Party kicks in with his sax solo. Fades into Welcome to the Machine afterwards.
Part VI (0:00 - 3:49): Fading in from the howling wind of Wish You Were Here, Waters and Gilmour duel with their bass riffs (Live had Water soloing here). Rick kicks in and David (Snowy live) plays the rythm guitar as Mason joins. David switches to lap steel and plays in unison with Rick before doing a solo. This part ends with a reprise of Part IV’s solo that’s performed by Snowy in live versions.
Part VII (3:49 - 5:49): Vocals. Not as long as Part IV and with the same vocalists.
Part VIII (5:49 - 9:17): Waters plays a bit of guitar (Done by David live) as David plays rythm and bridges Parts VII and VIII (Bridge done by Snowy live). Waters switched back to bass and he and Nick get funky. This part was originally 8 minutes long rather than 3, but 5 minutes had to be cut down due to time issues. The In The Flesh version restored these lost minutes and a bit more, with all five members trading off solos.
Part IX (9:17 - 12:30): The only part credited solely to Rick (The other parts are credited to David, Roger and Rick), Rick plays a very sad organ solo as a “Musical eulogy to Syd” with little output from the rest of the band. Richard quotes the melody from”See Emily Play” in the final seconds before the song fades away. Live versions from ‘77 were slightly extended, with Rick doing his parts on the piano as Dick Parry plays the organ (He does it most of the tour, but he’s more prominent here) and David and Snowy harmonizing a bluesy guitar solo.

*به نقل از Reddit

Remember when you were young, you shone like the sun
Shine on you crazy diamond
Now there's a look in your eyes, like black holes in the sky
Shine on you crazy diamond
You were caught on the crossfire of childhood and stardom
Blown on the steel breeze
به یاد بیاور هنگامی را که جوان بودی، می‌درخشیدی چون خورشید
درخشش بر تو ای الماس مجنون
حالا نگاهی هست در چشمانَ‌ت، مانند سیاهچاله‌های آسمان
درخشش بر تو ای الماس مجنون
در تیراندازی، میان کودکی و ستارگی به دام افتادی
به دست وزش نسیمی از فولاد

Come on you target for faraway laughter
Come on you stranger, you legend, you martyr, and shine
بیا ای مقصود خندۀ دوردست
بیا ای بیگانه، ای حماسه، ای شهید و بدرخش

You reached for the secret too soon, you cried for the moon
Shine on you crazy diamond
Threatened by shadows at night, and exposed in the light
Shine on you crazy diamond
Well you wore out your welcome with random precision
Rode on the steel breeze
چه زود راز را به چنگ آوردی، برای ماه گریه کردی
درخشش بر تو ای الماس مجنون
در تهدید سایه‌های شب هنگام، برهنه در نور
درخشش بر تو ای الماس مجنون
کامیابیَ‌ت را با صراحتی تند فرسودی
سوار بر نسیمی از فولاد

Come on you raver, you seer of visions
Come on you painter, you piper, you prisoner, and shine
بیا ای سودا، ای تماشاگر جلوه‌ها
بیا ای نقاش، ای نِی زَن، ای اسیر و بدرخش!

=================================
Animals
0888751709324_p0_v1_s550x406.jpg
طرح روی جلد آلبوم جدید گروه خیلی زود به اسطوره و جزئی ثابت در همه‌یِ اجرا‌هایِ زنده‌یِ پینک‌فلوید بدل شد: خوکِ پرنده بر فراز دودکش‌هایِ نیروگاهِ متروکه‌یِ بَتِرسی لندن؛ یک بالن خوکی.
در سو‌گیری جدید کارهای گروه از منظر محتوا، راجر واترز با رویکردی انسان‌گرانه از دغدغه‌های ذهنی خود درباره‌یِ وضعه تاسف‌برانگیز نظام سیاسی انگلستان و جهان برای آلبوم جدید استفاده کرد. آلبوم «حیوان‌ها» تقریبا به روش داستان معروف «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول، انسان‌ها رو به سه دسته تقسیم می‌کنه که هر یک در سه قطعۀ اصلی آلبوم توصیف می‌شه: [البته، اثر اورول به شوروی می‌پردازه و مقصود واترز، نظامِ سرمایه‌داریِ جامعۀ خودِ‌ش هست. در حالی که در پایانِ داستانِ مزرعۀ حیوانات، خوک‌ها به چیرگی مطلق دست می‌یابن؛ اوج این آلبوم، خیزش گوسفندانی کینه توز هست.]

خوک‌ها: اخلاق گرا، حق به جانب و مستبد؛ اما در عین حال رقت‌انگیزند.
سگ‌ها: عمل‌گراهای خون‌خوار که به هر قیمت راه خود را به بالا باز می‌کنند.
گوسفندان: نمایانگر انبوهی بی‌فکر و مطیع هستند که تنها کارکردِشون در زندگی، استثمار شدن به وسیلۀ سگ‌ها و خوک هاست.

محتوای آلبوم در مجموع خوبه؛ اما از نظر آهنگسازی صرف و طبق علاقۀ شخصی‌م، ترک 17 دقیقه‌ایِ Dogs نسبت به باقی آهنگ‌های آلبوم بهتره. [در این آلبوم تنها آهنگی هست که راجر واترز به تنهایی تنظیمِ‌ش نکرده و گیلمور هم نقش مهمی در ساختِ‌ش داشته]

Dogs
"Dog barking + Electric Guitar"​
You gotta be crazy, you gotta have a real need
You gotta sleep on your toes, and when you're on the street
You gotta be able to pick out the easy meat with your eyes closed
And then moving in silently, down wind and out of sight
You gotta strike when the moment is right without thinking

And after a while, you can work on points for style
Like the club tie, and the firm handshake
A certain look in the eye and an easy smile
You have to be trusted by the people that you lie to
So that when they turn their backs on you,
You'll get the chance to put the knife in

You gotta keep one eye looking over your shoulder
You know it's going to get harder, and harder, and harder as you get older
And in the end you'll pack up and fly down south
Hide your head in the sand,
Just another sad old man
All alone and dying of cancer

And when you loose control, you'll reap the harvest you have sown
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone
And it's too late to lose the weight you used to need to throw around
So have a good drown, as you go down, all alone
Dragged down by the stone (stone, stone, stone, stone, stone)

I gotta admit that I'm a little bit confused
Sometimes it seems to me as if I'm just being used
Gotta stay awake, gotta try and shake off this creeping malaise
If I don't stand my own ground,
how can I find my way out of this maze?

Deaf, dumb, and blind, you just keep on pretending
That everyone's expendable and no-one has a real friend
And it seems to you the thing to do would be to isolate the winner
And everything's done under the sun
And you believe at heart, everyone's a killer

Who was born in a house full of pain
Who was trained not to spit in the fan
Who was told what to do by the man
Who was broken by trained personnel

Who was fitted with collar and chain
Who was given a pat on the back
Who was breaking away from the pack
Who was only a stranger at home

Who was ground down in the end
Who was found dead on the phone
Who was dragged down by the stone
اگر آهنگ رو به دو بازه‌یِ زمانی اصلی تقسیم کنیم، اولین بازه از آغاز تا دقیقه‌یِ هشتم رو شامل می‌شه. [بازۀ دوم هم از 8 دقیقه تا پایان آهنگ]
در قسمت های مختلفی از این 8 دقیقۀ آغازین، ریتم به طور چشمگیری با ورود Lead Guitar تغییر می‌کنه. برای مثال در 1:50 که «You'll get the chance to put the knife in» خونده می‌شه؛ یا در زمان‌های 3:40 و 5:30. در آغاز بازه‌یِ زمانی دوم، سینتی‌سایزر نقش اساسی رو بازی می‌کنه. همچنین، صدای زوزه و پارس سگ [که از قبل ریکورد و تنظیم شدن] با فضای آهنگ هماهنگ هستن. در 11:40 دقیقه، ریتم سینتی‌سایزر تندتر می‌شه و همراه با اون، صدای گیتارِ کلاسیک هم شنیده می‌شه. در 12:15، با مصراع «I gotta admit that I'm a little bit confused»، قطعه‌یِ ووکال دوباره شروع می‌شه. در 12:50 دقیقه با درام نیک میسن و گیتار گیلمور، مصراع «Deaf, dumb, and blind, you just keep on pretending» خوانده می‌شه. به نظرم بالا و پایین‌هایِ این قطعه، بیشترین نقش رو در دلنشین کردن متن آهنگ دارند.

So have a good drown, as you go down, all alone
Dragged down by the stone (stone, stone, stone, stone, stone)
پژواک مکرر واژۀ "Stone" با سینتی‌سایزر تغییر می کنه؛ تا جایی که شبیه فریادی از غار‌های ما‌قبل تاریخ می‌شه.

Who was fitted with collar and chain
Who was given a pat on the back
سگ‌ها نمایانگر جاه‌طلبانی پول‌پرست هستن؛ «آنکه قلاده و زنجیرَش زدند» / «آن که دست تشویق به پشتَ‌ش زدند» ؛ اما سرنوشت نهایی سگ، مردن از سرطان در تنهایی و پایین کشیده شدن بر اثر سنگینیِ خود‌بزرگ‌بینی خودِ اوست.

+ در بند‌های پایانی، تمام مصراع‌ها با واژۀ "Who" (آن‌که) شروع می‌شن. این شیوه اقتباسی از شعر معروف "Howl" (زوزه) اثر "Allen Ginsberg" هست.
++ «...کر و کور و لال؛ فقط وانمود کن که همه کس رو دور انداختی و هیچ کس دوستِ واقعی ندارد...»
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • مدیر
  • #3

Void PBZ

The Wanderer
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
144
امتیاز
1,510
نام مرکز سمپاد
سلطانی
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1789
The Wall
"A Stunning Synthesis"
79g1_the_wall.png
پلی لیست فول آلبوم در یوتیوب:
راجر واترز که غرقِ در تفکرات اعتراضی خود بود ،آلبوم The Wall [که در نظر بسیاری بهترین آلبوم گروه هست] رو پایه‌گذاری می‌کنه. این آلبوم به طور کلی بازگو کننده‌ی دغدغه‌های ذهنی‌ش نسبت به فرد، اجتماع، سیاست و فرهنگ هست. تمامی ترک‌های آلبوم باید پشت سر هم گوش داده بشن تا داستانِ شخصیت اصلی آلبوم رو بشه فهمید: ستاره‌ی جوانی که پدر خود را در جنگ از دست داده. [تراژدی‌ای که زندگی راجر واترز و بسیاری از جوانان بریتانیایی رو در اون زمان تحت تاثیر قرار داده بود] آسیبی که به وسیله‌ی عشق بی‌حد مادرانه (آهنگ Mother)، نظام آموزشی غیرانسانی(Another Brick in the Wall Part2)، ازدواجی که به طلاق منجر می‌شه و سرانجام، فشارهای کامیابی در کسب‌و‌کار موسیقی تشدید می‌شه. آهنگ‌های [ Goodbye Blue Sky, Young Lust, Another Brick in the Wall Part3, Hey You, Run like Hell ] که از بهترین‌های گروه هستند، در همین آلبوم جای گرفتن.
انگیزۀ اولیۀ راجر واترز برای انتشار این آلبوم، بیزار شدنِ‌ش از کنسرت‌های راک در استادیوم‌های بزرگ بود که به گفتۀ خود او به «بیگانگی میان هنرمندان و شنوندگان» می‌انجامید. به همین ترتیب، اندیشۀ برپا کردن دیواری میان نوازندگان و مخاطبان به وجود آمد. قطعا یکی از ویژگی‌های مهم «دیوار»، جلوه‌های صوتی‌ش هست: از صدای بمب افکن‌ها و هلیکوپتر‌ها گرفته تا گریۀ بچه، هیاهوی حیاط مدرسه، مکالمات تلفنی و گفتگو‌های روزمره.
این آلبوم آهنگ‌های خوب زیادی داره؛ اما از بین تمام اون‌ها دو آهنگ Hey You و Comfortably Numb رو برای این تاپیک انتخاب کردم. در کنار این دو، کمی هم به شخصیت اصلی داستان، یعنی «پینک» اشاره می‌کنم:
به شکل نمادین، هر زمان که اتفاق ناگواری می‌افته، ستارۀ راک داستان «پینک»، آجر دیگری به دیوار اضافه می‌کنه تا از خود در برابر دنیای بیرون حفاظت کنه. بیشتر آجر‌های نخستین، از اتوبیوگرافی خود واترز الهام گرفته شدن؛ اما بعدتر همسو با آن‌چه در آلبوم «نیمۀ تاریک ماه» آمده بود، تنها راه خروج از دیوار، «دیوانگی» هست. به همین خاطر، قهرمان داستان به طور فزاینده‌ای شبیه به «سید بارت» می‌شه. در انتهای نیمۀ اول آلبوم، با آهنگ "Goodbye Cruel World" (خدا‌حافظ دنیای بی رحم) پینک به طور کامل در پشت دیوار قرار می گیره. تمام ماجراهایی که تا این لحظه اتفاق می‌افتن، به شکل مجموعه‌ای از فلاش بک‌ها ترتیب داده شدن؛ تا اینکه در نیمۀ دوم آهنگ [که گاهشمار فروپاشی «پینک» هست] فلاش بک‌ها معکوس می‌شن و به خاطراتی از جنگ جهانی دوم برمی‌گردیم. در این نقطه، قهرمان وهم‌زده [که حتی هواداران خود رو هم ترک کرده] با تزریق داروی یک پزشک جان می‌گیره و صحنه رو با ادای جملاتی نژادپرستانه از آن خود می‌کنه. (کنسرت پینک‌فلوید هم به یک دادگاه نورنبرگ تبدیل می‌شه که فریاد جمعیت در اون، از «پینک فلوید! پینک فلوید!» به «چکش! چکش!» تغییر می‌کنه.

Hey You
"Can you help me?"
lskx_pinkfloydthewall.jpg
Hey you, out there in the cold
Getting lonely, getting old
Can you feel me?
Hey you, standing in the aisles
With itchy feet and fading smiles
Can you feel me?
Hey you, don't help them to bury the light
Don't give in without a fight

Hey you out there on your own
Sitting naked by the phone
Would you touch me?
Hey you with you ear against the wall
Waiting for someone to call out
Would you touch me?
Hey you, would you help me to carry the stone?
Open your heart, I'm coming home

But it was only fantasy
The wall was too high
As you can see
No matter how he tried
He could not break free
And the worms ate into his brain

Hey you, out there on the road
Always doing what you're told
Can you help me?
Hey you, out there beyond the wall
Breaking bottles in the hall
Can you help me?
Hey you, don't tell me there's no hope at all
Together we stand, divided we fall
این ترک دقیقا بعد از "Goodbye Cruel World" و بعد از زمانیه که «پینک» کاملا در پس دیوار خود ساخته‌ش قرار گرفته، احساس تنهایی می کنه و با خودش فکر می کنه که آیا اصلا تصمیم درستی گرفته که خودِش رو از دنیا طرد کرده یا نه؟
«پینک» ناامیدانه از همه کمک می‌خواد تا با دنیایی که به تازگی خودش رو از اون جدا کرد، ارتباط برقرار کنه. کسی که پشت دیوار باشه و به او گوش بده؛ کسی که به او کمی اهمیت بده. پشت تلفن نشسته و منتظر تماسِ همسرشه و وعده‌یِ دروغین بازگشتِ‌ش به خونه رو می‌ده. منتظره تا یه نفر بتونه او رو «حس» یا «لمس» کنه. البته، این با آهنگ‌های قبلی پارادوکس داره. خودِ او بود که پارانویا داشت و تمام سعی و تلاشِ‌ش رو کرد تا همه رو از خود دور کنه.
the stone" is a popular symbol of overwhelming burdens since the ancient Greek myth of Sisyphus"
جملۀ "Would you help me to carry the stone?" اشاره داره به برطرف کردن مشکلات طاقت فرسای زندگی و در عین حال، تحمل این مشکلات و سختی‌ها.


Comfortably Numb
"I have become comfortably numb"
xi7r_comfortably_numb.jpg
[Roger Waters]
Hello, is there anybody in there?
Just nod if you can hear me.
Is there anyone home?
Come on, now, I hear you're feeling down.
Well I can ease your pain
And get you on your feet again.
Relax, I'll need some information first.
Just the basic facts.
Can you show me where it hurts?
[David Gilmour]
There is no pain you are receding.
A distant ship smoke on the horizon.
You are only coming through in waves.
Your lips move but I can't hear what you're saying.
When I was a child I had a fever
My hands felt just like two balloons.
Now I've got that feeling once again
I can't explain, you would not understand
This is not how I am.
I have become comfortably numb.
[Roger Waters]
Ok, just a little pinprick.
There'll be no more...aaaaaaaaah!
But you may feel a little sick.
Can you stand up?
I do believe it's working, good.
That'll keep you going through the show
Come on it's time to go.
[David Gilmour]
There is no pain you are receding.
A distant ship smoke on the horizon.
You are only coming through in waves.
Your lips move but I can't hear what you're saying.
When I was a child I caught a fleeting glimpse
Out of the corner of my eye.
I turned to look but it was gone
I cannot put my finger on it now
The child is grown, the dream is gone.
I have become comfortably numb.
از زیبایی های این آهنگ اینه که هم ووکال گیلمور و هم واترز رو شامل می‌‌شه و در نتیجه از نظر ووکال بی نقصه =‌)
همچنین، برخلاف ترک‌هایِ دیگه‌یِ آلبوم، گیلمور نت‌ها و آهنگسازی‌ش رو تنظیم کرده.
این آهنگ [بر خلاف تصور بسیاری] در مورد مواد مخدر نیست؛ بلکه تجربه‌یِ واترز از تب‌های شدید دوران کودکی‌ش هست. همون‌طوری که خود در این‌باره گفته: «وقتی بچه بودم و تب داشتم، حس می‌کردم که دست‌هام مثل بالن شدن.»
البته در مصاحبه‌یِ دیگه‌ای هم گفته که در ساخت آهنگ، از تجربه‌یِ واقعی مربوط به دوران همکاری‌ش با پینک فلوید الهام گرفته:
«من به بیماری هپاتیت مبتلا شده بودم و قبل از یکی از اجرا‌های گروه، شدیدا احساس درد می‌کردم. برای همین، دکتر گروه به من یک دارو تزریق کرد تا درد التیام پیدا کنه و بتونم برم روی صحنه. اما وقتی به روی صحنه رفتیم، دست‌های من کاملا بی‌حس شده بودن و تماشگارها اصلا متوجه مشکلی در کار نمی‌شدن؛ چون اونا سرگرمِ جیغ کشیدن خودِشون بودن." (اجرای فیلادلفیا، 1977) (دست‌هاش به قدری بی‌حس بودن که اون‌ها رو به زحمت تا زانوهاش بالا می‌آورد.)
* داستان «پینک» هم در این قطعه، مثل داستان واقعی راجر واترزه و تفاوتی نداره.
محبوبیت این ترک قبل از هرچیز، به سولوی زیبای گیتار گیلمور برمی‌گرده که در حدود دومین دقیقۀ آهنگ شروع می‌شه. همچنین، متن هم اشاره‌یِ خوبی به «فشار کاری» داره.[چیزی مثل فیلم The Prestige]

=================================
بعد از «دیوار»، آلبومی با مضمونی مشابه منتشر می‌شه (The Final Cut). پس از انتشار این آلبوم، اعضایِ پینک‌فلوید از یکدیگر جدا شدن و به پر کردن نوارهای انفرادی پرداختن. [که هیچ یک فروش چندانی نکرد.]
دو سال بعد که واترز از گروه خسته شده بود، پینک فلوید رو منحل اعلام کرد و مطمئن بود بقیۀ اعضای گروه هم پی کار خودِشون می‌رن. اما وقتی اون‌ها تصمیم گرفتن به کار ادامه بدن، واترز علیهِ‌شون شکایت‌ کرد. در میان این شکایات، گیلمور میسن رو تشویق می‌کنه تا برای باری دیگر، آلبومی رو با کمک نوازندگان کمکی منشتر کنن. این آلبوم جدید، با تکیه بر نیرو و خلاقیت گیلمور تکمیل می‌شه و در آخرین لحظات، رایت رو دعوت می‌کنن تا قطعاتی رو به آلبوم اضافه کنه.

A Momentary Lapse of Reason
fa062a8cf0c20e9b38aaafae96cd73aa.jpg
«لغزشی آنی در عقل» در 1987 منشتر شد و شبیه آلبوم های قدیمی گروه بود؛ مخصوصا از نظر صوتی با اثری مثل «کاش اینجا بودی». این اثر به نوعی بازگشتی بود از بالای دیوار به آنجا که الماس‌ها مجنونَ‌ن و ماه‌ها نیمۀ تاریک و مادران قلب‌های اتمی دارن.
این آلبوم یک دستاورد موسیقایی و صوتی بود. پینک فلوید از همان روزهای آغازین، اهمیت زیادی به «صدا» می‌داد؛ به ساختن، صیقل دادن و آراستن ساختارهای عظیم موسیقایی که در تکنیک‌های محسورکنندۀ شنیداری پیچیده بودن. در نتیجه، بخش بزرگی از شخصیت گروه مدیون کیفیت صوتی کارهاشونه. از ابتکار ضبط چندباندیِ «نیمۀ تاریک ماه» تا لطافت و زیباییِ مخمل مانندِ «کاش اینجا بودی».
دیدگاه های شخصی واترز منجر به صدور بیانیه‌های روانشناختی و سیاسی «دیوار» و «آخرین ضربه» شد و گروه رو به موقعیتی کاملا متفاوت کشوند. این دو آلبوم، بسیار نیرومند و تکان‌دهنده بودن؛ اما از دیدگاهِ موسیقی محض، به استاندارد های متعالی پینک فلوید نمی‌رسیدن. به همین خاطر، آلبوم جدید گروه به نوعی «بازگشت» محسوب می‌شد.

Sorrow
"It's not enough, it's not enough"
%D9%84%D8%BA%D8%B2%D8%B4_%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D9%82%D9%84.jpg
"The whole lyric for ‘Sorrow’ came to me like magic from nowhere. I sat down and just basically wrote down five verses for a song which I had no music for. … I’ve never done it that way round before -- it’s always been music first. With ‘Sorrow,’ the words came first and then I wrote the music to fit it, and went in and demoed it and put it all together in the studio.”
Resource
بر خلاف دفعات پیشین و قبل از این‌که آهنگی تنظیم بشه، گیلمور متن رو به شکل تصادفی می‌نویسه. این نشون می‌ده که پایه و اساس این آهنگ همون متن و لیریکس هست. ریتم آغازین حالت تقریبا یکنواختی داره و در میانه‌یِ آهنگه که این ریتم عوض میشه [3:56 ووکال برجسته‌تر می‌شه]. در دقیقه‌یِ ششم به بعد، سولویِ گیتار برقیِ جیغ به گوش می‌رسه.
The sweet smell of a great sorrow lies over the land
Plumes of smoke rise and merge into the leaden sky
A man lies and dreams of green fields and rivers
But awakes to a morning with no reason for waking
بوی شیرین اندوهی بزرگ بر زمین گسترده است
رشته‌های دود بر می‌خیزند و در آسمان سُربی می‌آمیزند
مردی خوابیده و خواب کشتزارهای سبز و رودها را می‌بیند
اما صبح بیدار می‌شود؛ بی هیچ دلیلی برای بیدار شدن
He's haunted by the memory of a lost paradise
In his youth or a dream, he can't be precise
He's chained forever to a world that's departed
It's not enough, it's not enough
اسیر خاطره‌یِ بهشتی گمشده است
در جوانی‌اش، یا در یک رویا، دقیق نمی‌داند
زنجیر شده تا ابد به دنیایی فراموش شده
کافی نیست، کافی نیست
His blood has frozen and curdled with fright
His knees have trembled and given way in the night
His hand has weakened at the moment of truth
His step has faltered
خونش یخ زده و از ترس لخته شده
زانوانش لرزیده و شب هنگام از پا در آمده
دست‌هایش سُست شده در لحظۀ حقیقت
گام‌هایش در جا زده
One world, one soul
Time pass, the river roll
یک دنیا، یک روح
زمان می‌گذرد، روح جاری است
And he talks to the river of lost love and dedication
And silent replies that swirl invitation
Flow dark and troubled to an oily sea
A grim intimation of what is to be
و او با رود سخن می‌گوید، از عشق و ازخود‌گذشتگیِ گمشده
و از پاسخ‌هایِ خاموشی که خواهش و دعوت را برمی‌آشوبند
تیره و گل‌آلود، به دریایی چرب می‌ریزند
نشانه‌ای شوم از آن‌چه باید روی دهد
There's an unceasing wind that blows through this night
And there's dust in my eyes, that blinds my sight
And silence that speaks so much louder than words
Of promises broken
بادی بی‌وقفه در میان این شب می‌وزد
خاکی در چشمانم هست که کورم می‌کند
و سکوتی که بسیار رسا‌تر از واژه‌ها سخن می‌گوید
از عهدهای شکسته
=================================
و اما آخرین آلبومِ استودیوییِ گروه...
The Division Bell
" To the end of time..."
IMG_5162__87784.1394989790.1280.1280.JPG
سه عضو باقی‌ماندۀ پینک‌فلوید در آستانۀ پنجاه‌سالگی، بار دیگر کار گروهیِ خلاقانه‌ای رو بر روی آلبومی دیگر آغاز کردن: «ناقوس جدایی»

آلبوم دو قطعۀ بدون کلام به نام‌های «خوشۀ یک» و «به دام افتاده» داره. آهنگ‌های «در جستجویِ کلمات» و «باز حرف بزن»[1] به نبود امکان ارتباط میان آدم‌ها می‌پردازن و در آهنگ «روزی بزرگ برای آزادی»[2]، این موضوع به مسائل جهانی و در سطحی کلی‌تر تعمیم داده می‌شه و در آهنگ «پس خواهد گرفت»، این قطع ارتباط خواسته یا ناخواسته میان انسان و طبیعت متصور می‌شه. خودبینی و خودخواهی انسان که طبیعت رو به نابودی می‌کشونه؛ بدون این‌که بدونه چه تاوان سنگینی خواهد پرداخت. «فرسنگ ها دور از هم» فلاش بکی است به گذشته‌ها و یادآورِ پیوند‌های دوستانه‌ای که از هم گسست‌َن. این آهنگ، اشاره‌ای هم به سید بارت ["هیچ وقت فکر نمی‌کردم که آن برق چشم‌های‌َت را از دست بدهی.") و راجر واترز ["ندیدی که این تنها من نیستم که از او می‌گریزی؟"] داره. این نوستالژی در آهنگ «امید های والا»[3] به اوج خود می‌رسه. به غیر از ترک‌های بُلد شده‌یِ بالا، «بازگشت به زندگی»[4] و مخصوصا «زیر و رو شدن»[5] جزو مورد علاقه‌هام هستن.

[1] Keep Talking
"We're going nowhere"​
There's a silence surrounding me
I can't seem to think straight
I sit in the corner
And no one can bother me
I think I should speak now (why won't you talk to me?)
I can't seem to speak now (you never talk to me)
My words won't come out right (what are you thinking?)
I feel like I'm drowning (what are you feeling?)
I'm feeling weak now (why won't you talk to me?)
But I can't show my weakness (you never talk to me)
I sometimes wonder (what are you thinking?)
Where do we go from here (what are you feeling?)
سکوتی مرا در بر گرفته
انگار نمی‌توانم درست فکر کنم
در گوشه‌ای می‌نشینم
هیچ‌کس نمی‌‌تواند مزاحمم شود
فکر می‌کنم که حالا باید حرف بزنم
(چرا با من حرف نمی‌زنی؟)
انگار حالا نمی‌توانم حرف بزنم
(هیچ‌وقت با من حرف نمی‌زنی)
کلمات را درست ادا نمی‌کنم
(به چه فکر می‌کنی؟)
فکر می‌کنم که دارم غرق می‌شوم
(چه حس می‌کنی؟)
حالا احساس ضعف می‌کنم
(هیچ‌وقت با من حرف نمی‌زنی)
اما نمی‌توانم ضعفم را نشان دهم
(به چه فکر می‌کنی؟)
گاهی از خودم می‌پرسم که
(چه حس می‌کنی؟)
از این‌جا به کجا می‌رویم؟
*void اضافه کرد: پرسش از نوع انکاری :-‌" ---> جواب جلوتر برای اطمینان از انکاری بودن اومده: به هیچ کجا! .---.

I feel like I'm drowning
(You never talk to me) you know I can't breathe now
(What are you thinking?) We're going nowhere
(What are you feeling?) We're going nowhere
(Why won't you talk to me?)
You never talk to me
(What are you thinking?)
Where do we go from here?
احساس می‌کنم که دارم غرق می‌شوم
(هیچ‌وقت با من حرف نمی‌زنی)
می‌دانی که حالا نمی‌توانم نفس بکشم
(به چه فکر می‌کنی؟)
به هیچ‌کجا نمی‌رویم
(چه احساس می‌کنی؟)
به هیچ‌کجا نمی‌رویم
(چرا با من حرف نمی‌زنی؟)
هیچ‌وقت با من حرف نمی‎زنی
(به چه فکر می‎‌کنی؟)
از این‌جا به کجا می‌رویم؟

* یک حالت مناظره‌مانند بین گیلمور و همخوان‌ها شنیده می‌شه.
در این آهنگ، از صدای الکترونیکی استیون هاوکینگ استفاده شده [البته در لیریکس آهنگ نیومده] و اولین تک آهنگ آلبومه که بعد از انتشار، در US Billboard Rock Chart ِسال 1994 رتبه‌یِ اول رو کسب کرد.
در ابتدای ترک از هاوکینگ نقل شده:
"For millions of years, mankind lived just like the animals. Then something happened which unleashed the power of our imagination. We learned to talk"​
همچنین در 2:38 و 4:54:
"It doesn't have to be like this. All we need to do is make sure we keep talking."​
+ این جملات منتخبی از متن اصلی و Quote هاوکینگ هستن و نام آهنگ هم از همین متن انتخاب شده.

A Great Day For Freedom [2]
"slipped away..."​
On the day the wall came down
They threw the locks onto the ground
And with glasses high we raised
روزی که دیوار فرو افتاد
قفل‌ها را بر زمین انداختند
و با جام‌های بالا گرفته فریاد سر دادند، چرا که آزادی فرا رسیده بود
On the day the wall came down
The Ship of Fools had finally run aground
Promises lit up the night like paper doves in flight
روزی که دیوار فرو افتاد
کشتی ابلهان سرانجام به گِل نشسته بود
امیدها شب را روشن می‌ساخت، مانند چلچله‌های کاغذی در پرواز
I dreamed you had left my side
No warmth not even pride remained
And even though you needed me
It was clear that I could not do a thing for you
خواب دیدم که ترکم کرده‌ای
هیچ گرمایی نمانده بود، نه حتی غرور
و با آن‌که به من نیاز داشتی
روشن بود که هیچ کاری از من برایَ‌ت ساخته نیست
Now life devalues day by day
As friends and neighbours turn away
And there's a change that, even with regret
Cannot be undone
اکنون روز به روز زندگی تباه می‌شود
همچنان که دوستان و همسایگان روی می‌گردانند
و تغییری هست که حتی با پشیمانی نمی‌توان جلویَ‌ش را گرفت
Now frontiers shift like desert sands
While nations wash their bloodied hands
Of loyalty, of history, in shades of gray
اکنون مرزها می‌لغزند، مانند ریگ‌های بیابان
همچنان که ملت‌ها می‌شویند دست‌های خونین‌شان را
از وفاداری، از تاریخ، در سایه‌های خاکستری
I woke to the sound of drums
The music played, the morning sun streamed in
I turned and I looked at you
And all but the bitted residue slipped away...
Slipped away
با صدای طبل‌ها بیدار شدم
موسیقی می‌نواخت و آفتاب بامداد به درون می‌ریخت
برگشتم و به تو نگاه کردم
و همه‌چیز لغزید و دور شد؛ جز ته‌مزه‌‌ای تلخ...
لغزید و دور شد
+ آن‌جا که به فاصله‌ای اندک از فرو ریختن دیوار برلین و «...به گل نشستن کِشتی ابلهان...»، در گوشۀ دنیا، «...اکنون، روز به روز، زندگی تباه می‌شود / همچنان که دوستان و همسایگان روی می‌گرداند / و تغییری هست که حتی با پشیمانی نمی‌نوان جلویَ‌ش را گرفت...» که شاید بیش از هر چیزی به جنگ بوسنی اشاره داشته باشد.

[3] High Hopes
"Forever and ever"​
Beyond the horizon of the place we lived when we were young
In a world of magnets and miracles
Our thoughts strayed constantly and without boundary
The ringing of the division bell had begun
آن سوی افق، در جایی که زندگی می‌کردیم، هنگام جوانی
در دنیایی از آهنربا و معجزه
اندیشه‌هایِ‌مان پرسه می‌زد، پیوسته و بی‌مرز
زنگ ناقوس جدایی آغاز شده بود
Along the Long Road and on down the Causeway
Do they still meet there by the Cut
در طول راه دراز، و بر جادۀ سنگ‌فرش
آیا هنوز بر سر دوراهه دیدار می‌کنند؟
There was a ragged band that followed in our footsteps
Running before times took our dreams away
Leaving the myriad small creatures trying to tie us to the ground
To a life consumed by slow decay
دسته‌ی کهنه‌پوشی که گام‌هایِ‌مان را دنبال می‌کردند
پیش از آن که زمان، رویاهایِ‌مان را ببرد، می‌دویدند
انبوهی از جانوران کوچک را بر جای می‌نهادند، می‌کوشیدند تا ما را به زمین بدوزند
به یک زندگی، دست خوش پوسیدگی آهسته
The grass was greener
The light was brighter
When friends surrounded
The nights of wonder
سبزه، سبز‌‌تر بود
نور نورانی‌تر بود
دوستان دورِمان بودند
شب‌های شگفتی
Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
To a glimpse of how green it was on the other side
Steps taken forwards but sleepwalking back again
Dragged by the force of some inner tide
با نگاهی به فراسوی خاکستر سوزانِ پل‌های پشت سرِمان
به آن‌که سویِ دیگر پل، چقدر سبز بود
گام‌هایی برداشته به پیش، اما به پس نهاده دوباره در خواب‌گردی
با نیروی موجی خواب‌آلود کشیده می‌شدیم
At a higher altitude with flag unfurled
We reached the dizzy heights of that dreamed of world
در فرازی بلند‌تر، پرچم گشوده
به بلندی‌هایِ سرگیجه‌آورِ آن دنیایِ رؤیایی رسیدیم
Encumbered forever by desire and ambition
There's a hunger still unsatisfied
Our weary eyes still stray to the horizon
Though down this road we've been so many times
عطشی هست که هنوز سیراب نشده
چشمان خسته‌یِ‌مان هنوز به سوی افق گمراه می‌شوند
هرچند بارها از این راه گذشته‌‍ایم
The grass was greener
The light was brighter
The taste was sweeter
The nights of wonder
With friends surrounded
The dawn mist glowing
The water flowing
The endless river
سبزه سبزه‌تر بود
نور نورانی‌تر بود
و مزه شیرین‌تر
شب‌های شگفتی
دوستان دورِمان بودند
بامدادهای درخشانی است
آب جاریست
رود بی‌پایان
Forever and ever...
برایِ همیشه و همیشه...
+ یادآورِ معصومیت‌ها و سبک‌باری‌های جوانی؛ آن‌جا که «...با نگاهی به فراسوی خاکستر سوزانِ پل هایِ پشت سر...» می‌بینم که «سبزه، سبز‌تر بود / روشنایی، روشن‌تر...» این ترک، ترک پایانی آلبوم و آخرین آهنگ استودیویی پینک فلوید هست و لیریکسِ‌ش واقعا عالیه.

[4] Coming Back To Life
"Where were you?"​
Where were you when I was burned and broken
While the days slipped by from my window watching
Where were you when I was hurt and helpless
Because the things you say and the things you do surround me
While you were hanging yourself on someone else's words
Dying to believe in what you heard
I was staring straight into the shining sun
کجا بودی آن هنگام که سوختم و شکستم
هنگامی که از پشت پنجره، گذر زمان را به نظاره نشسته بودم
کجا بودی آن هنگام که آزرده و درمانده بودم
چرا که گفته‌ها و کرده‌های‌َت، مرا فرا گرفته
هنگامی که حرف‌های دیگری تو را به تحسین واداشته بود
و گوش به فرمان او شده بودی
من مستقیم به خورشید تابان خیره شده بودم
Lost in thought and lost in time
While the seeds of life and the seeds of change were planted
Outside the rain fell dark and slow
While I pondered on this dangerous but irresistible pastime
I took a heavenly ride through our silence
I knew the moment had arrived
For killing the past and coming back to life
غرق افکارم شده بودم .. و غرق زمان
در حالی که بذرهای زندگی و تغییر، کاشته می‌شدند
بیرون، بارانی آرام و دلگیر می‌بارید
در حالی که من در فکر به این گذران خطرناک بودم، اما ناگزیر
آسمانی تاختم از میان سکوتِ‌مان
می‌دانستم که آن لحظه رسیده است
برای کشتن گذشته و بازگشت به زندگی
I took a heavenly ride through our silence
I knew the waiting had begun
And headed straight..into the shining sun
آسمانی تاختم از میان سکوتِ‌مان
می‌دانستم که انتظار آغاز شده است
و مستقیم رفتم...به سوی خورشید
+ بعد از بند اول، درامز و ریتم آکوستیک اضافه می‌شن. گیتار الکتریکی هم که در 3:50 وارد آهنگ می‌شه، بسیار شنیدنیه.

[5] Wearing The Inside Out
"No more than alive, I'd barely survive"​
From morning to night I stayed out of sight
Didn't recognize I'd become
No more than alive, I'd barely survive
In a word, overrun
از صبح تا شب، از چشم‍‌ها پنهان ماندم
نمی‌دانستم چه شده‌ام
فقط زنده بودم، به سختی نجات پیدا می‌کردم
در یک کلام... داغان
Won't hear a sound (he's curled into the corner)
From my mouth (but still the screen is flickering)
I've spent too long (with an endless stream of garbage to)
On the inside out (curse the place)
My skin is cold (in a sea of random images)
To the human touch (the self-destructing animal)
This bleeding heart's (waiting for the waves to break)
Not beating much
صدایی نخواهی شنید (در گوشه‌ای پیچ خورده)
از دهان من (اما هنوز پرده سایه روشن می‌شود)
دیر‌زمانی سپری کرده‌ام (با جریان بی‌پایان اندوه)
زیر و رو شده (به نفرین مکان)
نسبت به تماس انسانی (در دریایی از چهره‌های در هم)
این قلب خون‌چکان (جانور خود‌تخریب‌کننده)
چندان نمی‌تپد (در انتظار شکستن موج‌ها)
I murmured a vow of silence and now
I don't even hear when I think aloud
سوگند خاموشی را زمزمه کردم و اکنون
حتی وقتی به صدای بلند می‌اندیشم، نمی‌شنوم
Extinguished by light, I turn on the night
Wear its darkness with an empty smile
خاموش شده با نور، چراغ را می‌افروزم
تاریکی‌اش را می‌پوشانم، با لبخندی خالی
I'm creeping back to life
My nervous system all awry
I'm wearing the inside out
به سوی زندگی می‌خزم
دستگاه عصبی‌ام از کار افتاده
زیر و رو شده‌ام
Look at him now
He's paler somehow
But he's coming around
اکنون او را ببینید
رنگَ‌ش بیشتر پریده
اما به هوش می‌آید
He's starting to choke
It's been so long since he spoke
Well, he can have the words right from my mouth
دارد خفه می‌شود
دیر‌زمانی است که حرفی نزده
می‌تواند واژه‌ها را مستقیم از دهان من بشنود
And with these words I can see
Clear through the clouds that covered me
Just give it time then speak my name
Now we can hear ourselves again
و با این واژه‌ها می‌توانم ببینم
به روشنی، از میان ابرهایی که مرا پوشانده بود
تنها کمی فرصت بده، بعد نام مرا بر زبان بیاور
حالا دوباره می‌توانیم صدای خود را بشنویم
I'm holding out (he's standing on the threshold)
For the day (caught in fiery anger)
When all the clouds (and hurled into the furnace)
Have blown away (he'll curse the place)
I'm with you now (he's torn in all directions)
Can speak your name (and still the screen is flickering)
Now we can hear (waiting for the flames to break)
Ourselves again
دستم را دراز کرده‌ام (او در آستانه ایستاده)
به سوی روز (در میان خشمی آتشین)
وقتی که همه‌یِ ابر ها را (و پرتاب شده به درون کوره)
باد برده است (به نفرین مکان)
اکنون با تو‌ام (در تمام جهات پاره شده)
می‌توانم نامت را بگویم (اما هنوز پرده سایه روشن می‌شود)
حالا دوباره می‌توانیم (در انتظار شکستن شعله‌ها)
صدای خود را بشنویم
در این آهنگ، شخص افسرده‌ای با تمام احساسات و دیدِش به دنیای اطراف، به تصویر کشیده شده. این شخص به سوی زندگیِ واقعی گام بر می‌داره، در حالی که هنوز در درد، رنج و پریشانی به سر می‌بره. اما در نهایت، راه بازگشت رو پیدا می‌کنه.
ریتم آروم آغازِش؛ صدای آروم و نوازش کننده‌یِ ساکسیفون همراه با گیتار بیس در دقیقه‌یِ اول؛ با این‌ها، احساس معلق بودن در فضایِ بی‌کران بهِ‌م دست می‌ده.
کمی بعد، ریچارد رایت شروع به خوندن می‌کنه. صدای خاصی داره؛ صدایی شفاف که واژگان رو به آرومیِ هر چه تمام، شمرده شمرده ادا می‌کنه. صدای همخوان‌ها هم از یکنواخت شدنِ آهنگ جلوگیری می‌کنه.
در میان این کلمات، صدای گیتار الکتریکِ گیلمور بر روانَ‌م طنین می‌اندازه. ناگهان ریتم تغییر می‌کنه (2:38)، اما همین تغییر هم به آرومی اتفاق می‌افته. [نت هایِ سینتی سایزر ریچارد رایت]
دوباره کلمات ادا می‌شن:
I'm creeping back to life
My nervous system all away
I'm wearing the inside out
+ کلمات و ساز‌ها به هم پاسخ می‌دن و هر ریتم، جوابی برای ریتم دیگر و هر واژه‌ای که همخوان ها به زبان میارن، پاسخی به جملات ریچارد رایت هست.
در 5:14، Lead Guitar کنترلِ تمام آهنگ رو به دست می‌گیره؛ تا این‌که، آروم‌تر می‌شه و در نهایت، پایان می‌پذیره و فقط ضربان قلب به گوش می‌رسه.

=================================
MV5BOGQwOWU0NTUtMjNiYi00ZjI2LWIzMWEtOTA2Y2IzYjYxN2IyXkEyXkFqcGdeQXVyMzAyNDIwNzY@._V1_.jpg


The End
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • مدیر
  • #4

Void PBZ

The Wanderer
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
144
امتیاز
1,510
نام مرکز سمپاد
سلطانی
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1789
موسیقی فیلم‌ - Soundtrack

=================================
Into The Wild
18538c30-f4cb-4f1e-a52f-f2c23472de57-d_wild_soundtracks_31.jpg
بیشتر مواقع بعد از دیدن فیلم هست که با موسیقیِ متن‌ها آشنا می‌شم و اون‌ها گوش می‌کنم؛ اما این بار متفاوت بود. بعد از شنیدن دو تا از Soundtrackهایِ Eddie Vedder [ترک‌های Society و Long Nights]، دوست داشتم فیلم Into the wild رو هم ببینم. هر دو آهنگ دارای متنی خوب و ریتمی مناسب برایِ فضای داستان هستن و در عین حال، خارج از فیلم هم کسل‌کننده نمی‌شن.
Society

طمع و زیاده‌خواهی؛ صفاتِ جدایی ناپذیر از انسان. این دو، نیازهایی رو به همراه میارن؛ نیازهایی که شاید هیچ‌وقت برطرف نشن. هر چه بیشتر به دست بیاریم، باز هم بیشتر می‌خواهیم و هیچ‌چیز کافی نیست. شاید گاهی این جاه‌طلبیِ انسان به نفعِ‌ش باشه و پیشرفت رو به همراه بیاره؛ اما وقتی جامعه حاضر باشه برای ارضای نیازها، هر کاری که لازم هست رو انجام بده [بدون این‌که عواقب این‌کارها مهم باشه]، این نیاز آزاردهنده می‌شن. متن آهنگ در توصیف شخصیت اول فیلم نوشته شده [البته، شخصیت اول هم نقشِ کریستوفر مک‌کندلس رو بازی می‌کنه و فیلم بر اساس واقعیته.] × خطر اسپویل فیلم .---. × شخصی که از رفتارهای آزار‌دهنده‌‌یِ جامعه خسته شده و نمی‌تونه معنی پول و سرمایه رو درک کنه. وقتی می‌خواد شهر و به نوعی تمدن انسانی رو ترک کنه تا به آلاسکا بره، تمام پول‌هاش رو رها می‌کنه و با تجهیزات و مواد غذاییِ کم، آماده‌یِ حرکت می‌شه. ریسک مرگ رو می‌پذیره و بقیه‌یِ اتفاقاتی که در این راه ممکن هست رخ بده رو به طبیعت وحشی می‌سپاره.
Society, you're a crazy breed
I hope you're not lonely without me
Society, crazy and deep
I hope you're not lonely without me

Long Nights
جدا از داستانِ فیلم که هنگام شنیدن آهنگ به یادم میاد، «رها شدن» چیزیه که حس می‌کنم. آکوردهای پشت سر هم گیتار، احساس رهایی و بی‌اهمیت بودن مسائل اطراف رو به من القا می‌کنه. حسی مثل آزادی مطلق و همیشگی؛ حسی که هیچ وقت از بودن با بقیه و بودن در «جامعه» نتونستم به دست بیارم. انگار وظیفه‌ای نسبت به اطرافیان ندارم و تنها چیزی که اهمیت داره، لحظه و گذرِ زمانه.
Long nights allow me to feel...
I'm falling...I am falling
The lights go out
Let me feel
I'm falling
I am falling safely to the ground
=================================
Amélie
osrk_amèlie.jpg

موسیقی فیلم، اثر Yann Tiersen هست که با محتوایِ فیلم، هماهنگی خوبی داره و تا حدودی به نظرم از عوامل اصلی موفقیت Amélie بوده؛ اما در مجموع، دو ترک هست که بیشتر می‌پسندم:
قطعه یِ سوم
Comptine d'un Autre été: L'Après-Midi
(Nursery Rhyme of Another Summer: The Afternoon)


قطعه یِ سیزدهم
La Dispute
(The Quarrel)
در یک دقیقه و چهل ثانیه‌یِ اول، صدایِ ساز ملودیکا به گوش می‌رسه و بعد، پیانو زده می‌شه.
=================================
State of Siege
91qs0XhSNUL._SL1500_.jpg
حقیقتا «حکومت نظامی» رو هنوز ندیدم. اگر اشتباه نکنم، دی ماه سال گذشته بود که آقای «ح.و» قطعه‌یِ "Paola" رو معرفی کرد. کمی بعدتر که به موسیقی‌هایِ دیگه‌یِ فیلم گوش کردم، یک ترک دیگه هم نظرم رو جلب کرد؛ اما به هیچ عنوان به زیبایی و در عین حال تلخی قطعه‌یِ قبل نیست که بتونم چندین بار پشت سر هم بهِ‌ش گوش بدم.
موسیقی فیلم اثر Mikis Theodorakis:
Paola 11099
گیتار تقریبا با آوایی تکراری نواخته می‌شه و در این میان، صدای فلوت نقش اصلی رو بازی می‌کنه.

State of Siege
این هم همون قطعه‌ای هست که بعدا نظرم رو جلب کرد. درام و بِیس به گیتارِ ترکِ قبلی اضافه شدن. شاید به این دلیل و همچنین، متفاوت بودن نت‌های فلوت هست که حس متفاوتی با این آهنگ نسب به قبلی بهِ‌م دست می‌ده.

=================================
Kill Bill
90df2c22accfa9a78b2d2e6f0d781726.jpg
حدس می‌زنم شش ساله بودم که «م.» داشت این فیلم رو نگاه می‌کرد و به من می‌گفت: «این فیلم به درد تو نمی‌خوره» :/ البته، محتوای خشنی هم داشت و برای یک بچه واقعا بیش از اندازه بود .---. در هر حال، شاید صحنه‌هایی رو همون موقع یواشکی دیده باشم که قسمت‌هایی از داستان‌ِش [هر چند کم] رو قبل از دیدن فیلم یادم بود .---.
موسیقی فیلم اثر James Last:
The Lonely Shepherd
The Kill Bill -Soundtrack- The Lonely Shepherd is much older than the movie Kill Bill 1. The music recording dates from 1977. The panflute soloist is Romanian Gheorghe Zamfir. The accompanying orchestra is the James-Last-orchestra. The instrumental piece is composed and arranged by the German music genius James Last. The song is now world famous and is excellently played by many panpipe players. Strangely enough, only the first panpipe player of this song Gheorghe Zamfir is often mentioned and not the mastermind creator of this beautiful melody JAMES LAST.
قبل از خوندن این کامنت در یوتیوب، اگر کسی از من می پرسید «این موسیقی اثر کیه؟»، مطمئناً می‌گفتم Zamfir ؛ اما از الان به بعد دیگه این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم. به نظرم باید از آهنگسازِ این قطعه بیشتر یاد بشه تا از اولین فردی که ساز Pan Flute رو زده .---.
 
آخرین ویرایش:
  • شروع کننده موضوع
  • مدیر
  • #5

Void PBZ

The Wanderer
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
144
امتیاز
1,510
نام مرکز سمپاد
سلطانی
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1789
پراکنده و نامرتب - Scattered & Disorganized

=================================
The Prophet

BackToTheBluesCover.jpg
اثر Gary Moore، گیتاریست ایرلند شمالی:
از اولین آهنگ‌هایی هست که از ایشون شنیدم و تا به حال، هیچ وقت برام کسل‌کننده نشده.
به جای این‌که متنی خونده بشه، فقط گیتار زده می‌شه و به وسیله‌یِ گیتار به قدری گریه می‌کنه تا در آخر، خاموش بشه و اندوه بی‌اهمیت و بی‌معنا باشه.

=================================
Dream On

R-12673137-1579926231-5474.jpeg.jpg
از گروه Aerosmith فقط این تک آهنگ رو گوش دادم و به نظرم، علاوه بر شروع و پایان مناسبی که با گیتار داره، متنِ‌ش هم خوبه:

Every time when I look in the mirror
All these lines on my face getting clearer
The past is gone
It went by, like dusk to dawn
Isn't that the way؟
Everybody's got the dues in life to pay​
مشخصا هنوز به مرحله‌ای نرسیدم که وقتی به آینه نگاه می‌کنم، چین و چروکی ببینم؛ اما اگر تا اون دوران زنده بمونم، فکر نمی‌کنم حس خوبی داشته باشه. شاید حتی ترسناک و یا زننده هم باشه. زمان مثلِ یک «طلوع تا غروبِ خورشید» می‌گذره و احتمالا اون حسِ زننده، به زودی سراغ من هم میاد. شاید این اتفاق جزو عوارضی باشه که باید در ازای فرصتی که برای زندگی به ما داده شد به دنیا بپردازیم. [البته، به نظرم این معامله اصلا جالب به نظر نمیاد :/ در عین حال، فکر نمی‌کنم طبیعت کاری با نظر ما داشته باشه .---.]

Sing with me, sing for the year
Sing for the laughter, sing for the tear
Sing with me, if it's just for today
Maybe tomorrow, the good Lord will take you away​
از اون جایی که نمی‌دونیم چه زمانی قراره بمیریم، شاید بهتر باشه از لحظه نهایت استفاده رو ببریم و خوش بین‌تر باشیم. [یه چیزی مثل رواقی‌گری، بدون غرق شدن در لذت یا رنج] درسته که کار دشواریه؛ اما مگه در آخر بعد از همه‌یِ سختی‌هایِ زندگی، چیزی جز پوچی هست؟ شک دارم و چیز دقیقی نمی‌دونم؛ اما شخصا فکر نمی‌کنم غیر از «هیچ» چیزی باشه.

Dream on
Dream until your dreams come true​
توهم و خرافات خوب نیست؛ اما خیال‌پردازی به پیشرفت و شناخت بهتر واقعیت کمک می‌کنه. شاید به همین خاطره که تا زمانی که رویاها به واقعیت تبدیل نشن، به زندگی ادامه می‌دیم.

=================================
Inertia

a4216875937_10.jpg
این آهنگ برایِ گروهِ متالِ فرانسوی، Angellore هست. اسم آهنگ «اینرسی»ه که در واقع، «تمایل برای عدم تغییر» معنی می‌ده. سبکِ گروه Doom Metal هست که مضامین متفاوتی نسبت به دیگر سبک‌های متال داره. این ترک تمپو و سرعت پایین‌تری نسبت به آهنگ‌هایِ معمولِ هوی‌متال داره. متن آهنگ هم بسیار پسندیده است .---.
× چیزهایی رو که از متن فهمیدم می‌نویسم. پس اگر ترجمه بی‌معنی شد، بدونید که تقصیر منه؛ نه خودِ گروه .--.

I just know heís (he is) feeling the scars of everything
I just know heís (he is) burning all of the grieves
Cold, cold, cold
Cold were his memories and cold were his fading cries
من فقط می‌دونم که او داره دردِ زخمِ همه چیز رو احساس می‌کنه
من فقط می‌دونم که او داره تمام غم و اندوه‌ِش رو می‌سوزونه
سرد، سرد، سرد
سرد بود خاطره هاش و سرد بود گریه‌های محو شونده‌ش
Reveal him all that you feel and forget what you have
Give him the remaining tears and the ruins of your core
تمام آن‌چه حس می‌کنی رو برای او آشکار کن و آن‌چه که داری رو فراموش کن
باقیِ گریه‌ها و ویرانه‌هایِ وجودت رو به او بده
End
Come on to the silence
End
Iím (I am) dwelling in the light
An unknown light
پایان
بیا به سمت سکوت و خاموشی
پایان
من دارم در روشنایی زندگی می‌کنم
روشناییِ ناشناخته
[فکر می کنم منظورِ‌شون این باشه که «با آغوش باز، مرگ رو می پذیرم و از ترک دنیایی که هنوز چیزی از اون نمی دونم، ترسی ندارم»]
I just know heís (he is) painting a secret on the floor
I just know heís (he is) standing here in the nothingness
I just know heíll (he will) never move and I donít (I don't) know if Iíll (It will) come to him
من فقط می‌دونم که او داره رازی را روی زمین رنگ می‌کنه [سعی کردم بفهمم «رنگ کردن راز» کنایه از چیه؛ اما خب نفهمیدم .---. خوشحال می‌شم اگر این قسمت رو متوجه شدید به بنده هم توضیح بدهید=)‌]
من فقط می‌دونم که او داره در اینجا، نیستی و پوچی، می‌ایسته
من فقط می‌دونم که او هرگز حرکت نمی‌کنه و من نمی‌دونم اگر آن (مرگ) به سراغ‌ش بیاد
Run to the lands of his mind and forget what you have
Give him the remaining tears and give up all your life
Run to the lands of his mind and forget what you have
Give him the remaining tears and give up all your life
به سویِ زمین‌های ذهن‌ش بدو و آن‌چه که داری رو فراموش کن
باقی گریه‌های‌ت رو به او بده و از تمام زندگی‌ت نا امید شو
End
Come on to the silence
End
Iím (I am) dwelling in the light
End, gathering the angels
End, weíre (We are) dwelling in the light
An unknown light
پایان
بیا به سمت سکوت و خاموشی
پایان
من دارم در روشنایی زندگی می‌کنم
پایان، (در حالی که) فرشته‌ها جمع می‌شوند
پایان، ما داریم در روشنایی زندگی می‌کنیم
روشناییِ ناشناخته

=================================
Creep

Radiohead_original_creep_cover.jpg
حقیقتا من Radiohead رو نمی‌شناختم تا زمانی که @آ.ا در پستی به آهنگ "I Promise" اشاره کردند. از اون ترک خوشم اومد و به همین خاطر، سعی کردم به آهنگ‌هایِ دیگه‌یِ گروه هم گوش بدم؛ تا اینکه به "Creep" رسیدم.
آهنگ مجموعا از دو قسمت «با ریتم و تمپوی پایین» و «با ریتم و تمپوی بالا» تشکیل شده. (دقایق 1 و 2 هست که ریتم بالا می‌ره).
متنِ‌ش به سرزنش خود و به ویژگی‌هایِ نداشته می‌پردازه. همچنین، نبودِ امکان نزدیک شدن به اطرافیان به دلیل آسیب‌های احتمالی و کمبود‌های فرد. [چیزی مثل Hedgehog's Dilemma]

...
I wish I was special

But I'm a creep
I'm a weirdo
What the hell am I doing here?
I don't belong here
...

=================================
Drive

edb7b69cf402600d3f589ed7d4549351.jpg
اون اوایل که «م.» با Joe Bonamassa آشنا شده بود، بیشترِ آخر هفته‌ها، کنسرت‌ها و یا خود Mp3هاش رو با صدای بلند می‌ذاشت و من هم از دور می‌شنیدم. از تمام بین اون آهنگ‌ها، "Drive" بود که نظرم رو بیشتر جلب کرد. البته، اون موقع هنوز از سبکی به اسم «بلوز» خبر نداشتم که این رو گوش می‌دادم.
+ فکر نمی‌کنم حتما نیازی به سواری باشه تا چیزی که آهنگ می‌گه [to let our troubles be gone] اتفاق بیفته .---. چرا که سواری برای من حکمِ قرصِ خواب رو داره [مخصوصا اتوبان :/] اما همین‌که مفهوم رو می‌رسونه خیلی خوبه =)
...
Feel like I've been a prisoner
Of my own design
I've been such a bad listener
But I hear you tonight
...
Let's drive
Into the night, into the light
Let's ride
Put on some old blues songs
Let all our troubles be gone
Let's drive
Let's drive
 
آخرین ویرایش:
بالا