• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

دستور زبان فارسی

  • شروع کننده موضوع
  • #1
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
در راستای اینکه برای سایت محتوای مفید تولید کرده باشیم،اقدام کردیم برای اینکه در این موضوع شروع کنیم به آموزش دستور زبان فارسی آن هم از بن و ریشه.قرار نیست آنقدر ساده باشند که باعث ملالت شما بشن و در عین حال مطالب کتب دستور رو به زبانی همه فهم بیان کرده ام بلکه برای همه اعضا مفید واقع بشه.در اینجا قصد دارم دستور زبان فارسی رو از ابتدا شروع به توضیح کنم و قدم به قدم پیش برم.سخن دراز نمی کنم،اول چند نکته اولیه کار:

1.تخصص ادبی بنده یقینا و ابدا به اندازه بقیه عزیزانی که در اینجا در زمینه ادبیات فارسی تحصیلات دارند و مطمئنا از من نسبت به مسئله آگاهی و علم بیشتری دارند،بنابراین تصحیح و تکمیل از سوی اونها مورد امتنان ما هست.
2.این مطالب رو از جایی نمیشه پیدا کرد و من شخصا اونهارو تایپ خواهم کرد بنابراین احتمال داره که خطای نگارشی در اونها ایجاد بشه که البته اصلاح خواهد شد.
3.به هیچ وجه مطالب موجود در کتب رو عینا اینجا نخواهم نوشت و کاملا اونهارو تغییر خواهم داد تا اولا همه فهم باشد و دوما مطالب اضافه اون کتاب وارد مطالب ما نشه.صرفا در مضامین و ترتیب و کلیت محتوا از این کتب استفاده کرده ایم.
4.اگر در باره متن سوالی پیش اومد حتما به بنده پیام بدید.

منابع و مأخذی رو که در اینجا به کار برده ام رو نام می برم:
دستور زبان فارسی از پرویز ناتل خانلری
دستور جامع زبان فارسی از عبدالرحیم همایون فرخ
دستور زبان پنج استاد نوشته پنج استاد بزرگ زبان فارسی
و برخی جزوات از استادان دیگر که ذیل متن معرفی خواهم کرد.

اگر لازم شد مطلب دیگری رو در پست اول عنوان کنم حتما ویرایشش می کنم،ضمن اینکه روش پژوهش موضوع رو بعدا بیان می کنیم. کار رو آغاز می کنم و امیدوارم برای همگان مفید واقع بشه.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #2
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((جمله))
(مولوی از شاعران بزرگ ایرانی است.وی در شهر بلخ از بلاد خراسان قدیم متولد شد.تحصیلات اولیه را نزد پدر خود آموخت و سپس به دلیل حملات مغولان به سمت غرب و سوی قونیه رفت و همانجا درگذشت)
همانطور که ملاحظه می فرمایید متن بالا از چند بخش مجزا که در باب یک موضوع واحد و به شکلی منظم و با ترتیب تشکیل شده است.مانند (مولوی از شاعران بزرگ ایرانی است) یا (تحصیلات اولیه را نزد پدر خود آموخت) و...هریک از این قسمت ها دارای یک یک معنی کامل است.یعنی پس از هر قسمت توقف می کنیم و مفهومی کامل در ذهن ما از آن قسمت باقی می ماند که فهم آن نیازمند واژه یا عبارتی دیگر نیست.اگر بگوییم (مولوی از شاعران بزرگ ایرانی) یا (نزد پدر خود) معنی عبارت کامل نیست و مخاطب منتظر ادامه آن می ماند،اما همین که مثلا در عبارت اول بعد از (مولوی از شاعران بزرگ ایرانی) بگوییم "است" معنی عبارت کامل می شود.هر یک از این مجموعه کلمات که دارای معنی کامل و مستقل هستند را جمله می نامیم.

نکات:
1.معمولا شخص منظور خود را از طریق جمله بیان می کند.
2.جمله مجموعه از کلمات است که روی هم دارای یک مفهوم مستقل و کامل است.
3.معمولا در پایان جمله نقطه می گذاریم.

انواع جمله و ساختار آن در قسمت های بعد مورد شرح قرار خواهد گرفت.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #3
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((انواع جمله))
1.چنگیز بغداد را ویران کرد.
2.چرا آنان به شهر رفتند؟
3.به شهر برو.
4.عجب شهر زیبا و بی نظیری است!


هرکدام از این عبارات یک جمله است.یعنی معنی کامل دارد.اما گوینده در هر جمله مقصود متفاوتی دارد.در جمله اول خبری را بیان می کند،در جمله دوم درباره مسئله ای می پرسد،در جمله سوم امر می کند که کسی کاری انجام دهد،در جمله چهارم نسبت به مطلبی اظهار تعجب می کند.

پس جمله چهار نوع است:
جمله ای که خبری را بیان می کند جمله خبری خوانده می شود.
جمله ای که در آن پرسشی مطرح شود جمله پرسشی خوانده می شود.
جمله ای که در آن امری داده شود جمله امری خوانده می شود.
جمله ای که در آن اظهار تعجب و یا امثال آن صورت گیرد جمله تعجبی خوانده می شود.

در پایان جمله پرسشی علامت"؟" گذاشته می شود.مانند:
(پس کجا بودی؟)
در پایان جمله تعجبی علامت(!) گذاشته می شود مانند:
(چه شهر سرسبز و زیبایی!)

در برخی از کتب دستوری جمله تعجبی را نوعی از جمله خبری به حساب آورده اند و آن را جدا از جمله خبری فرض نکرده اند.منتها من لازم دیدم آن را جدا فرض کنم به دلیل اینکه ماهیت جمله خبری با ماهیت جمله تعجبی یکسان نیست.در جمله تعجبی لزوما یک خبر منتقل نمی شود(غالبا خود مخاطب از موضوع آگاه هست،پس خبری بودن چه معنا دارد؟) بنابراین من نیز جمله تعجبی را از جمله خبری منفک دانستم.

در نوشته های بعدی به اجزای جمله خواهیم پرداخت.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #4
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((اجزاء جمله:نهاد و گزاره))

1.شاهنامه کتاب ملی ماست.
2.نادرشاه دهلی را فتح کرد.
3.زرین کوب از ادیبان شهیر معاصر است.

این جملات همگی جملات خبری هستند.می توان آنها را این گونه به دو دسته مجزا تقسیم کرد:
شاهنامه | کتاب ملی ماست.
نادرشاه | دهلی را فتح کرد.
زرین کوب | از ادبیان شهیر معاصر است.


یکی قسمتی است که درباره آن خبر می دهیم.دیگری خبری است که درباره قسمت اول داده شده است.
یعنی اگر بپرسند (نادر شاه چه کرد؟) می گوییم (دهلی را فتح کرد) یا اگر بپرسند (شاهنامه چیست؟) می گوییم (کتاب ملی ماست.)

پس در این جملات "شاهنامه" و "نادرشاه" قسمتهای اول جمله و (کتاب ملی ماست) و (دهلی را فتح کرد) قسمت های دوم جمله می باشند.
قسمت اول را نهاد و قسمت دوم را گزاره می نامیم.

1.نهاد قسمتی از جمله است که درباره آن خبر می دهیم.
2.گزاره خبری است که درباره نهاد گفته می شود.

هردو واژگان نهاد و گزاره که امروزه در دستور فارسی بسیار به کار می روند و معمول هستند را مرحوم خانلری ابداع کردند.

در نوشته های بعد به بخش های مختلف گزاره می پردازم.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #5
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((گزاره،فعل))

گفتیم که جمله مشتمل بر دو بخش نهاد و گزاره است،اکنون دوباره این جمله ها را به دو بخش تقسیم می کنیم:
1.حسین درب خانه را | شکست.
2.شهر های بی دفاع | نابود می شوند.
3.ایام تعطیل به طالقان | می روم.

در جملات زیر،اگر بخش دوم نباشد جمله بی معنی خواهد بود.در هر گزاره یک جزء اصلی وجود دارد که می توان گفت ماهیت گزاره را معلوم می کند.به این بخش فعل گفته می شود.(می روم) و (شکست) همگی فعل هستند و بر زمانی که فعل در آنها رخ داده دلالت می کنند.
به طور مثال به جمله اول دقت کنید.آیا (حسین درب خانه را) معنی کاملی دارد؟خیر،بلکه با فعل،یعنی "شکست" تکمیل می شود.

فعل کلمه ای است که دلالت می کند به انجام کاری یا رخ دادن امری با داشتن حالت زمانی در گذشته یا حال یا آینده.
کنه ماهیت گزاره را فعل مشخص می کند.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #6
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
واو معدوله

واو معدوله از قواعد دستوری است که صرفا مختص زبان فارسیست و با وجود اینکه در ابتدا ساده به نظر می رسد اما پیچیدگی هایی نیز دارد.
کلماتی مانند خواب،خواهش و امثالهم را (خوا) می نویسیم اما (خا) می خوانیم.به این واو که در این حروف نوشته شده اما خوانده نمی شود(تعدیل می شود) واو معدوله می گوییم.

به این واو به این دلیل معدوله می گویند که در خواندن آن عدول می کنیم.
در ابیات فردوسی واو معدوله بسیار رایج است،که بسیاری از آنها امروزه به آن شکل تلفظ نمی شوند،به طور مثال در بسیاری از ابیات شاهنامه واژه (خورد) به شکل (خرد) یعنی با یک فتحه بر روی خ و بدون واو تلفظ می شده است.

این قاعده از قواعدی نیست که از فارسی میانه بر جای مانده باشد و در نوشتار های پهلوی نیز دیده می شود. در زبان پهلوی به طور مثال واژه (حواب) که به معنی ( خواب) در فارسی نوین است به شکل "حواب" نوشته شده و "حاب" خوانده می شده است.مثال های دیگر آن را می توان در واژگانی دیگر نیز یافت.
 
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((فعل،صیغه یا ساخت))

هر فعلی بر اساس زمانها و اشخاص مختلف صورتهای متفاوتی می پذیرد،مثلا آمدی،آمدم،آمدید،خواهیم آمد و....اینها همگی معنی اصلی "آمدن" را در بر دارند اما از لحاظ زمان و شخص یکسان نیستند.برای دلالت بر این حالات مختلف شکل فعل هربار تغییر یافته است.

به صورتهای گوناگون فعل که زمان یا شخص را در بر دارد "صیغه" یا "ساخت" گفته می شود.

هرگاه بخواهیم ساختار فعل را مشخص کنیم بایستی به این صیغه ها توجه داشته باشیم.مثلا می گوییم آمدم:صیغه ماضی-اول شخص مفرد-از فعل آمدن
هر فعل در هر یک از زمان ها شش صیغه دارد.


در نوشته های بعدی به ماده و شناسه می پردازم.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #8
ارسال‌ها
1,385
امتیاز
6,288
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1350
((فعل:ماده و شناسه))
اگر در صیغه های یک فعل دقت کنیم میبینیم که در فعل قسمتی هست که هیچگاه تغییر نمی کند و قسمتی نیز وجود دارد که در هر صیغه به صورتی در می آید.
به طور مثال در در صیغه های "آمدن" همچون "آمدیم"،"آمدید" و ...
در این فعل بخش "آمد" در همه صیغه ها یکسان است و بخش دوم آن در هر صیغه متغیر.

به بخش اول که در تمامی صیغه های فعل یکسان است ماده فعل گفته می شود.ماده فعل بخشی از آن است که معنی اصلی را در بر دارد و در همه صیغه خا ثابت است.

به بخش دوم فعل که در هر صیغه متغیر است شناسه فعل گفته می شود.مفهوم شخص فاعل را شناسه فعل مشخص می کند.

در نوشته های بعدی به ماده مضارع و ماضی و تغییرات آنها در طول تاریخ ادبیات فارسی می پردازیم.
 
بالا