• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مزایای رُمان خواندن

  • شروع کننده موضوع
  • #1

MO REZA

در جستجوی حقیقت
ارسال‌ها
158
امتیاز
1,160
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
ابهر
سال فارغ التحصیلی
1403
سلام به همگی، خب همون‌طور که از عنوان این موضوع مشخصه، قصد داریم درباره‌ی مزایای کتاب خوندن و مشخصاً مزایای خوندن رمان بحث کنیم. بنظرم بحث مهمیه چون متاسفانه نسل جوان به دلیل وجود سرگرمی های تصویری و فیلم و سریال و گیم و ... دیگه دنبال سرگرمی‌ای نیستن که نیاز به فکر کردن و تصور داشته باشه، بنابراین امیدوارم محتوای این تاپیک مفید باشه و بتونه این معضل رو تا حدی برطرف کنه.
 

[email protected]

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
329
امتیاز
5,546
نام مرکز سمپاد
فرزانگان4
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
1- یه سرگرمی کاملا مفید و بی ضرره. مثل فضای مجازی و گیم و تلویزیون نیست که انقدرر ضرر دارن...
2- به شدت آرامش بخشه! من هروقت کتاب میخونم واقعا آرامش میگیرم و خستگیم درمیره. حدیث داریم از امام علی(ع) که هرکس با کتاب آرامش بگیرد هرگز آرامشش را از دست نخواهد داد.
3- کتاب خوندن تا حدودی خلاقیت رو افزایش میده! وقتی کتاب میخونیم، فقط نوشته داریم میبینیم و تو ذهنمون فضا و شخصیت های داستانو تصور میکنیم که این واسه افزایش خلاقیت و تخیل خیلی خوبه
و بسیار دلایل دیگر... اینا به نظر من مهم تراشن:-"
 

zeynabgol

ملکه ستاره‌ها
ارسال‌ها
2,426
امتیاز
20,551
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
گسترش دایره واژگان و شکل گیری یه فرم خاص از داستان نویسی در ذهن، که کمک میکنه خودتون راحت بنویسید
 

Behrad-J

Butter
ارسال‌ها
405
امتیاز
2,939
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
رفسنجان
سال فارغ التحصیلی
1404
۱. افزایش آگاهی و دانش‌مون، به شخصه من خیلی کلمه ها و چیز های زیادی یاد گرفتم با رمان خوندن.
۲. راحت تر تبدیل کردن متنی به تصویر در ذهن، من وقتی دارم رمان میخونم فکر میکنم که منم یه گوشه ای دارم شخصیت ها رو میبینم و مثل فیلم میشه برام.
۳. بعد از مشغله های روزانه، تفریح و سرگرمی خوبی هست مخصوصا برای قبل خواب:)
۴. زینبگل شدن:))
 

اسدالهی

Ilia Asadollahi
ارسال‌ها
382
امتیاز
2,209
نام مرکز سمپاد
علامه حلی 5
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1403
مدال المپیاد
در حال خواندن برای زیست
رمان خوندن به ذاته می تونه خیلی مزایا داشته باشه. ولی متاسفانه رمان هایی که معمولا مخصوصا برای سن نوجوان وجود داره به نظر من خیلی بی محتواست. حالا شاید بگید بله دایره واژگان رو گسترش میده و درسته. اما یه نکته ای هست. از خیلی کتابای دیگه میشه همینا رو به علاوه خیلی مفاهیم مفیدتر به دست آورد. به نظرم جدا از اینکه باید کتاب خوندن رو گسترش داد انتخاب کتاب هم بسیار مهمه.
 

Krasinski

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,749
امتیاز
30,471
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
بندرعباس
سال فارغ التحصیلی
2020
دانشگاه
Hacettepe
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
این که میگم فقط تجربه خودمه.
وقتی یه پروژه داشتم و کاری باید انجام میدادم وقتی رمانی میخوندم و خیلی جالب بود برام باعث میشد خلاقیتم شکوفا بشه و اون کار رو با الهام از رفتار قهرمانان داستان کردم و ازشون یه درسایی گرفتم که کمکم کرد واقعا مخصوصا کتاب های جودی دمدمی و رامونا...
 

موازی

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
419
امتیاز
8,658
نام مرکز سمپاد
سمپاد شیراز
شهر
شیراز
سال فارغ التحصیلی
93
دانشگاه
RWTH
رشته دانشگاه
مهندسی برق
من در دوران نوجوانی خیلی رمان میخوندم ولی حقیقتا به جز تفریح و سرگرمی و وقت گذرونی هیچ فایده ی دیگه برام نداشته. البته اینم بگم که مهم ترین فایدش واسم سرعت خوندن نسبتا بالام نسبت به دیگران هست.
اینم بگم که رمانای سطح پایین میم مودب پور نمیخوندما چیزایی مثل کوری- جنایات و مکافات- زمانی که یک اثر هنری بودم- دنیای سوفی و از این دست رو میخوندم. حقیقتا فقط باعث شدن توی همون دوره زیادی خیال پرداز باشم. یکم بهم شجاعت دادن که جرات کنم متفاوت از سبک یکدست زندگی اطرافیانم پیش برم.
اما اصلا قبول ندارم که رمان خوندن میتونه دایره واژگان رو گسترش بده. چون اول اینکه روی حافظه ی پسیو تاثیر داره و اگه نیای ازش استفاده کنی اکتیو نمیشه. من هم یادم نمیاد هیچ وقت از کلمات قلنبه سلنبه ای که توی این کتاب ها یاد گرفته بودم که به شدت کتابی بودن استفاده ای کرده باشم. (شما چه کلمه ای رو از رمان یاد گرفتین؟) بعدم اینکه من خودم شخصا سعی میکردم معنی و تلفظ کلماتی که نمیدونستم رو از روی کانتکست حدس بزنم که خیلی وقتا تلفظ و معناش رو اشتباه واسه خودم معنی میکردم. حتی الان که بیشتر از ۱۰-۱۵ سال گذشته گاهی میبینم ای وای این کلمه اینطوری تلفظ نمیشه که.
یا مثلا من عادت داشتم همه شخصیت ها رو تصور کنم و ازشون یه تصویر بسازم و هنوز هم همینطورم. ولی وقتی با واقعیت اون آدم مواجه میشم مثل یه سیلی میخوره تو صورتم. مثلا من از رمان دختر پرتقال شوپن رو یه مرد کوتاه قد ریشو و پر جنب و جوش تصور میکردم. بعد که مجسمه شوپن رو دیدم جا خوردم. باور کنید تا مدت ها توی انکار بودم :)) البته اضافه کنم که اسمش رو هم اشتباه میخوندم.

الان هم به این نتیجه رسیدم که دیدن یک فیلم میتونه خیلی خیلی مفید تر از خوندن کتابش باشه. تاثیر و ماندگاریش توی ذهن بیشتره- انتظار زیاده از حد بهت نمیده و واقعیت رو میبینی و همونطوری میپذیری و زیاد هم وقتت رو نمیگیره. فکر کنید من چند هفته طول کشید تا مردی که میخندد رو بخونم و خب الان هم چیز زیادی ازش یادم نیست. درصورتی که سریال کوتاه جنگ و صلح رو توی چند روز دیدم و الان هم بعد از ۳-۴ سال هنوز میتونم یه چیزایی ازش بگم.
 
بالا