• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

المپیاد صندلی داغ فاطمه نقابی،مدال نقره المپیاد زیست

دژاوو

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
1,609
امتیاز
27,784
نام مرکز سمپاد
علامه حلی۱
شهر
همدان
سال فارغ التحصیلی
0000
دانشگاه
علوم‌ پزشکی همدان
رشته دانشگاه
پزشکی
سلام
در خدمت @melina03،خانم فاطمه نقابی مدال نقره دوره ۲۷ المپیاد زیست،هستیم.دوستان المپیادی اگر سوال مشاوره‌ای داشتید و درمورد مسیر طی شده خواستید بدونید تعارف نکنید و سوال هاتون توی تاپیک بپرسید.این صندلی داغ به مدت سه روز فعال خواهد بود.
 
آم من سوالی ندارم ولی نمی‌خوام تاپیکت بره پایین

پس دمت گرم دختر و بهت کلی افتخار می‌کنیم!
 
چطوری نهایی و المپیاد و کنکور رو باهم مدیریت می‌کردی؟
و اینکه بعد گرفتن نقره دوباره کنکور دادی رفتی دانشگاه درسته؟ وقت کم نبود؟ چطور هندلش کردی؟
 
هی داشتم میگفتم خدایا این دو نفر مدال شدن چجوریه(دوتا اسم برام جالب‌بود) پس باهم توی یه صندلی داغ و این حرفا‌ بعد خب متوجه شدم خانوم نقابی همون ملینا خانومن🤦🏻‍♂️😅


جدا از اینها من البته برای کسی سوال میخوام بپرسم
• اینکه جسارتا نقره دهم شدین یا یازدهم؟
و اینکه
• ایا الان که فعلا درحال حاضر امتحانای نهایی هم بخشی از‌ کنکور شده المپیاد رفتن رو پیشنهاد میکنید؟
در اخر هم
• اگه بشه کمی راجب فضاش صحبت میکنید؟ اینکه‌ ایا به اون ترسناکی و اون غول ساخته شده ازش هست که باید زندگی ادم بشه فقط درس خواب درس خواب؟
 
چطوری نهایی و المپیاد و کنکور رو باهم مدیریت می‌کردی؟
زمانی که من دهم المپیاد رو شروع کردم نهایی ها صرفا توی دوازدهم بود و خیلی مسئله ای نبود از بابتش.
ولی سال یازدهم یهو گفتن که نهایی یازدهم هم هست و برنامه یهو گره خورد.
ولی خب با شناختی که از اینا داشتیم اینجوری بودیم که بعیده همین سال اولی واقعا بتونن عملیش کنم و نتونستن هم.
ولی خب از بازه ی بعد مرحله ۲ که فکر کنم اردیبهشت بود تا نهایی ها من کم و بیش نهایی و المپیاد رو با هم می‌خوندم، معدل نهایی یازدهم هم بد نشد فکر کنم. ۱۸ و خورده ای بود که قرار بود ی سه تا درس که پایین شده رو ترمیم بزنم.
اینجا یکم داستان داشتم من چون مطمئن نبودم اصلا حاضرم اون فشار مسخره دوره ۴۰ رو تجربه کنم تا شاید طلا شم یا نه.( اخرم شل کردم نخوندم نقره شدم:)) )
کنکور هم که خب فضاش بعد المپیاده کاملا، از بابت مدال و ۲۰ درصد سهمیه داشتن خیالم راحت بود و خیلی فشاری نیومد، حدودا جدی خوندنو از دی ماهش شروع کردم من.
ولی خب حتی بچه هایی که مدال هم نشدن تونستن جمع کنن کارو و دوست خودم پزشکی نیمسال دوم مشهد قبول شد مثلا
 
و اینکه بعد گرفتن نقره دوباره کنکور دادی رفتی دانشگاه درسته؟ وقت کم نبود؟ چطور هندلش کردی؟
کنکور وقتی بلد باشی درس بخونی اونقدر کاری نداره، و خب اینو توی المپیاد ادم خوب یاد می‌گیره.
باگ غالب بچه هایی که من دیدم بلد نبودن اینه که چجوری درس بخونن.
وقت هم کم نبود راستش، من از مهر تقریبا شروع کردم روزی ۲ ۳ ساعت خوندن و از دی و بهمن بود که رفتم سالن مطالعه و بردمش بالای ۱۰ ساعت. و جمع شد کار.
رتبه ام حدود ۹۰۰ شد اگه درست یادم باشه.
 
دوره چهل چطور بود؟ هم کمیته هم باشگاه
 
اینکه جسارتا نقره دهم شدین یا یازدهم؟
یازدهم
ایا الان که فعلا درحال حاضر امتحانای نهایی هم بخشی از‌ کنکور شده المپیاد رفتن رو پیشنهاد میکنید؟
توی این مسئله چیزای زیادی دخیله.
اول اینکه بالاتر هم گفتم
ما ممکن بود تاثیر قطعی یازدهم داشته باشیم و خب درسا تو همون بازه یک ماهه جمع شد.
یک سری از بچه ها جدا با معدل ۱۹ و خورده ای بستن کارو.
از طرفی توی المپیادی مثل زیست که بچه ها از درسایی که قراره بخونن تازه روز اول دوره ۴۰ مطلع میشن کار خاصی توی بازه مرحله ۲ تا دوره ۴۰ نمیشه کرد. رقابت اصلی توی مطالعه ی توی خود دوره است، ولی رشته ای مثل شیمی یا نجوم که از قبل مشخصه و همون درسای سال قبله باز بیشتر مطالعه توی بازه ی نسبتا بزرگ تر قبلش هست تا یکی دو ماه دوره ۴۰.
بخش دیگه ی داستان احتمال قبولیه، که خب چی بگم. بالانسی. بین تواناییت و شانسته واقعا، که بودن بچه هایی که حتی در عین فیل شدن مرحله دو دانشگاه تهران قبول شدن و با من هم کلاس ان.
از طرفی بعضی ها تحت فشار روانی وحشتناکی قرار می‌گیرن بعد فیل شدن یا حتی مدال شدن که اسیب اصلی رو اون می‌زنه.

یه پیام جامع تر در مورد المپیاد خوبه یا نه می‌ذارم‌.
این خیلی داره طولانی میشه و از حد سوال خارج میشه
 
اگه بشه کمی راجب فضاش صحبت میکنید؟ اینکه‌ ایا به اون ترسناکی و اون غول ساخته شده ازش هست که باید زندگی ادم بشه فقط درس خواب درس خواب؟
فضا و جو المپیادی ها به مراتب بهتر از کنکوره.
رقابت خیلی سالم تره
زندگی من که درس خواب نشده بود، و خب زندگی دوستام
ولی خب یکی‌ بود که دهم مرحله ۲ قبول شد اون زندگی شو به درس و خواب تبدیل کرده بود علنا
المپیاد به المپیادم فرق داره شرایط، مثلا شیمی ساده تر و محدود تر از زیسته و خب با ساعت مطالعه کمتری جمع میشه
نکته ای که تو المپیاد ها هست خوندن درسی که دوستش داری و انتخابش کردی، مسلما توی زیست هست درسی که تو باز دوستش نداشته باشی، ولی خب خیلی شدتش کمتره
 
دوره چهل چطور بود؟ هم کمیته هم باشگاه
دوره ۴۰ ما از لحاظ چو بین بچه ها عالی بود.
یه نکته ای که هست این رقابت سالم که گفتم بعضا تا دوره ۴۰ کلا‌. شنیدم ولی ندیدم که مثلا بچه ها جزوه هاشونو که میدن به هم دست کاری می‌کنن که شانس طلا شدن همو بیارن پایین
اگه براتون سواله چرا حلی ستیزم چون اگه قراره جو ناسالمی تو دوره ۴۰ باشه کار ایناست. تعدادشون به نسبت خوبه و دست می‌گیرن جو رو قشنگ.
کمیته دوره ی ما میشه گفت خوب بود. درسا بعضیاشون بولشت بود و دو تا استاد به درد نخور داشتیم ولی خب از طرفی برنامه های تفریحی خوبیم داشتیم، اردو داشتیم.
باشگاه هم تلاششو می‌کنه. ولی خب چون مکان دوره ۴۰ مال باشگاه نیست یکم داستان‌ داریم. گیرای الکی به حجاب، غذاهای افتضااااااح، داغون در معنای کلمه
یه کانال زدیم منو رجایی، فکر نکنم پرایوت باشه، سرچ کنین و لذت ببرین:))
 
Back
بالا