• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

اگر مدیر بودم

علی.

لنگر انداخته ⚓⚓⚓⚓⚓
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
213
امتیاز
733
نام مرکز سمپاد
شهید اژه ای ۱
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1401
مدیر شدن پله اوله. بقیه نردبون مدیر موندنه. من خیلی آزادی ها و ایده ها در نظرم هست اما یه بالا سری به اسم سمپاد دارم که میاد نمره و درصد بچه ها رو می بینه و نظر میده. اگر بخوام موقعیتم رو حفظ کنم باید حداقل نشون بدم که در راستای اهداف سازمان دارم پیش میرم.

حالا سازمان اوکی شد. من در راستای ایده هام پیش میرم. بچه ها خوشحال خندان میرن خونه. پدر مادر (اکثر بچه ها) می بینن که بچه داره یه نوآوری می کنه یا از مدرسه اومده خیلی خوشحاله. ازش می پرسن قضیه چیه. بعد می فهم مدیر محترم به چیزایی بیشتر از چهار تا تست فکر می کنه. نگران میشن. زنگ می زنن به مدیر. میان مدرسه. اعتراض می کنن...

مگر این که برنامه ها رو داخل زمان مدرسه نزارم. یه زمانی بزارم که هر کسی مشکلی نداره بیاد و هر کسی مشکلی داره نیاد. مثلا پنجشنبه ها یا عصر بعد از مدرسه.
فعلا در همبن حد که بگم میشه یه کارایی کرد نوشتم. بقیه اش دیگه جزییاته و نوشتنش از حوصله من خارج.
 

phoenix_s9

C====8
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
997
امتیاز
7,644
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب
شهر
لامرد
سال فارغ التحصیلی
1401
من مدیر بودم با چنتا مدرسه دخترونه هماهنگ میکردم هر هفته همایش میزاشتم :D
 

Krypton

Out of nowhere
ارسال‌ها
411
امتیاز
9,016
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ٢
شهر
سال فارغ التحصیلی
1402
مدال المپیاد
Loading
مستبد نمی‌بودم
 

mammadreza

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
301
امتیاز
1,509
نام مرکز سمپاد
علامه حلی یک
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1403
من اگه مدیر مدرسه یا رییس سمپاد بودم، محیط مدارس سمپاد رو بهتر میکردم
مثلا علامه حلی 5 دوره اول محیطش در مقایسه با مفید یادگار تقریبا سوسکه
تو مفید اکثر دیوار ها شیشه ای، نیمکت ندارن(صندلی دارن) و ... خلاصه محیطش خیلی پویاست.
(حالا کار ندارم به این که بودجه ش از کجا تامین بشه یا...)
 

sp.ring

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
295
امتیاز
3,183
نام مرکز سمپاد
FRZ
شهر
Y
سال فارغ التحصیلی
1402
دانشگاه
.
تو دوران تحصیلم تو مدارسی بودم که حق داشتن استاد مرد رو نداشتن
تو مدارسی بودم که احترام بیش از حد به معلم های عزیز میزاشتن و این باعث بی ارزش نشون داده شدن دانش اموز و ازادی عمل بیش از حد و توهین به دانش اموز ها میشد
داخل مدارسی بودم که هیچ قانونی به خاطر سمپادی بودن نداشتن و غلدری و بی نظمی توش بیداد میکرد
توی مدارسی بودم که هیچ اطلاع رسانی درستی صورت نمیگرفت و با اینکه دانش اموزای قوی داشتن هیچوقت پستر به موقع به دستشو ن نمیرسید که دانش اموز وقت فکر و شرکت تو همایش یا مسابقه ای داشته باشه
توی مدرسه ای بودم که وظیفه ی نصف کادر مشخص نبود و همه فقط چایی میخوردن و حقوق میگرفتن
توی مدرسه ای بودم که اونقدر به دانش اموزا اهمیت میدادن و شورای قوی داشتن که عملا رییش شورا و اعضا صبحا با مدیر توی جلسه صبحانه میخوردن و اون چند ماه هر پیشنهادی مطرح شد در عرض دو روز عملیش میکردن
توی مدرسه ای بودم که تیزهوشان دو ناحیه داشت و با اینکه بچه های ابتدای ورود تفاوتی نداشتن اسم تیزهوش روی ناحیه 1 قرار نمیگرفت و به خاطر تبعیض اعتماد به نفس وضعیت بچه ها افت کرده بود و ناحیه 2 به ناحیه 1 به چشم حقارت نگاه میکردن و ناحیه ی 1 اینو قبول کرده بودن حتی معلما تو او استان حاضر نبودن توی ناحیه 1 وقتشونو بزار چون از نظرشون این کار اتلاف بود و هیچ جای پیشرفت و مشهور شدنی نداشت و حتی معلم دینیشون هم اختلاف سطح فاحشی داشتن و کل کل دو مدرسه از اموزش پر رنگ تر بود حتی بین مدیر و معاون ها(تیزهوشان دخترانه یزد)
توی مدرسه ای بودم که دیوراش ترک داشت .بچه ها با پول خودشون کولر خریده بودن واسه کلاسشون و عملا توی بیابون درس میخوندن ..دیگه حتی کار به جایی نمیرسید که سطح دانش اموزا یا مدرسین مورد سنجش یا اعتراض قرار بگیره
توی مدارسی بودم که صبحانه دو روز در هفته به عهده ی مدرسه بود و منو رو هم از راه رای گیری انتخاب میکردن
توی مدرسه ای بودم که بچه هاش از همون ابتدا مسیر المپیادی بودن یا نبودنو انتخاب میکردن
توی مدرسه ای بودم که ازمایشگاهش از ازمایشگاه یکی از بیمارستان های یکی از شهر ها مجهز تر بود
توی مدرسه ای بودم که کتابخونش با کتابای بچه های گذشته پر شد و بوفه به کتابخونه تبدیل شد
این اختلافا باید یک دست بشه
تیزهوشان حرف از اموزش ویژه میزنه ولی اول باید امکاناتش یکسان بشه
نه اینکه مدرس علامه حلی با مدرس بوشهر زمین تا اسمون فرق داشته باشه و اصلا قابل قیاس نباشه و در ادامه با ازمونای مختلف این دو تا تیزهوشان با هم مقایسه و سطحشون سنجیده بشه
توی بعضی از شهر ها تیزهوشان یه خرابه اس
تو بعضی از شهر ها یه جای لوکس
من انتظار هاروارد داشتم ولی بعد از این انتقالا متوجه شدم هر چی شهر جمعیتش کمتر میشه امکانات سقوط میکنن ...جوری که ممکنه مدرسه ی داغون قبلیت برات ارزو بشه
مدیر بودم معلما و امکاناتو یکدست میکردم .بعضی از دانش اموزا رو ادب میکردم
به بعضی از دانش اموزان ارزششونو یاداوری میکردم
اهان یادم رفت تو استانی بودم که افراد بر اساس اهدای پول یا کمک به مدرسه توی تیزهوشان پذیرفته میشدن ..یعنی طرف ممکن بود اصلا قبول نشده باشه ولی با بیستا کامپیوتر ثبت نام میشد:)
 

DLF

time
ارسال‌ها
97
امتیاز
1,008
نام مرکز سمپاد
Farzanegan.
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
مدال المپیاد
eror404 :)
دانشگاه
not yet
اگه مدیر بودم، اول یه ازمونی از همه بچه ها میگرفتم؛ یه ازمونی که بشه باهاش استعدادای مختلفشونو کشف کرد ( البته جو استرسزایی ایجاد نمیکردم و استرس بیخودی نمیدادم به بچه ها )
بعدش که استعداداشون مشخص شد واسه هر دسته شون یه سبک اموزشی خاص و مناسبی در نظر میگرفتم و پیش میبردم و بهشون این اختیارو میدادم که تو کلاسا و زنگای زمینه های دیگه که بهش علاقه دارن و دوس دارن یه چیزایی بدونن، شرکت کنن و بهترین امکاناتو در اختیارشون قرار میدادم و نمیذاشتم رقابت ناسالمی به وجود بیاد و واسه همه شونم یه زنگ اجباری به اسم《 زندگی 》 میذاشتم تا مهارتایی که بیرون از مدرسه نیاز دارنو یاد بگیرن
 
بالا