تا حالا ضایع شدین/کسی رو ضایع کردین؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع شقایق س.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اقا ما یه معلم شیمی داریم کلا مشکل داره
سر امتحان بودیم که مدیرمون اومد با معلمه کار داشت اونم از هول دوید پاش به کنار تخته گیر کرد کلا تخته افتاد پایینو منم که همون جا نشسته بودم و ...
 
ی بار میخواستم تقلب کنم هی بغل دستیمو با دست صداش میزدم اونم کلا تو باغ نبود منم حواسم ب سمت چپم بود ک مراقبمون داشت جواب یکی دیگ رو میداد و حواسش به من نبود بعد از ده دقیقه که دوستم نفهمید سرمو آوردم بالا که به ساعت نگاه کنم که دیدم انگار از اول دو تا مراقب داشتیم و اون یکی رو به روم ایستاده بود و داشت نگاهم میکرد منم دستم تو هوا خشک شد و بعد شروع کردم به باد زدن خودم مراقب دومی هم یک لبخند ملیییح زد ینی خر خودتی:D@-)@-)@-)

دقت کردین هر وقت یک مهمون مهم میاد خونه و باباتم نشسته و تو داری پذیرایی میکنی صد در صد یک گندی میزنی؟؟؟؟
دفعه قبل همکار بابام خونمون بود بهش میوه تعارف کردم گفت مرسی منم رفتم بعد تازه دستشو آورد که برداره ولی من رد شده بودم:|
بابامم بعدش حسابمو رسید
 
همین چند وقت پیش یجوری ضایع شدم
ینی جور خاصیم نبود زیادا ولی بنظر خودم خیلی بد بود سر ی موضوع ساده هم بود ک کل کلاس بهم خندیدن ب خاطر حرف معلم
بیچاره معلمم فهمید ناراحت شدم ولی نفهمید بخاطر حرف خودش بود:-??خلاصه دیگه از طرف بچه ها ازم بعدش ینی چند روز بعد عذرخواهی کرد ک کسی نفهمید و همچنین حالا دیگه هر وقت ازش سوال میپرسم و وقتی میگم بچه ها میخندنا
برمیگرده میگه غلططططط میکنن سوالتو بپرس :))ینی عالیه:D
 
من کلا ضدحال میزنم شدییییییییید مخصوصا به دوست عزیزم @reihony جان تاحالا فراوان ضدحال زدم و الان یادم نمیاد خدایی . ریحانه بیا خودت بگو
این پیام رو دادم که تاپیک زنده شه ( خدایی خیلی تاپیک باحالیه) اگه خواستین به دلیل اسپم و اینا حذفش کنین صبر کنین یکی بعد از من یه پیام بده بعد
 
بله هم ضایع شدم هم ضایع کردم
مدیر رو امسال سر تاریخ پیشرفت تحصیلی و بودجه بندی سمپاد ضایع کردم که میگفت تا فصل 5 علوم میاد که نوبت اول امتحان دارید .
البته یه سوتی در کلاس دادم که +18 بود و ضایع گردیدم)):
 
چندین بار ضایع کردم و عذاب وجدان دارم
از همین تریبون از تمام مضیوعین خودم عذرخواهی می‌کنم
 
زنگ پیام بود بعد دبیرمون می خواست ازمون پرسش کنه. پرسشم از درس نجاسات بود. دیگه داشت پرسش میکرد و مدتی گذشت تا رسید به من بعد ازم پرسید خون چیه ؟ منم داشتم واسش توضیح میدادم تا اینکه گفتم خون حیوانات جهنده نجسه نگو که تو کتاب نوشته خون حیواناتی که خون جهنده دارن نجسه .
من : :-":-"
دبیرمون و همکلاسیام : :)):))=))=))
 
من دوست ندارم کسی رو ضایع کنم اما بعضی وقتا ناخواسته اتفاق میفته.خودمم خیلی ضایع شدم اما هیچکس به روم نمیاره.اخه که چی مثلا که بقیه رو ضایع کنیم؟؟چی به ما میرسه..؟به نظرم کار قشنگی نیست8-|
 
یه بار تو دعوا یه فحشی به یه نفر دادم دیدم یکی زد تو سر خودش راشو کج کرد:O رفت اول فک کردم خیلی خفنم و از این حرفا ||=|| ولی بعد که فک کردم دیدم هر چی فحش می خواست بده تو یه جمله به خودم بستم..:|:)):)):))
 
روزهای اول دبیرستان بود و زیاد کسی با کسی دوست نبود
یکی از بچه ها اومد انشاش رو بخونه یه کلمه رو(یادم نمیاد چی بود) خیلی تکرار کرده بود منم از یه جایی به بعد شروع کردم شمردن فکر کنم 10-11 باری شد بعدشم سر همین مسخرش کردیم و خندیدیم و اینا
دفعه بعدی که نوبت همین دختر شد بهش گفتم بخون ببینیم این دفعه چندتا فلان(همون کلمه هه) داری، اونم گفت به تعدادِ فوضولی های تو :' ))) هیچی دیگه معلم به زور جلوی خندشو گرفته بود و من در افق محو شدم
.
.
راهنمایی که بودیم خیلی بقیه رو ضایع میکردیم و میخندیدیم و اینا، و فکر میکردیم خیلی باحالیم و همش شوخیه ولی واقعا یه جاهایی دل خیلی هارو شکوندیم و خب چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ :-??
 
معلم دفاعیمون میخواست ازمون بپرسه و نمره بزاره . اول کلاس گفت یکی یه کتاب بهم بده و کتابم تا آخر زنگ دستش بود . منم پریدم کتابمو دادم بهش . کتاب نداشتم پس ناچار به جاش نشستم فارسی میخوندم (اونم قبل پرسش دفاعی)
بعد صدام کرد بیام جواب بدم و اولین چیزی که گفت این بود : داشتی یه چیزی از رو کتاب میخوندی حفظ میکردی . کدوم قسمت درس بود؟
من : کتابم که دست شماس . اونم کتاب فارسی بود.
من : 😎
معلم😑
کل کلاس : سس ماست

و با نمره 20 برگشتم سر جام نشستم
 
اوف اصلا من این تاپیک رو آباد میکنم
مهمون اومده بود خونمون بعد تهدیگا رو ظاهرا باید دست به دست جابجا میکردیم هر کس هر چقدر میخواست بر میداشت میداد بغلی
به من رسید ، من گفتم نه ممنون بشقاب تهدیگو گذاشتمش رو سفره
نفر بعدی : 😐😑
و منی که سعی در فهم موضوع داشتم : 🤔🤔
و دیگز دوستان : ( حجم زیادی پوکرفیس )
 
یدونه سوتی از خودم یادمه که اصلا قابل بیان نیست
ولی تو یه کنگره ای بودیم ، طرف ازم پرسید از کدوم استانین ، دوستم جواب داد شهر گلستان استان گرگان
 
الان یه پیامی واسم اومد
رفتم بالا ببینم خودم بهش چه پیام هایی دادم
یکی بود که خیلی باهاش رودرواسی داشتم
بعد با یه پیامی مواجه شدم که اولش نوشته بودم
(اینو براش میفرستم ببین خوبه ؟)و زیرش متنو نوشته بودم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
ظاهرا اول برای خواهرم فرستاده بودم که تایید کنه متنم خوبه یا نه و همونجوری فرستاده بودمش 🤣🤣🤣🤣🥴
 
یادم نمی‌آد. ولی خاطره‌ی ضایع شدن یکی از هم‌کلاسیام:
سر کلاس فیزیک نشسته بودیم و یکی از بچه‌های کلاس یهو صدای خنده‌هاش بلند شد. کلاس در سکوت کامل بود قبلش.
یهو معلممون از پای تخته روشو برگردوند بهش گفت:
+چیه؟ عکس خودتو دیدی؟
:)
 
  • خنده
امتیازات: RO$E
Back
بالا