• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Admin2

لنگر انداخته
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
ارسال‌ها
7,743
امتیاز
38,742
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1389
سلام

تو این تاپیک هرکس از کاربران قدیمی چیزی یادشه بگه. مثلا کاربران قدیمی رو اسم ببره بگه چجور آدمی بود و مثلا خاطره تعریف کنه ازش و ... میخواهیم یادی از قدیمی ها زنده کنیم :دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

خب فكر كنم اول خودِشما كه جز قديمى ها هستينبايد شروع كنيد..ماكه ستاره هامون قد نميد به اين چيزا ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

من خودم تقریبا تازه عضو شدم!!!ولی یکی از دوستام که از سایت رفت خیلی ناراحت شدم!!!!!! اسم کاربریش فیوززززززززززز(نخود بابا) بود!! دلم خیلی واسش تنگ شده!!
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

یه تاپیک بسکتبال و این‌ها بود که سروش فرشچین و خانومِ 3ggerman (امیدوارم درست نوشته باشم) که اسمشون هم درست یادم نیست (فکر کنم شادی بود) همیشه اونجا بودن و من هم یه دوره کوتاهی اونجا سر و کله می‌زدم با این‌ها. کلـا به سمپادیای قدیم که فکر می‌کنم همش یاد اون تاپیک و سروش و خانومِ احتمالـا شادی می‌اُفتم...
جا داره بگم آ آ آ... دُوز وِر دِ دِیــز. غمود شدم! : دی

*کوروش از من هم یادی بکن:دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

یه قسمت های سؤالتون سخته ;D من خیلیا رو یادمه که الان نیستن ولی در اون حد نمیتونم بگم چجور آدمی بودن! فقط میتونم بگم چه چیزایی ازشون تو ذهنم مونده
+
یه سری اینا که میگم هم صرفا نظر منه و برداشت اون موقع من شاید درست نباشه ;D

یکی بود آخرین نام کاربری که ازش یادمه ندا ثابتی اشرف بود دختر بود ولی یادم نیست کدوم شهر ولی یادمه انسان شری بود تا حدی :-" اسپم و تیکه انداختن و اینا ولی آدم باخالی بود خیلی ;D

َArmAn AriA بود مال نیشابور - اهل شعر خودش شعر میگفت تاپیک هم زده بود واسه شعراش - از گرگ نمیترسید :-" - حافظ ثانی میگفتن بش - طرفدار رئال مادرید بود و همچنین این کشتی کج ها تا جایی که یادمه ولی خب بیشتر به خاطر همون شعراش یادمه - و اینکه توی یه کودتا ها هم بود

فراز! :)) من اون موقع جاهل و جوگیر، و یادمه یه زمانی به نظرم خیلی خفن میومد! - سرور سایت یه زمانی مال اون بود - کسی جرات نمیکرد چیزی بش بگه - مقادیری رک بودن ایشون :-" - خیلیا هی میگفتن چرا بنش نمیکنین؟ - مدیر انجمن تبلیغات بود که الان انجمنش هم موجود نیست حتی - با سمپادسیتی هایی ها بد بود


سلطان خیلی نمیشناختم میدونم مدیر سمپاد سیتی بودن (شاید هنوزم باشه ) یادمه از نظر اعتقادی از خیلی نظر ها من مخالف بودم باشون


پردیس یادمه مال یکی از شهر های جنوب بود بندرعباس شاید اونم چیزی که تو ذهنمه اینه که آدم باحالی بود ;D تیکه انداختن و کل کل و اینا


پارسا المپیاد کامیپوتر مدال داشت مطمئن نیستم نقره یا طلا - مدیر کل بود یه زمانی - مال حلی تهران یادمه خشن بود :-" + رک! ;D


آرمیتا وقتی عضو شدم مدیر کل بود - المپیاد کامپیوتر میخوند - کلی تو معما هوش و اینور اونور سؤال ریاضی حل میکرد - فکرسوق کاشان دیدمش! مدیر خوبی بود ;D


عطیه مال فرزانگان تهران - از این دخترایی که از یه نظرایی مثل پسران! مدیر انجمن ورزش بود - به شدت فوتبالی - فکر کنم استقلالی بود!


مهراب عمرانی که با محمد حسین دوست بود اهل بازی کامپیوتری، توی تاپیک warcraft زیاد پست میداد از دیگر علایقش پارکور و گرافیتی

محمد حسین i am a blackboard ;D با آواتار تام کروز در حال لبخند! اولین بار هایی که من کلمه اسپم رو تو سایت دیدم ( اون موقع تلفظ این کلمه رو هم بلد نبودم حتی! ) وقتی بود که مدیرا به این شخص میگفتن اسپم زیاد میدی اسپم نده وسط بحث های جدی بهو یه چیز خنده دار میپروند!


جوجه فکر کنم همونی باشه که امسال رتبه 10 انسانی شد از این نظر تو ذهنم مونده که یادمه یه بار یه نفر گفته بود یه زمانی میخواسته بره حوزه علمیه ولی نرفته و سمپاد مونده و چون اون موقع به نظرم عجیب میومد این حرفش یادم موند ولی خب مطمئن نسیتم همین شخص باشه اگه اشتباه میکنم پیشاپیش معذرت ;D



َAmir Eblis همکلاسی کوروش که بالا پست داده فکر کنم! - از ابلیس خیلی خوشش میومد و کلا رپ - استقلالی - علاقه به بحث های سیاسی



panther هنوزم البته پست میده یعضی وقتا تو حرف بزن - علاقه به زیست - فعال تو تاپیک های زیست و پزشکی و بهداشت

سعید آرزومند مجری اولین پادکست سمپادیا - مدیر اجرایی فکر کنم یه زمانی - آدمی بسیار منطقی

marlik توی فاز ادبیات و شعر - خودش متن های ادبی میدونم مینوشت شعر رو ولی مطمئن نیستم - کلا پست هاشونم ادبی بود توی اولین پادکست ویس داده بودن


تارا فرزانگان کرج - امسال کنکوری - علاقه مند به راک و متال - خودشم گیتار میزد - اونم چیزی که تو ذهنمه پسرونه بود یکم ;D

سها اونم فرزانگان کرج - کنکوری ;D معاون بود یه بازه زمانی

بیتا فرزانگان شیراز اینش خیلی یادمه که اسپانایی دوست داشت و بلد بود و تو انجمن زبان های خارجی پست میداد ;D


محمد بذرکار مدیر کل بودن یه زمانی ;D - شهید بهشتی کاشان - همون موقع هم فارغ التحصیل بودن یادمه یه بار تو انجمن عکس یکی یه عکس گذاشته بود اعلامیه ی فوت یکی به اسم محمدرضا بذرکار :)) که بعد اومدن گفتن من نیستم!
با ه مینوشتن اسمشون رو یه مدت زیادی!


این پست ادامه دارد... ;D
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

جناب مطهری تقریبا همه قدیمی ها رفتن
راستی شما خانوم ثابتی اشرف را یادتونه؟
الان کجان؟یهو رفتن یه مدتی شبانه روز تو سایت بودن گفتم کونکورشو بده بر میگرده
راستی کجاقبول شدن؟حتی دیگه اپ هم نمیکنن
یادمه سال ۸۸ یا۸۷ بود اوج این فروم یکی امضاش این بود
از ایران که فقط اسمش مونده نگذارید از سمپاد هم فقط اسمش بمونه
راستی یاده جناب مضروب هم بخیر
ویرایش:چه جالب من پستم را فرستادم نوشت وقتی شما در حال تایپ بودید... حالا پست بالایی را هم خوندم دیدم اونم از ثابتی اشرف یاد کرده
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

برای منم جالبه بدونم خانوم ثابتی اشرف چی شد و کجاست الـان و چی شد که یکهویی نیست شد؟

من الـان دارم پستای قدیمیم رو نگاه می‌کنم -اَند یس آی واز گانا دای اِ ویرجین- تو همون تاپیک بسکتال صفحه‌های شیش هفت اینا همین خانومِ پگاه خانوم هم اضافه شده بود و من همش با یک پگاه دیگه که الـان یادم نیست فامیلش چی بود، قاطی می‌کردمش.
..البته آقای بهرامی شریف هم حضور داشت اونجا که همین که یادش افتادم خیلی ناراحتم کرد و خب ترجیح می‌دم که صحبتی نکنم دربارش.

یادمه کلی رقابت و نزاع بود بین اینجا و یک جایی به اسم سمپاد سیتی که من هیچوقت نرفتم ببینم چیه و چجوریه اما کاربرای اینجا خیلی تحقیرش می‌کردن و از فضاش ابراز انزجار می‌کردن.

احمدرضا هم قبلـا فعالیت می‌کرد که من اینجا می‌شناختمش فقط و هیچ ایده‌ای نداشتم چجوری می‌تونه باشه و سال قبل تو روز ثبت نام دانشگاه دیدمش و الـان جوارح درونی و بیرونی زندگی همدیگه رو می‌دونیم، ولی دیگه اینجا ندیدمش. اشتراک زمانی نداشت آشنایی مجازی و حقیقی‌مون.

محمدحسین هم که همونطور که پگاه می‌گه خیلی شوخ بود و چرت و پرت می‌گفت و من هم یه خرده شفت و پلشت بودم و خب حس رقابت داشتم باهاش سر اینکه کی بامزه‌تره! :دی از طرف دیگه ایدئولوژیش هم نقطه مقابل من در اون موقع ها بود و کلی منازعات سیاسی جوگیرانه و بی‌سوادانه داشتیم در جاهای مختلف این فرومِ نازنین. نتیجه اینکه اصلی‌ترین دشمن من محسوب می‌شد و چقدر بنظرم خوشحال تر بودیم اون روزها. شاید هم این صرفا یک توهمه. ولی احتمالـا نیست و واقعا بامزه تر بود زندگی اون موقعا. یک جور معلول‌های ذهنی بودیم که حس می‌کردیم از بقیه دانش‌آموزا بیشتر می‌فهمیم و همین هم معلولیت ذهنی‌مون بود. شاید هم خوب بود. چمی دونم من.

خانوم مشایخی رو هم در یاد دارم. تا سالی که من کنکور داشتم بود فکر کنم ولی سال بعدش خودش کنکور داشت به نظرم و دیگه نه اینجا و نه فیسبوک ندیدمش. البته اطلـاعات من قطعا ناقص و اشتباهه و دخترها خیلی اطلـاعات دارن. همین خانوم پگاه خانوم و خانوم رومی زاده و چندی دیگر تو فرزانگان اصفهان یه دیتابیس عجیبی داشتن از کاربرای سایت. بله خانوم عابد من در جریانش هستم، چی فکر کردین؟

چقدر دعواهای مسخره می‌شد سر اینکه این از مدیریتش استفاده کرده مخ اونو زده، فلـانی حقش نبوده مدیر شه، و کلی داستان‌های زرد دیگه. ماهی یکی دو بارم کودتاهایی توسط اعضاء رده دوم سایت علیه مطهری و اعضای رده اول سایت اجرا می‌شد. بعد ما از این میدان‌ها استفاده می‌کردیم تا پست‌های حکیمانه و خفنانه بدیم و پیش خودمون فکر کنیم چقدر الـان همه فکر می‌کنن ما خردمندیم و کوهی از رسپکت و کردیت برای خودمون به ارمغان آورده‌ایم! احمق‌های باحالی بودیم.

سیستم امتیازدهی هم یادمه یک‌جور دیگه‌ای بود ولی الـان دقیقا یادم نیست که چه جور دیگه‌ای بود. البته نصف حرف‌هام یادی از گذشته بود و نه از کاربران قدیمی. اما خب همینی هست که هست.

حافظم از اون موقعا خیلی پراکنده و دری وری گونه اس. باید مرتبش کنم.

* من این ویرایش متن رو خیلی دوست دارم، جا داره یادی بکنم یه زمانی توی انجمن ها مخفی من و مهمد بذرکار کارمون این بود که پستای هم دیگه رو ویرایش کنیم، یادش به خیر
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

به نقل از کوروش :
محمدحسین هم که همونطور که پگاه می‌گه خیلی شوخ بود و چرت و پرت می‌گفت و من هم یه خرده شفت و پلشت بودم و خب حس رقابت داشتم باهاش سر اینکه کی بامزه‌تره! :دی از طرف دیگه ایدئولوژیش هم نقطه مقابل من در اون موقع ها بود و کلی منازعات سیاسی جوگیرانه و بی‌سوادانه داشتیم در جاهای مختلف این فرومِ نازنین. نتیجه اینکه اصلی‌ترین دشمن من محسوب می‌شد و چقدر بنظرم خوشحال تر بودیم اون روزها. شاید هم این صرفا یک توهمه. ولی احتمالـا نیست و واقعا بامزه تر بود زندگی اون موقعا. یک جور معلول‌های ذهنی بودیم که حس می‌کردیم از بقیه دانش‌آموزا بیشتر می‌فهمیم و همین هم معلولیت ذهنی‌مون بود. شاید هم خوب بود. چمی دونم من.

اون بحث های انجمن سیاست و اینا خیلی حال میداد! :)) یادمه یه تاپیک بود که خود شما گفته بودین که مثل اینکه سر زنگ تاریختون یا دینی یکی اومده و به هر کدومتون یه برگه کاغذ دادن تا سؤالاتونو روش بنویسین بعد مثل اینکه همه ی بچه های کلاس برگه هاشونو داده بودن شما و یکی دیگه ( Amir Eblis فکر کنم! ) و شما هم سؤالات کوبنده ای پرسیده بودین و اون آدمی که اومده بوده هم جواب نداده و پیچونده و رفته

همین آقای مطهری هم تا جایی که یادمه اولین حرف ها در مورد اون وضعیت تهران بود که من گفته بودم کاش من الان تهران بودم و ایشون گفتن کاش من اصلن ایران نبودم

TnT هم یادمه یه جریان حماسی درهمین رابطه تو یه تاپیک ها نوشته بود که سر یه موضوعی ( یادم هست! ولی نمیدونم حرف زدن راجع به حرف های سیاسی اون موقع کار درستی باشه یا نه واسه همین نمیگم ) ماشین باباش رو برداشته بوده و رفته بوده دنبال یکی از دوستاش و دوستش مثل اینکه پاش هم شکسته بوده خیلی یادم مونده چون من اون موقع دوم دبیرستان بودم و TnT اول و اینکه یه اول دبیرستانی پشت ماشین بشنه یکم غیر عادی بود واسه ام!

به نقل از کوروش :
خانوم مشایخی رو هم در یاد دارم. تا سالی که من کنکور داشتم بود فکر کنم ولی سال بعدش خودش کنکور داشت به نظرم و دیگه نه اینجا و نه فیسبوک ندیدمش. البته اطلـاعات من قطعا ناقص و اشتباهه و دخترها خیلی اطلـاعات دارن. همین خانوم پگاه خانوم و خانوم رومی زاده و چندی دیگر تو فرزانگان اصفهان یه دیتابیس عجیبی داشتن از کاربرای سایت. بله خانوم عابد من در جریانش هستم، چی فکر کردین؟

:)) اذهان عمومی رو مشوش میکنین بیخودی :-" من و همون خانوم رومی زاده و چند نفر دیگه واسه اینکه 24 ساعت تو سایت بودیم :-" عادی بود همه رو بشناسیم و اطلاعات داشته باشیم
ولی هیچ دیتابیسی مثل دیتابیسی که Kinder یه زمانی داشت و شاید هنوزم داشته باشه نمیشه! :))
هر جور سوتی از هر کسی توش پیدا میشه با مدارک مستند و print screen های گرفته شده!


به نقل از کوروش :
سیستم امتیازدهی هم یادمه یک‌جور دیگه‌ای بود ولی الـان دقیقا یادم نیست که چه جور دیگه‌ای بود. البته نصف حرف‌هام یادی از گذشته بود و نه از کاربران قدیمی. اما خب همینی هست که هست.

زیر آواتار ها یه عدد بود یه مثبت و یه منفی هم بود رو هر کدوم میخواستیم کلیک میکردیم به اون عدده یکی اضافه یا کم میشد و در ضمن فاصله زمانی داشت یعنی نمیشد پشت سر هم به یه نفر مثبت داد یه چند دقیقه باید میگذشت

رکورد دار تعداد منفی ها هم 3ggerman بود! :))
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

مطهری ! تو با زدن این تاپیک به یکی از اسطوره های من تبدیل شدی ! ( ;D )

به نقل از کوروش :
یه تاپیک بسکتبال و این‌ها بود که سروش فرشچین و خانومِ 3ggerman (امیدوارم درست نوشته باشم) که اسمشون هم درست یادم نیست (فکر کنم شادی بود) همیشه اونجا بودن و من هم یه دوره کوتاهی اونجا سر و کله می‌زدم با این‌ها. کلـا به سمپادیای قدیم که فکر می‌کنم همش یاد اون تاپیک و سروش و خانومِ احتمالـا شادی می‌اُفتم...
جا داره بگم آ آ آ... دُوز وِر دِ دِیــز. غمود شدم! : دی
جا داره اینجا بگم که اصن نام کاربریه من یه چیز به یادمندنی شد اون زمونا! :دی یکی بم میگف "سِگرمن" , اون یکی میومد حرف اینو درس کنه میگف نه این "تیریجرمن" ! ( pro) یکی ( همکلاسی!) میگف سگارو :)) (mgh-nan0( هم میگف یاد سگ وحشی میوفتم با اسمت !! درست تلفظش "تیریگرمن" هست که از triggerman گرفته شده ! :-" :دی

منم بگم :دی

منم کلا اول از همه یاد فراز میوفتم :)) ما یه مافیای زیرزمینی ! (همین دیتابیسی که بهش اشاره شد ! :دی ) بودیم که اگرچه در این کودتا هایی که آرمان.ز ( ملقب به گرگ ! ) میزد و بیانیه هاش به نظر نقشی نداشتیم ولی توی پ.خ و سایر ابزارالات اعم از یاهو , کنترل ماجرارو تا حد زیادی به دست داشتیم :-"

سر قضیه ی فراز , یکمی گروه از هم پاشیده عمل کرد , بعدش احساس کردیم که لو رفتیم و فراز یکی از اعضای باندُ ( :-" ) هک کرده !! عالی بود :دی

اسم گروه مدیریتی که میاد من کلا یاد : مطهری - مهمد بذرکار - آرمیتا - TNT -پارسا - ندا میوفتم ! که توی یه سری از خانوده های سمپادیا اینا همه بچه های من بودن : دی
مطهری خیلی خشک بود و واسه همین تاپیک های اعتراضیم زیاد زده میشد راجع بع این موضو , الان خوبه ! : دی
بذکار (ملقب به بذری ) یکی از اون مدیرا بود که من همیشه دوس داشتمش ! ولی کلا احساس میکنم حوصله ی کابر جماعت رو زیاد نداشت :دی
( من خیلی اسمایلی میزنم چون باید حسمو منتقل کنم چون الان واقعا ": دی" هسم , پیشاپیش پوزش میخوام اگه رو اعصاب بود ! )
TNT هم بعدا با دوستش 4245 زیاد در راستای آموزش زبان ترکی زحمت کشیدن تو CF ها که من و 3pid (رومی ) یه چیزی یاد بگیریم :))

بعد بکس نیشابورم اونموقع یکی از قویترین باندهای سایت بودن : آرمان.ز , iverson که همون سروش فرشچین که کوروش توضیح داد , رشید شاملی , مهران محمودی , که بعد dr.eniac بهشون پیوست :دی اینا کلا توی اختشاش اینجاد کردنه سالم خیلی فعال بودن :دی تاپیک های اعتراضی اکثرا توسط این گروه رهبری میشد و البته کلی هم خوش میگذشت ! همین گروه ما بارها بارها تا نیمه های شب بیدار میموندیم تا گرگ بیانیه شو بزنه !
دیگه , به طور مجزا آرمان.ز میخواس کتاب شعرشو چاپ کنه و دکترانیاک هم یکی از مریدان ایشون بود .
اسم iverson که میاد منم یاد اون تاپیک بسکتبال میوفتم که پربازدید ترین تاپیک ورزش بود !

dr.eniac بعدها که گرگ و سروش رفتن فک کنم به گروه PRΦ(عماد پورفتلاه :دی (احتمالا پور فت لله ! ) و kinder و lof وGCD پیوست اگه اشتبا نکنم . این گروه فعالیت های زیادی داشت .

GCD ! کابر متغیر ! یه زمانی پر اسپم بود و بعدش یهو به یه چیزی تبدیل شد در حد wikisampadia ! یعنی دایرت المعارف سایت شد ! راجع به همه چیز میشد ازش سوال کرد و یادمه که اسمش هیچ نشان مدیریتی نداشت ولی میدونم که تو اتاق فکر ( اتاقی که همه بچه ها فک میکردن یه جای استراتژیک و نم ناکیه که مدیرا حکم بن کردن بچه ها رو مهر میکردن توش :)) ) و این جور تاپیکا دسترسی داشت :دی ![nb]اگه اشتبا میگم بیا تکذیب کن تا مدرک رو کنم ! :-" [/nb]

محمدحسین ! :))))) با نام کاربری Immortal بود اواخر , اون اولا که من عضو شدم , خیلی بحث اسپم و این چیزا بود , یعنی همه میومدن تو سمپادیا میشسن یکی اسپم بده بگن : اسپم ! :)) بعد این یه سوپر اسپمری بود واسه خودش که واقعا معرکه بود کارش :)) یعنی شب نشینی هایی که طالب توشون بود من به قدری میخندیدم که زار زار اشک میریختم :))
بعد دیگه با مهراب عمرانی زیاد تو تاپیک "همه چیز در باره ی Warcraft III TFT&DOTA&World of warcraft " بودن ! پارکورم کار میکردن :دی

همکلاسی ! : ایشونم توی تاپیک پارکور و عکاسی زیاد بودن و ما اون زمونا که میخواسیم اکیت بورد بخریم همش از ایشون سوال میکردیم :دی کلا نماد اسکیت بورد و عکاسی بود یه جورایی ! عکس هایی که میکرف واقعا خوب بود , بعد تو فکرسوق کاشونم با برادر بذرکار بودن که خب از عوامل و مسوولین بودن به نوعی : دی

سها : خیلی بچه ی پایه ای بود :دی میخواسیم شیطونی ای چیزی کنیم یادمه همیشه میشد روش حساب باز کرد , مدیر انجمن معما و هوش (؟) بود با نارنجک ... . ( ... )

کوروش ! : یه برادر دوقلو داش ( الان تو دانشکده ی ماس :-" ) (نام کاربیتو هرچی فک میکنم نمیاد , مرد موزی نبودی؟ :دی ) یه آدم لایک خوری بود واسه خودش :)) [nb] در راستای این مثبت منفی ها , من بیشترین منفی رو داشتم که یادمه تا میومدم سایت کلی پ.خ داشتم که چرا اینقد منفیهات زیاده و اینا :دی بعد این جریانش این بود که ما تو همون مافیایی که اشاره شد ( :-" ) بچه ها قرار بود تا میتونن به من منفی بدن که من مروف شم , که تا حدود زیادی به هدفممون رسیدیم :دی[/nb]

بازم میگم :دی



پ.ن : بله بله بیریزی ! بیریزیه مروف :دی
 
پاسخ : یادی از کاربران قدیمی و رفته سایت ...

کوروش breezy بود یه موقع تا چند وقت پیشم منو همون خانوم رومی زاده با " بیریزی" خطاب میکردیم بین خودمون :-"

MoZee ( تو این مایه ها ;D ) یه نفر دیگه بود اونم خیلی آدم باحالی بود ولی فکر کنم خیــــــــلی وقته نیست :-?

سر همین قضیه فراز که بالا اشاره کردن من یه دو سه شبی رو کلا نخوابیدم :)) اینقدر که تو جو ماجرا ها بودیم

( میرفتیم تاپیک های عهد بوق رو پیدا میکردیم میخوندیم اطلاعات پیدا کنیم )

یه زمانی هم بود به این نتیجه رسیده بودیم که پ.خ ها خونده میشن تو پ.خ یا حرف نمیزدیم یا رمزی اطلاعات رو منتقل میکردیم :))


( من الان از بحث تاپیک منحرف نشدما که بخوام خاطره ی نامرتبط تعریف کنم ، اینا باز برمیگرده به جریانات فراز ;D )
 
Back
بالا