• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

سینستزیا

تا به حال سینستزیا رو تجربه کردین ؟

  • بله درجات متوسط تا شدید سینستزیا رو تجربه کردم

    رای‌ها: 17 32.7%
  • بله سینستزیا رو به صورت ضعیف تجربه کردم

    رای‌ها: 16 30.8%
  • خیر تا به حال تجربه نکردم

    رای‌ها: 19 36.5%

  • رای‌دهندگان
    52
من هم به صورت خیلی جالب تجربه کردم و گاهی اوقات هم می کنم .. من برای اعداد و حروف رنگ های متفاوت می دیدم .. عدد هشت همیشه یه مشکی خیلی جذابی داره در حالی ک عدد یک ، سبز فسفریه .
بیشتر از رنگ ها ، شخصیت های اعداد و حروف برام مهم تر هست .. عدد هشت خیلی خیلی با جذبس .. عدد دو مهربونه ..چهار خوشگله .. پنج تنبله ... ده هم شاه ..
برای موزیک ها نه .. ولی برای ریتم ها هم شخصیت تو ذهنم ب وجود میاد .. خیلی با حاله
 
تو یه مستند دیدم که میشه از این قابلیت مغز برای کسایی که نابینا شدن استفاده کرد. یعنی مثلا اگه یه صدای خاصو بشنون به یه رنگ خاص فکر کنن و این طوری مغزشون کم کم با این شرایط سازگار بشه، حسی مثل دیدن براشون پدید میاد با شنیدن صداهای مختلف
 
تو یه مستند دیدم که میشه از این قابلیت مغز برای کسایی که نابینا شدن استفاده کرد. یعنی مثلا اگه یه صدای خاصو بشنون به یه رنگ خاص فکر کنن و این طوری مغزشون کم کم با این شرایط سازگار بشه، حسی مثل دیدن براشون پدید میاد با شنیدن صداهای مختلف
شبیه این مستند رو دیدم یه دستگاهی رو سر مریض بسته میشد و با صدایی که اون دستگاه ایجاد میکرد افراد نابینا میتونستن شکل اشیا رو بدونن مثلا بشقابی که جلوشونه دایره است یا موانع رو تشخیص بدن
 
یه سوال
من نت ها رو رنگی نمیبینم اما همه برام یه لوکیشن و یه برهه زمانی خاص رو تداعی میکنن که تقریبا تو هیچکدومشونم قبلا حضور نداشتم، صرفا از زمانی که یادمه اون لوکیشن و موقعیت زمانی با اون نت تو ذهنم میومده، این که سینستزیا نیست، هست؟
 
یه سوال
من نت ها رو رنگی نمیبینم اما همه برام یه لوکیشن و یه برهه زمانی خاص رو تداعی میکنن که تقریبا تو هیچکدومشونم قبلا حضور نداشتم، صرفا از زمانی که یادمه اون لوکیشن و موقعیت زمانی با اون نت تو ذهنم میومده، این که سینستزیا نیست، هست؟
ممکنه یه مثال بزنین .مثللا یه آهنگی که شمارو یاد زمان و موقعیت خاصی میندازه
 
ممکنه یه مثال بزنین .مثللا یه آهنگی که شمارو یاد زمان و موقعیت خاصی میندازه
آهنگ که نه، اجتماع نت هاش، نت ها رو هم من نمیشناسم فقط گوشم تعیین میکنه -__-
مثلا با پشت هم قرار گرفتن چند تا نت یه فضای تاریک تو نیشابور قرن هفت!
با یکی یه صبح زمستونی تو ماسوله زمان قاجار، با یکی اصفهان زمان سامانی
با یکی سن‌پطرزبورگ زمان تزار، با یکی لنینگراد ۱۹۴۰

خودم اینو بی ربط میدونستم ولی الان که دیدم بعضی از دوستان تمام ابعاد تصویرسازی رو سینستزیا میدونن گفتم شاید اینم حسابه :|
 
درمورد اعداد منم این تصوراتو دارم
یک یه مرد جوون باشخصیته
دو یه دختر جوون بازیگوشه
سه یه مرد میانسال آرومه
چهار یه خانم میانسال بی آزاره
پنج یه آقای میانسال مثل دو تای بالاییه
شیش یه مرد ورزشکار پر جنب و جوشه (فکر کنم شیمیله چون گاهی زن میبینمش :)))
هفت یه مرد جدی ولی مهربونه
هشت یه زن جوون مهربونه
نه یه پیرزن باوقاره که با بقبه ارتباط خوبی نداره
همینطوری الی آخر منتها بعضی وقتا نسبت به زاویه دید ممکنه شخصیتاشونو متفاوت ببینم
ذهن منم واسه تمام اعداد جنسیت و رنگ قائله
همه ی اعداد فردو با رنگ روشن حس می کنم و همگی مونث بوده و اگه جون بگیرن شخصیت گرم و مهربونی دارن:-"
اعدا زوج هم اغلب دارای رنگای تیره و سردن و مردانی جدی و شیک پوش هستند :)
چی گفتم!:-??
پ.ن :
روزای هغته هم همینحورین
فقط جمعه خیلی سیاه می زنه
 
آهنگ که نه، اجتماع نت هاش، نت ها رو هم من نمیشناسم فقط گوشم تعیین میکنه -__-
مثلا با پشت هم قرار گرفتن چند تا نت یه فضای تاریک تو نیشابور قرن هفت!
با یکی یه صبح زمستونی تو ماسوله زمان قاجار، با یکی اصفهان زمان سامانی
با یکی سن‌پطرزبورگ زمان تزار، با یکی لنینگراد ۱۹۴۰

خودم اینو بی ربط میدونستم ولی الان که دیدم بعضی از دوستان تمام ابعاد تصویرسازی رو سینستزیا میدونن گفتم شاید اینم حسابه :|
منم تا حدودی شبیه شما فکر می کنم بیشتر با آهنگای بی کلام اتفاق میوفته برام
سینستزیا انواع مختلفی داره این اتفاق احتمالا نوعی از سینستزیا باشه
 
همه ی اعداد فردو با رنگ روشن حس می کنم و همگی مونث بوده و اگه جون بگیرن شخصیت گرم و مهربونی دارن:-"
فکر می کنم اعداد فردی که اولن اتیسم دارن اونا اصلا خونگرم نیستن
 
آخرین ویرایش:
خب من فکر کنم واقعا یک خل و چلی خاصی در وجودم هست چون نه تنها بعضی وقتا بعضی چيزا رو رنگی حس میکنم
روزای هفته رو وقتی ميخوام بگم یا چند هفته رو تو ذهنم مرور کنم یا بهشون فکر کنم هر کدوم و با يه ترتیبِ عجیب و غریب میان تو ذهنم و انگار وقتی به هفته ی آینده فکر میکنم يه فایل از جلویه مغزم باز ميشه و روزایِ هفته ام مثلِ فایل های مختلف توشن
هر آدمی رو هم يه عدد میبینم و یعنی بهم حسِ اينو ميده که مثلا شبیهِ يه عددیه
و چیزِ خیلی عجیب تر که ثابت میکنه که احتمالا واقعا دیوونم اينه که شکل ناخونایِ خودم وبقيه منو یادِ قیافه ی آدمایِ مختلف ميندازه
اينا شبیهِ اعتراف بود بیشتر تا اینکه بگم منم مثلِ تواماگه واقعا يه جور دیونگیه به روم نيارين
فک نکنم دیوونه باشی

ذهن زیبا رو ببین اگه ندیدی ،زندگی جان نش ریاضی دانی که اسکیزوفرنی داشت، اما تونست کمک بزرگی بکنه و ۱۵۰ سال نظریه پردازی در زمینه اقتصادو... خلاصه فیلم زیبایی هست.
 
خب من فکر کنم واقعا یک خل و چلی خاصی در وجودم هست چون نه تنها بعضی وقتا بعضی چيزا رو رنگی حس میکنم
روزای هفته رو وقتی ميخوام بگم یا چند هفته رو تو ذهنم مرور کنم یا بهشون فکر کنم هر کدوم و با يه ترتیبِ عجیب و غریب میان تو ذهنم و انگار وقتی به هفته ی آینده فکر میکنم يه فایل از جلویه مغزم باز ميشه و روزایِ هفته ام مثلِ فایل های مختلف توشن
هر آدمی رو هم يه عدد میبینم و یعنی بهم حسِ اينو ميده که مثلا شبیهِ يه عددیه
و چیزِ خیلی عجیب تر که ثابت میکنه که احتمالا واقعا دیوونم اينه که شکل ناخونایِ خودم وبقيه منو یادِ قیافه ی آدمایِ مختلف ميندازه
اينا شبیهِ اعتراف بود بیشتر تا اینکه بگم منم مثلِ تواماگه واقعا يه جور دیونگیه به روم نيارين
اینارو منم دارم بعلاوه این ک ه ماشین و اشیا هم منو یاد قیافه بقیه میندازه.چیز بدیه!؟
 
من برای صدا ها رنگ قاعلم ، مثلا بعضی مردا هستن صداشون شبیه زناس یا بعضی زنا هم همینجوری صداشون شبیه این مرداییه که صداشون شبیه زناس ، من میگم صداشون سبزه :)):))
ولی خب انگار این یه بیماری روانی مخصوص خودمه و منو دیوانه جلوه میده چون کسی درکش نمیکنه
 
من برای صدا ها رنگ قاعلم ، مثلا بعضی مردا هستن صداشون شبیه زناس یا بعضی زنا هم همینجوری صداشون شبیه این مرداییه که صداشون شبیه زناس ، من میگم صداشون سبزه :)):))
ولی خب انگار این یه بیماری روانی مخصوص خودمه و منو دیوانه جلوه میده چون کسی درکش نمیکنه
منم گاهی اوقات یادم میره بقیه مثل من نیستند صدا ها و بو ها و طعم ها رو با رنگ و شکلشون توصیف میکنم مثلا میگم صدای صورتی کم رنگ اسپری شده و دون دون
یا طعم بنفش مایل به قرمز رو برا طعم ملس به کار میبرم
 
من بعضی از کلمه ها رو توی ذهنم یه شکل خاص که ربطی نداره تصور میکنم نمیدونم اینم جزئش میشه یا نه
مثلا کلمه اکرم تو ذهنم همیشه یه زن پیره که توی یع زیرزمین زندگی میکنه
 
برای درک بهتر مفهومش اول توصیه میکنم این کلیپو ببینین:
http://akharinkhabar.ir/health/5196860

سینستزیا یک وضعیت ادراکی است که در آن تحریک یک حس موجب راه اندازی و برانگیختگی غیر ارادی و اتوماتیک حسی دیگر می شود. تا مدتها این پدیده‌ به عنوان موضوعی غیرواقعی تعبیر می شد، اما تحقیقات سال‌های اخیر دانشمندان، واقعی بودن آن را آشکار کرده است. سینستزیا ممکن است میان ترکیبی از حس ها و یا حتی مسیرهای شناختی رخ دهد. افراد مبتلا به سینستزیا ممکن است صداها را “ببینند”، کلمات را بچشند یا رایحه ها را با پوست خود لمس کنند. آنها حتی ممکن است مفاهیم انتزاعی مانند زمان را در اطراف خود ببینند!

مدل های سینستیزیا شامل :
۱- سینستیزیای ماه-رنگ ۲- سینستیزیای روزهای هفته-رنگ ۳- سینستیزیای کلمه (عدد)-رنگ.

سنستزیا پدیده ای کاملاً غیر ارادی است، شخص نیازی ندارد به طور آگاهانه از حس دومش استفاده کند. این تجربه به تنهایی و در پاسخ به یک محرک حاصل می شود. در نتیجه فرد نمی تواند آن را کنترل کند. همچنین سینستزیا بسیار پایدار است و در سنین کم شکل گرفته و با گذر زمان تغییر نمی کند. از سویی دیگر به گفته دانشمندان این توانایی ژنتیکی است و نمی توان آن را نوعی اختلال نامید. چون این توانایی فرد را از انجام کارهای خود بازنمی دارد. دانشمندان معتقدند که حواس این افراد با هم ادغام شده و با تحریک یکی از حواس پنجگانه آنها، حس دیگر هم تحریک می شود. میزان شیوع این اختلال در حدود ۴ درصد می باشد. همچنین این پدیده در بین زنان شایع تر از مردان است، در نتیجه احتمال داده می شود این وضعیت مربوط به کروموزوم X باشد. نکته جالب در مورد افراد دارای سینستزیا این است که تصور می کنند وضعیت آن ها کاملا طبیعی و معمول است. البته اولین باری که به تفاوتشان با بقیه پی می برند، هم خودشان دچار ترس و اضطراب می شوند و هم تعجب اطرافیان را بر می انگیزند. دلایل ابتلا به سینستزیا همچنان نامشخص و مبهم است. با اینحال یک علت احتمالی که در مورد بروز این حالت مطرح می‌شود وجود ارتباط متقاطع میان برخی نواحی ادراک حسی در مغز این گونه افراد است که قاعدتاً باید مانند مغز افراد عادی به صورت مجزا فعالیت کنند.

یکی از مواردی که ممکن است با سینستزیا اشتباه گرفته شود مفهوم “توهم” است، در حالی که توهم ادراک حسی غلط از یک محرک غیر موجود می باشد و سینستزیا ادراک های چندگانه حسی از یک محرک موجود.

انواع سینستزیا:

۱- سینستزیای اکتسابی: که در اثر آسیب مغزی به وجود می آید و ممکن است در افراد اسکیزوفرن و اتیستیک مشاهده شود. ۲- سینستزیای ناشی از مصرف مواد و دارو: که در افرادی که LSD و یا مسکالین مصرف نموده اند به وجود می آید.

۳- سینستزیای ذاتی یا تحولی: که از کودکی در فرد بوده و ممکن است تا پس از بلوغ و پایان عمر نیز ادامه داشته باشد.
 
چ جالب
منم ی همچین چیزاییو تجربه کردم
البته رنگی نیستن
مثلاً من ماشینا رو شبیه آدما میبینم
انگشتای دستمو هم همینطور
روزهای هفته هم بنظرم ی جوریه، مثلاً اگه روی ی دایره تصورش کنم، شنبه زاویه‌ی ۶۰ درجه‌س
یکشنبه ۷۵، دوشنبه ۹۰، سه‌شنبه ۱۲۰، چهارشنبه ۲۰۰، پنجشنبه ۲۴۰ و جمعه هم ۳۰۰ درجه‌س:|

نمیدونم چرا، ولی احساسم نسبت ب روزای هفته اینجوریه ک شنبه تا سه‌شنبه نزدیکترن ب هم، و از چهارشنبه تا جمعه دورترن...

فصلا رو هم اینجوری میبینم،
t4j2_img_20200302_165925_314.jpg



البته ماه‌های سال هم بنظرم ی تناوب این شکلیه
v2lr_img_20200302_170548_699.jpg



در مورد اعدادم ی حسای عجیب‌غریبی دارم، مثلاً از اعداد زوجو معمولاً بیشتر دوست دارم، بجز ۴ :)) و اعداد فرد رو کمتر بجز ۳ و ۷:))
برای هر عددی هم شخصیت متصورم:))

کلاً درنظرم خیلی چیزا شخصیت دارن، اعداد، حروف، کلمات، صداها...
حتی صدای ماشینا!!!
یا مثلاً دندونام (مامانم اینا رو بخونه پاک ازم ناامید میشه:)))

در کل، من شخصیت‌محور میبینم، تقریباً بیشتر چیزا رو، حتی خود رنگا رو!!!
 
من وقتی کسی صدای جیغ درمیاره یا صدای نازک داره همیشه رنگ قرمز کل مغزم رو در خودش فرو میبره
حسم نسبت به عدد 0 مشکیه و اعداد فرد رو با رنگ های گرم مخصوصا زرد تصور میکنم
اما اعداد زوج و مخصوصا 2 رو بسیار آبی
صدای بم هم ذهنمو مشکی میکنه
 
چهارشنبه بنفشه
پنجشنبه قهوه ای
دوشنبه سبز
شنبه زرد و...

ریشه این رو باید در بچگی و ناخودآگاه پیدا کرد
مثلا تو بچگی داشتی 1-2-3 رو یاد میگرفتی
نگاهت افتاده به فرش !
البته حدسه
ولی احتمالش قویه
 
Back
بالا