• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

داستان دنباله‌دار کلمه‌ای!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Aliovski
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه
 
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد
 
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش
 
روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه. بعد تفنگشو
 
به نظرم یه کلمه نباشه، مثلا محدودیت ده کلمه ای داشته باشه یا n کلمه ای ولی یکی نه چون خیلی فعالیت میخواد. من هم مثلا دو کلمه ادامه دادم
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه. بعد تفنگشو پرت کرد
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه. بعد تفنگشو پرت کرد سمت علی که داشت
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه. بعد تفنگشو پرت کرد و سرم شکست
 
یه روز بارونی تو خونه مشغول تلویزیون دیدن نبودم و داشتم بین البوم دنبال یه عکس قدیمی می‌گشتم اما به جاش تصمیم گرفتم بخوابم که خواب دیدم هوا بارونیه و توخونه مشغول تلویزیون دیدن خوابیدم که صدای یه گربه بی اعصاب اومد رفتم سمتش که ببینم دردش چیه انگار زخمی شده بود و سردش بود اومدم بگیرمش که پرید و صورتمو چنگ زد و شروع به صحبت کرد. گفتش سلام عمو زن‌عمو کجاست؟ گفتم خفه شو
چشمای گربه قرمز شد و زد زیر گریه. بعد تفنگشو پرت کرد سمت علی که داشت از اون بغل رد میشد
 
Back
بالا