2009-04-27
سفر ايستگاه
قطار ميرود
تو ميروي
تمام ايستگاه ميرود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاه رفته
تكيه داده ام!
قيصر امين پور
پ.ن:چند وقته كه از اين سادگي بيرون اومدم.
6 نظر
× چرا ؟ “و من چقدر ساده ام”
انتظار همیشه ام بد نیست
انتظاري كه فقط آدم و آزار بده و هيچ نقشي در تكامل فرد نداشته باشه،بسيار بده.
سعیده جان شعر خیلی قشنگی بود.
چه کار خوبی!
منتظر همیشه تو دلش یه حس قشنگی هست.
امیدی که شاید به نظر بیهوده بیاد. اما خیلی چیزها رو میسازه.
انتظار آدم رو دچار عادت وحشتناك روزمرگی نمی كنه و تو رو مجاب می كنه تا اميد داشته باشی ابته قابل توجه فائزه كه انتظار بيهوده هم آدم رو دچار توهم می كنه!
“شاید به نظر بیهوده بیاد.”
به نظر.