• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آسیب‌های سمپاد

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Saghar1911
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    سمپاد

Saghar1911

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
94
امتیاز
703
نام مرکز سمپاد
فرزانگان۴
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1401
دانشگاه
امام خمینی قزوین
رشته دانشگاه
مهندسی برق
چند روز پیش داشتم با یه نفر حرف میزدم که دو سال از دبیرستانش رو تو سمپاد گذرونده بود و بعد خارج شده بود. میگفت سمپاد خلاقیتشو گرفت، عشق به درسشو گرفت، از کسی که با علم زندگی میکرده تبدیلش کرد به کسی که ازش میترسه و گفت سمپاد اعتماد به نفسشو گرفت. دلش بدجور پر بود. فقط دو سال تو سمپاد بود و انقدر دلش پر بود. میگفت اولش نفهمید سمپاد چقدر بهش ضربه زده و تازه بعد از رفتن به دانشگاه فهمیده.

این آدم فقط یه مثال کوچیک بود. نمیشه تعمیمش داد به همه ولی میخوام بپرسم که شما چی فکر میکنید؟
سمپاد ضرر داشته؟ نفع داشته؟ یا هر دو رو داشته؟ ضررش به نفعش می ارزیده؟
مخاطبم اینجا بیشتر فارق التحصیلان سمپاد هستن. سمپادی بودنتون تو دانشگاه تغییری ایجاد کرد؟ از این سالهایی که تو سمپاد چی کسب کردین؟ چی با خودتون از اون سالها اوردین؟


-اگر تکراریه یا تو انجمن اشتباهیه عذر میخوام و لطفا درستش کنید.
 
آخرین ویرایش:
به نظرم شلوغش کرده
مشکلش جای دیگه بوده
چسبوندش به سمپاد
والا برای شخص من که نه
اثر منفی ای نداشت
به نظرم یه خوبی که برام داشت این بود که توی محیطی بودم که جوش به نسبت میانگین درس خون تر بود و دغدغه هاشون بیشتر اطراف محور درس بود
و این ناخوداگاه روی منم اثر مثبتی گذاشت که کمی جدی تر بگیرم
ولی در کل به نظرم اوووون قدر تفاوت فاحش نداره که بگی آی من به خاطرش خوشبخت یا بدبخت شدم
 
من‌ با کلی عشق ب سمپاد اومدم طوری ک میگفتم قبول نشم این آرزو ب گور میبرم و خودم رو هیچ وقت نمیبخشم و با حس عجیبی فارغ التحصیل شدم‌.
اینایی ک دارم میگم برا همه قاطعانه صدق نمیکنه.

من کلی هنر بلد بودن یا ورزش حرفه ای میکردم و بخاطر درس مجبور شدم کنار بذارم چون نمیرسیدم و الان نه حوصله دارم و نه کمر انقدر که پشت میز درس خوندم.خب این اتفاق اونقدر منفی نیس برای بدست اوردن چیزی باید خیلی چیزا از دست بدی.حتی ممکنه اگه مدرسه دولتی هم میرفتم اگه خیلی درس میخوندم این میشد.
ولی جای درد اورش ک تقریبا الان کنار اومدم واسم این بود سال اولی ک اومدم دهم بودم ب خاطر فشار روانی ک ب من تحمیل شد ک بنظرم بخاطر کادر مدرسه یا بعضی از دبیرا ک واقعا درک نمیکردن(یادمه دوران پایه هر سه شنبه ها ۲ تا آرمون تستی و ۳ تا تشریحی داشتیم اونم در سه زنگ.میگفتن سمپادی المپیاد پزوهش مسابقه باید شرکت کنه و مقام بیاره.یا تهدید اخراج شدن.یا حرف تکراری سمپادی هستین سر در مدرسه نگاه کنین لیاقت ندارین.ک بی دلیل و همشگی با دعوا و لحن نامناسب بمون میگفتن.یا کنکوری بودم بخاط ابن ک به ازمون جامع خود مدرسه شرکت نکردم زنگ زدن خونمون کلی سر مامانم غر زدن زهرا چرا نیومد بیاد پرونده اش رو بگیره سمپاد نیاز ب همچین دانش اموزی نداره منی ک خییییییلی منظمم و غیبت غیر موجه تا حالا نداشتم.یا بخاطر تاخییر اونم چون سر صف شرکت نداشتیم تعهد میدادیم سمپادی باید همش منظم باشه یا بخاطر کلی چیز دیگ)قرص ارام بخش خوردم با اینکه شاگرد بودم و تراز میاوردم ولی کلی استرس تحمل کردم سال بعد معده درد عصبی گرفتم و حتی روانشناس رفتم سال بعد مشکل قلب پیدا کردم بو این شرایط باعث شد برای کنکور نتونم ایده آل خودم ک پایه میخوندم رو بخونم کلی وقت درمان یا تفریح خودم بذارم.خب واقعا واسه من و همچین ادمایی ممکنه خاطره خوبی نمونه بگم کلی دوست تو مدرسه ام دارم شرایط تقریبا شبیه هم داریم میگم باز ب مدریت و فضایی ک ایجاد میکنه هس چون تو شهر دیگ استانم کلی دوست دارم مقایسه میکنم کاملا شرایط فرق داره.ولی نمیشه از خوبی هاش چشم پوشی کرد حتی با اطمینان میگم اگه قبول نمیشدم شرایط جسمی و روحیم بد تر از این میشد.

شاید حس یه پیرزن ک کلی مریضه دارم ولی پشیمون نیستم هزار بارم بمیرم و زنده شم سمپاد میام اونم از هفتم حالا.ولی بگم نمیذارم که بچه ام شرکت کنه.
ولی خوشحالم‌ با این مشکلات حال روحی الانم خوبه چون کلیییییی خاطره خوب هم دارم یا یه مشاور تحصیلی دارم کلی باش خوبم تو هر زمینه لم کمک میکنه.دیگ چی میخوام واقعا .
 
آخرین ویرایش:
داداش یه لحظه صبر کن اینجا یه مشکل هست ما باید مدارس خودمونو با خودمون مقایسه کنیم الان مدارس سمپاد تو کشور درجه یکن این عزیز منظورش از خلاقیت و عمر چیه سمپاد باعث میشه تو کنمور یه قدم یا شاید بیشتر از بقیه جلو باشی تو این مملکت سمپاد به موفقیتت کمک میکنه
منظورش از خلاقیت چیه خب تو همه مدارس اشغال میکنن تو مغزمون :| :-w
 
داداش یه لحظه صبر کن اینجا یه مشکل هست ما باید مدارس خودمونو با خودمون مقایسه کنیم الان مدارس سمپاد تو کشور درجه یکن این عزیز منظورش از خلاقیت و عمر چیه سمپاد باعث میشه تو کنمور یه قدم یا شاید بیشتر از بقیه جلو باشی تو این مملکت سمپاد به موفقیتت کمک میکنه
منظورش از خلاقیت چیه خب تو همه مدارس اشغال میکنن تو مغزمون :| :-w
من نمیدونم ولی گله داشت از سنگین بودن درسا و اینکه فرصتی نمیموند برای چیزای دیگه و اینکه گفتم موضوع بحث تجربه اوشون نیست. تجربه اون دوست یه جرقه بود برای موضوع. یجورایی قراره از تغییراتی که سمپاد در شما ایجاد کرد و کلا زندگیتون و تاثیراتش از سمپاد بگید.
 
کلا یه سری سختگیری های زیاد هست من از راهنمایی وارد نمونه شدم وبعدش فرزانگان ، میتونم بگم از هفتم که رفتم نمونه این حد درس نخوندم اشکم در اومد ینی ، ولی میدیدم این سختگیری ها به نفعمون بود و از نظر علمی نمونه نورالهدی یک استان بود ، و خب رفتم فرزانگان یک اونجا همینقدر سختی بود ولی من عادت کرده بودم ، کلا کسی که سعی میکنه تیزهوشان و نمونه قبول شه باید تلاش کنه ، الان من سر نمره خیلی تاثیرات روحی بدی بهم وارد شد
 
من نمیدونم ولی گله داشت از سنگین بودن درسا و اینکه فرصتی نمیموند برای چیزای دیگه و اینکه گفتم موضوع بحث تجربه اوشون نیست. تجربه اون دوست یه جرقه بود برای موضوع. یجورایی قراره از تغییراتی که سمپاد در شما ایجاد کرد و کلا زندگیتون و تاثیراتش از سمپاد بگید.
سمپاد کمه باید تمام اموزش کشورو عوض کنن
 
بنظر من
منی که سه سال نمونه بوده و بعد تیز اومده
اون س سال نمونه رو هم دوباره بخاطر تصمیم خوانواده تیز نخونده ک میگفتن خسته میشی و راست هم میگفتن
چون توی راهنمایی فرز ما واقعا پوست بچه هارو کندن و خیلیاشون توی دبیرستان میگفتن پس چرا اینارو توی راهنمایی دست و پاشکسته گفتن و کامل نگفتن
و چرا بعضی چیزارو گفتن که اصلا برای دانشگاهه
خلاصه دیگه
منم قشنگ یادمه..چون مدرسه هامون میکس بود با فرز کلاسای فوقالعادش
بنابراین منم میهنگیدم حتی اون زمان
و تنها بدی ای که از سمپاد دیدم
مدیرشه
اونم مدیرای دخترونه هاش
واقعا شور پارتی بازیو در میارن واقعا
و اینجا همش میخوان مدیرا الکی ادای مدیر شهید بهشتی یک پسرونه رو دربیارن
که عمرا ب گرد پاشون برسن حتی

خلاصه دیگه
مدیر ما با اون معلمایی که سال دهم اورد گند زد و همچنین یازدهم
درسته معلم انچنان خیلی مهم نیس
ولی باز مهمه
و مدیریتش
اینکه طرف خانواده شهیده دلیل ننیشه معلم خوب یا مدیر یا ...خوبی باشه
 
هرچند کیفیت مدارس سمپاد تو هر شهری،حتی ناحیه تا ناحیه متفاوته
واسه من تنها حسن سمپاد همکلاس شدن با تاپ های شهر بود،کیفیت تدریس،سواد معلما،مدیریت مدرسه عملا هیچ فرقی با یه مدرسه عادی نداشت .من مجبور بودم حتی تو دوران راهنمایی هم کلاس برم،واسه تدریس خود کتاب،چون معلما کیفیت کارشون به شدت پایین بود،و اگه کسی به موفقیت درسی میرسید،اکثرش زحمت خودش و خونواده‌اش بود،و مدرسه نقش خیلی خیلی کمی داشت
در این حد که مدیریت مدرسه دبستانم،بیشتر به آرمان های سمپاد نزدیک بود.
و اون جو بد تو هر مدرسه ای می تونه باشه،مهم اینه که تاثیرپذیر نباشیم
 
من راهنمایی رو مدرسه عادی بودم و وقتی دبیرستان وارد سمپاد شدم مرتب خودمو با بقیه مقایسه میکردم و میدیدم بقیه خیلی سر کلاس بهتر ظاهر میشن. طول کشید تا فهمیدم که دلیلش اینه که کلاس خصوصی میرن و خب چون خودم نمی رفتم اعتماد به نفسم فوق العاده اومد پایین. البته سر امتحانا کاملا جبران کردم و نمره هام از خیلیا که کلاس میرفتن هم بهتر شد ولی اعتماد به نفسم راستش درست نشد.
آسیب دیگه ای هم که داشت حس میکنم دید دیگران خیلی نسبت بهم عوض شده بود و یه جورایی ازم بیشتر توقع داشتن.
خوبیش هم قبولی های خوب و رتبه های تک تو کنکور بود. با تقریب خیلی خوبی میتونم بگم زمان من تو شیراز مدارس عادی هیچ شانسی نداشتن. نمیدونم دلیلش چی بود. قطعا معلم ها نبودن، شاید جوی بود که بین بچه ها بود.
در کل به نظرم آسیب هاش به خوبیش می ارزید. به هرحال من ترجیح میدم نسبت به شرایط سخت آب دیده شم و به رویاهام برسم تا اینکه بعدا افسوس بخورم
 
Back
بالا