• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آزادی بیان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Karenn
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ارسال‌ها
2,618
امتیاز
39,782
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۲
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1401
مدال المپیاد
Physics
دانشگاه
SUT
رشته دانشگاه
Physics
دوستان عزیز
اگ همچنان تمایل به بحث راجع به حد و مرزهای آزادی بیان
اسلام هراسی یا گرفتن حق از حکومت اسلامی
و...
علاقه به صحبت دارید بحث رو اینجا ادامه بدید
 
من در مورد اون پسر صحبتى نمى كنم چون ديگه همه گفتنى ها گفته شد.نميشه طرف بياد اينجا دختر مردم رو تهديد به زندان و ((اصلاح اجبارى)) بكنه بعد ما فقط ناديده بگيريمش.بعد اگر الان بهش آزادى رو بديم پس فردا كه به قول خودتون سركوبگرى چيزى شد اونجا هم حس آزادى عمل مى كنه و مياد يكى رو به شكل عملى و واقعى ميندازه زندان. و در اونصورت برخورد جامعه هم بدتر خواهد بود.شلاق امروز به از ذبح فردا.
 
در همین شروعِ کار بگم که هر عقیده‌ای محترم نیست.
گسترش عقایدی که واقعاً باعث لطمه به دیگران میشه یا آزادیشون رو سلب می‌کنه خطرناکه.
 
من در مورد اون پسر صحبتى نمى كنم چون ديگه همه گفتنى ها گفته شد.نميشه طرف بياد اينجا دختر مردم رو تهديد به زندان و ((اصلاح اجبارى)) بكنه بعد ما فقط ناديده بگيريمش.بعد اگر الان بهش آزادى رو بديم پس فردا كه به قول خودتون سركوبگرى چيزى شد اونجا هم حس آزادى عمل مى كنه و مياد يكى رو به شكل عملى و واقعى ميندازه زندان. شلاق امروز به از ذبح فردا.

شما که با تفکرات استالینی که داری دلت میخواد هم امروز شلاق بزنی هم فردا ذبح کنی پسفرداش هم کبابش کنی بره.
 
شما که با تفکرات استالینی که داری دلت میخواد هم امروز شلاق بزنی هم فردا ذبح کنی پسفرداش هم کبابش کنی بره.
يا واقعا متوجه نشديد يا خودتونو زديد به اون راه كه نفهميديد اون صرفا يه مثل بود و منظورم ذبح و شلاق نبود.
 
اتفاق منظور من هم کاملا استعاری بود.
نه،من جدا دلم ميخواد از چنين وضعى بياد بيرون.كارى به عقيده اش ندارم،اون ديگه با خودشه.ولى اين پر روئى ها و حد نشناسى ها بيش از هر چيز به خودش صدمه خواهد زد.وگرنه من كه از يك پسر سيزده ساله چه كينه اى ميتونم داشته باشم؟
 
(آزادی بیان تو هر اجتماعی یجوری تعبیر میشه. و بنظرم همین انعطاف پذیریش بهش مفهوم میده)
۱_ اساسا این سایت یه فروم شخصی نیست که هویت و درستی تمام افراد در ورود و دسترسی بهش تایید بشه، همه ی اونایی هم که اطلاعاتشون رو شیر میکنن یا در تاپیک ها ی مختلف فعالیت میکنن میدونن هر فردی قابلیت دسترسی به این اطلاعات رو داره،خیلی ساده در قالب مهمان.
۲_ بحث اینجاست که بنظر من بن کردن یجور پاک کردن صورت مسئله ست.
۳_ اگه توهین رو جزوی از آزادی بیان درنظر بگیریم، در جامعه ای که خیلی راحت هرفردی میتونه آزادی پس از عمل و بیان افراد مخالف آرمان هاش رو به خطر بندازه و زندگیش رو تهدید کنه، با صرفا بن کردن فرد تهدید کننده آیا امنیت افراد فروم رو حفظ کرده ایم؟(طبق ۱ و ۲) یا صرفا صورت مسئله رو پاک کردیم و احساس کار درستی کردن ما رو ارضا کرده؟
اگه ازنظر شما اون فرد خطرناکه و بعدا میتونه به جانی و جلاد تبدیل بشه، این عمل شما صرفا کینه‌توزی و نفرت اون فرد رو تحریک نمیکنه؟
 
در مورد اسلام نفرت،نفرت،نفرت دارم از جوى كه ايجاد شده.مملكت رو به دو دسته لامذهب و ارزشى تقسيم كرديد،به گونه اى كه انگار مسلمون غير ارزشى وجود نداره.مسلمونى كه سرش به موى دختر مردم نباشه وجود نداره.مسلمونى كه كارى نداره كى چى پوشيده وجود نداره.مسلمونى كه كارى نداره كسى اصلا مسلمون هست يا نه وجود نداره.

حال اينكه هست،ما وجود داريم.من نه كارى دارم دختر مردم چه چيزى سرش هست يا نيست(اصلا در حد و حدودى نيستم كه چنين تعيين تكليفايى براى ديگران بكنم و به من ربطى هم نداره) و نه برام اهميت يا قبحى داره كه كسى اسلام كه هيچ،اصلا خدايى داره يا نه.اعتقاد من به خودم مربوط ميشه و او هم به خودش. هردو هم به يك اندازه لايق احتراميم.


حالا يك كثافتى هست كه ميگه نه،من هم به موى زنها كار دارم،هم به عقيده افراد.من با چنين كسى كوچكترين مماشاتى ندارم و با او يكسان هم نيستم. نفرت بى حد و حصرى هم دارم از ارزشى و آدم رژيم.
بنابراين دقت كنيد كه داريد خشمتون رو به كدوم سمت ميگيريد.مسئوليت اين نكبت با حكومته نه ما.اين چه بساطيه راه انداختيد براى ما؟مگه ما كسى جز شما هستيم؟


پ.ن:من غالبا هيچگاه از اين صحبت ها نمى كنم،اما انقدر اين چند روزه هجمه هاى عجيب نسبت به مسلمون ها ديدم كه ديگه حالم بهم خورده.اصلا نميدونيد بايد به كجا هجوم ببريد،و سود اين قضيه هم صرفا براى حاكميته.
من تو این مدت چه از جانب شما چه از جانب بقیۀ به‌اصطلاح «مسلمانِ غیرارزشی‌»ها، چند تا پست با این محتوا دیدم. به‌نظرم لازمه یادآوری کنم که الآن بحث اصلاً درستی یا نادرستی این صحبت‌ها نیست؛ در واقع موضوع بی‌اهمیت بودنِ این صحبت‌هاست. یعنی کسی به تخمش هم نیست که این اسلام شما در باطن چه چیزیه، بلکه تنها چیزی که به چشم میاد همون واژۀ «اسلام»ـه فارغ از این‌که هر کس چطور توصیفش می‌کنه. ارجاع می‌دم به پست ح.ب علیمپو؛ یعنی الآن دارن روی یه فرش قرمز آدم می‌کُشن و شما این وسط داد و فریاد راه انداختید که«به خدا این فرش من نیست فرش من خوشگله» و فلان. اما مسئله اینه که شما اصلاً مهم نیستید؛ و اگر زرنگ باشید، فعلاً در این رابطه سکوت می‌کنید و الکی اصرار نمی‌کنید که «نگید مسلمونا بی‌شرفن! من مسلمونم ولی بی‌شرف نیستم!» و امثالهم. واقعیت جامعۀ ما اینه که اسمِ اسلام و مسلمان خیلی وقته که بین آدم‌ها خراب شده. چه شما این حقیقت رو بپذیرید و چه نپذیرید، همینیه که هست. من نظری راجع به درستی یا نادرستی این شرایط ندارم، فقط می‌دونم که وجود داره و با این بحث‌هایی که می‌کنید هرگز کسی قرار نیست بگه «آخی، اینجا چند تا مسلمان باشرف و متمدن پیدا کردم، به اینا گیر ندید اینا بحثشون جداست» و فلان.
 
که این اسلام شما در باطن چه چیزیه
قبلا هم گفتم،مفاهيمى مثل “باطن اسلام” یا “اسلام حقیقی” یا همه عبارات شبیه این بی معنی و موهومه.اسلام حقیقی یعنی چی؟اسلامی که در ذهن محمد بوده؟خب من که نسبت بهش آگاهی ندارم.صرفا میتونم از دانسته هام یک رویکردی نسبت به این باور داشته باشم.”راستین” بودنش هیچوقت معلوم نیست.
یعنی الآن دارن روی یه فرش قرمز آدم می‌کُشن و شما این وسط داد و فریاد راه انداختید که«به خدا این فرش من نیست فرش من خوشگله» و فلان. اما مسئله اینه که شما اصلاً مهم نیستید؛ و اگر زرنگ باشید، فعلاً در این رابطه سکوت می‌کنید و الکی اصرار نمی‌کنید که «نگید مسلمونا بی‌شرفن! من مسلمونم ولی بی‌شرف نیستم!»
من متوجه این مسئله هستم،منتها چیزی در جامعه جا می افته که برای من نگران کننده است،اونهم این نگاه سرشار از تنفر و مایل به امحاء نسبت به اسلام و مسلمون ها.عملا قضيه به گونه اى مطرح ميشه گويى گناه قضيه با ماست! درحالى كه چرا بايد هدف اين نفرت روز افزون ما باشيم؟
واقعیت جامعۀ ما اینه که اسمِ اسلام و مسلمان خیلی وقته که بین آدم‌ها خراب شده. چه شما این حقیقت رو بپذیرید و چه نپذیرید، همینیه که هست.
اين رو كاملا قبول دارم،اما نميتونم با يه “همینه که هست” ازش بگذرم.ما در این جامعه قراره کنار هم زندگی کنیم،نه اینکه هم رو دشمن یکدیگر فرض کنیم.
من نظری راجع به درستی یا نادرستی این شرایط ندارم،
این هم برام تعجب بر انگیزه.تبعیض و نفرت پراکنی نسبت به هر دسته فکری دیگری راحت پذیرفته نمیشه که هیچ،مورد برخورد و تقبیح هم قرار می گیره،اما به ما که می رسید به یک “نظری ندارم” بسنده می کنید؟
با این بحث‌هایی که می‌کنید هرگز کسی قرار نیست بگه «آخی، اینجا چند تا مسلمان باشرف و متمدن پیدا کردم، به اینا گیر ندید اینا بحثشون جداست» و فلان.
من هم به چنین نیتی این حرف ها رو نزدم و البته که چنین انتظاری ندارم.مقصودم صرفا این بود که بدونید تیر خشمتون رو به کجا هدف بگیرید.هدف باید طرف مقابل باشه،نه خودمون.ما گناهی نداریم که هدف این همه هجمه و توهین باشیم.دختر بیچاره اومده نوشته که بله،به خاطر چادری بودن بهم پیام دادن و بد و بیراه نوشتن که بله مسلمون بودن تو باعث این بدبختی های ماست.خب اگر چنین پیش بره که این افراد فرقی با آدم های رژیم ندارن.اولی یک باور رو تحمیل می کنه دومی یه باور دیگه.
 
Back
بالا