- ارسالها
- 72
- امتیاز
- 280
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگانیک
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1406
- مدال المپیاد
- زیست
دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولیارکان نمازم همه بر طبق رساله است
جز قبله که سمت رخ تو زاویه دارد
قصه عاشقیما سر و سامان نگرفت..
دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولیارکان نمازم همه بر طبق رساله است
جز قبله که سمت رخ تو زاویه دارد
تا پیش تو آورد مرا بعد تو را برددل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی
قصه عاشقیما سر و سامان نگرفت..
یاد باد آنکه ز وقت سفر یاد ما نکردتا پیش تو آورد مرا بعد تو را برد
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در پشیمانی چراغ معرفت روشن تر استیاد باد آنکه ز وقت سفر یاد ما نکرد
به وداعی دل غمدیدهی ما شاد نکرد
تا زندهایم باید در فکر خویش مردندر پشیمانی چراغ معرفت روشن تر است
توبه کن؛ هرگز برای توبه کردن دیر نیست

آن پریشانی شبهای دراز و غم دلتا زندهایم باید در فکر خویش مردن
گردون بیمروت بر ما گماشت ما را
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمآن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایهی گیسوی نگار آخر شد
میسوزم از فراقت روی از جفا بگرداندر آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتیمیسوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
یا رب سببی ساز که یارم به سلامتنیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی
نیم باقیمانده هم، هر وقت فرصت داشتی
خانهای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی
