• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
می‌روم هرچند بعد از تو برایم هیچ‌چیز...
بعدِ من اما تو راحت‌تر به خیلی چیزها
 
می‌روم هرچند بعد از تو برایم هیچ‌چیز...
بعدِ من اما تو راحت‌تر به خیلی چیزها
اگر ان ترک شیرازی به دست ارد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش
شعر می‌گویم ولی معشوقه‌ای درکار نیست
آه، من دیوانه‌ام، دیوانه بودن عار نیست

خواستم چون مصرع اول تو را مخفی کنم
باختم دل را، حقیقت قابل انکار نیست
 
شعر می‌گویم ولی معشوقه‌ای درکار نیست
آه، من دیوانه‌ام، دیوانه بودن عار نیست

خواستم چون مصرع اول تو را مخفی کنم
باختم دل را، حقیقت قابل انکار نیست
تن را به قضا سپار و با درد بساز/
کاین رفته قلم ز بهر تو ناید باز
 
ز تفال‌های حافظ خسته‌ام ای شهریار
"آمدی جانم به قربانت" نمی‌آید چرا؟
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود/
نی نام ز ما نه نشان خواهد بود/
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل/
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
 
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود/
نی نام ز ما نه نشان خواهد بود/
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل/
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
 
Back
بالا