• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یوسفی گمگشته دارم کز کمین گرگ ها
سر سلامت رفت اما از کمند دوست نه
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
 
در تو تنها عشق و مهر مادریست
شیوه ما عدل و بنده‌پروریست
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده‌ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟

پ.ن: کاش می‌تونستم اینو لایکش کنم.
 
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده‌ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟

پ.ن: کاش می‌تونستم اینو لایکش کنم.
تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری
احد بی زن و جفتی ملک کامروایی
 
Back
بالا