معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند
وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید
رَباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند
«که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید»
به جانِ دوست که غم پرده بر شما نَدَرَد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید
میانِ...
با تو ای یارِ سفرکرده سخن بسیار است
کاندر این معبر پرحادثه دل بی یار است
گفته بودی که زمین کوچهی سرگردانی است
بی تو زین کوچه گذشتن به خدا دشوار است
شاعر شهید محمد عبدی