آخرین باری که عرق سیب خوردم، تو برام آوردی. با خسرو سهتایی رفتیم گیمنت، مورتال بازی کردیم و عرق سیب خوردیم و بعد کلی راه رفتیم.
گذاشتم اونبار، آخرین بار بمونه. هنوز یادش که میوفتم، عطرش توی دهنم پخش میشه انگار.
این دوستمون برات بانگ گذاشت و دیدم و دلم برات تنگ شد..
جات خیلی خالیه بینمون، ولی خوبه که نیستی مشتی. جات از ما راحت تره..

امتیازات: Mojo، riri، Yashar.ak47 و 3 نفر دیگر