پاسخ : حامد ابراهیم پور
سال عفن، سال سیاهی، سال گُه، تهران
سال هزار و سیصد و هشتاد و نه، تهران
تنها شدن، با اضطراب و درد خوابیدن
با چشمهای یک سگ ولگرد خوابیدن
هر نیمه شب تنها نشستن زیر باران تا
شعر جدیدی جان بگیرد در خیابان تا
جانی بگیری، رنگ و روی رفتهات باشد
شعر جدیدت آبروی رفتهات باشد...