• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تنگ تنهایی من

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع نارمیلا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نارمیلا

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
526
امتیاز
2,085
نام مرکز سمپاد
مکطب فرزانگان
شهر
M2A
سلام ...
میخوام با اجازه خدا شروع کنم...
این اولین شعری هس که میزارم لطفا نظراتتنو بگن.. مرسی...
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

قایقی بساز برایم ای همسفر تنهاییم ...
قایقی بساز از نگاه ها خود...
پرده ای بگذار از جنس عشق...
درش را ببند پرواز نخواهم کرد...
پا رو در ان مگذار گمراه خواهم شد
از همین اکنون بگویمت...
به زودی من غرق خواهم شد غرق در بی کسی...
اگر میخواهی به دادم برسی ان روز...
حواست باشد من شنا نمی دانم ...
اگر غرور سرخت اجازه اغوش گرفتنم را به تو داد...
بیا به سراغم ان وقت،به وقت غرق شدن...
پریزاد
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

کمی حس نوستالژیک و اگزیستسالسم شعرت پایینه ولی با همه خوب تونستی فرار کارگران مورد غضب شیلیایی را ازم معدن گلگهر سیرجان رو به تصویر بکشی. به خصوص اون قسمتی که گفتی درش را ببند پرواز نخواهم کرد... (فرار کارگران با بوئینگ 747 که درش بازه عالیه عالی )

ولی در کل فک نکنم فرار کارگران شیلیایی مورد غضب از معدن گلگهر سیرجان موضوع خاصی باشه که بهش پرداختی
میتونستی به فرار کراگران مورد غضب گینه ای از معدن استخراج کوک شمال غربی تبت بپردازی که هم حس ناسونالیستیش بیشتره هم سوسپانسیونیش و حتی هم استامینوفن کدئینش

ولی با این همه باز هم دمت گرم
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

اخراش خیلی قشنگه 8-^صریح صحبت کردی که این رک بودنِ اولاش غیرمنتظره است و یه لحن دستوری داره که خوب یابدبودنش رو حس نمیکنم!
ادامه بده و موفق باشی!
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

به نقل از ANioGoe :
کمی حس نوستالژیک و اگزیستسالسم شعرت پایینه ولی با همه خوب تونستی فرار کارگران مورد غضب شیلیایی را ازم معدن گلگهر سیرجان رو به تصویر بکشی. به خصوص اون قسمتی که گفتی درش را ببند پرواز نخواهم کرد... (فرار کارگران با بوئینگ 747 که درش بازه عالیه عالی )

ولی با این همه باز هم دمت گرم
خوب دیگه هر کسی ی نظر داره... نوکرتم مرسی سر زدیی
به نقل از This is me :
اخراش خیلی قشنگه 8-^صریح صحبت کردی که این رک بودنِ اولاش غیرمنتظره است و یه لحن دستوری داره که خوب یابدبودنش رو حس نمیکنم!
ادامه بده و موفق باشی!
مرسی ... بازم ممنون سر زدین.. خوب اولش بود سعی میکنم بهترش بکنم
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

جاده را تا انتها رفته ام...
ای کودک دیروز و عاشق امروز،تو نرو...
این جاده که نامش عشق می نهند...
دره های عمیق دارد و مرداب وسیع...
که بی اختیار دچار خواهی شد...
هر سویش را که می نگری زیبا ست...
اما پشت هر زیبا غمی دارد...
اسمانش بلند است و ابی...
اما ستاره هایش کاغذی اند و زمینی...
رنگین کمان دارد اما رعد های نا مهربانش...
هر لحظه چنگی بر دل رنگین کمان می زنند...
هوایش نه بهاریست نه زمستانی...
پاییزیست،پاییزی...
ای کودک ،این راه پیری زود رس دارد،نرو...
تو را به کودکیت،نرو...
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

عاشق نبودی تو،مجنونه ات کردم
داد از دل ساده ام،اشفته ات کردم
هرگز نفهمیدم سوز و چشمانت
مال من است و بس ان ساز دلبازت
دانم گنه کردم،دانم گنه کردم
ان روی چون ماهت را اخر سیه کردم
عشقم عزیز من ان اشک جانسوزت
با من که جان سختم بین که چه ها کردست
عاشق نبودی تو من عاشقت کردم
مجنون نبودی تو من با تو بد کردم
دانم گنه کردم،دانم گنه کردم
ان روی چون ماهت را اخر سیه کردم
هرگز نفهمیدم سین سلامم را
با ناز و با عشوه بر تو ادا کردم
خود که ندانستم ان شاخه رز ها را
مانند یک عاشق بر تو عطا کردم
دانم گنه کردم،دانم گنه کردم
ان روی چون ماهت را اخر سیه کردم
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

هر دو خیلی خوب.. 8-^
فقط وزن دومی یه جاهایی به هم ریخته.. :-?
منتظر اشعار بعدی شما!!
 
پاسخ : تنگ تنهایی من

در اتاق من شیشه ای شکسته بود
در همان روز ولی،اینه چه خسته بود
گویی از تراکم تو بود روی من
پیرهنت اغشته شد به بوی من
هجوم لحظه ها تورا،مرا کجا برد
اخر زلیخایم به کی پیراهنم را میدرد
من در نگاه تو به پایان میرسم هر بار
سکوتم را نخواهی زد به هم تو دیگر بار؟
سکوت من حکایت می کند شکوه
زین که تو باز می گویی"این شعره"
دوباره غرور شعرم در نگاهت شکست
چاره نیست کردم عشقت پرست
 
پاسخ : تنگ تنهایی من


وزن خوبی نداشت


مصرع آخر این که کردم عشقت پرست شیوه ی بلاغیش قشنگ نشده


حس خوبی تو شعر جریان دادی و آرایه هم به کار رفته
 
Back
بالا