• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دختران قدیم دختران امروز

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع h.f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دختران قدیم دختران امروز

دختران قدیم لزومن نباید به مادربزرگای ما ربط داشته باشه ها. :- "
مادرامون تو سن ـای بالاتر ازدواج می کردن. بچگی هم کردن ولی خب بخاطر پر جمعیت بودن خانواده ها و اینکه خانواده ها کمتر اهمیت میدادن. اونا مستقل تر بودن و این باعث شده که بزرگتر که شدن زندگی کردن براشون راحت تره و خودشون رو پای خودشون وایسادن. حالا شاید از راحتی های الان برخوردار نبودن و ی سری چیزا. البته سخت گیری های الان هم بوده تا حدی.
ولی نحوه ی تربیت و رفتار خانواده ، تو این زمان باعث میشه دخترا نتونن رو پای خودشون وایسن. اگه مث همون مثال بالا ی شغل داشته باشن. چون شغل باعث میشه آدم کم کم وارد جامعه شه و مثلن کم کم مستقل تر زندگی کنه، باعث میشه خودش کم کم تجربه کنه و یاد بگیره که چطوری باید زندگی کنه. و کلن این که تاثیر یادگیری ای که در اثر تجربه به دست میاد از هشدار ها و آموزش های پدر و مادر بیشتره. آدم وقتی کم کم وارد جامعه شه، حواسشُ جمع می کنه تا کلاه سرش نره و می فهمه باید چیکار کنه . این روش خیلی بهتر از پدر و مادر ی ـه که نمیذارن دخترشون مستقل شه چون میترسن. اینجوری ممکنه بعدن براش مشکل پیش بیاد به خاطر بی تجربگی.
 
پاسخ : دختران قدیم دختران امروز

مادراي قديمي زياد بچه مياوردن كه ديگه خودشون بعدا راحت باشن مثلا وقتي خاله ي اخريم به دنيا اومد مامانم با خاله دوميم ازش نگهداري ميكردن.بجاي مادربزرگم قالي ميبافتن،غذا درست ميكردن يا... من پنج تا خاله دارم كه دو تاشوم زير بيس سال سن دارنو مجردن ولي به اندازه قديما كار نميكنن،ميخوام بگم منظورم اينه كه اين طرز فكر و خود جامعه خود فرده كه ارشده. (:| (:| (:| (:| (:| (:|
 
یادمه ی کارشناسی تو تلویزیون گفت
هیچ‌ نسلی به اندازه دهه هفتادیا از مسئولیت فراری نبودن !
 
ب نظر من ب تربیت پدرومادر بستگی داره.. من دوست هم سن خودم دارم که بچه داره و داره زندگی میچرخونه با روابط اجتماعی خیلی بالا.. یه دوست هم دارم هنوز درگیر اینه ک چرا پی امم رو سین کرد ولی جواب نداد : )) .. بیشتر اونایی که شرایطشو دارن و دیر ازدواج میکنن از مسئولیت پذیری میترسن.. متعهد نیستن و نمیخوان مسئولیت یه زندگی رو ب عهده بگیرن..(دیگران و خودشونو گول میزنن که میگن دوست نداریم)
 
تربیت هرچقدرم خوب باشه جای تجربه رو نمیگیره از نظر من .
ممکنه یک فرد ۲۵ ساله با یک فرد ۲۰ ساله ازنظر تربیتی یکسان باشند ولی تجربه اون فرد ۲۵ ساله خیلی میتونه کمک کننده باشه .
ازدواج زودهنگام قدیمم به نظرم اصا مناسب نبوده چون به نظرم زندگی ی سری مراحل داره و کسی وقتی تو سن پایین ازدواج میکنه در واقع جهشی این مراحل رو طی میکنه و تو دراز مدت مشکل زاست .
 
واقعا هنوز میگید خودشونو گول میزنن و میگن ازدواج دوست نداریم؟!
ازدواج یک مرحله ی خیلی مهم تو زندگی اما قرار هم نیست هرکسی ازش عبور کنه!هرکسی برای خودش هدف و مسیری تو زندگی داره ک بر اساس اونها و روحیاتش انتخاب میکنه نقش ها و وظایف زنگیش رو.ازدواج یک نقش پذیری.همسر بودن یک نقش و من به فرض دلم نمیخواد این نقش بپذیرم همونطور ک من دلم نمیخواد دندانپزشک بشم!
بعضی هامون ترجیح میدیم پارتنر عاطفی بمونیم ک اون هم ی رابطه بدون تعهد نیست!و مسئولیت ها و تعهدات عاطفی و اجتماعی خودشو داره صرفا تعهد رسمی ازدواج نداره.و یک زندگی مشترک نیست.به هیچ عنوان الزاما فرار از تعهدات نیست!
 
آخرین ویرایش:
من اصلا با اسم این تاپیک مشکل دارم.چرا پسران قدیم پسران امروز نه
همونجوری که یه دختر ۱۸ ساله ای که باید عاقل و بالغ باشه همه دغدغه ش اینه که چرا صورتی لاکش به صورتی لباسش نمی خوره
یه پسری هم که باید رفتارش نشان از بلوغ شخصیتی رو نشون بده همه ی دغدغه ش اینه که از کدوم قرص استفاده کنه سیکس پکش قشنگ تر شه


+زمان رو همه چیز تاثیر میذاره.نباید انتظار ثابت بودن رو از چیزی داشت
دخترای قدیمی که نه ساله ازدواج می کردن شاید مسئولیت پذیریشون نسبت به دخترای ۲۵ ساله ی الان بیشتر باشه.اما اینو بپرسیم که چه لذتی از زندگی بردن؟
تونستن تحصیل کنن و لذت علمو بچشن؟تونستن خاطره ای از سفر مجردی شون رو برا بچه هاشون تعریف کنن؟
حتی تونستن مرد زندگیشون رو انتخاب کنن؟یه دختر بچه ی نه ساله چی میدونه از معیار؟اصن چه حقی داره که انتخاب کنه؟
 
Back
بالا