• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دخترا برن خواستگاری

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sana Golaby
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

موافقید دخترا برن خواستگاری؟


  • رای‌دهندگان
    484
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از yasaman.k :
توي داستان ويس و رامين اولين بار كه اين دو نفر به هم برخورد ميكنن ويس سوار ارابه اي بوده و پرده ارابه بخاطر باد بالا رفته ميشه و رامين چهره زيباي ويس رو ميبينه و عاشقش ميشه كه بعد به دايه ميگه تا با ويس صحبت كنه.
خوشم مي ياد فقط ميخواين همديگرو به نبود اطلاعات كافي محكوم كنين.

فازت چیه واقعا؟ کسی نگفت رامین اول عاشق ویس شد یا ویش عاشق رامین.داستان عشق ویس به رامینه. ویسه که ازش درخواست میکنه برگرده و کلی نامه مینویسه براش.

یه نکته ی دیگه هم که اینجا کسی بهش توجه نمیکنه اینه که خیلی بستگی به آدماش داره. من شخصا فرقی نمیبینم. میتونم خیلی محترمانه از یه نفر درخواست کنم باهم توی یه مکان عمومی یه مدتی وقت بگذرونیم و آشنا بشیم. بعد مسئله اینجاست که مسلما کسی که من میخوام ازش چنین درخواستی بکنم و ازش خوشم میاد اونم مدل خودمه! پسری (یا دختری) نیست که فکر بدی درموردم بکنه.مثلا پسری که بدش میاد یا زده میشه اگه پیشنهاد از طرف دختره باشه، خب دختری که انقدر خودش رو مختار و in contorol میدونه اصلا چنین پسری جزو گزینه هاش نیست.
اگرم بحث ازدواج باشه، دو نفر باید اونقدر باهم راحت باشن که بتونن این جور مسائل رو در میون بذارن. دختری که روش نمیشه درخواست ها و نیازهاش رو با پسری که باهاش آشناست و قراره باهاش ازدواج کنه مطرح کنه خب چه فایده؟ اگه نتونه بگه دلش میخواد با پسره ازدواج کنه که خب رابطه معلومه مشکل داره. اگرم ازدواج سنتیه و روابط اونقدر صمیمانه ندارن که دیگه لابد خانواده ها قبلا ابراز کردن میخوایم بیایم خواستگاری.
درنتیجه نیازی نیست انقدر شلوغش کنید. هرکسی مطابق با سلیقه ش و فرهنگ و رسوم خانواده ش و جایی که داره توش زندگی میکنه اقدام میکنه.

در جواب آقای مطهری:
من به شخصه از غیرمستقیم گفتن و عشوه و اینا خوشم نمیاد. نخ دادن از طرف من و مخ زدن از طرف پسره برای من توهین آمیزه. من خر نیستم و دوست ندارم خر فرض بشم و با یه اشاره ها یا حرفایی تلاش بشه در راستای زدن مخم. مسلما پسری هم که می پسندم خوشش نمیاد خر فرض بشه و ترجیح میده به جای اشاره های نامهفوم و گنگ که خیلییی وقتا باعث سوتفاهم و دردسر میشه برم حرفم رو بزنم. اصلا همین که بعضی چیزا به عنوان ساین نهادینه شدن خودش خطرناکه. مثلا من جزوه ی شاگرد اول کلاس رو بخوام، حق ندارم ازش درخواست کنم که مبادا فکر کنه دارم نخ میدم!
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

جهت معلوم كردن فازم:
داستان عشق ويس به رامين؟ يا داستان خيانت رامين؟
اگه رامين هرگز عاشق ويس نميشد و اين رو مطرح نميكرد معلوم نبود كه ويس خود به خود از ديدن اون برادر شوهرش عاشقش بشه! ويس و رامين اولش عاشق هم بودن و اينكه رامين گذاشت رفت از هر عاشقي بر مياد كه هرگز نتونه طرفشو فراموش كنه!
ادعاي منم از روي كتابي با بازنويسي لاله جعفري و نشر پيداش هست .
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به جان خودم کاری به این کارا ندارم.بابا بالاخره در یه مقطعی از زمان از طرف یه دختر به یه پسری ابراز عشق شده. دختره یه اقدامی کرده در راستای بودن با پسره. بیان کرده خواسته ش رو. پسره رفته و دختره در تلاشه برای برگردوندنش. در این جا پسره در حکم شکاره و دختره در حکم شکارچی!
ویس ننشسته بگه خب اگه من برای رامین نامه بنویسم صورت خوشی نداره.
ویس و رامین یه مثال نقض بود! صرفا برای رد کردن این گزاره که در تاریخ ادبیات ایران و جهان فلان است.
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

بیاید قضیه رو شکار و شکارچی نبینید!!!!!

اولا که حتی اگه تو تاریخ یا داستان های قدیمی هم ابراز علاقه یا خواستگاری دختر رو نداشته باشیم (که زیاد هم داریم) باز هم دلیل نمیشه چون یه چیزی قبلا نبوده پس اشتباهه و دیگه هم نباید باشه.

دوما که اگه قضیه رو شکار و شکارچی نبینید خیلی منطقی میتونید اینجوری بهش نگاه کنید که فرد آ از فرد ب خوشش میاد و منطقیه که خواسته ای که داره رو بهش بگه و تفاوتی هم نداره که کدوم پسره و کدوم دختر!

سوما که جزوه دادن و پیام دادن و حرف زدن و این داستانا فکر میکنم واقعا مربوط به امروز نیست! با توجه به این که امروزه هر کسی ممکنه چندین دوست دختر و پسر داشته باشه و به همه هم پیام بده و باهاشون حرف بزنه و زیاد هم پیش میاد که یه پسر و دختر خیلی دوستای صمیمی ای باشن ولی قصد ازدواج نداشته باشن که میفرمایید دختره بره با پسره صمیمی شه که پسره پیگیری(!) کنه! درباره ی جزوه دادن و گرفتن تو دانشگاه هم فکر میکنم فقط تو تعدادی از سریالهای ایرانی یه ساین حساب میشه از قصد خواستگاری...وگرنه اگه جزوه مساوی با قصد ازدواج بود من تاحالا ۴-۵تا زن و ۳-۴تا شوهر داشتم!!!!
و این که نگاه یه پسر به دختری که صریحا خواسته اش رو بیان میکنه فقط و فقط به فرهنگ و تفکرات اون پسر برمیگرده و هیچ مستندی مبنی بر این که دختری که درخواستی رو بیان کنه دختر بدیه وجود نداره!
و درنهایت این که دختری خجالت میکشه که به کسی که دوستش داره حرفش رو بگه احتمالا یه مشکله و نه یه پوینت مثبت یا خصلتی از دختر بودن که احتمالا ممکنه به دلیل فرهنگ جامعه ای که توش بزرگ شده یا بعضی عقاید مذهبی ایجاد شده!

خوشالم که از روش های نخ دادن لایک کردن پست رو بیان نکردن دوستان عزیزمون!
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از مازیمون :
احتمالا خبر داری که نویسنده بیشتر رمان های عاشقانه ی قبل صده ی ۱۹ مرد ها بودن نه زن ها ؟ و تا اوایل اواخر قرن ۲۰ ام نبود که زن و مرد به جایگاه اجتماعی تا حد مشابهی رسیدن ؟‌
و فکر کنم جای جوجه اسمتو باید اردک میذاشتی! زن ها شکار شدنی نیستن. انسانن! حق دارن انتخاب کنن با کی بیرون میرن.

و اینکه تو همچین حسی داری، حس خاص توعه! که یه ادم مذهبی و کسی هستی که تو ایران زندگی میکنه و هم سن منه و بچه داره حتا! ادمی هستی که من حتا بعید میدونم با میانگین جامعه ی ایران هم ربطی داشته باشی!
اساسا ادم باید کمبود بزرگی در زندگیش داشته باشه تا به این حد از rudeness برسه. 8-^ دارم فکر می کنم دقیقا چه جور بلایی در کودکی سر شما آوردن که شدی این! هم سن مایی ولی یه ذره تعامل بلد نیستی متاسفانه :|
این خانم که بچه هم داره تو فروم ثابت کرده بر خلاف شما فرد موقر و منطقی هست. :-?

صرفا حس این شخص نیست. حس من و خیلی از دوستام به عنوان تجربه شخصی هست. دلیل و منطقی علمی هم نداریم براش.خیالت راحت.
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از Weeping Angel :
خوشحالم که می بینم شما این قدر اهل مطالعه هستید و تمام قصه های عاشقانه جهان رو خوندید! :-"

Sappho and Phaon
این داستان در اساطیر یونان درباره ی دختری به نام Sappho هست که عاشق پسر زیبایی به اسم Phaon میشه (البته از اول زیبا نبود خیلی هم زشت بود با کمک افرودیت زیباییش رو به دست میاره :-" )

داستان Ariadne
دختر مینوس پادشاه Crete که عاشق Theseus میشه و به اون کلافی رو می ده که وقتی داره وارد labyrinth میشه بعدش بتونه راه برگشت رو پیدا کنه (متاسفانه theseus نمک نشناس بعدا آریادنه رو توی جزیره ول می کنه :| )

داستان Echo و Narcissus
که توی اون اکو عاشق نارسیسوس می شه ولی نارسیسوس اونو پس می زنه و قلبشو می شکونه از اون به بعد اکو به تنهایی توی یه دره زندگی می کنه تا اینکه جز پژواکی ازش چیزی نمی مونه.

داستان Adonis و Aphrodite
آفرودیت که الهه ی زیبایی ه عاشق آدونیس میشه و حالا بعدا تو ادامه داستان آدونیس رو می سپاره دست Persephone دختر زئوس که از بد روزگار اونم عاشق آدونیس شده :-" حالا آفرودیت میگه بدش به من اون میگه نمی دم :D بقیه داستان هم مهم نیست مهم این پارت عشقیش بود :-"
یه روایت دیگه هم هست که می گه که آرس خدای جنگ و دوست پسر آفرودیت :-" متوجه عشق آفرودیت به آدونیس میشه و در صدد انتقام برمیاد.

حتی توی داستان های ایرانی هم مشابهش وجود داره مثلا داستان ویس و رامین که حکایت عشق دختری به اسم ویس به پسری به اسم رامین ه!

و اگه تو فرهنگ و ملیت های مختلف بگردین قطعا بازم از این داستان ها هست

ّبعله . با تو جه به سوتی گنده ای که دادم باید برم محو شم :D

راست می گین . نباید می گفتم همه قصه ها . قصه های زیادی هستند که خانم رفته خواستگاری آقا (یا همون ابراز عشق) . ولی اگه مثلا یه کتاب قصه مثل شاهنامه خودمون رو در نظر بگیریم به عنوان میزان ، درصد عشق هایی که توسط مرد بیان می شن بیشتره . یا مثلا کتاب های نظامی ، چند تاشون زن ابتدا به ساکن ابزار عشق کرده . چند تا بالعکسه؟ باید می گفتم بیشترن

به نقل از مازیمون :
احتمالا خبر داری که نویسنده بیشتر رمان های عاشقانه ی قبل صده ی ۱۹ مرد ها بودن نه زن ها ؟ و تا اوایل اواخر قرن ۲۰ ام نبود که زن و مرد به جایگاه اجتماعی تا حد مشابهی رسیدن ؟‌
و فکر کنم جای جوجه اسمتو باید اردک میذاشتی! زن ها شکار شدنی نیستن. انسانن! حق دارن انتخاب کنن با کی بیرون میرن.

و اینکه تو همچین حسی داری، حس خاص توعه! که یه ادم مذهبی و کسی هستی که تو ایران زندگی میکنه و هم سن منه و بچه داره حتا! ادمی هستی که من حتا بعید میدونم با میانگین جامعه ی ایران هم ربطی داشته باشی!

همین نکته جالبی که خودتون فرمودین ، این که نویسنده ها همه مرد بودن ، با این حال جنس خودشون رو تو مقام خواهنده تصور کردن . نه خواستنی . (در صورتی که با نگاه اول آدم می گه معشوق بودن جایگاه بالاتری داره نسبت به عاشق بودن . این مردهای نویسنده جایگاه بهتر رو به خودشون می دادن که بهتر تر بود) این خودش جای بررسی داره !

بله ، زن ها انسانن . بحث شکار یه تمثیله برای باز کردن اون حس معشوق بودن ، خواستنی بودن. وگرنه راست می گین. قراره یه ارتباط دو نفره تشکیل بشه . کسی که نمی خواد اون یکی رو تیکه تیکه کنه!

شاید حس من ، فقط مال من باشه . من اصراری ندارم به زور به بقیه تعمیمش بدم . چون دقیقا درست گفتین .واقعا خیلی هم با میانگین جامعه شباهت ندارم . یعنی کلا دنبال شبیه همه بودن نبودم هیچ وقت . راه خودمو رفتم . (حتی همون جور که گفتم همسرمو خودمون انتخاب کردیم تقریبا!)
ولی می شه حوصله کرد و این چند صفحه تاپیک رو خوند ، نظرات دخترهای نرمال تر رو ، ازشون یه فراتحلیل کرد که واقعا چند درصدشون علاقه بیشتری دارن اول خودشون به مردی که دوستش دارن ابراز علاقه کنن ، چند درصد دوست دارن اول ابراز علاقه رو بشنون . (من صفحه های اول رو خوندم جوابمو گرفتم. شما هم بخونین)

حتی می تونین این سوال رو از محیط دانشگاه خودتون هم بپرسین . برای من هم جالبه تفاوت های فرهنگی رو بدونم . مثلا از 10 تا از پسرها و 10 تا از دخترها بپرسین کدوم رو ایده آل تر می دونن . نتایجش رو اینجا بگین همه استفاده کنیم .

شاید شما زنی رو که بدون این که حس کنه یه مرد دوستش داره ، مستقیما بهش ابراز علاقه می کنه رو بیشتر دوست داشته باشین ، چون اون رو قوی می دونین. خوب ما هم براتون دعا می کنیم نیمه تون رو پیدا کنین. حتی پیامبر من هم اینجوری ازدواج کرده تا جایی که می دونم . کار خلافی نیست . نباید به اون دختر انگ زده بشه .
فقط اون چیزی که من از دنیای دخترونه فهمیدم ، خیلی از دخترها ایده آلشون این نیست.
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از جوجه :
ّبعله . با تو جه به سوتی گنده ای که دادم باید برم محو شم :D

راست می گین . نباید می گفتم همه قصه ها . قصه های زیادی هستند که خانم رفته خواستگاری آقا (یا همون ابراز عشق) . ولی اگه مثلا یه کتاب قصه مثل شاهنامه خودمون رو در نظر بگیریم به عنوان میزان ، درصد عشق هایی که توسط مرد بیان می شن بیشتره . یا مثلا کتاب های نظامی ، چند تاشون زن ابتدا به ساکن ابزار عشق کرده . چند تا بالعکسه؟ باید می گفتم بیشترن

همین نکته جالبی که خودتون فرمودین ، این که نویسنده ها همه مرد بودن ، با این حال جنس خودشون رو تو مقام خواهنده تصور کردن . نه خواستنی . (در صورتی که با نگاه اول آدم می گه معشوق بودن جایگاه بالاتری داره نسبت به عاشق بودن . این مردهای نویسنده جایگاه بهتر رو به خودشون می دادن) این خودش جای بررسی داره !

بله ، زن ها انسانن . بحث شکار یه تمثیله برای باز کردن اون حس معشوق بودن ، خواستنی بودن. وگرنه راست می گین. قراره یه ارتباط دو نفره تشکیل بشه . کسی که نمی خواد اون یکی رو تیکه تیکه کنه!

شاید حس من ، فقط مال من باشه . من اصراری ندارم به زور به بقیه تعمیمش بدم . چون دقیقا درست گفتین .واقعا خیلی هم با میانگین جامعه شباهت ندارم . یعنی کلا دنبال شبیه همه بودن نبودم هیچ وقت . راه خودمو رفتم .
ولی می شه حوصله کرد و این چند صفحه تاپیک رو خوند ، نظرات دخترهای نرمال تر رو ، ازشون یه فراتحلیل کرد که واقعا چند درصدشون علاقه بیشتری دارن اول خودشون به مردی که دوستش دارن ابراز علاقه کنن ، چند درصد دوست دارن اول ابراز علاقه رو بشنون .
حتی می تونین این سوال رو از محیط دانشگاه خودتون هم بپرسین . برای من هم جالبه تفاوت های فرهنگی رو بدونم . مثلا از 10 تا از پسرها و 10 تا از دخترها بپرسین کدوم رو ایده آل تر می دونن . نتایجش رو اینجا بگین همه استفاده کنیم

جدا ؟ شاهنامه رو میزان قرار میدی ؟ کتابی که ۸۰۰ سال پیش نوشته شده که داستان های درونش مال چند صد سال قبل تر از حتا نوشته شدن داستانه ؟ تازه با فرض اینکه ادعات در مورد شاهنامه درست باشه هم باز میزان نیست!

قضیه اینه که الان یه درصد قابل توجهی وجود دارند که اگه خودشون به فردی تمایل داشته باشن ترجیح میدند بهش بگند. و این نشون میده که اون شکار و شکارچی مورد نظر تو یک چیز حک شده در مغز دختر ها نیست چون در حال تغییره.

بین ایران و نروژ تفاوت خیلی زیادی وجود داره. نروژ کشوریه ل تو سال ۱۹۰۵ برای استقلالش از سوید با وجود اینکه زن ها حق رای نداشتن، شروع به جمع اوری امضا کردن و سعی کردن موافقتشون با استقلال از سوید اعلام کنن. از سال ۱۸۸۵ جنبش زنان به وجود اومد در صورتی که اون موقع حتا تمام مرد ها حق رای نداشتن و تمام مرد ها سال ۱۸۹۸ حق رای پیدا کردند و سال ۱۹۱۳ تمام شهروندان نروژ( مرد یا زن با سن قانونی ) حق رای پیدا کردند.
لینک

به هیچ شکلی نمیشه میزان برابری فردی رو توی کشوری مثل نروژ با ایران مقایسه کرد. و این برابری تا حدی طبیعی در وجود مردمه که اگه یک مرد در رو باز کنه و منتظر بشه که اول دختری که همراهشه بره تو دختره تعجب میکنه. چون نظر دختره اینه که خودش میتونه درو باز کنه، چرا یه نفر دیگه باید این کار رو براش انجام بده ؟

در مورد من اینطوری بود که من عضو گروهی بودم که اون فرد هم عضوش بود، از هم خوشمون اومد ( منو دعوت کرد شب جمعه باهاش برم بار ) اینجوری اشنا شدیم و تصمیم گرفتیم با هم باشیم.

حتا در مورد وان نایت استند هم همینطوره، هر کی خوشش بیاد مستقل از جنسیتش میره حسشو اعلام میکنه، یا نه میشنوه یا میرن خونه یکیشون. زندگی کوتاه تر اونه که ادم به جای اینکه مستقیم احساسشو بگه، بره واسطه درست کنه، برای واسطه توضیح بده، تا واسطه به اون فرد بگه!
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از جوجه :
ولی می شه حوصله کرد و این چند صفحه تاپیک رو خوند ، نظرات دخترهای نرمال تر رو ، ازشون یه فراتحلیل کرد که واقعا چند درصدشون علاقه بیشتری دارن اول خودشون به مردی که دوستش دارن ابراز علاقه کنن ، چند درصد دوست دارن اول ابراز علاقه رو بشنون . (من صفحه های اول رو خوندم جوابمو گرفتم. شما هم بخونین)
منظورتون از دخترهای "نرمال تر" چیه؟! : ))
حتی می تونین این سوال رو از محیط دانشگاه خودتون هم بپرسین . برای من هم جالبه تفاوت های فرهنگی رو بدونم . مثلا از 10 تا از پسرها و 10 تا از دخترها بپرسین کدوم رو ایده آل تر می دونن . نتایجش رو اینجا بگین همه استفاده کنیم .
خب نتیجه ی این آزمون هم برمی گرده به فرهنگ و جامعه ی ما و نه ویژگی های شخصیتی و جنسیتی افراد شرکت کننده در آزمون. در نتیجه روش معتبری نیست برای اثبات این که ذاتن - و صد البته تمثیلن- مردها شکارچی ن و زن ها شکار!
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

به نقل از مازیمون :
جدا ؟ شاهنامه رو میزان قرار میدی ؟ کتابی که ۸۰۰ سال پیش نوشته شده که داستان های درونش مال چند صد سال قبل تر از حتا نوشته شدن داستانه ؟ تازه با فرض اینکه ادعات در مورد شاهنامه درست باشه هم باز میزان نیست!

قضیه اینه که الان یه درصد قابل توجهی وجود دارند که اگه خودشون به فردی تمایل داشته باشن ترجیح میدند بهش بگند. و این نشون میده که اون شکار و شکارچی مورد نظر تو یک چیز حک شده در مغز دختر ها نیست چون در حال تغییره.

بین ایران و نروژ تفاوت خیلی زیادی وجود داره. نروژ کشوریه ل تو سال ۱۹۰۵ برای استقلالش از سوید با وجود اینکه زن ها حق رای نداشتن، شروع به جمع اوری امضا کردن و سعی کردن موافقتشون با استقلال از سوید اعلام کنن. از سال ۱۸۸۵ جنبش زنان به وجود اومد در صورتی که اون موقع حتا تمام مرد ها حق رای نداشتن و تمام مرد ها سال ۱۸۹۸ حق رای پیدا کردند و سال ۱۹۱۳ تمام شهروندان نروژ( مرد یا زن با سن قانونی ) حق رای پیدا کردند.
لینک

به هیچ شکلی نمیشه میزان برابری فردی رو توی کشوری مثل نروژ با ایران مقایسه کرد. و این برابری تا حدی طبیعی در وجود مردمه که اگه یک مرد در رو باز کنه و منتظر بشه که اول دختری که همراهشه بره تو دختره تعجب میکنه. چون نظر دختره اینه که خودش میتونه درو باز کنه، چرا یه نفر دیگه باید این کار رو براش انجام بده ؟

در مورد من اینطوری بود که من عضو گروهی بودم که اون فرد هم عضوش بود، از هم خوشمون اومد ( منو دعوت کرد شب جمعه باهاش برم بار ) اینجوری اشنا شدیم و تصمیم گرفتیم با هم باشیم.

حتا در مورد وان نایت استند هم همینطوره، هر کی خوشش بیاد مستقل از جنسیتش میره حسشو اعلام میکنه، یا نه میشنوه یا میرن خونه یکیشون. زندگی کوتاه تر اونه که ادم به جای اینکه مستقیم احساسشو بگه، بره واسطه درست کنه، برای واسطه توضیح بده، تا واسطه به اون فرد بگه!

اتفاقا این تجربه ها خوبه ، حتی اگه اون تحقیق میدانی رو بکنین هم برای شناختمون از فرهنگ های مختلف خوبه . حتی می تونین الان پیامک بدین و صادقانه از دوستتون بپرسین اگه من اول میومدم می گفتم بیا بریم شام بیشتر خوشحال می شدی یا الان که خودت گفتی یا واقعا برات هیچ فرقی نداره . خیلی خوشم میاد نظر آدم های دیگه دنیا رو بدونم .

اون احساسی که به من می گه دوست داشته بشم اول ، می تونه یه حس غریزی باشه مثلا ماده هایی که خوششون میاد نر ها برای رسیدن بهشون جنگ کنن و بقای اصلح و از این کوفت و زهر مار ها (فحشم ندین . زیادی عاشق روان شناسی تکاملی ام :D )
شاید نتیجه یه فرهنگ قدیمی و طولانی مدت باشه که دیگه آخرای عمرشه به قول شما(مثل همون قضیه شاهنامه و داستان های پیش از اسلامش)
یا شاید تصمیم هوشمندانه زن های تاریخ برای شکست نخوردن!!! یا اصلا هر جیز دیگه .
چیزیه که اصالت داره اینه که در نهایت الان احساس لذت من به عنوان زن تو حالت معشوقه بودن بیشتره .

شما می خوای به من ثابت کنی این احساسم برآینده فرهنگه ؟ خوب باشه .
این همه داستان عاشقانه تو جهان برآیند فرهنگه . اینم قبول .
غلبه عاشق بودن مردحتی تو قصه های فیلم های بی مزه کره ای !!! هم برآیند فرهنگه و هیچ مبنای حقیقی نداره؟ خوب اصلا اینم قبول
شباهت ها تو بین تاریخ فرهنگ هایی که داد و ستد فرهنگی کمی با هم داشتن صرفا تصادفه و هیچ مبنایی پشتش نیست؟ خوب اینم قبول

نهایت چی؟ من دارم توی این هوا تنفس می کنم و لذت هام بر همین مبنا شکل گرفتن . نمی تونم بجنگم با خوش اومدن و خوش نیومدن هام که ! باید بر مبنای بهترین احساسم برنامه ریزی کنم.
شاید شرایطی باشه که خودم برم خواستگاری علنی . اون موقع قطعا نمی رم خودمو حلق آویز کنم . ولی اینو می دونم که ایده آلم هم نیست . تو پست اول بحثمون هم گفتم. این یه مساله علمی نیست . حسه . براش نمی تونم فکت بیارم براتون.


به نقل از ...moOn... :
منظورتون از دخترهای "نرمال تر" چیه؟! : ))خب نتیجه ی این آزمون هم برمی گرده به فرهنگ و جامعه ی ما و نه ویژگی های شخصیتی و جنسیتی افراد شرکت کننده در آزمون. در نتیجه روش معتبری نیست برای اثبات این که ذاتن - و صد البته تمثیلن- مردها شکارچی ن و زن ها شکار!
والا آقای مازیمون به مضمون گفتن بنده داده پرت از میانگین هستم . گفتم شاید بقیه نرمال باشن :D

اوهوووم . من گفتم ایشون که تو خارج از ایران هستن بپرسن. ولی واقعا این هم نمی تونه چیزی به اسم ذات رو ثابت کنه . شاید جواب کامل تر این قضیه چند خط بالاتر پیدا شود!
 
پاسخ : دخترا برن خواستگاری

آقا من فقط یه سؤال دارم و پی جوابش هم نیستم [می‌دونم جوابش رو]. چه فرقی می‌کنه؟[nb]پی‌نوشت: و به عنوان یک بحث جانبی؛ چرا توی موضوعاتی که بدیهیه جواب درست/غلط وجود نداره و به هزار تا چیز بستگی داره که مهم‌ترینش ترجیح شخصی آدم‌هاست، باز هم حمله می‌کنین به هم؟ قرار نیست هم رو قانع کنین توی همچین بحثی.[/nb]
 
Back
بالا