اصن وقتی 25 سالته میتونی مستقل زندگی کنی-نه پیش خانواده اصلیت باشی نه پیش اونایی که بزرگت کردن-اصن میری یه جایی زندگی می کنی که هیچکدومشونو نبینی.
اینجوری مشکلیم پیش نمیاد
فک می کنم اتفاق خاصی نیفتاده و همچنان با کسایی که بزرگم کردن زندگی میکنم .
من چون وقتی بچه بودم همیشه تو عالم خیالات سیر می کردم و اینا، فکر می کردم خانواده م خانواده ی اصلیم نیستن و بهشون میگفتم اگه مامان بابای اصلیمو پیدا کنم شماها رو یادم نمیره و ...
اعتماد خودم رو نسبت به اونهایی مکه یه عمر با اونها زندگی میکردم ُ از دست میدادم .
با خودم میگفتم این ها که دروغ به این بزرگی به من گفتن حتما خیلی از حرفای دیگه ی اونها تو زندگی دروغ بوده .