سلام...
درود....
انسانی برای چهار روز...این بزرگترین تصورمه. یعنی حاکثر ظرف مدت چهار روز عقاید و احوالات درونیت تغییر میکنه.
عقاید نه! ولی احوالات درونی رو موافقم...
مستبد و سرسخت و البته عاشق عواطف و احساسات که این علاقه به وجود عواطف انسانی برای فرار از اینه که اون استبداد در حاشیه بمونه.
:) بله...
ظاهر معمولی رو به بالا شبیه بقیه.
شاید...
بزرگترین علاقتو هم میتونم توی این جمله مطرح کنم. چرخی که به دنبال محور شدن است (بچه های مکانیک بیان توضیح بدن).
لازم به توضیح نیست :)
170 سانتی متر (بس که همه گفتن توی تاپیک) استعداد بالقوه [منظور قدت نیستا اشاره ادبی بود...] و البته نا آگاه از راهی های باالفعل شدن...اما استعداد غیر قابل انکار. یه روزی هم خیلی از این استعدادا باالفعل میشه فقط معلوم نیست کجا و برای چه کاری.
شایدم بالفعل نشه اصلا... :)
دائما در حال کتک خوردن از مه و خورشید و فلک که همشم نتیجه حرفا و کارایی ه که در زمان اعصاب خوردی یا دل زدگی از دنیا و آدم هاش انجام میده و این دور رفتار بد و نتیجه حاصل از اون رفتار به وسیله کائنات (همون خدای ما) همیشه باقی و جاریه مگر به تغییر رویه.
نظری ندارم...
بی ادعا البته فقط به حرف....یعنی فقط میگه ادعایی ندارم اما عملی ازش نمیبینی که ادعا و غرور توش نباشه.
دل همه تو این یه مورد ازم پره :)
اینا تیتر هستن ها. هر کدومش حداقل ده مورد زیر شاخه داره که بنده خضوع میکنم و نمیگم. خوباشم نگفتم که یک وقت ریا نشه برات.
ممنون که همین تیترا رو هم گفتی :) اما فکر نکنم خوبی وجود داشته باشه :) البته واسه تو
:)