• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

احساسی که به آینده‌مون داریم...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع شب بو
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

بايد هميشه تو حال زندگى کرد تا آيندرو قشنگ ساخته شه …!
اما در کل حس خوبى دارم بهش :D
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

از بعد از كنكور آينده ام گنگه! يعني حداكثر تا ٤ سال ديگه رو مي تونم تصور كنم كه اونم خيلي ماتِ!


حس پوچي بهم دست ميده از اين تصور مات ،حس مي كنم شايد برم يه جايي دور از ايران زندگي كنم
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

دوستان از احساساتتون که نباید بگید و برید ، بحث به این شکله که میگید به فولان دلیل اجتماعی ، حس میکنم فولان طور آینده در انتظارمه

مثلاً خود من با شرایط اقتصادی و بازار کاری که میبینم ، با صحبتایی که دانشجو ها و بعضاً فارغ التحصیلا میشنوم ، حس خوبی نسبت به آینده شغلیم و نتیجتاً زندگی آیندم ندارم ، !!
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

من حس خوبی دارم چون میدونم کوچکترین عمل ما در اینده عکس العملی داره و قطعا خدا از یه جایی به بعد هوای مارو داره . به شخصه برای اینکه تلاش میکنم و در مسیر اون هدفم میرم هیچ نگرانی ندارم
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

حس میکنم
تو جنبه ی درس و شغل و دانشگاه و اینا نتونم چیزی بشم :))
ولی از سایر جنبه ها فک کنم موفق باشم :-?
و امیدوارررررررررررمممممممم.......
انسان با امید زندس دیگهههههههههههههه :))
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

اینده .... هیییی :-<
اگه از ارزوهام بگم که کلی ارزو دارم کلی هم هدف دارم
ولی کلا هدف من تو زندگیم با بقیه متفاوته و تو این شرایط و جامعه اصلا عملی نیست :(
یعنی هست ولی خیلی سخته
من هدف هایی تو زندگیم دارم که شاید پدر و مادرم نخوان عملیشون کنم مثلا واسه من هیچوقت داشتن یه زندگی روتسن و پول و خونه خوب و اینا مهم نبوده من دوست داشتم و دارم که تو جامعه اثر گذار باشم بتونم طرز فکرمو بگم بدون ترس دوست دارم مدافع حقوق بشر بشم
ولی متاسفانه همه فکر میکنن خیال پردازیه و اینا
خلاصه احساس خوبی به اینده ندارم :(
 
پاسخ : احساسی که به آینده‌مون داریم...

آینده واسه من دقیقا مثل یه سکه و شیر یا خط انداختنه! هم ممکنه خیلی خوب بشه و هم خیلی بد
 
کلا نسبت به هیچ چیزش احساس امنیت نمیکنم

اینده ناشناخته اس
همه ادما از ناشناخته ها میترسن

میترسم از روزی که پنجاه سالم باشه
و‌ از زندیگم احساس رضایت نکنم
 
یه احساسی هست که نمیذاره از ۱۸ سال اونور تر رو تصور کنم
هیچوقت جلوتر نمیره
 
حسی که به آیندم دارم اینه که انگار قراره حال کنم با زندگیم
قرار نیس شاد باشم لزومن میتونم غمگین باشم ولی باش حال کنم
حتی قرار هم نیست به همه آرزوهام برسم ولی از مسیری که به سمتشون میرم قراره حال کنم
حس میکنم اوکیه
البته تا حدی برمیگرده به فلکسبل بودنمون که تو اکثر شرایط سعی میکنم یجوری بگذرونم
(البته نمیگم تمام شرایط ، بعضی وقتا واقعا زندگی بی رحمه )
 
Back
بالا