• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مناظره ی اول!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع maziar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

ایا با مناظره هایی مثل این موافقید ؟

  • بله

    رای‌ها: 19 76.0%
  • خیر

    رای‌ها: 6 24.0%

  • رای‌دهندگان
    25
وضعیت
موضوع بسته شده است.
گروه دوم

ابتدا از دوتا شدن پست ها معذرت میخوام و از مدیریت درخواست ادغام دارم
به نقل از ترنج :
(سلام:د)
موافقم من هم با این قسمت کاملا. منتها این چیزها همه مواردی ان که قابل پیگیری قانونی هستن. این موارد دیگه جزو آزادی بیان محسوب نمیشن و جرم محسوب میشن و فرد میتونه شکایت کنه و حقشو به نحوی بگیره.
تو افترا زنی همچنین چیزی میشه ولی تو بیان حقایق حتی درست به نحو غرض ورزانه و برای تشطت جامعه نمیشه محکم دایر کرد .


به نقل از ترنج :
جامعه چطور میتونه این فرصت رو نده؟ اون شخص در شرایط نرمال (در جایی که قانون حکم رانی کنه) میتونه شکایت کنه و مراحل قضایی رو علیه اون جایی که این شایعه رو پخش کرده طی کنه.اگه شایعه منافع کاملا شخصی فرد باشه به هرحال به عنوان مثلا تجاوز به حریم خصوصی شکایتش رو پیگیری میکنه.(اگرشایعه واقعی بود و منافع عمومی رو دربرداشته باشه که یه پرونده جدا باید تشکیل شه) رسانه ها هم وظیفه دارن مراحل دادگاه رو دنبال کنن و نتایج رو به مردم اعلام کنن. (حالا اگه رسانه فاسد باشه و به خاطر جبهه گیری اخبارو بپیچونه بحث دیگه ایه! اینجا قانون درسته ولی در اجرا داره قانون شکنی میشه و مشکل از سیستمه. ما شرایط رو نرمال درنظر میگیریم)
قوانین کم و بیش تو همه جوامع هستند ... اما تو وجود انسان جو گیر شدن هست ..
یعنی یه نفر با آزادی بیان یه حرفی رو میزنه .. مردم تحریک میشن و بر اساس اون حرف یه ضربه جبران ناپذیر به یه فرد میزنن ..

حالا درسته فرد میتونه از طریق مراجع قضایی پیگیر بشه ولی اون ضربه رجبران نمیشه و فقط خاطی مجازات میشه .

به نقل از ترنج :
درباره ی قسمت اول حرفتون، بحث پیچیده تر از این حرفاست، اگه چنین شایعه ای مطرح بشه که به فرض اثرات منفی رو جامعه داشته باشه، اگر حق مردم توی این خبر باشه، دولت وظیفه داره هرچه سریع تر پیگیری کنه و اگه شایعه درست بود وظیفه ی دولته که مردم رو در اطلاع بزاره. اگر هم غلط بود با سند و مدرک باز هم به مردم اعلام کنه و هم میتونه فرد ِ بانی رو مورد شکایت قرار بده. بخش دوم هم که در مورد بحث امنیتیه، اگه اطلاعات انقدر حساس باشه که دشمن بتونه ازشون استفاده کنه، این اطلاعاتی هست که هرکسی در اختیار نداره و یک کسی که خودش تو مسائل امنیتی هست میدونه بعد در صورت انتشارش طرف یه جرم خیلی خطرناکی مرتکب شده که انگار خیانته و کشور پدر طرفو درمیاره:-"
ولی هیچ کدوم از اینها آزادی بیان محسوب نمیشن!پخش شایعه در مورد فرد یا ارگان یا لو دادن اطلاعات نظامی هردو جرم هستن و تو هیچ کشوری به بهانه ی "آزادی بیان" از کنارشون عبور نمیشه.
خب ببینید پیگیری تضییع حقوق مردم ، سلسله مراتب داره ... اما طبق آزادی بیان ، فرد میتونه در حالی که به هیچ کدوم از مراجع قانونی مراجعه نکرده ، تو رسانه ها بحث رو مطرح کنه و موجب ایجاد تشنج تو جامعه بشه و مردم تحت جو قرار بگیرن و جامعه متضرر بشه .. تو این حالت هم مثل بالا درسته که دولت میتونه با فرد خاطی برخورد کنه ... ولی بلایی که سر جامعه نباید میومد اومده . (انقلاب های مخملی و جریان 88 و .. مثال این مورد هستن)

اما در باره مسئله دوم ، همه اطلاعات طبقه بندی شده نیستن ... مثلا فکر کنید یه فردی به جای اینکه ضعف نظامی و یا مثلا کوره راه هایی که تو منطقش مبشه ازش قاچاق انجام داد رو به دولت گوشزد کنه ، تو رسانه مطرح میکنه و قبل فرصت اصلاح توسط دولت ، از این ضعف سوع استفاده میشه..

به نقل از ترنج :
در مورد مورد اول، فرصت دفاع که قطعا هست منتها فضای نابرابر رسانه ای هم درسته هم غلط. همین مقاله ای که من نقل قول کردم توی نیویورک تایمز منتشر شده و توش بارها به اینکه تو اروپا جو زد اسلامی هست و توهین و غیره اشاره شده (در حالی که میتونست سانسور شه در شرایطی که آزادی بیان سلب شه) ولی از طرفی هم من بعید میدونم که یک رسانه ی غربی به طور خودجوش یه عالم غیر تندروی اسلام رو دعوت کنه تا نظرشو بگه یا جنبه ی تبلیغاتی برای اسلام فراهم کنه. ولی مسلمون های اون کشور میتونن به طور خودجوش یه مقاله ای رو ارائه بدن به رسانه (مثل همینی که گفتم) یا حتی با یک تظاهرات صلح آمیز و بدون تشویش بگن که مثلا ما هم تروریست هارو محکوم میکنیم یا کشتن افراد و ... . این نکته هم هست که بدیهیه دینی که در اقلیت جامعه ش باشه تریبون کمتری داشته باشه. مثلا ما که کشور اسلامی داریم تا حالا شده تو رسانه ای به طور گسترده به اقلیت های دینی مون اشاره بشه؟ در نتیجه این افراد ناچارند که راه های سخت تری رو طی کنند تا صداشون برسه. ولی با توجه به قانون این حق رو دارن کاملا و کسی اجازه نداره جلوشونو بگیره.(فک کنم مورد دوم هم اشاره شد بهش)
راجع به اون مقاله باید بگم ، مثل صرفا جهت اطلاع یا دکتر سلام تو ایران ، اون مقاله هم به نظر من حکم سوپاپ رو داشته تا فشار از روی رسانه یکم برداشته بشه .. مثل سوپاپ هایی که تو زود پز میذارن تا یکم بخار خارج کنه و زود پز منفجر نشه ..
اما راجع به تظاهرات ، جامعه مسلمانان فرانسه جزو اولین محکوم کننده های حمله تروریستی بوده و تجمع هم داشتن ولی رسانه ها با علم به این تجمع باز هم اسلام رو محکوم کردن و ...
 
توجه

تصمیم ندارم پست هارو ادغام کنم. ترنج شما و اعضای گروهتون صرفن به بخش هایی که متفاوت هست جواب بدید.

چون مطالب هر پستتون طولانی هست ادغام کردن باعث سخت شدن مطالعه میشه.

پس به همین شکل ادامه بدید.
 
گروه اول

به نقل از علی دلاور :
اولا: شما از پاسخ دادن به برخی از سوالات من با کلی گویی شانه خالی کردید: من هنوز جواب سوالنم را نگرفتم که در یک کاریکاتور از یک شخصیت که عده ای اون شخص را مقدس می دانند چه سوالی مطرح میشه که باید بش جواب داد؟
بهتره به همون مثال کاریکاتور های "مجله ی شارلی ابدو" بپردازیم ،دو تا از این کاریکاتور ها رو بررسی میکنیم :
در سال 2011 کاریکاتوری از حضرت محمد (ص) کشیده شد به مناسبت برنده شدن حزب اسلامی در تونس. (ترجمه: هر کس از خنده نمیرد، صد ضربه شلاق میخورد) کاریکاتور دیگر هم در سال 2012 کشیده شد که اشاره به دوستی عجیب و غریب در فیلم The Untouchables (که اون سال فیلم معروفی در فرانسه بود) داشت.
همانطور که قبلا هم گفته شد یک کاریکاتور صرفا جنبه ی بصری ندارد و فرد پیامی را در آن میگنجاند که در دو مثال بالا واضح هست.
اینکه ما بیایم راجع به پیام هاشون حرف بزنیم به نظرم منحرف کردن بحثه.
به نقل از علی دلاور :
ثانیا: این که آزادی بیان محدودیت داره واضحه و همه این را می دونیم و بحثی هم در موردش نداریم. ولی من یک سوال از شما می پرسم و می خواهم که به اون به طور دقیق پاسخ بدهید. محدوده آزادی بیان چیست؟ چه کسی این محدوده را تعیین می کند؟ برخی می گوییند محدوده آزادی بیان موارد ذکر شده در قوانین حقوق بشریه. چرا؟ قوانین حقوق بشری هم مثل همه قوانین انسانی دیگر در حال تغیر و تحول اند. چرا که مبنای قوانین ما تجربه گرایی است که البته در بسیاری از جاها بسیار مثبته ولی سوال من این جاست که شما معتقدین محدوده آزادی بیان حقوق بشره؟ پس اگر به این گزاره اعتقاد تاکید می کنم اعتقاد داشته باشید دچار نوعی جمود فکری می شوید به مرور. فرض کنید سال دیگر قوانین حقوق بشر تغیرات جزیی کرد در این صورت شا نمی تونید قوانین جدید را قبول داشته باشید!! چرا که به قوانین قبلی اعتقاد داشته اید(در این جا می خواهم باز هم تاکید کنم اعتقاد با التزام متفاوته) نمی دونم منظور من را می فهمید یا نه ن فقط یک سوال واضح و شفاف دارم چه کسی می تونه محدوده ای برای آزادی بیان تعیین کند؟
جواب سوال اول : محدوده ی آزادی بیان ، شامل مطابی ـست بر اساس تفکر و اندیشه که حقوق انسان ها را در بر گیرد. بنابراین آزادی بیان دارای چارچوبی است که استفاده از تصاویر و الفاظ توهین آمیز به هیچ وجه در محدوده ی آن قرار نمیگیرد.
جواب سوال دوم : با توجه به آنچه که گفتم محدوده ی آزادی بیان را انسان با اندیشه باید تعیین کند و بدیهی ـست که باید قوانینی وجود داشته باشد که در صورت تجاوز از محدوده ی آزادی بیان با شخص خاطی برخورد شود.
در نهایت این قوانین تنها یک چارچوب را تعیین میکند که قابل تغییر هم هست . (منظورم از قابل تغییر این نیست که قوانین همدیگر را نقض کنند.)
سوال سوم : اعتقاد ؟ استفاده از این کلمه غلطه مثل این میمونه که مرجع تقلیدی در مواجه با مسئله ای حکمی صادر کند ، سپس شما به آن حکم اعتقاد(!) پیدا کنید و در اثر تغییر شرایط مرجع تقلید حکم خود را عوض کند و شما دیگر نتوانید به حکم جدید اعتقاد داشته باشید!!!
لطفا عینا برای این تغییرات در قوانین حقوق بشر مثال بیارید.
به نقل از علی دلاور :
در پاسخ به شما من به دو نکته اشاره می کنم:
1- ببینید بالاخره یک همچین گروه هایی هم وجود دارن ما که نمی تونیم اصل وجودشون را نادیده بگیریم. آیا شیوه درست برخورد با همچین گروه هایی عصبانی کردن اون هاست؟ ایا هزینه های سنگینی که این گروه می تونن رو دست جامعه بذارند یک خطر محسوب نمیشه و برای جلوگیری از این خطر نمیشه جلوی برخی از اقدامات غیر ضروری را گرفت؟ مردم تو فرانسه یه شب سر بی کاریکاتور زمین می ذاشتن نمی شد؟!
یعنی چی ؟ یعنی ما آزادی اندیشه و بیان نداشته باشیم چون یه عده خطرناکن و امنیت جامعه رو زیر سوال میبرن؟!
اگه در طول تاریخ بشر دیدگاه شما رو پیدا میکرد که هیچگاه انقلاب ها رخ نمیدادند. علاوه بر اون فکر نمیکنید این سکوت بیش از قبل، به اون گروه خطرناک میدان میدهد؟ ( مثالش سکوت جامعه ی اسلام در برابر داعش)
به نقل از mhr3 :
ابتدا از دوتا شدن پست ها معذرت میخوام و از مدیریت درخواست ادغام دارمتو افترا زنی همچنین چیزی میشه ولی تو بیان حقایق حتی درست به نحو غرض ورزانه و برای تشطت جامعه نمیشه محکم دایر کرد .

قوانین کم و بیش تو همه جوامع هستند ... اما تو وجود انسان جو گیر شدن هست ..
یعنی یه نفر با آزادی بیان یه حرفی رو میزنه .. مردم تحریک میشن و بر اساس اون حرف یه ضربه جبران ناپذیر به یه فرد میزنن ..

حالا درسته فرد میتونه از طریق مراجع قضایی پیگیر بشه ولی اون ضربه رجبران نمیشه و فقط خاطی مجازات میشه .
محدوده ی آزادی بیان رو قبلا مشخص کردم، بنابراین طبق حرفی که قبلا زده شد این مسئله رو اصن نمیشه جزو "آزادی بیان" حساب کرد.
اون قوانین تنها برای برخورد با فردی است که چارچوب آزادی بیان رو رعایت نکرده.
به نقل از mhr3 :
خب ببینید پیگیری تضییع حقوق مردم ، سلسله مراتب داره ... اما طبق آزادی بیان ، فرد میتونه در حالی که به هیچ کدوم از مراجع قانونی مراجعه نکرده ، تو رسانه ها بحث رو مطرح کنه و موجب ایجاد تشنج تو جامعه بشه و مردم تحت جو قرار بگیرن و جامعه متضرر بشه .. تو این حالت هم مثل بالا درسته که دولت میتونه با فرد خاطی برخورد کنه ... ولی بلایی که سر جامعه نباید میومد اومده . (انقلاب های مخملی و جریان 88 و .. مثال این مورد هستن)
درسته اما مشکل ما هم همون مردمی ـن که به قول شما تحت جو قرار میگیرن. مشکل اینه که برای اون مردم چیزی به عنوان آزادی اندیشه تعریف نشده چه برسه به آزادی بیان.
 
سوال!

جواب سوال اول : محدوده ی آزادی بیان ، شامل مطابی ـست بر اساس تفکر و اندیشه که حقوق انسان ها را در بر گیرد. بنابراین آزادی بیان دارای چارچوبی است که استفاده از تصاویر و الفاظ توهین آمیز به هیچ وجه در محدوده ی آن قرار نمیگیرد.

خوب من به عنوان یه خواننده صرفن برام این سوال پیش اومد. که ایا این محدودیت باعث محدود شدن توهین به عقاید و مقدسات اون عقیده میشه یا نه ؟

یا صرفن توهین به یک شخص محسوب میشه ؟

اگه میشه این رو واضح تر بگید.
 
پاسخ : مناظره ی اول!

به نقل از مازیمون :
خوب من به عنوان یه خواننده صرفن برام این سوال پیش اومد. که ایا این محدودیت باعث محدود شدن توهین به عقاید و مقدسات اون عقیده میشه یا نه ؟

یا صرفن توهین به یک شخص محسوب میشه ؟

اگه میشه این رو واضح تر بگید.
بر اساس قوانین حقوق بشر و محدوده ای که برای آزادی بیان تعریف شده ؛ به فرد به دلیل عقایدش نباید توهین کرد ولی توهین به خود عقیده و نه شخص مجاز ـه.
 
پاسخ : مناظره ی اول!

به نقل از مازیمون :
خوب من به عنوان یه خواننده صرفن برام این سوال پیش اومد. که ایا این محدودیت باعث محدود شدن توهین به عقاید و مقدسات اون عقیده میشه یا نه ؟

یا صرفن توهین به یک شخص محسوب میشه ؟

اگه میشه این رو واضح تر بگید.
خیر، توهین به عقاید از توهین به یک شخص جدا هست. عقاید قابل دفاع هستند. حتی در صورت مورد توهین قرار گرفتن، میشه با دلیل ازش دفاع کرد.
هر مقلد و دینداری باید به درجه ای برسه که با شنیدن توهین عصبانیتش رو کنترل کنه و اگه واقعا خوبی دینش رو میخواد سعی کنه با سند و استدلال با اون فرد بحث کنه. چه بخوایم چه نخوایم تو عصری هستیم که همه چی به چالش کشیده میشه و به جای اینکه اونو تو نتفه خفه کنیم باید تو عکس العمل منطقی عمل کنیم. همونطور که زمان پیامبر عده ای بهشون توهین لفظی خیلی بد میکردن یا حتی سنگ پرت میکردن هیچ جای تاریخ نیومده که پیامبر بره بگه هیچ کس حق نداره به من توهین کنه و اتفاقا برعکس جلوی یارانش که میخواستن کار مشابه یا بدتر رو با اون افراد کنن میگرفت و با اون افراد مثل افراد دیگه برخورد میکردن.
( لطفا با پست نادیه ادغام شه در صورت نیاز^^ )
 
پاسخ : مناظره ی اول!

سلام . شرمنده از این که دو سه روزی به علت بیماری غایب بودم ..پست مربوط به آقای دلاور رو جواب نمیدم تا خودشون هم بیان و نظر بدن .. اما جواب هایی که به من داده شده و هم چنین بحث هایی که مدیر محترم انحمن لطف کردن و ادامه دادن د..

به نقل از Nadiye :
محدوده ی آزادی بیان رو قبلا مشخص کردم، بنابراین طبق حرفی که قبلا زده شد این مسئله رو اصن نمیشه جزو "آزادی بیان" حساب کرد.
اون قوانین تنها برای برخورد با فردی است که چارچوب آزادی بیان رو رعایت نکرده
محدوده آزادی بیانی که شما مشخص کردید با چیزی که تو منشور سازمان ملل هست فرق میکنه .. تو منشور سازمان ملل خیلی از موارد که باعث ضرر میشن جزو آزادی بیان حساب شده و مجاز هست .. مثل مواردی که گفتم ... (مرز و..



به نقل از Nadiye :
درسته اما مشکل ما هم همون مردمی ـن که به قول شما تحت جو قرار میگیرن. مشکل اینه که برای اون مردم چیزی به عنوان آزادی اندیشه تعریف نشده چه برسه به آزادی بیان.
اولا آزادی اندیشه برای همه تعریف شده .. ولی بعضبا ازش استفاده نمیکنن :D
ثانیا این مردم که "مشکل شما" هستن ، وقتی میبینن بحثی تو رسانه ها مطرح شده ، نا خود آگاه فکر میکنن قبلا از طریق قانونی پیگیری شده و نتیجه نداده که تو رسانه مطرح میشه تا مردم از حق دفاع کنن و چون اطلاعاتی که رسانه میده ناقص و گاها عکس واقعیت هست ، جامعه رو متشنج میکنه .
ثالثا متشنج شدن جامعه فقط ایران رو شامل نمیشه ... تاریخ رو نگاه کنید ... اکثر انقلاب های مخملی و کوتا ها با حری هایی که طبق قانون آزادی بیان ، بیان کردنشون مجاز هست اتفاق افتادن ..


به نقل از Nadiye :
بر اساس قوانین حقوق بشر و محدوده ای که برای آزادی بیان تعریف شده ؛ به فرد به دلیل عقایدش نباید توهین کرد ولی توهین به خود عقیده و نه شخص مجاز ـه.
به نقل از ترنج :
خیر، توهین به عقاید از توهین به یک شخص جدا هست. عقاید قابل دفاع هستند. حتی در صورت مورد توهین قرار گرفتن، میشه با دلیل ازش دفاع کرد.
هر مقلد و دینداری باید به درجه ای برسه که با شنیدن توهین عصبانیتش رو کنترل کنه و اگه واقعا خوبی دینش رو میخواد سعی کنه با سند و استدلال با اون فرد بحث کنه. چه بخوایم چه نخوایم تو عصری هستیم که همه چی به چالش کشیده میشه و به جای اینکه اونو تو نتفه خفه کنیم باید تو عکس العمل منطقی عمل کنیم. همونطور که زمان پیامبر عده ای بهشون توهین لفظی خیلی بد میکردن یا حتی سنگ پرت میکردن هیچ جای تاریخ نیومده که پیامبر بره بگه هیچ کس حق نداره به من توهین کنه و اتفاقا برعکس جلوی یارانش که میخواستن کار مشابه یا بدتر رو با اون افراد کنن میگرفت و با اون افراد مثل افراد دیگه برخورد میکردن.
( لطفا با پست نادیه ادغام شه در صورت نیاز^^ )
این رو من قبول دارم ..

اما یه مساله عجیبی واسه من پیش میاد ..

مطابق منشور سازمان ملل ، آزادی بیان و آزادی عقده وجود داره و هرکس تو انتخاب مذهب خودش آزاده .. حالا سوال من اینجاست : چرا تو کشوری مثل فرانسه که بعضیا مهد حقوق بشر حسابش میکنن اگر نشریه ای به پیامبر اسلام توهین کنه آزادی بیان محسوب میشه ولی اگر یه فرد مسلمان یا غیر مسلمان بخواد مسحیت رو نقد کنه بازداشت میشه ؟ ( دو نفر از آشناهای من واسشون پیش اومده )

و چرا تو همین کشور متمدن و متججد که آزاد هم هست ، و آزادی بیان هم دارن اگه کسی راجع به هلوکاست صحبت کنه پوست کلش کنده میشه ؟ :D
 
پاسخ : مناظره ی اول!

به نقل از mhr3 :
محدوده آزادی بیانی که شما مشخص کردید با چیزی که تو منشور سازمان ملل هست فرق میکنه .. تو منشور سازمان ملل خیلی از موارد که باعث ضرر میشن جزو آزادی بیان حساب شده و مجاز هست .. مثل مواردی که گفتم ... (مرز و..
به نقل از mhr3 :
سلام ..

من هر مشکلی گفتم گفتید تجزو آزادی بیان حساب نمیشه .. در حالش که واسه بعضیاش مثل بازگو کردن مشکلات و کم کاری های بازرسی های مرزی از کالاها و راه های قاچاق تو رسانه ها محدودیتی تو قوانین سازمان ملل تعریف نشده
چه فرقی ؟
طبق ماده ی نوزده اعلامیه ی جهانی حقوق بشر :
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.
و میثاق بین المللی سیاسی و مدنی که از عهدنامه های سازمان ملل متحد بر پایه ی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است :
1-هیچکس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.
2-هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل، بدون توجه به سر حدات، خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد.
3- اعمال حقوق مذکور در بند ۲ این ماده، مستلزم حقوق و مسئولیت‌های خاصی است و لذا ممکن است تابع محدودیت‌های معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور زیر ضرورت داشته باشد:

الف. احترام به حقوق یا حیثیت دیگران.
ب. حفظ امنیت یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی.
و طبق حرفی که خودم قبلا راجبه محدوده ی آزادی بیان زدم ، مسئله ای که فرمودید در محدوده ی آزادی بیان قرار نمیگیرد.

به نقل از mhr3 :
اولا آزادی اندیشه برای همه تعریف شده .. ولی بعضبا ازش استفاده نمیکنن :D
ثانیا این مردم که "مشکل شما" هستن ، وقتی میبینن بحثی تو رسانه ها مطرح شده ، نا خود آگاه فکر میکنن قبلا از طریق قانونی پیگیری شده و نتیجه نداده که تو رسانه مطرح میشه تا مردم از حق دفاع کنن و چون اطلاعاتی که رسانه میده ناقص و گاها عکس واقعیت هست ، جامعه رو متشنج میکنه .
ثالثا متشنج شدن جامعه فقط ایران رو شامل نمیشه ... تاریخ رو نگاه کنید ... اکثر انقلاب های مخملی و کوتا ها با حری هایی که طبق قانون آزادی بیان ، بیان کردنشون مجاز هست اتفاق افتادن ..
1- خودتون هم میدونید که منظورم چی بود:)
2-در این که رسانه تاثیر گذاره بر مردم شکی نیست، ولی یک جامعه به راحتی متشنج نمیشه،خیلی از رسانه ها خط مشی دارن تو انعکاس اخبارشون، قطعا اتفاق خوبی نیست و همه ی رسانه ها وظیفه دارن "واقعیت" رو منتشر کنن، ولی در عوض این مردم هستن که باید به راحتی قضاوت نکنن و هرچی میبینن باور نکنن چراکه ما توی عصر اطلاعات هستیم و خبر دروغ به راحتی برملا میشه. به هر صورت باز هم مشکل به عوامل اجرایی برمیگرده نه خود قانون!

به نقل از mhr3 :
اما یه مساله عجیبی واسه من پیش میاد ..
مطابق منشور سازمان ملل ، آزادی بیان و آزادی عقده وجود داره و هرکس تو انتخاب مذهب خودش آزاده .. حالا سوال من اینجاست : چرا تو کشوری مثل فرانسه که بعضیا مهد حقوق بشر حسابش میکنن اگر نشریه ای به پیامبر اسلام توهین کنه آزادی بیان محسوب میشه ولی اگر یه فرد مسلمان یا غیر مسلمان بخواد مسحیت رو نقد کنه بازداشت میشه ؟ ( دو نفر از آشناهای من واسشون پیش اومده )
و چرا تو همین کشور متمدن و متججد که آزاد هم هست ، و آزادی بیان هم دارن اگه کسی راجع به هلوکاست صحبت کنه پوست کلش کنده میشه ؟ :D

ما اینجا نیستیم که از دولت فرانسه دفاع کنیم ، اینجاییم که از حق آزادی بیان دفاع کنیم.
 
پاسخ : مناظره ی اول!

من یک سوال از شما دارم
جالبه وقتی ما داریم بحث می کنیم شما مدام ارجاع می دید به اعلامیه حقوق بشر بله من شک ندارم که اعلامیه حقوق بشر در خیلی از جاها بسیار مفید و بسیار انسانیست اما الان بحث ما برای دوجور برداشت متفاوت از اعلامیه جهانی حقوق بشر نیست بلکه من محدوده آزدی بیان را در اون اعلامیه قبول ندارم پس چرا به جای جواب دادن به یوال ها ارجاع می دهید به اون اعلامیه
بحث شما وقتی درست و منطقیه که ما روی برداشت هامون از یک چیز اختلاف نظر داشته باشیم مثلا فرض کنید دو تا مسلمان دارن در مورد حقوق انسان ها در قران صحبت می کنند اون وقت هردو مجاز اند برای جواب دادن بخش های از قرآن را به عنوان یک چیز که برد می دانند درست است بیاورند ولی وقتی شما داری با یک مسیحی بحث می کنی و مثلا اون ازت بپرسه چرا شما می گویید خدا فرزند نداره و شما در جواب بگویی خود خدا می گویید لم یلد و لم یولد!!! خوب این مبنا برای اون قابل قبول نیست این توضیحی بود که لازم دیدم بگم
پ.ن: این مدت یکم کار داشتم وقت نشد جواب بدم به زودی بهپست های قبلی جواب خواهم داد
 
پاسخ : مناظره ی اول!

حرفتون کاملا درسته ولی مسئله ای که هست اینه که شما گفتید محدوده ی تعریف شده برای آزادی بیان در اعلامیه جهانی حقوق بشر رو قبول ندارید به دلیل :
به نقل از علی دلاور :
برخی می گوییند محدوده آزادی بیان موارد ذکر شده در قوانین حقوق بشریه. چرا؟ قوانین حقوق بشری هم مثل همه قوانین انسانی دیگر در حال تغیر و تحول اند. چرا که مبنای قوانین ما تجربه گرایی است که البته در بسیاری از جاها بسیار مثبته ولی سوال من این جاست که شما معتقدین محدوده آزادی بیان حقوق بشره؟ پس اگر به این گزاره اعتقاد تاکید می کنم اعتقاد داشته باشید دچار نوعی جمود فکری می شوید به مرور. فرض کنید سال دیگر قوانین حقوق بشر تغیرات جزیی کرد در این صورت شا نمی تونید قوانین جدید را قبول داشته باشید!! چرا که به قوانین قبلی اعتقاد داشته اید(در این جا می خواهم باز هم تاکید کنم اعتقاد با التزام متفاوته)
که خب من هم صفحه قبل تو پاسخم گفتم که چرا حرفتون رو قبول ندارم و ازتون خواستم مثالی برای اون موردی که گفتید بیارید.
و در کل لطفا بیشتر تو این زمینه توضیح بدید.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا