• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

من یک آدم منزوی هستم !!!؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع baseri
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

منم دارم همین رو می‌گم که درون گرایی با انزوا فرق داره.
به نقل از Hitman :
خوب که اینجا هم دوستان متممی داریم خود من ۲سالی هست متممی هستم
کتاب سکوت قدرت درون گراها مطالب جالبی رو نوشته...
دقیقاً می‎‌خواستم همین کتاب رو معرفی کنم الان(هر چند خودم وقت نکردم هنوز بخونم)
سکوت قدرت درون‌گراها در دنیایی که از حرف زدن باز نمی‌ایستد
این هم لینک جالبیه.
شانزده اشتباهی که هرگزنباید درباره یک درونگرا، مرتکب شوید
ولی خوب این جا بحث درباره‌ی درون‌گرایی نیست ولی خوبه که فرقشون مشخص شد.
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

به نقل از ZedZi :
ولی خوب این جا بحث درباره‌ی درون‌گرایی نیست ولی خوبه که فرقشون مشخص شد.
اتفاقن من از بحث هایی که اینجا دیدم و بحث های زیاد دیگه ای که بیرون از اینجا هر روز میبینم، به این نتیجه رسیدم که عمومن مشکل اینه که یکسری درونگرا هستن که نمیتونن توی جامعه هضم بشن و مرتبن از طرف برونگراها تشویق میشن که بیاین تو جمع... بیاین حرف بزنید... بیاید از کارگروهی لذت ببرید... یالا بیاید... و اگه درونگرایی این رفتارها رو انجام نده بهش میگن چرا اینقدر "منزوی" هستی؟ چرا اینقدر "افسرده" و "تنها" هستی؟ چرا "از خودت بدت میاد" ؟
از طرفی چون درونگراها به علت اینکه درونگرا ن همیشه جدا از همن و به صورت کلونی زندگی نمیکنن و نمیدونن که لااقل یک سوم جامعه روحیاتی مشابه اونا داره، همیشه فکر میکنن یک استثنای ناهمسازن و برای همین واقعن افسرده میشن... واقعن منزوی میشن... و واقعن از خودشون بدشون میاد... برای همین من فکر میکنم لازمه که اون جمله ی مارکز رو همیشه یادمون باشه که : "فرق هست میان کسی که تنها مانده و کسی که تنهایی را انتخاب کرده" انزوا از زمانی پیش میاد که من به عنوان یک درونگرا دست و پا بزنم که روابط اجتماعی زیادی رو بسازم و انرژی زیادی رو صرف کنم و اون طوری که انتظار داشتم، موفق نشم. اونوقته که احساس انزوا میکنم. باید روحیات و توانایی های خودمونو بشناسیم. یک درونگرا ممکنه با تمرین و صرف انرژی زیادی بتونه بسیار اکتیو و برونگرا هم به نظر برسه؛ اما سوال اینه که آیا واقعن میرزه؟!

در ضمن مرسی بابت لینک خیلی خوبی که دادی.
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

من حس میکنم آدمای منزوی خود باور نیستن...
یا شایدم خیلی اعتماد به افراد دیگه ندارن...
هر چی که باشه من دوست دارم با اون شخص حرف بزنم و نظرشو عوض کنم...
 
پاسخ : من یک آدم منزوی هستم !!!؟

متن زیر رو تازگی دیدم. به نظرم خیلی خوب و جالب بود. برای همین اینجا میذارمش که هم شما بخونیدش، هم خودم اگه یه وقت خواستمش، راحت پیداش کنم :دی
اگر به روان شناسی و شناخت خود علاقه دارید، به احتمال زیاد با الفاظ درونگرایی و برونگرایی آشنا هستید. احتمالاً می دانید که درونگراها عموماً بر دنیای درونی تمرکز دارند، با گذراندن وقت به تنهایی انرژی می گیرند. و اگر به مدت طولانی با دیگر افراد (بخصوص جمع های بزرگ) تعامل داشته باشند، انرژی خود را از دست می دهند. و احتمالآً می دانید که برونگراها بر دنیای بیرونی تمرکز دارند، انرژی خود را از دیگر افراد می گیرند و اگر از مدت زمان خاصی بیشتر وقت خود را به تنهایی سپری کنند انرژی خود را از دست می دهند، و لذا با تعاملات اجتماعی انرژی خود را باز می یابند.
[/size]
اما هدف ما از این نوشته صرفاً تکرار این تعاریف مقدماتی نبود. ما قصد داریم سبب شناسی این تفاوت را مورد بررسی قرار دهیم:
تفاوت در سطح پایه برانگیختگی
در دهه شصت میلادی روان شناسی به نام هانس آیزنک اعلام کرد که تفاوت درونگراها و برونگراها به تفاوت در میزان برانگیختگی آنها برمی گردد. بدین معنی که در آمادگی ذهنی و بدنی آنها برای پاسخ دادن به محرک ها تفاوت وجود دارد. بنا بر نظریه آیزنک برونگراها سطح پایه برانگیختگی پایین تری دارند. یعنی نیاز به تلاش بیشتری برای تحریک کردن ذهن و بدنشان دارند تا به میزانی از برانگیختگی برسند که درونگراها به راحتی و با تلاش کمتری به آن دست می یابند. همین امر باعث می شود برونگراها در جستجوی هیجان طلبی و نوجویی باشند و مشتاق برای ارتباط با دیگران باشند. در عوض برای درونگراها اینگونه تحریکات می تواند بیش از سطح تحملشان باشد. چون سرعت برانگیختگی آنها بسیار بالاتر است و به آسانی تحریک می شوند. بنابراین گذراندن وقت به تنهایی، و یا مکالمات تک نفره و موقعیت های قابل پیش بینی برای آنها خوشایندتر است.
تفاوت های کارکردی در مغز
علاوه بر این تحقیقات نشان داده که تفاوت های بین درونگراها و برونگراها ناشی از نحوه پردازش محرک ها توسط مغزهایشان است. بدین معنی که نحوه پردازش یک محرک در مغز بسته به شخصیت فرد مسیرهای عصبی متفاوتی خواهد داشت. در برونگراها مسیر عصبی بسیار کوتاه تر است. و از مناطقی می گذرد که حس چشایی، لامسه، و بینایی و شنوایی پردازش می شود. اما در مورد درونگراها، مسیر پردازش محرک ها از مسیر طولانی و پیچیده تری می گذرد که شامل مناطق مغزی مسئول حافظه، برنامه ریزی، و حل مسأله می باشد.
 
Back
بالا