- ارسالها
- 1,962
- امتیاز
- 6,837
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی
- شهر
- تهران، استانبول، کوالالامپور، اُسلو!
- دانشگاه
- Universitetet i Oslo
- رشته دانشگاه
- ریاضی، CS، نانو الکترونیک
پاسخ : اقدام به خودکشی
و همه ی اینارو میگی و برات چندش اور نیست که اگه الان زنده ای به خاطر اینه که دیگرون نسبت به نبودنت چه حسی دارن به جای اینکه به خاطر این باشه که تو به بودنت چه حسی داری ؟
یعنی زنده موندن تو به خاطر این نیست که خودت از زنده بودن لذت میبری! به خاطر اینه که خانواده خودتو بکشی ناراحت میشن! یا میری جهنم!
اگه کسی به من بگه فلان کارو بکنی خانواده ناراحت میشن، من میگم به جهنم! زندگی منه، من قراره براش تصمیم بگیرم، من قراره صبحش پاشم، شبش بخوابم، اگه سختی ای هست من قراره تحمل کنم، من قراره راه حل پیدا کنم، من قراره انتخاب هامو انجام بدم، چرا باید کسی دیگه ( یا بهشت و جهنمی که فعلا درگیرش نیستم ) درش اصلا تفاوتی به وجود بیاره ؟
میخوای زندگی کنی، دلیلش باید تمایل خودت باشه، چیزی که ادمو زنده نگه میداره، جاهایی که ندیده، ادم هایی که باهاشون حرف نزده، کتابهایی که نخونده، اهنگ هایی که به قدر کافی نشنیده، ارزو هایی که بهشون نرسیده.
اگه کسی مثل من که نه به بهشت معتقده نه نگرانی جهنم رو داره، نه به نظر دیگرون اهمیت میده و همچنان قصد خودکشی توی جوونی رو نداره، اینه که به نظرم این زندگی محدوده، و من هنوز نه به ارزو هام رسیدم نه هنوز تونستم کاری کنم که مطمین باشم نسل بعد از من زندگی خوشحال تری خواهند داشت.
مشکلی که توی کشوری مثل ایران هست اینه که بیشتر سختی ها و مشکلات غیر قابل حل هستن درش به دلایل قانونی، وگرنه مشکل داشتن به نظر من خوبه حتا، انگیزه ای میده برای حل کردنشون. ما اگه نتونیم مشکلات رو حل نکنیم زندگیمون خیلی بی معنی میشه. کل زیبایی انسان بودن، اینه که انسان میتونه وسیله اختراع کنه، میتونه زندگیش رو ساده تر کنه
به نقل از نورا. :من به اقدام به خودکشی فکر کردم، اما اقدام نکردم(احتمالا برای خیلیا خودکشی اولین گزینه ای باشه که موقع مشکلات به ذهنشون میرسه! ) . دلیل اقدام نکردنم هم بخشیش به "گناه" بودنش مربوط میشد، بخشیش به اینکه اگه با این وضع برم که خب, جای خوبی نصیبم نمیشه (من به بهشت و جهنم معتقدم!) ،بخشی ش هم به پدر و مادرم مربوط میشد. از نظر روحی واقعا میشکنند والدین، نخواستم به خاطر من ناراحتی تحمل کنند .. این شرایط هم طولانی بود، دو سال، دو و نیم سال. ولی اخرش رفع شدند .. مشکلاتی که آزارم میدادند .. اذیت شدم به مرز افسردگی رسیدم و کلی سختی و فشار روانی تحمل کردم که خب برای خودم سنگین بودند! خوشحالم بابت رفع مشکلات..!
و همه ی اینارو میگی و برات چندش اور نیست که اگه الان زنده ای به خاطر اینه که دیگرون نسبت به نبودنت چه حسی دارن به جای اینکه به خاطر این باشه که تو به بودنت چه حسی داری ؟
یعنی زنده موندن تو به خاطر این نیست که خودت از زنده بودن لذت میبری! به خاطر اینه که خانواده خودتو بکشی ناراحت میشن! یا میری جهنم!
اگه کسی به من بگه فلان کارو بکنی خانواده ناراحت میشن، من میگم به جهنم! زندگی منه، من قراره براش تصمیم بگیرم، من قراره صبحش پاشم، شبش بخوابم، اگه سختی ای هست من قراره تحمل کنم، من قراره راه حل پیدا کنم، من قراره انتخاب هامو انجام بدم، چرا باید کسی دیگه ( یا بهشت و جهنمی که فعلا درگیرش نیستم ) درش اصلا تفاوتی به وجود بیاره ؟
میخوای زندگی کنی، دلیلش باید تمایل خودت باشه، چیزی که ادمو زنده نگه میداره، جاهایی که ندیده، ادم هایی که باهاشون حرف نزده، کتابهایی که نخونده، اهنگ هایی که به قدر کافی نشنیده، ارزو هایی که بهشون نرسیده.
اگه کسی مثل من که نه به بهشت معتقده نه نگرانی جهنم رو داره، نه به نظر دیگرون اهمیت میده و همچنان قصد خودکشی توی جوونی رو نداره، اینه که به نظرم این زندگی محدوده، و من هنوز نه به ارزو هام رسیدم نه هنوز تونستم کاری کنم که مطمین باشم نسل بعد از من زندگی خوشحال تری خواهند داشت.
مشکلی که توی کشوری مثل ایران هست اینه که بیشتر سختی ها و مشکلات غیر قابل حل هستن درش به دلایل قانونی، وگرنه مشکل داشتن به نظر من خوبه حتا، انگیزه ای میده برای حل کردنشون. ما اگه نتونیم مشکلات رو حل نکنیم زندگیمون خیلی بی معنی میشه. کل زیبایی انسان بودن، اینه که انسان میتونه وسیله اختراع کنه، میتونه زندگیش رو ساده تر کنه


