• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع کاربر حذف شده 8031
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

به نقل از پارادوکس :
نه اینطورنمیشه گفت.ببینید اون زن ترسیده بوده و ی واکنش طبیعی بوده ک برای فیصله ی قضیه نمیخواسته کار به پلیس و غیره بکشه و از طرف دیگه شوهرش رضایت نداده چون بهرحال اون اتفاق برای زنش که روش حساسیت داره اتفاق اقتاده و دیدیم ک اون فرد رو پیدا کرد ب نحوی هم انتقامو گرفت ولی انتقام الزاما پای پلیس رو وسط کشیدن نیست که
نه من نمی‌گم پای پلیس رو حتما باید وسط کشید. (گرچه باید. آدما باید یاد بگیرن از غرایز حیوانیشون بالاتر بیان. ینی چی که «وسوسه شدم.» آخه؟ پیرمرده یه طوری برخورد کرد انگار رفته بدون اجازه سر یخچال بستنی خورده! چنین مسئله‌ای is not to be taken lightly.
اما دتس نات مای پوینت. پوینت من اینه که چیزی که توی فیلم به تصویر کشیده شده بود، نرمال نبود.
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

خب به نظر منم وقتی داشتم فیلم رو می‌دیدم دلسوزی برای پیرمرده از جانب رعنا خلاف منطق بود و طوری نشون داده می‌شد که آدم دلسوزی برداشت می‌کرد اما اینکه نخواد انتقام بگیره به نحو دیگه‌ای می‌تونه توجیه بشه. بعضی وقتا وقتی یه اتفاق وحشتناک برای یه نفر می‌افته واکنشش این نیست که ته و توی قضیه رو در بیاره و بیشتر توش فرو بره و بره اون آدم رو پیدا کنه، بلکه واکنش ممکنه این باشه که بخواد ازش به هر نحوی فرار کنه و دور بشه. یعنی دلش نخواد در موردش با کسی صحبت کنه (البته در این مورد شرم و اینا مطرحه) و هم بخواد اون آدم سریع تر از جلوی چشمش بره و از زندگیش خارج بشه و نبینتش نه اینکه براش دادگاه خودگردان تشکیل بده. به نظرم اگر این واکنش رو نشون می‌داد با منطق سازگار تر بود.
بعد از اون‌طرف وقتی یه نفر واقعا یکی رو دوست داره و بهش اهمیت می‌ده از آزار دیدن اون عصبانی می‌شه ولی در عین حال چون اون شوک و وحشت بهش حاکم نیست اون حس فرار رو نداره و می‌خواد حق کسی که دوست داره رو بگیره و اون آدم آزاردهنده تاوان پس بده نه اینکه صرفا زودتر ازش دور بشه.
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

اينكه رعنا نخواست بره پيش پليس رو درك ميكنم و بهش حق ميدم

ولي اينكه نذاشت حتي خانواده ي طرف بفهمن برام خيلي غير طبيعي بود

اگه مثلا ميخواستن اعدامش كنن يا بكشنش شايد خود منم بودم نميذاشتم

ولي اينكه شوهر خودشو تهديد ميكنه "اگه اينكارو بكني ديگه كاري باهات ندارم" واقعا عجيبه!

در هر صورت حق اون خانواده هم بود كه بفهمن


در كل اين جور دلسوزي و ترحم كه حتي نذاره خانواده طرف بفهمن فك نكنم در واقعيت ممكن باشه

اونم از طرف كسي كه انقدر اين اتفاق براش سنگين بود كه نميتونست حتي تو خونه تنها باشه


+ولي بازم ميگم ارزش داره كه ببينين!
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

به نقل از G.MM :
اينكه رعنا نخواست بره پيش پليس رو درك ميكنم و بهش حق ميدم

ولي اينكه نذاشت حتي خانواده ي طرف بفهمن برام خيلي غير طبيعي بود

اگه مثلا ميخواستن اعدامش كنن يا بكشنش شايد خود منم بودم نميذاشتم

ولي اينكه شوهر خودشو تهديد ميكنه "اگه اينكارو بكني ديگه كاري باهات ندارم" واقعا عجيبه!

در هر صورت حق اون خانواده هم بود كه بفهمن


در كل اين جور دلسوزي و ترحم كه حتي نذاره خانواده طرف بفهمن فك نكنم در واقعيت ممكن باشه

اونم از طرف كسي كه انقدر اين اتفاق براش سنگين بود كه نميتونست حتي تو خونه تنها باشه


+ولي بازم ميگم ارزش داره كه ببينين!
اتفاقا به نظر من با این کار مخواست گذشت رو تصویر بکشه . خیلی,اتفاق بدی واس رعنا افتاد اما تونست از همه اینا بگذره ک عروسیه دختر اون مرده سر بگیره, اون زنه نظرش راجبه شوهرش عوض نشه
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

به نقل از mahsa94 :
اتفاقا به نظر من با این کار مخواست گذشت رو تصویر بکشه . خیلی,اتفاق بدی واس رعنا افتاد اما تونست از همه اینا بگذره ک عروسیه دختر اون مرده سر بگیره, اون زنه نظرش راجبه شوهرش عوض نشه

و دقيقا همين تونستن برام غير طبيعي هست

ببين رفتاراي تجاوز طوري خيلي سنگينه براي يك زن يا دختر و هميشه آزارش ميده

و طبيعي ترين چيز اينه كه دنبال انتقام باشه

بازم ميگم اگه ميخواستن اعدامش كنن يا فلان آره بخشيدن معنا داشت

ولي اينكه نذاشت خانوادش بفهمن حتي و بخاطر كسي كه آزارش داده شوهر خودشو تهديد كرد ، اونم كسي كه اين همه ترسيده بود و حتي نگاه يك تماشاچي تا اون حد آزارش داد

من با اين نميتونم ارتباط بر قرار كنم
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

به نقل از G.MM :
و دقيقا همين تونستن برام غير طبيعي هست

ببين رفتاراي تجاوز طوري خيلي سنگينه براي يك زن يا دختر و هميشه آزارش ميده

و طبيعي ترين چيز اينه كه دنبال انتقام باشه

بازم ميگم اگه ميخواستن اعدامش كنن يا فلان آره بخشيدن معنا داشت

ولي اينكه نذاشت خانوادش بفهمن حتي و بخاطر كسي كه آزارش داده شوهر خودشو تهديد كرد ، اونم كسي كه اين همه ترسيده بود و حتي نگاه يك تماشاچي تا اون حد آزارش داد

من با اين نميتونم ارتباط بر قرار كنم
نگاه اول ک این مرده تجاوز نکرد بعدشم هیچ دادگاهی اینو مقصر نمیکرد چون خودش در رو باز کرد, حتی ی جا فیلم خود رعنا هم اینو گفت, کلا خیلی جالب به چالش کشید همه رو با رفتار رعنا
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

به نقل از mahsa94 :
نگاه اول ک این مرده تجاوز نکرد بعدشم هیچ دادگاهی اینو مقصر نمیکرد چون خودش در رو باز کرد, حتی ی جا فیلم خود رعنا هم اینو گفت, کلا خیلی جالب به چالش کشید همه رو با رفتار رعنا

نگفتم تجاوز

گفتم "رفتار تجاوز طوري"

درسته خود رعنا درو باز كرد ولي اين اتفاق اونجوري كه فيلم نشون داد خيلي تاثير عميق و بدي روش گذاشته بود

و رفتار آخرش با اين تاثيري كه فيلم سعي داشت نشون بده رو رعنا گذاشته شده خيلي در تناقض بود
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

خب ما فقیر، بیچاره‌ها باید صبر کنیم تا سه‌شنبه‌ای بشه تا بعد بتونیم فیلم رو نگاه کنیم. فیلم رو رفتم نگاه کردم بالاخره. :-"
فیلم بدی بود حقیقتا. حالا اینکه بدی فیلم چی بود و اینا بعدا میام سراغ‌ش ولی یکم حرف بزنم راجع نظر بچه‌ها.
«گرچه باید. آدما باید یاد بگیرن از غرایز حیوانیشون بالاتر بیان.» خیلی بده این عقیده! شما سینما نمی‌روید که عقاید خودتون و حالا عقائد برتر- احتمالا از دید خودتون برتر- رو ببینید. این سینماگره که با داستان‌ش شما رو پیش می‌بره و شما موظف‌ هستید که باش پیش برید. واگر این دیدگاه درست باشه، خب طبیعتا ما نباید هیچ بدمنی توی هیچ داستانی ببینیم دیگه. امّا به طور خاص روی پیرمرده و واژه «وسوسه»! باو آخه چقدر انتخاب بازیگر و سن بده. من که به شخصص نتونستم باور کنم این مرد وسوسه، اونم با این سن! و اصلا از کجا معلوم وسوسه شده بود. شاید داشت دروغ می‌گفت. این رو داشته باشید؛ من سر این حرف خواهم زد. که همه مشکلات فیلم از یکجا نشات می‌گیره.
یکی دیگه هم اینکه دلسوزی ترانه علیدوستی برای پیرمرده که تقریبا همه‌تون گفتید. راست‌ش درک‌تون نمی‌کنم. خب فضا جوری رغم خورده بود که اینجوری بشه. یعنی قبل ورود به ساختمون قبلی‌شون و مواجه با پیرمرده که داشت از دست‌ش و خیال‌ش فرار می‌کرد. ولی وقتی اومد تو خونه و اوضاع پیرمرد رو دید که به چه وضعی افتاده، دل‌ش سوخت. منطقی‌ه. ولی بازم اینجا یه مشکلی وجود داره که پیرمرده تجاوز کرد یا فقط دست تو موهای ترانه علیدوستی فرو برد؟ که فیلم جواب این رو نمیده. اگه تجاوز بود شاید شاید میشد بگیم دلسوزی منطقی نبود ولی اگه یه دست توی مو کردن‌ه که بخشیدن منطقی‌ه حتما.
یه گزاره دیگه که گفتید که چرا شهاب حسینی پیگیرتر بود نسبت به ترانه علیدوستی. این رو اگه کسی بگه من حس می‌کنم نه تنها توی ایران زندگی نکرده بلکه یه صفحه روزنامه‌ی حوادث هم نخونده. خب این معمول‌ه که توی ایران با یه بافت سنتی و مذهبی زنان کمتر پیگیر میشن و سعی می‌کنن آبروی خودشون رو حفظ کنند. باور کنید خیلی شنیدم و خوندم که دختره بش تجاوز شده و نرفته بگه. ترس از آبرو و داشتن حیا - که حتما الکی‌ه و بیخوده ولی خب هست. و شهاب حسینی هم ایضا برای اینکه آبروش رفته بود؛ مرد همسایه زن‌ش رو لخت توی حموم دیده بود. همکاراش قضیه رو فهمیده بودن. یه جورایی انتقام شخصی می‌خواست بگیره شهاب حسینی؛ انتقامی نبود که به خاطر ظلم رفته بر همسرش باشه. و اثبات بارز این حرف اونجاست که تو اون خونه قبلی‌شون ترانه میگه بابا بیخیال ول کن و در نهایت هم از خونه میزنه بیرون ولی باز شهاب حسینی ول کن نبود و در پی انتقام بود.
مرگ فروشنده آتور میلر، جاش از شکسپیر هم تئاتر اجرا می‌کردن هیچ عیبی توی فیلم نداشت. نه تنها فیلم روایت موازی نداره. بلکه کوچکترین خدمتی این مرگ فروشنده آتور میلر نمی‌کنه.

امّا اشکال اصلی فیلم. فیلم رو هر کسی دیده و فیلم‌بین هم بوده، گفته که این اثر فرهادی هیچکاکی هست. ولی فرهادی کجا و ارباب هیچکاک کجا؟! خب همه می‌دونیم هیچکاک استاد تعلیق بوده. حالا طبق تعریف خیلی از کتاب‌های سینمایی من جمله هنر سینما تعریف تعلیق این‌ه:« به عقب انداختن نتیجه عملی.» حالا این فیلم قرار بود تعلیق‌ش کجا باشه؟ صحنه ارتکاب جنایت. چقدر احمقانه است. ما چیزی از این صحنه ندیدم که حالا بخواد نتیجه‌ش برای حس انتظار بیاره و پشت اون تعلیق. چرا وقتی که فیلم روایت خطی داره، یهو این صحنه رو به ما نشون نمیده آخه؟ این کار فرهادی توی تمام فیلم‌هاش هست و صرف این فیلم نیست. این سبک نیست دوستان، این عین حماقت‌ه. این تعلیق روی هیچی هست. تعلیق مختص انسان‌هاست و نه رویداد و پدیده‌ها این خیلی اشتباه‌ه که اتفاقات یه فیلم از شخصیت‌های یه فیلم مهم‌تر باشند. حالا این قابل بحث‌ه و کل سینمای فرهادی اینجوری میشه برد زیر سوال.
امّا مشکلات اینکه این صحنه یهو کات میشه چی هست؟ ما هیچ وقت متوجه حس آدم‌ها نمی‌شویم. ما با شنیدن - که حالا فیلم داده شنیداری هم به ما نمی‌ده- نمی‌ترسیم. اگر ما صحنه قتل رو دیده بودیم. می‌فهمیدم و خیلی بهتر حس می‌کردیم که که چه فاجعه‌ای رخ داده. اصلا فاجعه رخ داده بود؟ تجاوز بود یا یه سوتفاهم؟ جواب این سوال مهمه، خیلی هم مهمه ولی نفهمیدم جواب سوال رو.
ببینید من خیلی ارفاق کردم به فیلم‌ها. فیلم ابدا کاگردانی نداره؛ میزانسن نداره، دوربین گیج‌ه، بازی‌ها خوب نیست، تدوین معنایی نداره. فیلم پر از قسمت‌های زائده. و بعضی جاها علاوه بر زائد بودن حال بهم زن! آقا معلم می‌شینه بغل خانوم تو تاکسی و بعدش اون شعار فمینیستی:«لابد قبلا یه مردی باش این کار رو کرده!» اصلا این آقا معلم توی این مدرسه بودن‌ش رو حذف کنیم. چی میشه؟ مینا ساداتی تو فیلم چیکاره است؟ اصلا کل اون تئاتر ها واسه چیه؟ مرگ فروشنده میلر نبود، هملت بود. اتفاقی می‌افتاد؟ فیلم حقیقتا حال بهم زنی بود.


راستی، فیلم‌های امسال تموم شد. کدوم فیلم رو فیلم سال انتخاب می‌کنید؟ :-" البته یه خشکسالی و دروغ مونده که تئاترش، تائتر خیلی خوبی بود ولی بش امید ندارم؛ چون توش گلزار بازی کرده. :|
من نظرم روی بارکده. :-"

دایان: اگه اینجا رو دیدی، این پاراگراف آخر رو یه تاپیک بزن براش. مرسی. :-"
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

بنظرم برید ببینید فیلمو.
قشنگ بود.ولی خب انتظار دیدن پدیده ای مثل جدایی نادر از سیمین را نداشته باشین...

×بیشتر فکر میکنم فیلمش نمادین بود و روی شخصیت مرده مانور میداد...برای اینکه یک نفر بخواد محبوبیت و آبرومندی اجتماعی داشته باشی نیازه که درخیلی از مواقع خودش نباشه این یعنی فروشنده...انگار داره میفروشه واقعیتشو...با افتادن این اتفاق عماد بیشتر فکر میکرد آبروش لکه دار شده و میخواست دست و پا بزنه برای اینکه به همان شکل هم برای کسی که مقصر میدونه آبروشو ببره...عماد اواخر فیلم خودش شده بود...ابایی نداشت از کاری ک میکرد .این یعنی مرگ فروشنده
 
پاسخ : فروشندهِ اصغر فرهادی (Le Client)

Spoiler Alert

فیلم‌های فرهادی فیلم‌های چند بار دیدن هستن؛ امّا با این که هنوز برای بار دوّم فیلم رو ندیدم، نظرم رو راجع بهش می‌نویسم.

سبک فرهادی با سبک هیچکاک فرق داره؛ ولی اثرپذیری‌ش از هیچکاک [مثل بی‌شمار کارگردان دیگه] بدیهیه. فرهادی دراماهایی از مسائل خانگی و جمع‌های صمیمی می‌سازه که در هر چیزی که نشون مخاطب می‌دن به نظر میانه‌رو میان؛ رئال، گذرا، مشخّص. امّا با وجود این واقعیت، در تمام آثارش، از درباره‌ی الی تا فروشنده، بیننده طلسم می‌شه و ناگهان خودش رو توی یک موقعیت سرشار از تعلیق و استرس پیدا می‌کنه. هنر فرهادی در حرکت دادن نخ‌های ظریف متصّل به کاراکترهاست که پسِ صحنه، زیر حرکات چهره، پشتِ دیالوگ‌ها و کلّاً مخفیانه رخ می‌دن؛ در قلب و مغز کاراکترها. و اینجاست که مخاطب در نوع بی‌نظیری از تعلیق گیر می‌افته؛ تعلیقی که بر پاشنه‌ی این سؤلِ دائمی می‌چرخه که در قلب و مغز کاراکترها داره چی می‌گذره.

واکنش رعنا به اتّفاقی که براش می‌افته [nb]به شخصه معتقدم شکّی باقی نمی‌مونه که تجاوز رخ داده[/nb] آمیخته با ترس و هیستریای پنهانه. می‌خواد تنها باشه، امّا نمی‌خواد عماد از آپارتمان بره بیرون. تناقضات رفتاری رعنا و این «خوب نشدن»، راه فراموش کردن واقعه رو می‌بنده و اعصاب عماد رو به هم می‌ریزه. جستجوی عماد برای کسی که این بلا رو سر زندگی‌ش آورده هیجان‌انگیز و آمیخته به تعلیق نیست؛ امّا این عمدیه. فیلم مدام بهتر می‌شه و در یک‌چهارم آخرش حقیقتاً شاهکار می‌شه. عماد نسبتاً تصادفی فرد خاطی رو پیدا می‌کنه و فرد خاطی کسی نیست که مخاطب خیال می‌کنه. امّا هدف فیلم نشون دادن این که متجاوز نهایتاً چه کسیه نیست؛ هدف فیلم پرسیدن این سؤاله که وقتی عماد متجاوز رو پیدا می‌کنه، باید چیکار کنه؟ فلسفه‌ی انتقام‌گیری خیلی وقت‌ها ساده نیست. عماد می‌خواد فردی رو که این بلا رو به سر رعنا آورده مجازات کنه[nb]در یک یادداشتِ جانبیِ نه‌چندان‌جانبی باید به این توجّه کنیم که عماد به دلایل مختلف (از مسئله‌ی اخلاق که به نظر من بدیهی میاد و نفسِ «زشت بودن» انتقام‌گیری [صحنه‌ای رو به خاطر بیارید که رعنا فقط به عماد نگاه می‌کنه و موقعیت رو توصیف می‌کنه: تو داری ازش انتقام می‌گیری] تا پیچیده‌ بودن زندگی و وضعیت فرد متجاوز که یک معمّای اخلاقی به شدّت پیچیده ایجاد می‌کنه) مدام نظرش و تصمیمش عوض می‌شه و یکی از دلایلی که باعث شاهکار بودن بازی شهاب حسینی می‌شه، نشون دادن این کشمکش ذهنی به بهترین وجهه. [/nb]، امّا مشکل اصلی عماد، از دست دادن رعناست. رعنا افسرده و سرد شده. این چیزیه که عماد رو عصبانی می‌کنه. این چیزیه که باعث می‌شه عماد بخواد انتقام بگیره. در سکانس‌های پایانی فیلم، احساس می‌کردم عماد درون خودش با رعنا درگیره و نه با فرد متجاوز.

فهمیدن موازی بودن مرگ فروشندهی آرتور میلر با زندگی عماد و رعنا [عماد نقش ویلی لومان و رعنا نقش همسرش لیندا رو در تئاتر بازی می‌کنن] زمان‌بره و این هم به نظرم عمدی میاد. عماد و ویلی انسان‌های شریفی هستن که نهایتاً در پس هیچ‌کدوم از انتخاب‌هاشون، قادر به مواظبت از عزیزترین انسان‌های زندگی‌شون نیستن. لومان با صدای بلند خودش رو عنوان یک «مرد» زیر سؤال می‌بره چرا که نمی‌تونه خواسته‌های همسرش و خانواده‌ش رو در زندگی برآورده کنه، و عماد به وضوح با جایگاه خودش به عنوان یک «مرد» درگیره چرا که نتونسته از همسرش در برابر آسیب و حتّی تبعات آسیب مواظبت کنه. در صحنه‌ی آخر تقریباً «آسیمیله» شدن رعنا و عماد رو در لیندا و ویلی می‌بینیم؛ با گریم آهسته و تمرکز روی چهره‌ها، به سبک فرهادی.
 
Back
بالا