یه سال دوستام می خواستن واسه تولدم منو ببرن بیرون سورپرایزم کنن، یه مشکل بدی برا خانوادم پیش اومد همون روز و من مجبور شدم زودتر از مدرسه بیام بیرون و برم خونه، اونام دیدن من رفتم خودشون بدون من به برنامشون پرداختن
لابد اینم یه مدلشه دیگه
این کادو تولد نبود ولی هدیه بود
جوجه مرغ.
دوستم اومد در خونمون ایفون زد، من رفتم در ماشینو باز کردم یهو مرغو انداخت تو بغلم😂
چون خودش ازش شدید میترسید و بزور گرفته بودش ک مامانش رانندگی کنه.
خیلی سوپرایز خفنی بود جدی خوشحال شدم.
۱۳_۱۴ سالم بود.