• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

از اونجا که من ازون بچه شرای روزگارم و آروم و قرار ندارم چند وقت پیش سر کلاس پرمحتوای حرفه و فن داشت خوابم می برد وحوصلم به شدت سر رفته بود . توی کیفمو نگاه می کردم که چشمم به چسب مایع خوردو فهمیدم نباید بیکار نشست . مساله رو با دو سه تا از رفقای شیطونم در میون گذاشتم و بعد به بهانه ی آشغال انداختن رفتم دم در ودر حالی که دستم چسبی بود با دستگیره در دست دادم و احوال پرسی کردم و بعد نشستم سر جام . زنگ که خورد دو سه تا بچه ها دستاشون چسبی شد ومن دوستام هرهر خندیدیم . بعد من که می ترسیدم از سرویس جا بمونم رفتم . وقتی سرویس راه افتاد یکی از دوستام از اون ته خیابون با کلی ادا واطوار بهم فهموند که خانم xگفته بچه ها بهم بگن که فردا دمار از روزگارم درمیاره . فردا که رفتم سر کلاس و از برو بچ جویا شدم فهمیدم این دوستمون از اونجا که خیلی مومنه از توی کلاس چادرشو سر کرده و دستگیره درو هم با چادرش گرفته . بچه ها هم از فرصت استفاده کردن و اومدن بقیه چادرشو به دستگیره مالیدن ! :)) خلاصه که چادر تازه دوخت نوی دوستم جوونمرگ شد و ما به ریشش(که ماشالا بسیار پر مو هم هست) هرهر خندیدیم.
 
پاسخ : شیطنت ها

اول راهنمایی بودم بعد از عید نورورز اولین روزی بود که میرفتیم مدرسه یعنی 14فروردین
معلم ریاضیمون از بچه ها یکی میپرسید که توی تعطیلات عید چه کارایی کردن
بعد از من نوبت بغل دستیم بود که جواب بده...خیلی حوصلم سر رفته بود
خودکار فشاریمو گرفتم زیرش که وقتی میشینه روش بترکه بقیه بچه ها که دیده بودن یواش میخندیدن یکی بش گفت تا برگشت دستموم کشیدم ولی باز وقتی میخواست بشینه خودکارو گرفتم زیرش ...تو 1 ثانیه وقتی اومد پایین دو متر رفت هوا!!!کل کلاس میخندید و معلم ما هم مثل این منگلا وایساده بود نگاه میکرد بیخبر از همه جا
خداروشکر به خیر گذشت و من از کلاس اخراج نشدم ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

دوم راهنمایی که بودیم یه روز منور و فشفشه و ترقه و اینا آورده بودیم مدرسه >) زدیم کلی حال کردیم
بد مدیرمون فهمید حبسمون کرد تو اتاق! ;D
بدم یکی از بچه ها رو برد تو دفتر (معلوم نیست چکار باهاش کرد!) اومد بیرون قش کرد!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوم راهنمایی بودیم میخواستیم با سه تا از دوستام رو یه طرحی کار کنیم از مدرسمون یه اتاق خواستیم که کارامونو بذاریم اونجا
یه اتاقی داریم زیر راه پله هامون اون موقع انباری معلم پرورشیمون بود پر کاغذ و پوستر و اینا بود گفتن تمیزش کنید مال خودتون
ما هی هر روز میرفتیم تمیزش میکردیم هی میومدیم میدیدیم دوباره کثیف شده کلیدم نداشت حداقل قفلش کنیم دوستم یه پیشنهادی داد.....
یه چوب بلندو تکیه دادیم به دیوار کنار در و با یه طناب بستیمش به دسته در
مدیرمون اوده بود فضولی :-" چوبه خورده بود تو ملاجش! ;D
اخراجمونم نمیتونست بکنه! ;D (چرا فضولی میکنه آخه! ;D)
 
پاسخ : شیطنت ها

نمي دونم شيطنته يا نه؟!
دفتر حضور-غيابو يكي از بچه هاي اول آورد تو كلاسمون درحين اينكه دبيرمون داش امضاش مي كرد:
(مكالمه بين يكي از بچه هاي كلاس و اون اوله)
-تو اولي؟
-آره،واسه چي؟
-هه هه هه هه....دلت بسوزه ما دومين! 8-}
 
پاسخ : شیطنت ها

برا ما شوخی های (بد.خطرناک.جلف.خرکی.شهرستانی.پشت وانتی و....)که با دیگران کردین یا شوخی هایی رو که باهاتون کردن رو بنویسین!
اگه ایده ی جدیدی هم دارین بگین!
حتی شوخی با معلماتون ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

تو راهنمایی یه بار جشن داشتیم که بهون بستنی شیری دادن :-& وای هیچ کس نمیتونست بخوره و همه تصمیم گرفتن که بستنی ها رو بندازن دور! ;D
من همین که بستنیمو انداختم دور یه حس افتضاح با یه چیر یخ رو گردنم حس کردم.بعد دیدم دوستام دارن میخندن.وقتی دست زدم به موهامو گردنم دیدم یه بستنی رو انداختن تو یقم. تمام هیکلم بستنی ای شده بود اونم از نوع شیری!!!!!!!!
داشتم بالا میاوردم ;D
اما خب خاطره شد. کل برنامه رو تو حیاط بودم و داشتم موهامو میشستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :))
*کلا ما از این کارا(همون انداختن پوس تخمه.خورده کاغذ.انواع خورده گل و ...تو یقه)زیاد انجام میدادیم!!!!!!!!
 
پاسخ : شیطنت ها

یکی از بچه ها جلو بوفه مدرسه زده بود زیر ظرف سیب زمینی یکی از بچه ها و سیب زمینی ها چپه شده بود اونم با دو سه نفر دیگه واسه تلافی >)از بوفه سس خریدن و اومدن دوتا سس تو کیف طرف خالی کردن کتاباش که داغون شد و بوی گند سس سفید هم که ما رو خفه کرده بود
 
پاسخ : شیطنت ها

یکی از دوستام این کارو کرده بود:

رفته بودن اردو مشهد
واسه معلما چایی درست کردن! >) >)
معلما: وای چه بچه های خوبی! آفرین! 8-^

بد معلما شروع کردن یکی یکی هی میرفتن دستشویی! ;D :))
چایی نفخ آور داده بودن بهشون! ;D :)) =))
 
پاسخ : شیطنت ها

شوخی خرکی اینه
تو خیابون دوسته بیشعورت هلت بده و بری در اغوش اسلام(یه شیخ) ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

انواع و اقسان صندلی از زیر کشیدنو اینا که نخ نما شده

برا یکی تولد گرفتیم کیک گرفتیم ذوق مرگ شد
بعد تا خواست شمعارو فوت کنه کیکو کوبیدیم تو صورتش
تا تو دماغش پر شکلات شده بد

برا معاونمون تولد گرفتیم ملت ابله سیگار براش کادو کردن آوردن!
 
Back
بالا