• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

به نقل از soroush sep :
سر كلاس زيست نشسته بوديم...ناگهان صداي شعله ور شدن چيزيو شنيديم...به پشتم نگاه كردم ديدم يكي از بچه ها تو اتيشه....واي بدبخت يكم از موهاش سوخت.(علتش فندك اتمي بودكه البته تقصير يكي ديگه بود كه شعلش رو تا اخر زياد كرده بود) و زنگ زيبا و شيرين زيستو ايشون قال كرد(لازم به ذكر است كه معلم زيست ما دهنش باز مونده بود اين طوري :o.اما بعدش گفت بوي كله پاچه مياد) اما...بدبختا به محض اينكه زنگ خورد.ناظم مدرسه اين دو نفرو تا حد گريه در اورد(اين دو نفر تو عمرشون اصلا گريه نكرده بودند)
اتهاماتي كه به انها وارد شد:
1-به خطر انداختن جان 400دانش اموز.
2-اغتشاش در مدرسه
3-تخريب اموال عمومي
جالبه كه فقط موي بدبخت سوخته بوده بودنه چيز ديگه.

کاشکی اشکمو در میورد
از این ناراحتم که یه ...مالی سریع رف دستمال کشی پیش صیفی [-(
یکی از اتهامای دیگه ای که بهم زدن
گفتن تو معتادی؟؟؟؟ :o :o :o :o :o :o
 
پاسخ : شیطنت ها

سالی که امتحانه مرحله دوم تیزهوشان داشتم ( اون سال 8 تا سواله تشریحی دادن که ما دقیقا سره امتحان فهمیدیم و خیلی استرس داشتم و زیاد خوب ندادم ) وقتی از در اومدم بیرون تمام مادر پدرا منتظر بودن و از هرکی میومد بیرون سوال میکردن که امتحان چه جوری بود و اینا من که اومدم یکی ازم پرسید امتحان چه جوری بود منم اعصابم خورد بود گفتم خیلی آسون بود خیلی خوب دادم بعد موقع رفتن دیدم همون که ازم این سوالو پرسید داره با دخترش میره دخترشم داره بدجوری گریه میکنه برا امتحان!!!!
 
پاسخ : شیطنت ها

نزدیکای چهارشنبه سوری وسایل آتش بازی که بچه های شیمی ساخته بودن رو ( خودم هنرم ) از آزمایشگاه کش رفتم ...
از آبدارخونه هم چوب کبریت کش رفتم ( دفعه ی اول فقط چوب کبریت ها رو برداشتم بعد یادم اومد باید جعبه اش رو هم بردارم تا کبریتا روشن بشه !!! ) بعد هم مدرسه رو گذاشتم رو سرم ... خیلی حال داد !!!
 
پاسخ : شیطنت ها

زنگ دینی سر کلاس نرفتیم فوتبال بازی کردیم چه قدر کیف داد همه هم منفی گرفتیم ولی به فوتبالش میارزید /m\
 
پاسخ : شیطنت ها

يه بار من يه آبکش پلاستيکي رو چپه گذاشتن روي جوجه ي ايمان بعد سبدو آتيش زدم جوجه هه توش ذوب شد:عذاب وجدان!!!!
 
پاسخ : شیطنت ها

من کوچیک که بودم رفتم تمام دسته چکه بابامو روش جوجه کشیدم وقتی اومده بهش گفتم نگاه کن بابا برات امضا کردم فرض کن چه حال پیدا کرده.یه بار دیگه هم جوجمو گذاشته بودم تو کفش بابام که گرم بشه بد خراب کاری کرده بود بابام هم همون کفش رو پوشیده بود
 
پاسخ : شیطنت ها

ما (من و دوستان) یه بار یک عدد پوست موز گذاشتیم دم در دفتر معلم ها.معلم هنرمون تا در رو باز مرد پاش رفت روی پوست موز.شانس آورد و شانس نیاوردیم که با سر نخورد زمین .
 
پاسخ : شیطنت ها

ما یه پارکینگ داشتیم که خیلی بزرگ بود ولی چون کوچمومن کوچیک بود ماشین نمی تونست بیاد توش
ما هم توش دچرخه سواری می کردیم B-)
یه بندم دور پلیسی و تک چرخ و اینا ... :-"
اینقدر دور پلیسی زده بودم کفش سر شده بود
خلاصه یه بار که ما تک چرخ زدیم چرخ عقب لیز خورد خودمون و چرخ افتادیم رو دسته چپم
اونم نامردی نکرد جفت استخوناش شیکست =((
به هر دکتری نشون میدادم میگفت با کامیون تصادف کردی ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

خودم که یادم نیست ولی برام تعریف می کنن
داشتم تو خونه بابا بزرگم شیطونی میکردم و بازی می کردم
در یه حرکت خیلی توپ با سر رفتم تو شیشه میز تلویزیون :o :o :( 8-} 8-}

یه بار دیگه هم با کله رفتم تو تیزی فواره
جاتون خالی یه خونی اومدا :))
 
Back
بالا