• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

من هر سری که با داداشم دعوا میکردم البته بچه تر که بودم
یکی از جورابای بوگندوی خودشو میکردم تو دهنش تو خواب
اخه همیشه هم دهن باز میخابه!
ولی خیلی حال میداد بیدار که میشد از خنده قش میکردم :)) :))
 
پاسخ : شیطنت ها

روزای آخر سال بود کمتر می رفتیم سر کلاس زمین
یه روز اکثر جمع بودن به شرط تخمه گوش می دادیم یادم نی ولی کلاس پر غبار بوو
تخمه خوردم اجازه گرفتم برم بیرون آب بخورم
به سرم زد وسط راه رو سرفه ی بلندی ارائه دادم
از قضا معاون روبروم بود اول ندیدمش از ترکیدن کلاس خودمون به خنده افتادم
وضع بتتر شد معوان گف: همی الان برو بیرون این جا رو با اصطبل اشتبا گرفتی؟
مدیر از را رسید یه جوری حلو معاون واسساد گفتم کلاس پر غباره تخمه تو گلووم گیر کده بذارید آب بخورم
رفتن تو کلاس خدا رو شکر وضع وخیم بود و حرف درس درومد و دیگه با همه دعوا کردن به من گیر ندادن
ان قدر خنده دار بود که حتی یه ذره هم برخورد نو ناراحت نکرد هیچ بیش تر می خندم
یادش بخیر
 
پاسخ : شیطنت ها

یه بار صبح زود بود هوا هنوز روشن نشده بود و من داشتم تو اتاقم درس میخوندم که یهو برقا رفت :((
بعد از اونجایی که امتحان داشتیم و هنوز تموم نکرده بودیم ;D بابامون واسمون شمع اورد. ;D
بعد منم یهو شیطنتم گل کرد کاغذ چرک نویسو بردم طرف شعله شمع گفتم عب نداره یه ذره بسوزه بعدش خاموش میکنم ;D
بعد یهو کاغذ آتیش گرفتو شعله ور شد منم که هول شده بودم کاغذو رو به پایین گرفتم به جا بالا بهد آتیش به همه جای کاغذ رسید :-ss
منم پاشدم و عین این خل وچلا دور اتاق میچرخیدم :(
نمیتونستمم ولش کنم چون اونجوری کل خونه میسوخت :-ss
واسه همینم من فداکار ;;) کاغذو همین طوری تو دستم گرفتم ;D
بعد یهو به ذهنم رسید که ببرم بندازم تو ظرف شویی که تو راه کاغذ به پایان رسید و آتیش خاموش شد . خاکسترش ریخت رو زمین منم یه نفس راحت کشیدم :-<
خداروشکربه خیر گذشت فقط سه تا از انگشتام تاول گنده زد :-s
منم از ترس حالم بد بود ولی وختی مامان بابام پرسیدن چیزیت که نشد چون نمیخواستم گندم بر ملا بشه گفت نه X_X ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

ریختن مخلوطی از شیر و پودر گچ (به مقدار مشخص،که گند بزنه به لباس و اعصاب آدم).
و پاشیدن اون روی صندلی دبیر قبل از ورودشون به کلاس.
(در سال سوم راهنمایی)
 
پاسخ : شیطنت ها

در راستای نوشته ی zαн®α•s من اینو یادم اومد:
یه بار با دختر خالم و پسر خالم (ما ها با هم 3 تفنگ دار رو تشکیل میدیم) شروع کردیم بازی کردن با فندک و یه چند تا ورق رو گوششو اتیش میزدیم ... بعد یکیشو بدجوری اتش زدیم... اگه اشتباه نکنم نیمه سوز بود که افتاد تو سطل اشغال... هیچی دیگه رفتیم گرفتیمش زیر اب... انقدر دعوامون کردن ... (واقعا کم مونده بود خونه اتش بگیره)
ما 3 تا: :( :-s :-ss
اونا: :-w :-L X-( ~X(
 
پاسخ : شیطنت ها

سرکلاس یه معلم که یکم مشکل داشت بعد 20 دقیقه از کلاس همه با هم ساعتامونو یه ساعت میدادیم جلو بعد به معلمه می گفتیم استاد کلاس تمومه. زنگو زدن بعد با دوتا ماست مالی کردن میرفتیم بیرون والیبال بازی می کردیم. خدا از سر تقصیراتمون بگذره...
 
پاسخ : شیطنت ها

يه بار زير پله ي مدرسمون يه پنجره اي بود من وايسادم اونجا صدا گاو دركردم بعد نگو اونجا دسشويي دبيرا بوده معلم ادبياتمون از شنيدن صداي من حول شد يدونه ول داد منم صحنه رو ترك كردم :)) ;
+گفتين جوراب يادم اومد ديروز داداشم دنبالم كرد ميخواس بزندم رفتم تو اتاقم درو بستم اومد باقندشكن زد تو در در اتاقم فرورفت بعد واسه اينك به بابام نگم هر روز جورابامو ميشوره! ;D :>
 
پاسخ : شیطنت ها

ی بار داخل سالن مدرسه بودیم بعد بچه دوره معلممون جمع شده بودن داشتن سوال میپرسیدن منم یدونه از این قورباغه پلاستیکی ها انداختم جلوی پاشون بچه ها جیغ زدن معلممونم پرید 2 متر اونور تر جاتون خالی خیلی حال داد ;D :)) :))
 
پاسخ : شیطنت ها

ما سر کلاس شیمی پاک کن انداختیم تو بخاری............... ;D
این شد که از بوی بدش کلاس لغوید!! :))
راستی یه بار هم کپسول مفنامیک اسید انداختیم!
 
پاسخ : شیطنت ها

ما پارسال موتورخونمون پکیده بود بخاری برقی داشتیم تو کلاس که میذاشتن رو میز معلم! ماهم بعد مدرسه روشنش کردیم و گذاشتیم رو صندلی معلم به طرف پشت!
فردا رفتیم سر کلاس دیدیم صندلی پخته! ناظممونم برخلاف امسال که یه سگ جاش اومده خیلی باحال بود! کلی خندید! ولی خوبه آتیش نگرفت!
 
Back
بالا