- ارسالها
- 38
- امتیاز
- 654
- نام مرکز سمپاد
- فرز
- شهر
- تهرا
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
توبه کردم که دگر عاشق چشمش نشوممقام عیش میسر نمیشود بی رنج
بلی به حکم بلا بستهاند عهد الست
حافظ
او اگر خنده کند عشوه کند من چه کنم
توبه کردم که دگر عاشق چشمش نشوممقام عیش میسر نمیشود بی رنج
بلی به حکم بلا بستهاند عهد الست
حافظ
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاکتوبه کردم که دگر عاشق چشمش نشوم
او اگر خنده کند عشوه کند من چه کنم
ما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیممرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
مولانا
در دلت باید نگه داری نفهمد عاشقیما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
_حامد عسکری
تهمتن ببردش به زابلستاندر دلت باید نگه داری نفهمد عاشقی
اعتراف عاشقی با دست خود، جان دادن است T-T
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفتتهمتن ببردش به زابلستان
نشستنگهش ساخت در گلستان
_عمو فردوسی
از سر كويت به هر بادی نمی خيزم ز جاینه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
شهریار
مراقب باش ای ایرانی در خاک و خون خفتهاز سر كويت به هر بادی نمی خيزم ز جای
بعد مردن هم غبار خاطر كس نيستم
توانا بود هرکه دانا بودمراقب باش ای ایرانی در خاک و خون خفته
که دیگر جز به پرچم... جز به ایران اعتمادی نیست
دریغ است ایران که ویران شودتوانا بود هرکه دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود 😁
در این زمانه، که عقیم است جمله صحبت هادریغ است ایران که ویران شود
کنام پلگان و شیران شود
فردوسی
