کنکور سوالات و مشکلات درسی کنکور ۹۹

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع admin
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اممم ،ببین اینطوری انگار یه معنی مثبت در نظر میگیری ،با اینکه اگه کل شعر رو نگاه کنی منظورش تعریف کردن از اشک نبوده.
از طرفی هم تشبیه اشک به گوهر و دل به گنجینه اصلا واضح نیست و اگه گوهر فرضش کنیم دیگه حسن تعلیل هم نمیشه.
برای من شبیه این بیت بنظر اومد که حافظ میخواست غمش رو پنهان کنه ولی اشک هاش لوش میدن (شکایت از که کنم ؟ خانگیست غمازم).
منم معنی مثبتی در نظر نگرفتم. منظورم اینه که در گنجو باز کردم مرواریدایی که باید پنهان می‌بودن عیان شدن
ولی از لحاظ تشبیه، اشک به مروارید و دل به گنجینه مرسومه
 
حسن تعلیل حتما داره؟
 
سلامـٌ علیکم
گرچه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که تو بنده بر آن میداری
مصرع دوم یعنی چی؟

هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتادهداست
زان که پیش هر کسی راز دلم بگشاده است
حسن تعلیلش رو متوجه نمیشم
ینی چی که اشک های من که میافتن بخاطر اینن که راز دلمو بیان کردن؟
بنظر من بیت دوم میتونه به این اشاره کنه که اشکهای من همچون گوهر هایی یا مرواریدهایی هستن که وقتی در گنجینه دلمو باز کردم ازش ریختن بیرون
اممم ،ببین اینطوری انگار یه معنی مثبت در نظر میگیری ،با اینکه اگه کل شعر رو نگاه کنی منظورش تعریف کردن از اشک نبوده.
از طرفی هم تشبیه اشک به گوهر و دل به گنجینه اصلا واضح نیست و اگه گوهر فرضش کنیم دیگه حسن تعلیل هم نمیشه.
برای من شبیه این بیت بنظر اومد که حافظ میخواست غمش رو پنهان کنه ولی اشک هاش لوش میدن (شکایت از که کنم ؟ خانگیست غمازم).
از چشم افتادن اینجا ایهام داره(؟:-?) به این معنی که ۱ از چشم ریخته ۲ ارزشش رو از دست داده (همون کنایه ای که میگیم مثلا فلانی از چشمم افتاد...)
با معنی دوم حسن تعلیل میشه یعنی اشکم برای این ارزشش رو از دست داد که راز دل رو فاش کرد
 
منم معنی مثبتی در نظر نگرفتم. منظورم اینه که در گنجو باز کردم مرواریدایی که باید پنهان می‌بودن عیان شدن
ولی از لحاظ تشبیه، اشک به مروارید و دل به گنجینه مرسومه
حتی اگه مروارید بگیریم هم، اینجا ارکان تشبیهش کامل نیستا،بازم احتمالا تشبیه نشه.
 
از چشم افتادن اینجا ایهام داره(؟:-?) به این معنی که ۱ از چشم ریخته ۲ ارزشش رو از دست داده (همون کنایه ای که میگیم مثلا فلانی از چشمم افتاد...)
با معنی دوم حسن تعلیل میشه یعنی اشکم برای این ارزشش رو از دست داد که راز دل رو فاش کرد
اره فکر میکنم داره ، بدون ایهام هم حسن تعلیل جور در میاد ولی.
 
از چشم افتادن اینجا ایهام داره(؟:-?) به این معنی که ۱ از چشم ریخته ۲ ارزشش رو از دست داده (همون کنایه ای که میگیم مثلا فلانی از چشمم افتاد...)
با معنی دوم حسن تعلیل میشه یعنی اشکم برای این ارزشش رو از دست داد که راز دل رو فاش کرد
اره فکر میکنم داره ، بدون ایهام هم حسن تعلیل جور در میاد ولی.
آره آره منم با این موافقم
حتی اگه مروارید بگیریم هم، اینجا ارکان تشبیهش کامل نیستا،بازم احتمالا تشبیه نشه.
میشه حسن تعلیلشو توضیح بدی؟
 
آره آره منم با این موافقم

میشه حسن تعلیلشو توضیح بدی؟
اره حتما ،همونی که شکوفه گفت منظور منم هست.
برای جاری شدن اشک دلیل غیر واقعی (سخن چین بودن ،یا آشکار کردن راز ) آورده.
اشکم بخاطر این از چشمم جاری میشه که رازی پنهان رو فاش کنه!
 
از چشم افتادن اینجا ایهام داره(؟:-?) به این معنی که ۱ از چشم ریخته ۲ ارزشش رو از دست داده (همون کنایه ای که میگیم مثلا فلانی از چشمم افتاد...)
با معنی دوم حسن تعلیل میشه یعنی اشکم برای این ارزشش رو از دست داد که راز دل رو فاش کرد

فک نکنم ایهام داشته باشه
 
این که شما میگین دقیقا دارین کنایه رو تعریف میکنین . اینجایی هم که میگین ایهام تناسب داره دقیقا معنی دور و نزدیکش رو میگین اگه من اشتباه متوجه شدم بگین که میگین کدوم کلمه ایهام یا ایهام تناسب داره. ایهام یا ایهام تناسب برای یه کلمه میشه .نه یه جمله
ایهام میتونه در کلمه "یا" عبارت وجود داشته باشه!
(کلا میگم ،خواستین مثال هم بزنم.)

اینجا هم هر دو معنی درست در میاد ،پس احتمالا کنایه نباشه!
 
  • لایک
امتیازات: venom
سلام بچها کسی ازمون گاج میده ؟

بنظرتون دینیش خیلی غیر استاندار نیست ؟بنظر من سخته خیلی
تو کنکور هم اینجوری سوال میاد ؟
و اینکه اگه کتاب فصل ازمون خیلی سبز رو دارید بنظرتون سطح یوالاش چجوریه ؟
بنظرم بدرد کنکور نمیخوره
 
والا من قشنگ یادمه که از معلممون همچین چیزی پرسیدم که میشه ایهام گرفت گفت ایهام یه کلمه میشه . ولی الان که نگاه کردم میکرو طلایی هم گفته که عبارت هم میتونه باشه . بعد برای مثالش هم اینو اورده که جانب هیچ آشنا نگاه ندارد ایهام داره
۱ به طرف آشنا نگاه نکردن
۲ رعایت و حمایت از آشنا نکردن .
ولی اینطوری باشه ایهام تناسب تو عبارت با کنایه چه فرقی داره؟
مگه کنایه فقط معنی دور رو در نظر نمیگیریم در حالیکه توی ایهام(چه عبارت چه کلمه) هرکدومو بخوایم میتونیم در نظر بگیریم؟
فرقشون این نیس؟
البته من تازه دارم میرم یازدهم ولی چیزی که یادگرفتم اینه.
 
سلامـٌ علیکم
گرچه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که تو بنده بر آن میداری
مصرع دوم یعنی چی؟

هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتادهداست
زان که پیش هر کسی راز دلم بگشاده است
حسن تعلیلش رو متوجه نمیشم
ینی چی که اشک های من که میافتن بخاطر اینن که راز دلمو بیان کردن؟
به نظر من فعل مصرع دوم مجهوله و حسن تعلیل نداره (ولی اگه معلوم بگیریم و نهاد بشه اشک اینجوری می‌شه که: علت این که اشک خواسته از چشمم بیفته اینه که قصد داشته راز منو آشکار کنه که حسن تعلیله)
منم با ایهام موافقم. حتی بنظرم ایهام تناسبه.
یعنی بنظرم منظورش اینه که می‌دونی چرا اشکم دیگه خریدار نداره...
بازم اگه فعل معلوم باشه می‌شه گفت ایهام. ولی تناسب نه چون تناسب باید بین کلمات باشه و نوعی رابطه‌ی معنایی بین کلماته نه عبارات. ایهام می‌تونه عبارت باشه ولی تناسب نه
این که شما میگین دقیقا دارین کنایه رو تعریف میکنین . اینجایی هم که میگین ایهام تناسب داره دقیقا معنی دور و نزدیکش رو میگین اگه من اشتباه متوجه شدم بگین که میگین کدوم کلمه ایهام یا ایهام تناسب داره. ایهام یا ایهام تناسب برای یه کلمه میشه .نه یه جمله
اگه معنی از چشم کسی افتادنش رو هم قبول کنیم جدای از ایهام کنایه هم داریم
 
والا من قشنگ یادمه که از معلممون همچین چیزی پرسیدم که میشه ایهام گرفت گفت ایهام یه کلمه میشه . ولی الان که نگاه کردم میکرو طلایی هم گفته که عبارت هم میتونه باشه . بعد برای مثالش هم اینو اورده که جانب هیچ آشنا نگاه ندارد ایهام داره
۱ به طرف آشنا نگاه نکردن
۲ رعایت و حمایت از آشنا نکردن .
ولی اینطوری باشه ایهام تناسب تو عبارت با کنایه چه فرقی داره؟
کنایه دو معنی دور و نزدیک داره که معنی دور مد نظرمونه.
اما تو ایهام تناسب یکی از معانی باتوجه به بیت درسته و دیگری هم تناسب ایجاد میکنه!
 
به نظر من فعل مصرع دوم مجهوله و حسن تعلیل نداره (ولی اگه معلوم بگیریم و نهاد بشه اشک اینجوری می‌شه که: علت این که اشک خواسته از چشمم بیفته اینه که قصد داشته راز منو آشکار کنه که حسن تعلیله)

بازم اگه فعل معلوم باشه می‌شه گفت ایهام. ولی تناسب نه چون تناسب باید بین کلمات باشه و نوعی رابطه‌ی معنایی بین کلماته نه عبارات. ایهام می‌تونه عبارت باشه ولی تناسب نه

اگه معنی از چشم کسی افتادنش رو هم قبول کنیم جدای از ایهام کنایه هم داریم
چرا مجهوله!؟
 
به نظر من فعل مصرع دوم مجهوله و حسن تعلیل نداره (ولی اگه معلوم بگیریم و نهاد بشه اشک اینجوری می‌شه که: علت این که اشک خواسته از چشمم بیفته اینه که قصد داشته راز منو آشکار کنه که حسن تعلیله)

بازم اگه فعل معلوم باشه می‌شه گفت ایهام. ولی تناسب نه چون تناسب باید بین کلمات باشه و نوعی رابطه‌ی معنایی بین کلماته نه عبارات. ایهام می‌تونه عبارت باشه ولی تناسب نه

اگه معنی از چشم کسی افتادنش رو هم قبول کنیم جدای از ایهام کنایه هم داریم
چرا فعل مصرع دوم رو مجهول گرفتین؟
بنظرم نیست
 

چرا فعل مصرع دوم رو مجهول گرفتین؟
بنظرم نیست

والا من خودم توی این که تشخیص بدم فعل مرکبه یا نه و این که مجهوله یا نه مشکل دارم ولی به نظرم بگشاد فعل ماضیه و بهتره مجهول بگیریم (راز دلم قبلا توسط خودم [در اشعار دیگری یا حالا سر قضیه‌ای] گشوده شده است) و اینجوری "اشکم ز چشم افتاده است" کنایه از ناراحت بودنشه که می‌گه باید سکوت می‌کردم و راز دلمو نگه می‌داشتم و الآن از گشوده بودن راز دل ناراحته

اابته الان که فکر می‌کنم یه دلیل دستوری برای مجهول نبودن اینه که فعل نقلیه و فرم مجهولش یه فعل کمکی شدن کم داره
 
پس احتمالا کنایه نباشه!
به نظر من فعل مصرع دوم مجهوله و حسن تعلیل نداره (ولی اگه معلوم بگیریم و نهاد بشه اشک اینجوری می‌شه که: علت این که اشک خواسته از چشمم بیفته اینه که قصد داشته راز منو آشکار کنه که حسن تعلیله)

بازم اگه فعل معلوم باشه می‌شه گفت ایهام. ولی تناسب نه چون تناسب باید بین کلمات باشه و نوعی رابطه‌ی معنایی بین کلماته نه عبارات. ایهام می‌تونه عبارت باشه ولی تناسب نه

اگه معنی از چشم کسی افتادنش رو هم قبول کنیم جدای از ایهام کنایه هم داریم
چرا فعل مصرع دوم رو مجهول گرفتین؟
بنظرم نیست
منم اول بگشاده رو مجهول گرفتم. کلا اینجوری فهمیدم که چون راز دلمو همه می‌دونن اشکم دیگه ارزشی نداره
ولی اینجوری درسته بنظرم که اشکم راز دلمو بگشاده است
و اینکه از چشم افتاده هم کنایه داره
ولی من حسن تعلیلو هنوز نمی‌فهمم آخه حسن تعلیل باید یه دلیلی رو نسبت داده باشه که منطقی نباشه و خارق العاده باشه
 
سلام
میشه معنی مصرع دوم رو لطف کنید
در چمن نرگس سرمست خراب افتادست زانکه اندر قدح لاله مدامست امروز
میشه بگید چرا گردان صفت مضاف الیه هست؟
چون نگین در حلقه گردون گردانیم ما

و معنی این ابیات

گفت پیغامبر که بر رزق ای فتی
در فرو بسته‌ست و بر در قفلها
جنبش و آمد شد ما و اکتساب
هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا