• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

استاد شجریان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع maleck :)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    شجریان

maleck :)

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,587
امتیاز
34,199
نام مرکز سمپاد
شهید بابایی
شهر
قزوین
سال فارغ التحصیلی
91
دانشگاه
دانشگاه گیلان
رشته دانشگاه
مهندسی صنایع
به قول کیهان کلهر جان از تن آواز رفت.

هدف از ایجاد این تاپیک اینه که برای گرامی‌داشت یاد این ابرمرد موسیقی، از خاطراتمون با آهنگاش، صداش، حرفاش و... صحبت کنیم.
اگر درموردش نقدی، تحلیلی، خاطره‌ای از کسی شنیدیم و جایی خوندیم اینجا بذاریم.

و هر چیز دیگه.
 
زیباترین خاطراتِ حقیقی من از سه سال اولِ سمپادی بودن به زنگ هنر برمی‌گرده چون شجریان بخش لاینفک اون ساعات بود...
خصوصا زمانی که هوا بارونی بود و "ببار ای بارون ببار…" پخش می‌شد.
"مرغ سحر" هم از اولین آثار و بیاد ماندنی ترین هایی بود که شنیدم...
و یکی دیگر از دلنشین‌ها هم تصنیف "بهار دلکش" بود؛ گرچه بازگشتن بهار دلکش بدون او، بعید به نظر می‌آد...
 
زیباترین خاطراتِ حقیقی من از سه سال اولِ سمپادی بودن به زنگ هنر برمی‌گرده چون شجریان بخش لاینفک اون ساعات بود...
خصوصا زمانی که هوا بارونی بود و "ببار ای بارون ببار…" پخش می‌شد.
"مرغ سحر" هم از اولین آثار و بیاد ماندنی ترین هایی بود که شنیدم...
و یکی دیگر از دلنشین‌ها هم تصنیف "بهار دلکش" بود؛ گرچه بازگشتن بهار دلکش بدون او، بعید به نظر می‌آد...
منم با شروع طراحی شجریان گوش دادن رو شروع کردم... خب خیلی قدمتی نداره؛ از اول، دوم راهنمایی... ولی اونموقع یادمه که توی اوج مشکلات خانوادگی و روحی خودم میرفتم خونه ی بابابزرگم که اونموقع خالی بود، می نشستم روی یه صندلی، ساعت ها خط خطی میکردم و صداش رو گوش می دادم... از همونموقع هر زمان که حالم بد بود نیاز شنیدن صداش رو توی تنهاییام حس میکردم تا بتونم از اون حال بدم فاصله بگیرم...

به قول خودش یه هنرمند هرگز نمی میره...ثبت است بر جریده عالم دوام او
 
خب ...
برای من شجریان با " هم نوا با بم " شروع شد .
بالاخره پیداش کردم :‌))

۱_ مربوط به سال هشتاد و پنجه . تاریخ دقیق ش رو نمی دونم اما بعد از شهریور ماهه .
این ویولن هم هدیه تولدم بود :‌))
۲_ از ویولونیست ها عذر میخوام :‌) ارادت به کلهر کورم کرده بود :))
۳_ نقل شده که اون عکس شجریان رو برای خاتمه دادن به گریه های من چسبوندن :D
همینا دیگه :D
و همینطور یه فیلم خانوادگی هست که امینِ ۵ ساله داره با شجریان میخونه " بزن این زخمه ... بر آن سنگ ... بر آن جوب ... بر آن عشق که شاید ... بَرَدَم راه به جایی ... بَرَدَم راه به جایی ... "
از اون موقع تا ۱۲_۱۳ سالگی فقط تصنیف بود . سِنَم به آواز نمی رسید . آزار دهنده بود . انگار محدودیت سنی داشت . و خب ، آواز شجریان با شریعتی شروع شد و کم کم تصنیف ها هم فراموش شدند .
این آوازِ عشق داند ، اون ساز و آوازِ گوشه نهفت ، کلِ آستان جانان ، بیداد ، چشمه نوش ، معمای هستی ... زمانه ز مادر چنین ناورید ...
[ جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوش تر از این غنچه نبست ! - حافظ ]
اگر آلبوم ها موسیقی اند ، خصوصی ها چی اند ؟
 


اینو دیدم فک کردم مناسبه اینجاس
حرف مفت زده. شجریان یه کاست نبود که بگیم از آهنگش خوشمون میاد یا نه رنگ و لعابش. آدم بود با کنش‌ها و واکنش های مختلف که همه اونا باعث شجریان شدنش شد.
 
زمانی که میرفتم آموزشگاه موسیقی اولین کاری که قرار بود به عنوان همنوازی تمرین کنیم قطعه ی ای بت چین بود
از اونجایی که برای اولین بار میخواستم همنوازی کنم خیلی برام سخت بود و بعد از هزاران بار گوش دادن و تمرین کرد تونستم یکم درست تر اجرا کنم
هربار که این قطعه رو گوش میدم به همون دوران که ساعت ها سعی میکردم زمان ها رو درک کنم و درست بزنم باهاش، برمیگردم و واقعا لذتبخش بود یادش بخیر
 
حرف مفت زده. شجریان یه کاست نبود که بگیم از آهنگش خوشمون میاد یا نه رنگ و لعابش. آدم بود با کنش‌ها و واکنش های مختلف که همه اونا باعث شجریان شدنش شد.
نه خب خیلیا قبل این قضیه اصن این به قول تو ادم رو دنبال نمیکردن ک بخان کنش و واکنشس رو ببینن
 
اولین آشنایی من با استاد شجریان شش سال پیش زنگ های هنر بود
معلم هنرمون وقتی میومد سر کلاس برامون از ایشون آهنگ میزاشت و قلم بچه هارو میتراشید و براشون مشق میگرفت.خود منم عاشق تصنیف ره میخانه ایشون بودم
سمپادیا تسلیت........
 
خود استاد میگن هنرمند نمیمیره..
من از وقتی یادم میاد توی خونه شجریان میذاشتیم وقتی کاری نداشتیم و کنار هم جمع میشدیم
اما ارادت پدر باعث شد من و برادرم عاشق و شیفته استاد بشیم
آلبومای برادرم در حقیقت ب من به ارث رسید و من هربار با گوش دادنشون حیرت میکردم..
بزرگتر که شدم آرزوم یکبار رفتن ب کنسرت صدای ایران بود
اما گاهی نمیشود که نمیشود..
و واقعا موسیقی استاد اندیشیدن ب ادم یاد میده
نه صرفا خوش اومدن لحظه ای
 
تلخ‌ترین قصه‌ی پروازِ #شجریان
از زبان #کیهان_کلهر روایت شد وقتی که نوشت:
«جان از تن آواز رفت.»
همین... انتهای درد...
 
Back
بالا