• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فانتزی هاتون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع anaana251223
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
برم بریتانیا، اول از روستاهای چشایر و آکسفورد شروع می‌کنم، بعدم برج الیزابت، بعدش برم کوه های ادینبورگ، آخر سر از اسکاتلند در بیارم و یه جایی پشت قلعه های قدیمی گم و گورشم
 
یکی از فانتزیام خرید یه زمین سرسبز تو تهرانه که یکمی دور از آدما باشه و خودم اونجا یه خونه بزرگ بسازم از صفر تا صدش و خودم طراحی کنم و در آخر خونه ای بشه که تا چند نسل بعد هم پا برجا بمونه 😁
 
یه نویسنده باشم که فقط تو این یکی داستانم یکم بیشتر خودمو غرق کردم و حس میکنم واقعیه، بعد بلند میشم و میبینم دوباره منم و یه زندگی دیگه که باید بنویسم
 
اینکه نظامی میشدم عاشق این شغلم، لباساش، نظمش، کارش یعنی جنگیدن تا مرگ البته در یک دنیا موازی نه ایران کنونی.
 
فوتبال ادامه میدادم میرفتم باشگاه فنرباغچه از اونجا هم قرضی تو بایرن مونیخ بازی میکردم
تیم ملی هم هر چی اصرار میکرد قبول نمیکردم براشون بازی کنم
 
- فیلم‌بردار حیات وحش بشم و برم تو طبیعت مستند پرکنم
- یه کمپر داشته باشیم بریم جهانگردی
- یه خونه تو مزرعه داشته باشیم، منم اونجا کلی درخت و گیاه بکارم
- سه‌تار یاد بگیرم و با دوستم کمانچه و سه‌تار دونوازی کنیم و بخونیم🥲 (قول میدم یاد بگیرم)
 
یکی از فانتزی های بچگیم این بود که یه روز خونه تنها باشم بعد برم یک کیلو نون خامه ای بخرم بعد همه اشو خودم تنهایی بخورم

ولی الان به این فانتزیم میخندم چون از ۴ تا بیشتر نمیتونم شیرینی تر بخورم ، دلمو میزنه
 
Back
بالا