• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

قفسه فیلم و کتاب zeynabgol

المپیاد طلایی ها
  • شروع کننده موضوع
  • #1

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
نمیدونم وجود همچین تاپیکی قانونیه یا نه؛ ولی دوست داشتنی ترین لحظات روزانه من با فیلما و کتابا میگذره و اینجا معرفی هر فیلمی که میبینم و هر کتابی که میخونمو میزارم. یجور تاپیک شخصیه. شاید برای بعضیا که دارن اینجا رو میخونن یجور مرجع کتاب و فیلم هم محسوب بشه. در هر صورت، اینجا یجور بایگانیه از لحظه هایی که من با فیلما و کتابا میگذرونم.
 
  • شروع کننده موضوع
  • #2

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#کتاب

کورالین
نوشته نیل گی من

برنده کلی جایزه و این چیزا!

کورالین توی خونه جدید، دربی پیدا میکنه. درب به دنیایی باز میشه که اون همیشه ارزوشو داشته. اما روی صورت پدر و مادر جدید، بجای چشم دو دکمه سیاه برق میزند!

نمره ای که من بهش میدم: 9 از 10

واقعا رمان خوبی بود از اون رمان های چند بعدی و نمادین.

منتقدان میگن میشه با الیس در سرزمین عجایب مقایسه ش کرد، ترسناک، فانتزی ودر ستایش شجاعت!
 
  • شروع کننده موضوع
  • #3

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم

آلیس آن سوی آینه

دنباله آلیس در سرزمین عجایب. آلیس به سرزمین عجایب بر میگرده و به مسئله ای در مورد خونواده کلاهدوز دیوانه برمیخوره. اون برای حل این مسئله ناچار به سفر در زمان و دزدی از زمان میشه.



خب این همون قضیه تکراری سفر در زمانه... و خب سیر داستان یه مقداری برای من کشدار بود...

اما خب، کاراکتر زمان رو حیلی دوست داشتم، و از این که بیشتر با کاراکتر مد هتر یا کلاهدوز آشنا شدم خیلی لذت بردم.. پیام داستان خیلی تکراری بود ولی خیلی به دل نشست. توضیح اینکه چرا مد هتر و دو دوستش در یک دقیقه مونده به زمان چای گیر کرده بودن هم برام روشن شد، ققط اشکالش این بود که این توی داستان بود نه فیلم اول و یکم گیج کننده بود.
صحنه های احساسی داستان خیلی قشنگ به تصویر کشیده شده بودن و اشکم درومد واقعا؛ و واقعا بخشی از فیلم فریاد میزد که: گاهی خیلی زود دیر میشود!
و همین طور اون پیام تکراری، ولی تاثیر گذار و جذاب: هیچ کس منفور آفریده نشده، اگر کسی منفور و بده، دلیلی در گذشته باش وجود داره.


نمره من بهش: ۸ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #4

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم

زره پوش

مقاومت یه قلعه؛ ببینید، داستانش پیچیدست.

شوالیه های قسم خورده معبد، شوالیه های لازاروس؛ موضوع و سوژه دست نخورده و بکری بود و تا حالا توی فیلما ندیده بودمش(غیر از اکتشاف جادوگران که شوالیه های لازاروس رو خون‌آشام معرفی میکنه!البته سه تاشونو...). واقعا از این رو جذاب بود. این شوالیه با دوستانش باید از یک قلعه حفاظت کنن. توی قلعه یک دختر اشراف زاده و ندیمه و پدرش هم حضور دارن.

سیر داستان زیبا بود. جدا از جلوه های ویژه، صحنه های نبرد عالی و طراحی خوب شخصیت ها(بخصوص لرد، که از اخر سر از شرمساری خودکشی کرد)، فیلم یک عشق ممنوعه رو روایت میکرد. عشق دختر اشراف زاده به شوالیه لازاروس، کسی که طبق فرقه ش قسم خورده تا ابد جنگجو باشه و عاشق نشه و ازدواج نکنه. اون از نگاه کردن به دختر امتناع میکنه، و با احساسش میجنگه.

البته یه فیلم جنگی در دوران قدیم با چاشنی یه عشق چیز تکراری ایه... ولی زره پوش با مستند بودن(حتی ازدواج اون دو نفر هم مستند بود) حرف جدیدی برای گفتن داره.

نمره من به زره پوش: ۸از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #5

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#سریال

اکتشاف جادوگران/ اکتشاف ساحرگان/کشف جادوگران/کشف ساحرگان

دایانا بیشاپ و تمام خانوادش ساحره هستن. د این دنیا ومپایر ها، ساحره ها و اهریمن ها زندگی میکنن در کنار و لا به لای انسان ها.
دایانا خیلی اتفاقی، در حال تحقیق و کتابخانه بادلین آکسفورد، کتابی کهن رو پیدا میکنه که طلسم شده. تمام موجودات قرنها بدنبال اون کتاب گشتن، و حالا اون پیداش کرده. حتی همنوعان خودش هم قصد جونش رو میکنن برای گرفتن اون کتاب. در این میان، متیو کلیرمونت، خون‌آشام اهل فرانسه، به اون میل و کشش پیدا میکنه که این احساس کم کم به عشق تبدیل میشه و متیو به تنها حامی دایانا تبدیل میشه.


فصل دو این سریال تازه اومده.


واقعا عالیه، داستان حساب شدست و هیچ چیز بیخودی نمی بینین که دلیلی نداشته باشه.

نمره من بهش: ۱۰ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #6

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#سریال

خاطرات خون آشام/ومپایر دایریز

انقد قصه پیچیده و درهمه که نمیتونم تعریف کنم اصن :|

من کتاب ها و خوندم، و کتابها خیلی حساب شده تر هستن. و این برمیگرده به سال ساخت سریال، سه فصل اول بعد از نوشتن کتاب، و بقیه فصل ها همینطور من دراوردی ساخته شدن چون اکه صبر میکردن نویسنده جلدهای بعدیو بنویسه سریال از بورس می افتاد. بنابراین از فصل سا به بعد یه سیر احمقانه به وجود اومد به این صورت که هرکی مرده بود دوباره برمیگرده و این واقعا اعصاب خوردیه!
جنگ خون آشام ها و گرگینه ها واقعا تکراریه، اما چیزایی که توش جا دادن دوست داشتنیش کرده.

و میشه گفت تنها دلیل محبوب بودن این سریال، کاراکتر هاش، و این حقیقت باشه که: اون ها درست در بین ما هستن!

کاراکتر های سریال بی نظیر هستن، و بازی بازیگر ها هم با وجود جوونیشون عااالیه.

استفن، در دو فصل اول شخصیت ناقص و تعریف نشده ای مثل ادوارد کالن داره؛ یه عاشق محافظ. یعنی چی؟! ولی از فصل های بعد، استفن کم کم معنا پیدا میکنه.

دیمن، جذاب ترین شخصیت سریاله. یه سوژه عالی روانشناسی. استفن و دیمن دو نوع رفتاری هستن که یه آدم میتونه در دنیای واقعی بعد از یه شکست یا یه غم داشته باشه. استفن بعد شکست عشقیش، دلیل ساخت، خودشو دوباره ساخت، ولی دیگه اون ادم نبود.
اما دیمن، دقیقا رفتاری برعکس برادرش داشت. اون واکنش:"شکسته و تیکه تیکه شده باش، ولی خودتو سالم نشون بده" رو انتخاب کرد و برای این سالم نشون دادن بقول خودش کلید احساساتش رو خاموش کرد.

دیمن حین شکستگی، به کشتار، لذت و مشروب پناه میبره. در حدی که وقتی بوی الکل میده همه میدونن ناراحته.

الینا هم یخورده تعریف نشده شخصیتش. یعنی همزادش کاترین دوست داشتنی تر از خود الیناست.

عشق کاترین، غیرقابل باوره؛ اما باورپذیره. نمیشه باور کرد چنین هیولایی عاشق باشه، و از طرفی، اون همه اینکارا رو فقط بخاط عشق کرده.

یه چیز خیلی دوست داشتنی داستان، رابطه دیمن و استفن هست. اونا برادرن، میگن از هم منتفرن، قصد کشتن هم رو دارن اما به وقتش، حاضرن بخاطر هم بمیرن!


نمره من به خاطرات خون آشام: ۷ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #7

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم

رهجو pathfinder


۶۰۰ سال پیش از کشف شدن امریکا بدست کریستوف کلمب، زنی بومی در آمریکا یه کشتی متروکه وایکینگ ها رو پیدا میکنه. کشتی شکسته و پر از جنازست. زن توی کشتی یه پسر بچه پیدا میکنه‌. پسری که یه شمشیر داره(بومیای آمریکا تا اون موقع شمشیر ندیده بودن) زن پسر رو میبره به دهکده و بزرگش میکنه و اسمشو شبح (ghost) میزاره. پسر بزرگ میشه و به جنگجوی بزرگی تبدیل میشه و تنها کسی بوده که میتونسته از شمشیر استفاده کنه.
روزی که اون به شکار میره وایکینگ ها بر میگردن و به دهکده حمله میکنن. وقتی گوست برمیگرده میبینه همه قتل عام شدن از جمله اون زن سرپرست خودش. اون به انتقام اونا به حنگ وایکینگ ها میره و....



خیلی خیلی قشنگ بود. جلوه های ویژه عالی و بازیگری نمونه‌.

یه دیالوگش هم خیلی خوب بود:


زن: دو گرگ همیشه در قلب یه مرد می جنگن. یکی عشق، دیگری نفرت.
گوست: کدومشون برنده میشه؟
زن: اونی که بیشتر بپروری.



نمره من بهش: ۹ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #8

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم

سری فیلم های گرگ و میش

عاشقانه، خون آشام، گرگینه، فانتزی

فیلم اول: بلا به فورکس میاد و عاشق خون آشامی به اسم ادوارد میشه و بعد توی دردسر میفته و ادوارد نجاتش میده.

فیلم اول به نسبت بقیه فیلم ها فیلم خوبی بود. بازیگر نقش ادوارد که اسمشو یادم نیست فقط عطش رو خوب نشون داده بود و نه عشق و نه خشم، هیچی. شخصیت ها به کل تعریف ناشده بودن، انتخاب بازیگرها صرفا جهت زیباییوشن بود. بازیگرهای ناوارد، شخصیت های تعریف نشده و بازی نسبتا مصنوعی یه ذره جذابیت رمان اصلی رو هم نابود کرد. داستان واقعا جذابه و حس میکنی پیوند قدیمی ای باهاش داری، اما این مصنوعی بودن بازی ها واقعا اذیت میکنه. جلوه های ویژه فیلم واقعا خوبه و البته در سکانس تبدیل شدن، خواهر من بهتر از کریستین استوارت درد رو بازی میکنه:)

نمره من بهش: 7 از 10

فیلم دوم: ادوارد بلا رو ول میکنه و میره و بعد یسری روابط گرگینه ا ایجاد میشه و شخصیت جیکوب گرگینه از آب درمیاد و یه مثلث عشقی بین بلا، ادوارد و جیکوب درست میشه.

این فیلم اول خوب شروع میشه و خوب تموم میشه. اما اون وسطش که ادوارد نیست و ماجراهای گرگینه ای، حقیقتا اعصاب خوردی و حوصله سربره:) چرا اخه؟! فیلم الهامی احمقانه از رومئو و ژولیته. این خودشو ظاهری میکشه، اون یکی میره خودشو بکشه و کلا یه مسخره بازی ای رومئو و ژولیتو ضایع کرده. یخرده ضعیف بود و البته بازی ها یخرده بهتر شده بود و معلوم شد ادوارد توانایی بهتری در نشون دادن درد داره(اشاره به سکانس قدرت نمایی جین). جین شخصیت قدرتمندیه، اما کلا در طول پنج فیلم یه کلمه رو بلده بگه: درد. یعنی این بازیو منم میتونم انجام بدم:)
نمره من بهش: 6

فیلم سوم:ویکتوریا برمیگرده، و ارتشی از نوزاد ها رو میسازه تا بیان به اینا حمله کنن.

داستان سوم رمان محبوب من توی این سری کتاب هست. سرشار از اطلاعات از گذشته شخصیت ها و هیجان کافی. فیلم هیجان رو منتقل میکنه و به نظر من خوبه. بازی ها همچنان یه کمی ماسته؛ اما نسبت به دو فیلم قبلی بهتر شده. اما خب، از اونجا که کتاب پر از فلش بک های جذاب به گذشته جسپر، کارلایل، رزالی و امت هست، اگر این فلش بک ها داخل فیلم ه بودن هم خیلی خیلی جذاب میشد، (چن در گذشته کارلایل به قرون وسطی و در گذشته بقیه به چندین سال پیش سفر میکردیم) و دقیقتر:
در گذشته جسپر: صحنه های اکشن جنگی، بیشتر اشنا شدن با خون اشام ها و فلسفه کم حرفی، اهمیت و عشق جسپر
در گذشته کارلایل: فلسفه این حجم از خود کنترلی و قدرت با چاشنی قرون وسطیو یاداوری اینکه قدیمی ترین ها هم زمانی خانواده ای انسان داشتن
در گذشته رزالی: دلیل نفرت اون نسبت به بلا، عشقش و اینکه چرا از ذات خودش متنفره
و در گذشته امت: دلیل عشق غیرعادیش به رزالی و این حجم از صیمیتش
معلوم میشد و این به شهرت و اعتبار فیلم اضافه میکرد و این تعریف نشده بودن کاراکترها هم حل میشد. فیلم سوم حتی با جلوه های ویژه خوب و اکشن، فیلم محبوب من نبود.

نمره من بهش: 7 از 10

فیلم چهارم: بلا و ادوارد با هم ازدواج میکنن و بلا باردار میشه و موجودی دورگه در بدنش رشد میکنه. بعد از زایمان بلا می میره و ادوارد تبدیلش میکنه

خب این فیلم رو حتی میشد تو ژانر پورنوگرافی قرار داد، عملا بیشتر فیلم صحنه دار هست و خیلی روی ماه عسل کلید کردن، البته تو کتاب هم همینطوریه. اما بخش بارداری، واقعا خوبه. بازی ها انگار جهشی بهتر شدن، باید قبول کرد که کریستین استوارت عالی بازی کرده. ادوارد بازم یخره تعریف نشده ست. جیکوب واقعا عالیه، و خب این فیلم از بقیه اندکی بهتره.
نمره من بهش: 8 از 10

فیلم پنجم: بچه نیمه خون آشام و ماجراهای نوزاد بودن بلا دردسر های جدیدی از جانب ولتوری رو جذب میکنه.

بازی کریستین استوارت دوباره افت میکنه:) همچنان ادوارد بازی ماستی داره و کلا هیچ چیز رشد چندانی نکرده. صحنه های فیلم هم چندان جذاب نیستن و شاید هنوز تیتراژ تموم نشده، نبرد حماسی اخر فیلم کمرنگ میشه. ولی این شلوغ ترین فیلم خون آشامی تاریخ بود با حضور چنیدن خون آشام مختلف جذاب شده بود. کاش مثل کتاب به قدرت های اونا پرداخته میشد.
نمره من بهش: 8 از 10
 
  • شروع کننده موضوع
  • #9

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم
آکادمی خون آشام


قصه یه دختری هست که دورگه میباشد و باید از لیزا که یه خون آشام هست مواظبت بکند و...

خب فیلم کلا گند زد(نمیخوام بگم رید) به ژانر خون آشام. فیلم قدرت، سرعت، جاودانگی و کلی ویژگی خفن رو از خون آشام ها گرفته بود. داستان فیلم آشغال محض، پر از احساسات سطحی و بیخود و عشق های دبیرستانی خام بود.
بازی بازیگر ها افتضاح بود. یه فاجعه تو ژانر فانتزی:) یعنی تو گرگ و میش هم انقدر ماست بازی نمیکردن!
افکت ها و جلوه های ویژه رو دیگه نگم، ته ته جلوه ویژه این فیلم اینه که قبل هر گاز در حدود سه ثانیه شخصیت خون آشام دهنشو باز میکنه و نیش هاش با یه سرعت کند و مصنوعی ای میزنه بیرون:)
خیلی هم بی مزه تموم میشه:)

خدایا این چه آشغالی بود من دیدم؟!

نمره: ۲ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #10

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم
الای افسون شده/طلسم الا

خب، نسخه منطقی سیندرلا. بر اساس کتابی به همین اسم که واقعا یه شاهکار بود.
الا دختریه که موقع تولدش توسط یه پری دیوونه افسون میشه. اون باید از هر دستوری که بهش داده میشه اطاعت کنه. نمیتونه نکنه.
و در همین حال الا بزرگ میشه. پدرش میمیره و اون با دوتا ناخواهری و نامادریش تنها میشه. این توضیح میده چرا سیندرلا سرپیچی نمیکرد: چون نمیتونست!
اما عشق اون به پرنس چارمونت، خیلی زیبا شروع میشه. در پایان فیلم هم بلا افسونو میشکنه، برای نجات دادن جون کسی که دوستش داره.



داستان فیلم قویه. فیلم جنبه های کمدی بامزه ای داره و شخصیت هاش پرداخته شده هستن. هر شخصیت یه گذشته کوتاه داره که بدون کش اومدن فلش بک نقل میشه.
بازی فیلم خیلی قویه. و بازهم بازی بی مظیر آن هاتاوی در نقش اول، عااالیه. نقش اول مرد هم خیلی خوب بازی کرده و همینطور بقیه. شاید بازی مادر الا یخورده مصنوعی باشه....
فیلم در زانر موزیکال هست، و این یعنی از صدای عاالی آن هاتاوی هم لذت میبریم، و خب برای من که ژانر موزیکال رو دوست دارم فیلم قوی ایه.
افکت ها، جلوه های ویژه و گریم قوی و بامزه هستن و فیلمی که میتونست صحنه های ترسناکی داشته باشه رو یه فیلم خانوادگی کردن

نمره من بهش: ۸ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #11

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم

پست فطرت های لعنتی

فیلم واقعا عالی بود.
گروهی میخواستن هیتلر رو ترور کنن، تمام فیلم نقشه کشیدن و برنامه ریزی کردن.همون طور که میدونین هیتلر ترور نشده و من کل فیلم منتظر بودم اینا شکست بخورن.
ولی آخر فیلم، یهو ، موفق شدن!
هیتلرو ترور کردن!
با فکهای پایین افتاده در نهایت لذت فهمیدیم کل داستان تخیلی بوده!
خیلی باحال بود. بازی و جلوه هاش هم خوب بود.

نمره من بهش: ۹ از ۱۰
 
  • شروع کننده موضوع
  • #12

zeynabgol

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,190
امتیاز
4,670
نام مرکز سمپاد
شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
دانشگاه
coming soon....
#فیلم
دیگران the others

ژانر: وحشت

زنی با دو تا بچش توی یه خونه بزرگ زندگی میکنه. سرتاسر فیلم پر از به بازی گرفتن و به چالش کشیدن باور های مذهبی و داستان های عجیب و ساختگی انجیل و مسیحیته.
این دو بچه به نور حساسن. اگه نور خودشید بهشون بخوره تاول میزنن. زن خیلی سختگیره و تو بیست دقیقه اول فیلم یقین حاصل میکنین که دیوونه ست.
فیلم با اومدن سه تا خدمتکار آغاز میشه. تمام مدت این سه خدمتکار تلاش میکنن چیزیو بگن ولی بنحوی یا نمیتونن یا زنه گوش نمیده.
دختره یه سری روح میبینه. پسرش خیلی میترسه. درها خود به خود باز میشن، پیانو نواخته میشه و یه پیرزن روح هی بچه ها رو اذیت میکنه.
در نهایت فیلم، توی یه اتاق یه خانواده روح رو پیدا میکنن که با اون پیرزنه دور یه میز نشستن و شبیه یه جلسه احضاره. پیرزنه هی از بچه های این زن قصه سوال میپرسه میگه چطور مردید؟ و اونا هی فریادم میزنن:
ما نمردیم! ما نمردیم!

در نهایت معلوم میشه اون سه خدمتکار و شوهر زنه روحن و مرده ن، اون روح ها در واقع زنده ان و تو این خونه زندگی میکنن، معلوم میشه وقتی خبر مرگ شوهره اومده زنه هر دو بچه هاشو با بالش خفه کرده و بعد مغز خودشو متلاشی کرده... دنیا کاملا برعکس بود و شخصیت های داستان روح بودن...

فیلم اسکار بهترین فیلمنامه و گرفته
جلوه ها و بازی ها بخصوص بازی نیکول کیدمن عالیه
البته فیلم یخرده کشداره ولی ساعت ها میشه بهش فکر کرد و دربارش حرف زد
برای هیجان شدید نگاهش نکنین چون خیلی هم ترسناک نیست.

امتیاز من: ۹ از ۱۰
 
بالا