Zetsubou Shinji
Evangelion Fan
- ارسالها
- 806
- امتیاز
- 4,841
- نام مرکز سمپاد
- شهید دستغیب
- شهر
- شیراز
- سال فارغ التحصیلی
- 1000
تعدادشون بیشتر از 10 تاست، ولی چون بعضیاشون هم رتبه ن، نهایتا 10 تا رتبه میشه ((((= هشدار اسپویل شدید از انیمه ها و مانگاهای پیش رو
1. Shinji Ikari
شخصیت اول انیمه محبوبم، Neon Genesis Evangelion از هیدیاکی آنو. پسر افسرده ای که بخاطر مرگ مادرش و ترک شدن توسط پدرش، نوعی ناتوانی احساسی و ترس اجتماعی پیدا کرده، و این موضوع خودش رو تو ترس ها و عدم اطمینان هاش به دیگران نشون میده. با اینحال، اون هنوز هم تلاش خودش رو میکنه و به دنبال نجات دادن کساییه که براش مهمن، حتی اگه تردید هاش باقی بمونن. شینجی واقعا پتانسیل بالای تو همذات پنداری مخاطب با خودش داره؛ حتی اگه که ذره ای هم به خوبیِ اون نباشیم و به گرد پاش نرسیم! اما بیان خیلی طبیعی و واقع بینانه ای از شک، غم و دوگانگی ای که در ارتباط با دیگران ایجاد میشه، داره.
مقام دوم مشترکا:
2. Gendo Ikari
بابای شینجی؛ دانشمند تنهایی که همسر مرحومش تنها امید و معنای زندگیش بود و برای بازگشتن بهش، حاضره همه چیو قربانی کنه. گندو ایکاری با همکاری با سازمان SEELE، به چهره کلیدی ای تو پروژه رهایی انسان تبدیل میشه؛ با این هدف که تمام انسان ها بمیرن و روحشون در خدای واحدی ادغام بشه و در نتیجش، دیگه مرز و ابهامی بین انسان ها وجود نداره. اینطوری، روحش میتونه با روح همسرش هم ادغام بشه. گندو حتی متوجه پسرش که یادگار اصلی همسرشه هم نیست.
2. Rei Ayanami
کلون یویی ایکاری، همسر گندو. ری کاملا توی فضای آزمایشگاهی و با تمرکز صرف رو نبرد بزرگ شد، بنابراین چیز زیادی از دنیا و احساسات نمیدونه. خونسردی جذابی داره و در عین حال، میفهمیم که قلب خیلی مهربونیم داره؛ چیزی که باعث میشه حتی با وجود دور بودنش، نهایتا بتونه به دیگران وصل بشه و نقش مثبتی ایفا کنه. کنجکاوی ری درباره ساده ترین مسائل دنیا و در کنار عشق عمیق و معصومانش، احتمالا راز اصلی محبوبیت زیادشه. آیانامی، تو عروسک کنترلی نیستی!
3. Itoshiki Nozomu
معروف به زتسوبو سنسی(معلم ناامید)، از انیمه سایونارا زتسوبو سنسی(مانگاکای داستان کوجی کومتاست). همونطور که از اسمشم پیداست، معلم خیلی بدبینی که حتی به دانش آموزاشم از ناامیدی ها و حقایق منفی میگه. ریزبینی و "حق گویی"(!) زتسوبو سنسی در کنار شخصیت محتاط و کمی ساده لوحش و تمایل شدیدش به خودکشی، اونو به کاراکتر خیلی جذابی تبدیل میکنه.
4. Medusa
از مانگای مائو دانته، اثر گو ناگای که بعدا پایه اثر معروفترِ بعدیش، یعنی دویلمن شد. مدوسا و دانته از حاکمان تمدن لوط(بله، رفرنس به همون داستانه)، یه جامعه پیشرفته پیش از تاریخی بودن؛ اما با حمله خدا، که مدوسا بهش "هیولای فضایی متجاوز" میگه، وقتی که تمدنشون حاضر به سر خم کردن جلوش نمیشه، خدا هیولاهایی رو برای نابودی و نفرین کردنشون میفرسته. در این بین، بعضی هائم بر اثر نفرین نمیمیرن، اما به شیاطین تبدیل میشن. دانته تبدیل به یه شیطان غول پیکر میشه و مدوسا هم مطابق اسمش، موهاش به مار تبدیل میشن و میتونه بقیه رو به سنگ تبدیل کنه. بعدا، خدا انسان های فعلی رو در زمین ایجاد میکنه که اونو میپرستن. مدوسا سال ها زنده مونده و این نفرت عمیق رو هم از خدا و هم از دیگر انسان های "غاصب" به دل گرفته. اون به دنبال پیدا کردن دانته و تشکیل یه ارتش از شیاطینه که امپراطوری خدا رو به مبارزه بطلبن. خیلی یادآور ریو آسکا از دویلمن نیست؟
مقام پنجم هم باز مشترک(عکسشونم مشترکه):
5. Shouma Takakura
شخصیت اصلی انیمه پنگوئن درام، دومین اثر کونیهیکو ایکوهارا. پسر مهربونی که گرچه پیوند خونی ای با خواهر و برادرش نداره، اما از این خونواده ساختگیش محاظت میکنه و این پیوند چنان قویه که حاضره جونش رو بده؛ ژنتیک کیلو چنده! همزمان، شوما مجبوره که بار سنگین گناه والدینش در حمله معروف با سارین به متروی توکیو رو دائما حمل کنه.
5. Ringo Oginome
دختری که طلاق والدینش رو دیده و فکر میکنه این اتفاق به این دلیل افتاده که نتونسته به اندازه خواهر مرحومش خوب باشه، به همین دلیل دائما تلاش میکنه که خودش رو شبیه اون کنه و حتی یه عشق سمی و مصنوعی در این راستا براش شکل میگیره. با اینحال، به تدریج با ارتباطش با شوما، از این حالت خارج میشه و عشق واقعی رو پیدا میکنه. مهربونی، سادگی و ناپایداری عاطفی رینگو، چیزین که اونو "کاوایی" میکنه!
مقام ششم هم مشترک:
6. Himemya Anthy
دختر مرموز ظاهرا هندی آکادمی اوتوری. اینکه آیا واقعا قدرت جادویی داره یا منظور یه حالت استعاری از "اهمیت و ارزش دادن"ئه درست معلوم نیست، اما میدونیم که به واسطه این جادو، تونست برادرشو قدرتمند کنه. اما این قدرت به افول رفت و مردم همچنان طلبکار بودن، بنابراین فکر میکردن که آنشی این قهرمان رو ازشون گرفته و اونو یه عفریته نفرین شده دونستن. بدبختانه حتی برادرشم بهش خیانت کرد و ازش توی آکادمی اوتوری(که مدیرش شده) به عنوان "عروس رز" سوءاستفاده میکنه؛ مقامی که با نامزد موقت هر برنده دوئل میشه. آنشی در عین هوشش، عزت نفسشو کاملا از دست داده و هنوزم از زیر سایه برادر ظالمش خارج نشده. پشت ظاهر همیشه آرومش، یه کینه جویی منفعلانه هم داره که اونو شخصیت مرموزی میکنه
6. Utena Tengou
شخصیت اول "اوتنا دختر انقلابی"، اولین و معروفترین اثر مستقل کونیهیکو ایکوهارا. تنجو اوتنا با اینکه یه پرنسِ محبوب داره، اما این باعث نمیشه که تبدیل به یه پرنسس بشه؛ بلکه نتیجه این میشه که میخواد مثل همین الگوش، خودشم یه پرنس باشه! بنابراین میبینیم که اهمیتی به کلیشه های جنسی نمیده. اون دختر مهربون و خونگرم و برونگراییه که دیدگاه ابزاری ای به آنشی نداره و حتی عشق خالصانه ای بهش پیدا میکنه. تلاش اوتنا برای نجات آنشی از سیستم ظالمانه دوئل آکادمی، به معنای اینه که باید رودر روی رویای پرنس کودکیش هم قرار بگیره؛ تو انیمه به زیبایی خواهیم دید که چرا این دو مشکل اینقدر بهم مرتبطن.
*عکس مشترک آنشی و اوتنا
6. Souji Mikage
گرچه ویلین اصلی انیمه اوتنا نیست، اما چهره منفی کلیدی تو آرک "رز سیاه" هستش. دانشمند باهوش و خشکی که اولین بار، عاشق زنی میشه که برای درمان برادر بیمارش بهش مراجعه میکنه. با این حال، اون زن چنین حسی بهش نداره و همزمان، میکاگه بر اثر تمرکز زیاد روی این مشکل نادر، عشق خودش رو به برادر اون زن فرافکنی میکنه! حتی نمیتونه مرگ اونو بپذیره و دائم براش حاضره و انگار که هنوزم وجود داره و اتفاقی نیفتاده. احساس قوی و وفادارانه میکاگه(طوری که حتی برای این هدف دست به کارهای شرورانه ای مثل شعله ور کردن عقده های بقیه کاراکترا و سوءاستفاده از اون ها میزنه) در پس ظاهر خشکش، و سوءاستفاده ظالمانه ای که سیستم اوتوری ازش میکنه، اونو به شخصیتی با پتانسیل درک و همدلی بالا تبدیل میکنه.
مقام هفتم مشترک است با:
7. Sanetoshi Watase
ویلین اصلی پنگوئن درام و رهبر گروه تروریستی ای که حادثه متروی توکیو رو رقم زد(در دنیای واقعی، میشه گفت جایگزین شوکو آساهاراست، رهبر فرقه آئوم شینریکو؛ گرچه که ویژگی های ظاهری و اخلاقی و ایدئولوژیکشون کاملا متفاوت). انگیزه سانتوشی برخلاف حادثه واقعی، مذهبی نبود؛ بلکه سانتوشی از بی تفاوتی و اتمیزه بودنی که در تمدن وجود داره بیزار بود و با این کار، میخواست که بهش اعلام جنگ کنه. گرچه سانتوشی همون موقع مرد، اما 16 سال بعد دوباره ظاهر میشه, چرا که ظلم های جامعه ژاپن هنوز تموم نشدن و آسیب های اجتماعیش ادامه داره؛ بنابراین همیشه جا برای ظهور دوباره یک "سانتوشی" وجود داره. تنفر قوی و دلیل مند سانتوشی از تمدن و در عین حال، عشقش به موموکا اوگینومه(خواهر بزرگتر رینگو که برای متوقف کردن سانتوشی کشته شد. برخلاف سانتوشی، اون به مردم کمک میکرد؛ و همین باعث میشد که با بی تفاوتی بقیه مردم تفاوت داشته باشه و سانتوشی اونو ادم متفاوت و ارزشمندی ببینه. یه اشتراک قوی که حتی تفاوت کامل روش هاشون در ابرازش هم مانع شکل گرفتن این احساس نمیشه)، اونو یه ویلین خیلی باحال میکنه.
7. Misato Katsuragi
از شخصیت های اونگلیون. میساتو زن مهربون و شوخ طبعیه که به نوعی سرپرستی موقت شینجی رو به عهده میگیره و براش حسابی مایه میذاره، در عین حال فرمانده بااستعدادی از NERV، گرچه خونه ش خیلی بی نظمه و تو یخچالش فقط آبجو پیدا میشه. میساتو هم مشکلات خاص خودش تو ارتباط با دیگران و نوعی عدم اعتماد به نفس از این ناموفقیت ها رو داره. در سینمایی سوم، بخاطر تاثیر مخرب اونگلیون ها، از NERV جدا میشه و گروه جدیدی رو دقیقا در مقابلش ایجاد میکنه. اما اوج شکوفایی میساتو توی سینمایی چهارم رخ میده؛ وقتی که میفهمیم اون بخاطر مبارزش با NERV، هیچوقت نتونست پسرشو ببینه و مادر خوبی براش باشه، در عین حال که به یکی از روستاهای باقی مونده از نابودیِ انتهای سینمایی دوم، خیلی کمک های مختلفی میرسونه. اون حتی اعتمادشو به شینجی هم حفظ کرده و نهایتا، حتی جونشو در این راه از دست میده...
7. Mari Makinami
ماری تو سینمایی دوم ظاهر شد و اولا زیاد نقشش مشخص نبود، اما تو چهارمی خیلی خوب درخشید. ماری دخترسهل گیریه که به اونگلیون هاش احساس هم داره و براشون آهنگ میخونه! از اونجایی که "دیگران" مسئله محور اونگلیونه، شخصیت جدید ماری هم طوری طراحی شده که یجورایی در تقابل با دنیای اونگلیون باشه و همزمان، به مثابه یه "دیگری" و بیگانه با این دنیا، به شخصیت اصلی همین دنیا(شینجی ایکاری) نزدیک بشه. ماری شخصیت بامزه ای و شوخ طبعیه و در عین حال، عشق جالبی به شینجی داره و دوست خوبیم برای آسکاست.
مقام هشتم مشترک(و همچنین عکسش):
8. Satou Tatsuhiro
ساتو به دلیل اضطراب اجتماعیش و اینکه نمیتونه با ابهامی که تو جامعه انسانی وجود داره کنار بیاد، تصمیم به ترک دانشگاه و تماما تو خونه موندن میگیره؛ یعنی هیکیکوموری میشه. اون همه چیز زندگیو توطئه یه سازمان شیطانی به نام NHK(مخفف سازمان هیکیکوموری های ژاپن، که شبیه به شبکه تلویزیونی NHK هم شده) هست. ساتو بدبین و خجالتی و سردرگمه؛ چیزی که باعث میشه با احساسات خودش نسبت به دختر عجیبی که میخواد نجاتش بده، میساکی ناکاهارا، صادق نباشه.
8. Misaki Nakahara
دختر معصومی که خودشو به عنوان یه ادم خوشبین نشون میده و میخواد ساتو رو از هیکیکوموری بودن در بیاره، اما پشت اون ظاهر، نوعی عدم اعتماد به نفس کامل و حتی متمایل به خودکشی پنهان شده. میساکی تمام هدف زندگیشو توی ساتو میبینه و برای همین گاهی خیلی سمج میشه. در عین حال که فکر میکنه احساسش خودخواهانه ست، اما آدم نمیتونه این مهربونی رو نادیده بگیره و میساکیو شخصیتی خیلی کاوایی در نظر نگیره.
9. Ryo Asuka
به لحاظ "ظاهری"، ویلین اصلی مانگای دویلمن(اما ویلین واقعی، در اصل به نوعی همون خداست). ریو دوست صمیمی آکیرا، شخصیت اصلیه، اما سرانجام متوجه میشه که درواقع نه یه انسان عادی، بلکه تناسخ ساتان، پادشاه شیاطین بوده. به همین دلیل، ریو دوباره فرماندهی شیاطین رو به عهده میگیره و به دنبال تشکیل ارتشی از اون ها و نابودی خداست؛ چرا که خدا به شکلی کاملا ناعادلانه، شیاطین رو نفرین کرد و انسان هارو به جاشون نشوند. برای اینکار، ریو به خوبی از پایه های لرزان تمدن بشری استفاده میکنه و با تحریک عمیق ترین احساس بشری(ترس) و منجر شدنش به خشونت، عظمت بشریت رو به عنوان موجودی عقلانی از بین میبره و نشون میده که در مواقع بحرانی، هیچ فرقی با وحشی ترین و خودخواه ترین هیولا ها ندارن؛ هیچ نکته "اشرف مخلوقاتی" در اون ها وجود نداره. نهایتا آکیرا ارتش متقابلی از گروه دیگه شیاطین تشکیل میده و بعد از جنگ طاقت فرساشون، آکیرا شکست میخوره و میمیره. همون موقع، ریو متوجه میشه که تمام این مدت عاشق آکیرا بوده و میفهمه که پیروزیش، پوچ و غم انگیزه.
از اونجایی که گو ناگای اغلب مانگاهاش رو به صورت مولتی ورس مانند ادامه میده، ریو تو داستان های دیگه هم حضور درخشانی داره. مثلا توی Violence Jack، از عذاب وجدان کشتن آکیرا، خودش تناسخی دوباره انجام میده، فقط برای اینکه توی این دنیای آخرالزمانی توسط موجود بی رحمی که ساخته، شکنجه بشه و کفاره گناهانشو بده! توی Devilman Lady شخصیت خودشو دو پاره میکنه و حتی با این وجود، عشق آکیرا هنوز توی قلبشه. اینکارو کرد تا بتونه خدا رو فریب بده و با رفتن به جهنم، آکیرا رو از اونجا نجات بده. شخصیت بامزه و شوخ طبعی هم توی مانگای Devilman Saga داره.
نهایتا، مقام دهم هم مشترک(بازم عکس مشترک):
10. Watanuki Kimihiro
شخصیت اصلی xxxHOLIC، پسر عینکی و نسبتا بداخلاق و غرغرویی که در عین حال، گاهی خیلی احساسی و مهربونم هست. واتانوکی اغلب تنها بوده و زود والدینشو از دست میده، اما توی داستان به تدریج ارتباطات و کمک های متقابل جالبی با بقیه شخصیت ها پیدا میکنه. بعد از رفتن یوکو، واتانوکی که قبلا بهش خدمت میکرده، مغازه رو اداره میکنه و تبدیل به جادوگری میشه که مردم رو از "اعتیاد"هاشون نجات میده یا ارواح شیطانی رو مهار میکنه.
10. Zashiki Warashi
یه روح گوشه گیر، خجالتی، معصوم و قشنگ که عشقی پنهانی به واتانوکی داره. زاشیکی واراشی روح خیلی حساسیه و راحت احساساتی میشه و گریه میکنه، برای همینم دوستاش خیلی مواظبشن. در عین حال، زاشیکی واراشی هم حاضر به فداکاری های زیادیه. عشق و مهربونی خالصانش در کنار سادگی و خجالتی بودنش، اونو شخصیت خیلی دوست داشتنی ای میکنه.
1. Shinji Ikari
شخصیت اول انیمه محبوبم، Neon Genesis Evangelion از هیدیاکی آنو. پسر افسرده ای که بخاطر مرگ مادرش و ترک شدن توسط پدرش، نوعی ناتوانی احساسی و ترس اجتماعی پیدا کرده، و این موضوع خودش رو تو ترس ها و عدم اطمینان هاش به دیگران نشون میده. با اینحال، اون هنوز هم تلاش خودش رو میکنه و به دنبال نجات دادن کساییه که براش مهمن، حتی اگه تردید هاش باقی بمونن. شینجی واقعا پتانسیل بالای تو همذات پنداری مخاطب با خودش داره؛ حتی اگه که ذره ای هم به خوبیِ اون نباشیم و به گرد پاش نرسیم! اما بیان خیلی طبیعی و واقع بینانه ای از شک، غم و دوگانگی ای که در ارتباط با دیگران ایجاد میشه، داره.
مقام دوم مشترکا:
2. Gendo Ikari
بابای شینجی؛ دانشمند تنهایی که همسر مرحومش تنها امید و معنای زندگیش بود و برای بازگشتن بهش، حاضره همه چیو قربانی کنه. گندو ایکاری با همکاری با سازمان SEELE، به چهره کلیدی ای تو پروژه رهایی انسان تبدیل میشه؛ با این هدف که تمام انسان ها بمیرن و روحشون در خدای واحدی ادغام بشه و در نتیجش، دیگه مرز و ابهامی بین انسان ها وجود نداره. اینطوری، روحش میتونه با روح همسرش هم ادغام بشه. گندو حتی متوجه پسرش که یادگار اصلی همسرشه هم نیست.
2. Rei Ayanami
کلون یویی ایکاری، همسر گندو. ری کاملا توی فضای آزمایشگاهی و با تمرکز صرف رو نبرد بزرگ شد، بنابراین چیز زیادی از دنیا و احساسات نمیدونه. خونسردی جذابی داره و در عین حال، میفهمیم که قلب خیلی مهربونیم داره؛ چیزی که باعث میشه حتی با وجود دور بودنش، نهایتا بتونه به دیگران وصل بشه و نقش مثبتی ایفا کنه. کنجکاوی ری درباره ساده ترین مسائل دنیا و در کنار عشق عمیق و معصومانش، احتمالا راز اصلی محبوبیت زیادشه. آیانامی، تو عروسک کنترلی نیستی!
3. Itoshiki Nozomu
معروف به زتسوبو سنسی(معلم ناامید)، از انیمه سایونارا زتسوبو سنسی(مانگاکای داستان کوجی کومتاست). همونطور که از اسمشم پیداست، معلم خیلی بدبینی که حتی به دانش آموزاشم از ناامیدی ها و حقایق منفی میگه. ریزبینی و "حق گویی"(!) زتسوبو سنسی در کنار شخصیت محتاط و کمی ساده لوحش و تمایل شدیدش به خودکشی، اونو به کاراکتر خیلی جذابی تبدیل میکنه.
4. Medusa
از مانگای مائو دانته، اثر گو ناگای که بعدا پایه اثر معروفترِ بعدیش، یعنی دویلمن شد. مدوسا و دانته از حاکمان تمدن لوط(بله، رفرنس به همون داستانه)، یه جامعه پیشرفته پیش از تاریخی بودن؛ اما با حمله خدا، که مدوسا بهش "هیولای فضایی متجاوز" میگه، وقتی که تمدنشون حاضر به سر خم کردن جلوش نمیشه، خدا هیولاهایی رو برای نابودی و نفرین کردنشون میفرسته. در این بین، بعضی هائم بر اثر نفرین نمیمیرن، اما به شیاطین تبدیل میشن. دانته تبدیل به یه شیطان غول پیکر میشه و مدوسا هم مطابق اسمش، موهاش به مار تبدیل میشن و میتونه بقیه رو به سنگ تبدیل کنه. بعدا، خدا انسان های فعلی رو در زمین ایجاد میکنه که اونو میپرستن. مدوسا سال ها زنده مونده و این نفرت عمیق رو هم از خدا و هم از دیگر انسان های "غاصب" به دل گرفته. اون به دنبال پیدا کردن دانته و تشکیل یه ارتش از شیاطینه که امپراطوری خدا رو به مبارزه بطلبن. خیلی یادآور ریو آسکا از دویلمن نیست؟
مقام پنجم هم باز مشترک(عکسشونم مشترکه):
5. Shouma Takakura
شخصیت اصلی انیمه پنگوئن درام، دومین اثر کونیهیکو ایکوهارا. پسر مهربونی که گرچه پیوند خونی ای با خواهر و برادرش نداره، اما از این خونواده ساختگیش محاظت میکنه و این پیوند چنان قویه که حاضره جونش رو بده؛ ژنتیک کیلو چنده! همزمان، شوما مجبوره که بار سنگین گناه والدینش در حمله معروف با سارین به متروی توکیو رو دائما حمل کنه.
5. Ringo Oginome
دختری که طلاق والدینش رو دیده و فکر میکنه این اتفاق به این دلیل افتاده که نتونسته به اندازه خواهر مرحومش خوب باشه، به همین دلیل دائما تلاش میکنه که خودش رو شبیه اون کنه و حتی یه عشق سمی و مصنوعی در این راستا براش شکل میگیره. با اینحال، به تدریج با ارتباطش با شوما، از این حالت خارج میشه و عشق واقعی رو پیدا میکنه. مهربونی، سادگی و ناپایداری عاطفی رینگو، چیزین که اونو "کاوایی" میکنه!
مقام ششم هم مشترک:
6. Himemya Anthy
دختر مرموز ظاهرا هندی آکادمی اوتوری. اینکه آیا واقعا قدرت جادویی داره یا منظور یه حالت استعاری از "اهمیت و ارزش دادن"ئه درست معلوم نیست، اما میدونیم که به واسطه این جادو، تونست برادرشو قدرتمند کنه. اما این قدرت به افول رفت و مردم همچنان طلبکار بودن، بنابراین فکر میکردن که آنشی این قهرمان رو ازشون گرفته و اونو یه عفریته نفرین شده دونستن. بدبختانه حتی برادرشم بهش خیانت کرد و ازش توی آکادمی اوتوری(که مدیرش شده) به عنوان "عروس رز" سوءاستفاده میکنه؛ مقامی که با نامزد موقت هر برنده دوئل میشه. آنشی در عین هوشش، عزت نفسشو کاملا از دست داده و هنوزم از زیر سایه برادر ظالمش خارج نشده. پشت ظاهر همیشه آرومش، یه کینه جویی منفعلانه هم داره که اونو شخصیت مرموزی میکنه
6. Utena Tengou
شخصیت اول "اوتنا دختر انقلابی"، اولین و معروفترین اثر مستقل کونیهیکو ایکوهارا. تنجو اوتنا با اینکه یه پرنسِ محبوب داره، اما این باعث نمیشه که تبدیل به یه پرنسس بشه؛ بلکه نتیجه این میشه که میخواد مثل همین الگوش، خودشم یه پرنس باشه! بنابراین میبینیم که اهمیتی به کلیشه های جنسی نمیده. اون دختر مهربون و خونگرم و برونگراییه که دیدگاه ابزاری ای به آنشی نداره و حتی عشق خالصانه ای بهش پیدا میکنه. تلاش اوتنا برای نجات آنشی از سیستم ظالمانه دوئل آکادمی، به معنای اینه که باید رودر روی رویای پرنس کودکیش هم قرار بگیره؛ تو انیمه به زیبایی خواهیم دید که چرا این دو مشکل اینقدر بهم مرتبطن.
*عکس مشترک آنشی و اوتنا
6. Souji Mikage
گرچه ویلین اصلی انیمه اوتنا نیست، اما چهره منفی کلیدی تو آرک "رز سیاه" هستش. دانشمند باهوش و خشکی که اولین بار، عاشق زنی میشه که برای درمان برادر بیمارش بهش مراجعه میکنه. با این حال، اون زن چنین حسی بهش نداره و همزمان، میکاگه بر اثر تمرکز زیاد روی این مشکل نادر، عشق خودش رو به برادر اون زن فرافکنی میکنه! حتی نمیتونه مرگ اونو بپذیره و دائم براش حاضره و انگار که هنوزم وجود داره و اتفاقی نیفتاده. احساس قوی و وفادارانه میکاگه(طوری که حتی برای این هدف دست به کارهای شرورانه ای مثل شعله ور کردن عقده های بقیه کاراکترا و سوءاستفاده از اون ها میزنه) در پس ظاهر خشکش، و سوءاستفاده ظالمانه ای که سیستم اوتوری ازش میکنه، اونو به شخصیتی با پتانسیل درک و همدلی بالا تبدیل میکنه.
مقام هفتم مشترک است با:
7. Sanetoshi Watase
ویلین اصلی پنگوئن درام و رهبر گروه تروریستی ای که حادثه متروی توکیو رو رقم زد(در دنیای واقعی، میشه گفت جایگزین شوکو آساهاراست، رهبر فرقه آئوم شینریکو؛ گرچه که ویژگی های ظاهری و اخلاقی و ایدئولوژیکشون کاملا متفاوت). انگیزه سانتوشی برخلاف حادثه واقعی، مذهبی نبود؛ بلکه سانتوشی از بی تفاوتی و اتمیزه بودنی که در تمدن وجود داره بیزار بود و با این کار، میخواست که بهش اعلام جنگ کنه. گرچه سانتوشی همون موقع مرد، اما 16 سال بعد دوباره ظاهر میشه, چرا که ظلم های جامعه ژاپن هنوز تموم نشدن و آسیب های اجتماعیش ادامه داره؛ بنابراین همیشه جا برای ظهور دوباره یک "سانتوشی" وجود داره. تنفر قوی و دلیل مند سانتوشی از تمدن و در عین حال، عشقش به موموکا اوگینومه(خواهر بزرگتر رینگو که برای متوقف کردن سانتوشی کشته شد. برخلاف سانتوشی، اون به مردم کمک میکرد؛ و همین باعث میشد که با بی تفاوتی بقیه مردم تفاوت داشته باشه و سانتوشی اونو ادم متفاوت و ارزشمندی ببینه. یه اشتراک قوی که حتی تفاوت کامل روش هاشون در ابرازش هم مانع شکل گرفتن این احساس نمیشه)، اونو یه ویلین خیلی باحال میکنه.
7. Misato Katsuragi
از شخصیت های اونگلیون. میساتو زن مهربون و شوخ طبعیه که به نوعی سرپرستی موقت شینجی رو به عهده میگیره و براش حسابی مایه میذاره، در عین حال فرمانده بااستعدادی از NERV، گرچه خونه ش خیلی بی نظمه و تو یخچالش فقط آبجو پیدا میشه. میساتو هم مشکلات خاص خودش تو ارتباط با دیگران و نوعی عدم اعتماد به نفس از این ناموفقیت ها رو داره. در سینمایی سوم، بخاطر تاثیر مخرب اونگلیون ها، از NERV جدا میشه و گروه جدیدی رو دقیقا در مقابلش ایجاد میکنه. اما اوج شکوفایی میساتو توی سینمایی چهارم رخ میده؛ وقتی که میفهمیم اون بخاطر مبارزش با NERV، هیچوقت نتونست پسرشو ببینه و مادر خوبی براش باشه، در عین حال که به یکی از روستاهای باقی مونده از نابودیِ انتهای سینمایی دوم، خیلی کمک های مختلفی میرسونه. اون حتی اعتمادشو به شینجی هم حفظ کرده و نهایتا، حتی جونشو در این راه از دست میده...
7. Mari Makinami
ماری تو سینمایی دوم ظاهر شد و اولا زیاد نقشش مشخص نبود، اما تو چهارمی خیلی خوب درخشید. ماری دخترسهل گیریه که به اونگلیون هاش احساس هم داره و براشون آهنگ میخونه! از اونجایی که "دیگران" مسئله محور اونگلیونه، شخصیت جدید ماری هم طوری طراحی شده که یجورایی در تقابل با دنیای اونگلیون باشه و همزمان، به مثابه یه "دیگری" و بیگانه با این دنیا، به شخصیت اصلی همین دنیا(شینجی ایکاری) نزدیک بشه. ماری شخصیت بامزه ای و شوخ طبعیه و در عین حال، عشق جالبی به شینجی داره و دوست خوبیم برای آسکاست.
مقام هشتم مشترک(و همچنین عکسش):
8. Satou Tatsuhiro
ساتو به دلیل اضطراب اجتماعیش و اینکه نمیتونه با ابهامی که تو جامعه انسانی وجود داره کنار بیاد، تصمیم به ترک دانشگاه و تماما تو خونه موندن میگیره؛ یعنی هیکیکوموری میشه. اون همه چیز زندگیو توطئه یه سازمان شیطانی به نام NHK(مخفف سازمان هیکیکوموری های ژاپن، که شبیه به شبکه تلویزیونی NHK هم شده) هست. ساتو بدبین و خجالتی و سردرگمه؛ چیزی که باعث میشه با احساسات خودش نسبت به دختر عجیبی که میخواد نجاتش بده، میساکی ناکاهارا، صادق نباشه.
8. Misaki Nakahara
دختر معصومی که خودشو به عنوان یه ادم خوشبین نشون میده و میخواد ساتو رو از هیکیکوموری بودن در بیاره، اما پشت اون ظاهر، نوعی عدم اعتماد به نفس کامل و حتی متمایل به خودکشی پنهان شده. میساکی تمام هدف زندگیشو توی ساتو میبینه و برای همین گاهی خیلی سمج میشه. در عین حال که فکر میکنه احساسش خودخواهانه ست، اما آدم نمیتونه این مهربونی رو نادیده بگیره و میساکیو شخصیتی خیلی کاوایی در نظر نگیره.
9. Ryo Asuka
به لحاظ "ظاهری"، ویلین اصلی مانگای دویلمن(اما ویلین واقعی، در اصل به نوعی همون خداست). ریو دوست صمیمی آکیرا، شخصیت اصلیه، اما سرانجام متوجه میشه که درواقع نه یه انسان عادی، بلکه تناسخ ساتان، پادشاه شیاطین بوده. به همین دلیل، ریو دوباره فرماندهی شیاطین رو به عهده میگیره و به دنبال تشکیل ارتشی از اون ها و نابودی خداست؛ چرا که خدا به شکلی کاملا ناعادلانه، شیاطین رو نفرین کرد و انسان هارو به جاشون نشوند. برای اینکار، ریو به خوبی از پایه های لرزان تمدن بشری استفاده میکنه و با تحریک عمیق ترین احساس بشری(ترس) و منجر شدنش به خشونت، عظمت بشریت رو به عنوان موجودی عقلانی از بین میبره و نشون میده که در مواقع بحرانی، هیچ فرقی با وحشی ترین و خودخواه ترین هیولا ها ندارن؛ هیچ نکته "اشرف مخلوقاتی" در اون ها وجود نداره. نهایتا آکیرا ارتش متقابلی از گروه دیگه شیاطین تشکیل میده و بعد از جنگ طاقت فرساشون، آکیرا شکست میخوره و میمیره. همون موقع، ریو متوجه میشه که تمام این مدت عاشق آکیرا بوده و میفهمه که پیروزیش، پوچ و غم انگیزه.
از اونجایی که گو ناگای اغلب مانگاهاش رو به صورت مولتی ورس مانند ادامه میده، ریو تو داستان های دیگه هم حضور درخشانی داره. مثلا توی Violence Jack، از عذاب وجدان کشتن آکیرا، خودش تناسخی دوباره انجام میده، فقط برای اینکه توی این دنیای آخرالزمانی توسط موجود بی رحمی که ساخته، شکنجه بشه و کفاره گناهانشو بده! توی Devilman Lady شخصیت خودشو دو پاره میکنه و حتی با این وجود، عشق آکیرا هنوز توی قلبشه. اینکارو کرد تا بتونه خدا رو فریب بده و با رفتن به جهنم، آکیرا رو از اونجا نجات بده. شخصیت بامزه و شوخ طبعی هم توی مانگای Devilman Saga داره.
نهایتا، مقام دهم هم مشترک(بازم عکس مشترک):
10. Watanuki Kimihiro
شخصیت اصلی xxxHOLIC، پسر عینکی و نسبتا بداخلاق و غرغرویی که در عین حال، گاهی خیلی احساسی و مهربونم هست. واتانوکی اغلب تنها بوده و زود والدینشو از دست میده، اما توی داستان به تدریج ارتباطات و کمک های متقابل جالبی با بقیه شخصیت ها پیدا میکنه. بعد از رفتن یوکو، واتانوکی که قبلا بهش خدمت میکرده، مغازه رو اداره میکنه و تبدیل به جادوگری میشه که مردم رو از "اعتیاد"هاشون نجات میده یا ارواح شیطانی رو مهار میکنه.
10. Zashiki Warashi
یه روح گوشه گیر، خجالتی، معصوم و قشنگ که عشقی پنهانی به واتانوکی داره. زاشیکی واراشی روح خیلی حساسیه و راحت احساساتی میشه و گریه میکنه، برای همینم دوستاش خیلی مواظبشن. در عین حال، زاشیکی واراشی هم حاضر به فداکاری های زیادیه. عشق و مهربونی خالصانش در کنار سادگی و خجالتی بودنش، اونو شخصیت خیلی دوست داشتنی ای میکنه.






جز شخصیت های محبوبمه چون جذابه
و لهجهش هم طوریه که دو برابر به جذابیتش اضافه میکنه
