zeynulek
دخترِ عمه جون
- ارسالها
- 299
- امتیاز
- 1,353
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- و
- سال فارغ التحصیلی
- 1406
تو همانی که دلم لک زده لبخندش رادر زندگی مطالعه دل غنیمت است
خواهی بخوان خواه نخوان ما نوشتهایم
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
تو همانی که دلم لک زده لبخندش رادر زندگی مطالعه دل غنیمت است
خواهی بخوان خواه نخوان ما نوشتهایم

لبخند تو خلاصه خوبی هاستتو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

گل بی رخ یار خوش نباشدلبخند تو خلاصه خوبی هاست
لَختی بخند ، خنده گل زیباست

ده روز مهر گردون افسانه است و افسونگل بی رخ یار خوش نباشد
بی لاله عذار خوش نباشد

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

خوشتر از دوران عشق ایام نیستدور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
مرا تا جان بود جانان تو باشیخوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست

از جان طمع بریدن اسان بود ولیکنمرا تا جان بود جانان تو باشی
ز جان خوشتر چه باشد؟ آن تو باشی

الا یا ایها الساقي أدر كأسا و ناولهااز جان طمع بریدن اسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن

انا المسموم و ما عندی بتریاق و لا راقیالا یا ایها الساقي أدر كأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

دل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادشانا المسموم و ما عندی بتریاق و لا راقی
ادر کاسا و ناولها الا یا ایها الساقی :)

به گیتی به از راستی پیشه نیستدل گیتی انا المسموم انا المسموم فریادش
خرد نالان که ما عندی بتریاق و لا راقی

سعدیا راست روان گوی سعادت بردندبه گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست
آمد به عیادت غم او بر سرم امشبسعدیا راست روان گوی سعادت بردند
راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

چرا پیدا نمیکنم کلمهای که تکرار کردید رو😭آمد به عیادت غم او بر سرم امشب
با اینهمه درد، از همه شب بهترم امشب

اگر با دیگرانش بود میلیچرا پیدا نمیکنم کلمهای که تکرار کردید رو😭
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بیهمتا
تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
پای سگ بوسید مجنون، خلق گفتندش چه بود؟اگر با دیگرانش بود میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی

اگر در دیده مجنون نشینیپای سگ بوسید مجنون، خلق گفتندش چه بود؟
گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغاماگر در دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی

تا نگردی آشنا ، زین پرده رمزی نشنویمرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
تو فارغی و به افسوس میرود ایام
