• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
سخن
سد اصل سخن رفت و دلیلش همه مدخول/
از شک و گمانی به یقینی نرسیدم
گمان بردم که یارم همدمم شد
نگو آن بی وفا خونین جگر شد
دگر رفت از برم شیرین سخن یار
به ماتم همدمم آن خاک سرد شد
 
گمان بردم که یارم همدمم شد
نگو آن بی وفا خونین جگر شد
دگر رفت از برم شیرین سخن یار
به ماتم همدمم آن خاک سرد شد
ماتم
آن می که گر آهنگ کند بر در و بامم/
ماتم ز شعف زمزمه سور برآرد
 
می
ساقی بده آن می که ز جان شور بر آرد/
بر دار انا الحق سر منصور برآرد
ساقی

دو سه روز است که دورم ز رخ ساقی و جام
بس خجالت که پدید آید از این تقصیرم
 
ساقی

دو سه روز است که دورم ز رخ ساقی و جام
بس خجالت که پدید آید از این تقصیرم
جام
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
وانچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
 
جام
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
وانچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
جام
آن درد که در می‌کده او به سفالی‌ست/
لطفی‌ست که کرده‌ست چو در جام زر آید
 
جام
آن درد که در می‌کده او به سفالی‌ست/
لطفی‌ست که کرده‌ست چو در جام زر آید
دُرد

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه پر درد شراب.
 
Back
بالا