- ارسالها
- 54
- امتیاز
- 194
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگانیک
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1406
- مدال المپیاد
- زیست
آنچه آسان است مردم را ز خود رنجاندن استهم به درد این درد را درمان کنم
هم بهصبر این کار را آسان کنم
سالها خون خوردهام تا در دلی جا کردهام
آنچه آسان است مردم را ز خود رنجاندن استهم به درد این درد را درمان کنم
هم بهصبر این کار را آسان کنم

خون چو سرچشمه آب حیات استآنچه آسان است مردم را ز خود رنجاندن است
سالها خون خوردهام تا در دلی جا کردهام
بعد مردن به تو معلوم شود رنج حیاتخون چو سرچشمه آب حیات است
پیش خون نقش هر رنگ مات است
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیربعد مردن به تو معلوم شود رنج حیات
رهرو آن لحظه بنالد که به مقصد برسد

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمهر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
زهی خجسته زمانی که بار باز آیدصنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو نالهی شبگیر کنم
غمگسارزهی خجسته زمانی که بار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمغمگسار
چه غریب ماندی ای دل نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمدشب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم
عاشقی چیست به جز شادی و مهر و غم و قهر؟حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادی ات مبارک باد ای عاشق شیدایی
