• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی (ع) که می‌تواند که به‌ سر برد وفا را
شهریار
 
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی (ع) که می‌تواند که به‌ سر برد وفا را
شهریار
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست
_حافظ
 
نویسم نامه و از بس که خون می‌گریم از هجرت
تو گویی کاغذ مکتوب من رنگ حنا دارد
(🥲)
به شیشه می‌کند او عاقبت، خون سیاوش را
دلاورزادگان، بر شاه توران اعتمادی نیست
 
به شیشه می‌کند او عاقبت، خون سیاوش را
دلاورزادگان، بر شاه توران اعتمادی نیست
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست
می‌رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست...
_بیتا امیری
 
در دیده من اندر آ وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام
رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
تا به اقلیم وجود، این همه راه آمده‌ایم
حافظ
 
Back
بالا