• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شکل نامه زیست (سمپادیا ادیشن)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع god of teasing
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

از کدوم کتاب شروع کنیم؟

  • 10

    رای‌ها: 17 56.7%
  • 11

    رای‌ها: 12 40.0%
  • 12

    رای‌ها: 1 3.3%

  • رای‌دهندگان
    30
به نقل از god of teasing

شکل 13
خب همونطور که قبل تر گفتیم یه سری گیاه تو درون پوستشون یاخته هایی دارن که بطور کامل دیواره های جانبی و پشتی خودشون رو چوب پنبه ای کردن و یه سری ای هم هستن که اصلا چوب پبنه ای نشدن که به دسته دوم میگیم یاخته معبر
تو مقطعی از ریشه که اینجا مشخصه گیاه مغز ریشه داره و بخش میانیش دیگه اوند و... نداره که شونه تک لپه بودن گیاهه
ضخامت دیوار چوب پنبه ای شده یاخته های گاراژ ( این اسمشونه) خیلی بیشتر از یاخته های معبره
نزدیک ترین لایه یاخته ای در دوطرف نوار کاسپاری از سایر یاخته ها کوچیک ترن
شکل 14
این گیاه برگ هم نداره که علتش میتونه تمرکز بیشتر گیاه رو صرفا بالا فرستادن باشه
تو لوله دو نوع مایع :شیره خام و جیوه دیده میشه
شکل 15
تا حدی هرچی از نوک ریشه دور تر میشیم طول تار های کشنده بیشتر میشه
جوانه راسی بزرگ رو میشه دید+دمبرگ+برگ های پهن و منشعب--->دو لپه اس
این بالاترین شکل گباه (مرحله 1-4) من رو واقعا ناراحت میکنه:((الان خب این دولپه اس هم پارانشیم اسفنجی داره هم نرده ای ، نرده ای اون پایینه اس؟ پس چرا اوند ها بالا تر از خط وسط میشن در اون صورت ؟ چی شد اصلا؟ کمک .
شکل 16
میشه اختلاف ضخامت بخش شکمی و پشتی رو به خوبی دید
همین رسوب افقی سلولز بر یاخته های نگهبان باعث محدود شدن افزایش حجم(نه رشد!) عرضیش میشه
یاخخته های روپوستی از یاخته های نگهبان بزرگترن (مثل تک لپه برگش)
شکل 17
بالایی گیاه تک لپه اس پایینی گیاه دولپه و هر دو در بخش انتهایی برگ خودشون روزنه های غیرقابل بسته شدنی دارن(چون بخشی از اوند چوبیه و اون یاخته ها هم که اصلا مرده ان و نمیتونن تغییر حجم بدن)
شکل 18
خرطوم شته وارد اوند ابکش میشه
بدن شته بند بنده و ضخیم ترین بخش بدن بخش میانیشه
شته پاهاش از جلو به عقب بلند تر میشن
پاهای شته به ترتیب از بند اول و دوم و سوم بدنش خارج میشن پس همه شون به سر نزدیک ترن
اندازه طول شته از طول یک یاخته اوند ابکش بیشتره
در پشت شته دو زائده دیده میشه که از باقی زوائد دیگه شته(شاخکو...) کوتاه تره
سر شته کشیده اس و ازش یه خرطوم بلند خارج میشه
شاخک های شته رو به جلو وتقریبا یکنواخته
با بریدن خرطوم شته میشه باا شدت خروج شیره پرورده ، سرعت حرکتش رو پیدا کرد
 
19
اولا که ترتیب مراحلش مهمه
اوند چوبی موثر در جریان فشار ریشه ای عناصر اوندیه
حرکت شیره پرورده از شیره خام کندتر و پیچیده تره
اوند ابکش و چوبی از عرض غشا باهم میتونن ارتباط داشته باشن
ساکارز نقش اصلی را در افزایش فشار اسمزی اوند ابکش دارد
عبود مواد الی بین اوند ابکش از طریق پلاسمودسم و بدون مصرف انرژی صورت میگیره
با اینکه جابه جایی شیره پرورده وظیفه ی اوند ابکشه ولی اوند چوبی هم تو این یه مورد نقش داره
دقت کنید اینجاهم مثل هر جای کتاب جاهایی که ATPمصرف میشه برای تجزیش نیاز به اب داریم.یعنی اینجاهم اب فقط برای برگردوندن فشار اسمزی به حالت قبل صرف نمیشه
20
چون درخته دو لپه س
اون قسمت برجای مانده از حلقه جدا شدخ دارای اوند چوب و کامبوم چوب ابکش هست
بالای حلقه مواد الی تجمع کردن که باعث تورم اون بخش شده


بریم ادامه یازدهم از فصل 3 موندیم

1 و 6
جمجه(محوری):طبق شکل6
در مجموع 29 استخوان داریم
بزرگترین استخوان:اهیانه ای/ کوچکترین:گونه(؟ یه جا گفته بود گونه کوچکترینه ولی اگه اینجوریه اون سبزه چی؟)
بالاترین:اهینه ای/پایینترین:فک تحتانی
لزوما همه استخوان های جمجه لبه تیز ندارن مثل فک پایین
فک پایین در مجاورت فک بالا دو شاخه میشه:یه شاخه با گیجگاهی(متحرک) و دیگری با گونه
+اون شاخه که با گیجگاهی مفصل میده قطر کمتری داره
ترکیب با شکلل فصل قبل در صخامت استخوان های سرو صورت حفرات سینوسی داریم که به بینی راه دارن(در کف جمجمه در سقف بینی حفراتی برای عبور گیرنده های بویایی و ورود به لوب بویایی وجود داره)
کاسه چشم از اتصال 7(؟)استخوان به وجود اومده (که ازونایی که واضحه و ما اسمشونو میخونیم میتونیم گونه و پیشانی و فکر بالارو مثال بزنیم)
حفره گوش درون استخوان گیجگاهی قرار داره
در هر نیم فک 8 دندان وجود دارد که ریشه های ان در استخوان های فک بالا و پایین هست
همه استخوان های جمجه از نوع پهن هستن(یبار سوال اینجوری گفته بود که همه ی استخوان های مفصل دهنده ی جمجه شکل یکسان دارن)
در حالی که گاهی در محل مفصل دو استخوان با شکل متفاوت داریم مثل دنده و ستون مهره
نمیتونیم بگیم فضای حرکت کم دارن :کلاااا حرکت ندارن
اهیانه ای و گیجگاهی و فک فوقانی و گونه و بینی همگی استخوان های زوجن
تیغه بینی و فک تحتانی استخوان های فردن
حفره های چشم(دو عدد) از حفره بینی (1عدد)بزرگتره
در فک بالا و پایین حفره هایی برای عبور اعصاب وجود دارن

ترقوه(جانبی):
2 عدد
از روی دنده اول عبور میکنه
از یک انتهای با جناغ و از انتهای دیگر با کتف در ارتباطه
در زیر هر کدوم یه سیاهرگ داریم که مجرای لنفی به ان وارد میشه
قطر ثابتی نداره و بیشترین ضخامت رو تقریبا در محل اتصالش با جناغ داره

جناغ(محوری):پهن
سه بخش نابرابر داره که بخش ابتدایی پهن تر و شکل ذوزنقه داره
نازکترین بخشش مربوط به انتهایی ترین بخششه
انتهای جناغ تقریبا با دنده 6 تو یه راستا قرار دارن
در سطح جلویی نای و مری و تیموس قرار داره
بخش انتهاییش با هیچ دنده ای اتصال نداره
بسیاری از دنده ها از جلو به اون متصلن

دنده ها(محوری):پهن؟
12 جفت
همگی از پشت به ستون مهره متصل هستند
از 1تا5 هرکدوم غضروف مجزا داره
جفت دنده های 6تا 10با یک غضروف مشترک به جنا متصل میشن
11و 12 کلا اتصال ندارن و ازادن
در زمان دم به بالا و جلو حرکت میکنن
در هر نوع دم و بازدم تغییر وضعیت دارن
اندازه برابری ندارن و از بالا به پایین اول طویلتر میشن بعد دوباره کوتاه میشن

کتف(جانبی):پهن
مثلثی شکل
در سطح پشتی قرار داره ولی از جلو هم دیده میشه
از سر نازک و بیرونیش با بازو و ترقوه اتصال داره که محل اتصالش به ترقوه بالاتره
یبار تو ماز گفته بود یه حفره و یه زائده استخوانی داره (شکلش شبیه انگشت خمیدس)که اصلا تو شکل معلوم نبود و من بعد سرچ کردن تو گوگل دیدم

کف دست و پا(جانبی):دراز
5 استخوان که از یک طرف به بخشی از استخوان های مچ و از سمت دیگه با انگشت ها اتصال داره
انگشت های دست و پا(جانبی):دراز
همشون به جز انگشت شست که 2 بند داره از 3 بند تشکیل شدن
ران(جانبی):دراز
طویلترین استخوان+از بالا با نیم لگن و از پایین با درشت نی و کشکک

ستون مهره(محوری):نامنظم
از چندین استخوان غیر هم اندازه تشکیل شده است که از بالا به پایین بزرگتر میشه
بالایی ترین مهره با جمجه و پایینی ترینشون (در اصل اخرین مهره کمری و بخش بالایی خاجی) با نیم لگن اتصال داره
نخاع دارای 3 زائده هست که اونی که به سمت پشت قرار میگیره گرد و دوتای کناری نوک تیزن
بیشتر مهره ها فقط به استخوانی همانند خود اتصال دارن
وسط هر مهره یه حفره ی مثلثی داریم که نخاع ازش عبور میکنه
بخش پهن تر مهره ها به سمت جلویی قرار دارن که لابه لاشون اعصاب نخاع دیده میشه(اعصاب نخاع هم از بالا به پایین عریض میشن)

لگن(جانبی): (پهن)
مفاصل لولایی فقط در بخش جانبی یافت میشود
در قسمت پایینی دو حفره داره که محل عبور اعصاب سیاتیک هست
دو استخوان مشابه به نام نیم لگن دارن
هر کدوم از پشت با ستون مهره از جلو با نیم لگن و از پایین با ران مفصل دارن
در محل اتصال به ران دارای دو گودی است
مچ دست و پا(جانبی
دو ردیف استخوانن که ردیف بالایی با ساعد دست/زند زبرین زیرین و ردیف پاییینی با کف دست/پا اتصال دارن
انگشت شست در امتداد زند زبرین و انگشت کوچک در امتداد زند زیرین قرار دارن
نازک نی از بالا با درشن نی و از پایین با مچ پا اتصال داره
استخوان پاشنه پا بزرگترین استخوان پشتی قسمت مچ پا هست(ماز)
 
به نقل از god of teasing

شکل 2
ما دو تا اهیانه +گیجگاهی داریم ولی یه پس سری +پیشانی
بیشتر نمای پشت سر رو به ترتیب اهیانه ها>پس سری>گیجگاهی گرفته
استخوان ستون مهره نامنظمه و از بخش حاوس زوائد استخوانی با هم مفصل لغزنده تشکیل میدن و بین دو بخش منظم دیسک هست نه مفصل
زوائد مهره هارو از نمای پشتی بدن بهتر میشه دید وگرنه در هر دو قابل دیدنه
این سه تا استخوان متصل به مچ دست چیه؟زند زبرین زند زیرین و...؟ +اگه این برای کف دسته چرا فقط سه تاست؟
برامدکی استخوان ران در هر دو طرف یکسان و یک شکل نیست حتی تو یک طرف هم این دو برامدگی اندازه یکسانی ندارن (حالا اینحا بخش بالایی یه برامدگی خیلی بزرگ تر گذاشته)
شکل 3
در بخش بیرونی استخوان ران بافت پیوندی دولایه ی پهنی هست که هسته گردی داره و لایه داخلیش با رشته های پروتئینی زیاد به استخوان اتصال داره
تو خود این بافت یسری منفذ برای عببور رگ های خوبی ازش هست
اندازه سطح مقطع سیاهرگ اینجا بیشتر از سرخرگه(اصلی طوری که هنوز منشعب نشده) موقعی که در مجرای هاورس هست هم همینطور
ضخامت دو لایه بافت پیوندی در همه جا تقریبا یکسانه(جز منافذ و...)
یاخته های استخوانی با زوائد سیتوپلاسمی خودشون با هم ارتباط دارن و حاوی هسته ای کشیده و در وسط یاخته هستند
یسری از این زوائد یه یاخته خودشون با خودشون در ارتباطن
ریبوزوم هارو میشه حتی در زوائد هم مشاهده کرد
این ارتباط دهنده های بین چند مجرا لزوما فقط صعودی نیست میتونه افقی و...هم باشه
چند ردیف از بیرونی ترین یاخته های استخوان ران و همینطور نزدیک ترینشون به بافت اسفنجی در هاورس شرکت نمیکنن
اندازه هاورس ها برابر نیست و از تعداد های غیر هم اندازه ای تشکیل شدن
بافت اسففنجی از میله و صمفحه استخوانی تشکیل شده و فاصله یاخته هاش هیهبی بیشتره
شکل 4
در شکستگی های میکروسکوپی پاسخ التهابی نداریم
شکستگی ب ک مشخصه ماکروسکوپی و زیاده ،شکستگی الف رو شک دارم ای کیو میگفت میکروسکوپیه ولی فرهمندنیا حس میکنم چیز دیگه ای میگفت
علت تیره تر بودن مغز استخوان از استهوان ران مغزقرمز هست
شکل 5 حفره ها در استخوان سالم در مغزاسفنجی استخوان بیشتر ولی با حجم کمترن و همین برعکسش تو فرد با پوکی استخوان صادقه
بافت استخوانی فشرده تغیررخاصی تو کل این پروسه نمیککنه
فعالیت : مردان به طور کلی تراکم استخوانیشون بیشتره ایا امکان داره مردی تراکم استخوانیش از یه زن همسنش کمتر باشه ؟اره حتی اگه طبیعی هم باشه این جدوله میانگینه و تو همون طبیعی میتوه مقدار متفاوت باشه ، نظر شما جیه؟
تا 40 سالگی شدت کم شدن تراکم در زنان کمتره و بعد 40 اینا(که میانگین زمان یائسگی/کم شدن هرمون های جنسیه ) برای زنان بیشتره
اختلاف تراکم زن و مرد در ابتدا کمتر از در انتها هست
شکل 6
گیجگاهی محل خروج گوش و بخش درونی و بیرونیشه
این مفاصل ثابت بین استخوان های جمجمه رباط رو دارن حداقل ( والا من اینجا نوشتم زردپی ولی منظقی نیست:(()
https://imgurl.ir/uploads/k238_Screenshot_2025-01-31_194914.png چون ناموسا از این شکل هیچی نمیفهمم3>
شکل 7
ترتیب ضخامت کپسول مفصلی>غضروف>پرده سازنده مایع مفصلی
حفره مفصلی کاملا با مایع مفصلی پر شده
بخشی از کپسول مفصلی که به استخوان متصل میشه ضخامتش کمی بیشتره
اینجا هم مشخصه که بخش فشرده در تنه استخوان ران حجم و مقدار بیشتری د اره
در بین دو بخش با بافت استخوان اسفنجی یه لایه بدون این بافته که محل قرار گیری صفحه رشد قبل استخوانی شدن بوده
شکل8
ناموسا تنبلی نیست من هرچی نگاه میکنم پرنیان همه نکاتشو گفته:((:(( ولی؟: همه زائده های جانبی مهره ها تو یک سطح نیستن +کل اون بخش متقارن مربوط به دنبالچه اس با اینکه رنگاشون فرق میکنه
دنبالچه از دید پشت فرد جفت سوراخ های تقریبا متقارنی داره (مشخص ترن) از دید جلو این جفت ها منافذ کوچیک تری دارن و بینشون برامدگی های منظمفی هست در حالیکه بین این سوراخ ها تو بخش پشتی زائده استخوانی هست
 
شکل9
ماهیچه های صورت تا بالای پیشانی رفتن و در ناحیه سر ماهیچه نداریم
اطراف چشم ها ماهیچه های حلقوی داریم که هم ارادی و هم غیر ارادی و هم انعکاسی فعالیت دارن
تعداد زیادی ماهیچه متصل به اطراف لب داریم از جمله ماهیچه حلقوی دور لب که کارش غنچه کردن لب هست
ماهیچه های متصل به ترقوه:
1.دلتایی(به بخش خارجی و از پایین)/2.ذوزنقه ای(به بخش خارجی از بالا)/3.یه شاخه از ماهیچه هایی که از یه سمت به گیجگاهی متصل بودن و از پشت سر میومدن(به بخش داخلی از بالا)/4.سینه ای(به بخش داخلی از پایین)
بر اساس شکل 6 دو زائده داریم از استخوان گیجگاهی که ماهیچه هایی بهشون متصله و در انتها یکیش به ترقوه و یکیش به جناغ متصل میشه(در سمت داخلی و مجاور ذوزنقه ای قرار دارن)
ماهیچه ذوزنقه ای هم از جلو و هم از پشت دیده میشه.بین دو کتف در ناحیه گردن قرار دارن. به استخوان های ستون مهره/جمجمه/ترقوه/کتف متصله.
ماهیچه دلتایی هم از جلو و هم از پشت دیده میشه. به شکل مثلث وارون هست.با ماهیچه ی سینه ای /دوسر بازو/ سه سر بازو/استخوان های کتف و ترقوه اتصال دارن.
ماهیچه دوسر(جلوبازو):از بالا به کتف از پایین به زند زبرین متصله/به موازات استخوان بازو قرار داره
ماهیچه سه سر(پشت بازو):از بالا به کتف و بازو از پایین به زند زیرین متصله/به موازات استخوان بازو قرار داره
ماهیچه های سینه ای فقط از جلو دیده میشه که شکل بادبزن طور دارن و از بالا به بخش داخلی و پایینی ترقوه و در وسط بدن به جناغ متصلن+به دنده ها هم متصلن/از بالا به ماهیچه دلتایی از پایین به ماهیچه شکمی متصلن
ماهیچه های شکمی قطعه قطعه هستن که بینشون زردپی های نواری وجود داره و بالایی ترین قطعه ها به جناغ و لبه ی دنده ها متصلن و از پایین به ناف میرسن
ماهیچه سرینی:وسیع ترین ماهیچه/در مجل باسن به لگن وران متصلن. به ماهیچه دو سر ران متصله
ران:
چهارسر:جلوی ران/با انقباض ساق پا راست میشه/با لگن+درشت نی+کشکک اتصال داره
دوسر:پشت ران/با انقباض ساق پا خم میشه/با لگن+نازک نی اتصال داره
توام:در پشت ساق پا به درشت نی متصل میشه

ماهیچه هایی که:
فقط از نمای جلویی دیده میشن:
سینه ای +چهارسر ران+دوسر بازو
فقط از نمای پشتی دیده میشن:
سرینی+سه سر بازو+دوسر ران
از هردو نما دیده میشن:
توام+دلتایی+ذوزنقه ای

در حالت عادی دو ماهیچه ای که به صورت متقابل کار میکنن همزمان باهم نمیتونن منقبض بشن مگر در بیماری هایی مثل کزاز یا در تشنج
زردپی هاش:1.نواری2.طنابی
نواری ها:
محل اتصال ذوزنقه ای به ترقووه+در محل جناغ+محل اتصال ماهیچه های گردنی متصل به جمجمه و جناغ و ترقوه+ مچ دست و پا
اینجا دقت کنین که دور مچ دست فقط یه نوار زردپی داریم ولی دور مچ پا 3 نوار زردپی که کارشون حفظ وضعیت زردپی های طنابی اون ناحیه هست
یه زردپی نواری هم از محل لگن شروع شده و از کنار چهارسر ران عبور میکنه و درنهایت به نازک نی متصل میشه(؟)
طنابی:
ماهیچه ی انگشتان دست/پا و ساعد دست/ساق پا
هم در روی پا و هم در کف پا زردپی های طنابی به انگشت ها اتصال دارن
بعضی زردپی ها به استخوان متصل نمیشن مثل زردپی ماهیچه ی نای که به غضروف متصله یا زردپی ماهیچه چشم که به صلبیه متصله

شکل 10
استخوان بازو با کتف مفصل گوی و کاسه ای داره و به وسیله ی بخش برامدهخودش به یه گودی در کتف متصل میشه و با زند زبرین و زیرین مفصل لولایی میده
زردپی های دوسر:
در ناحیه ارنج یه زردپی داره که به زند زبرین متصل میشه
در بخش بالایی دو زردپی با طول نابرابر به کتف متصل میشه
زردپی های سه سر:
در محل ارنج یه زردپی داره که به زند زیرین متصله
در بخش بالا سه زردپی با طول نابرابر داره که با دوتاش به بازو و با یکیش به کتف متصل میشه

هر دو در داشتن زردپی با کتف اشتراک دارن


شکل 11
اطراف ماهیچه بافت پیوندی رشته ای سفید رنگ میبینیم که در انتهای متراکم شده و زردپی رو ایجاد کرده
از لحاظ ضخامت بافت پیوندی:
زردپی> اطراف ماهیچه>اطراف دسته تار>اطراف تار ماهیچه ای
اندازه ی دسته تار ها و تار های ماهیچه ای متفاوته برعکس تارچه های ماهیچه ای
یعنی تعداد تارچه های هر تار ماهیچه ای و تعداد تار های ماهیچه ای هر دسته تار ماهیچه ای باهم متفاوته
در بین و درون (؟)دسته تارهای ماهیچه ای رگ خونی و لنفی و اعصاب داریم
هسته ها در تار ماهیچه ای در مجاورت غشا قرار دارن
همه ماهیچه های اسکلتی لزوما ب استخوان وصل نیستن
 
@god of teasing
شکل 12
سعی میکنم نکات تکراری ای که پرنیان گفت رو نگم:
یه ابهامی هست که اول باید به اون اشاره کنم : تو ماهیچه دو سر بازو یکی از محل های اتصال رو خود کتفه یا مفصل کتف و بازو؟ پرنیان میگه کتف نشرالگو میگه مفصل و ای کیو میگه کتف.
زرد پی های ماهیچه های سه سر و دو سر هر دو به سمت کتف بیشترن تا ساعد ( سه تا از 4 تا محل اتصال سه سر به سمت کتفه و دو تا از دو سر )
دو سر به دو بخش اصلی تقسیم میشه (با اون انشعاب به سمت کتف )
و سه سر به سه انشعای (یکی پشتی با سمت چپی ترین اتصالش با بازو ، یکی میانی با اتصالش به کتف و جلویی ترین با اتصالش به بازو دوباره (سمت راستس ترین )
سر استخوان رو غضروف میپوشونه که میخواسته همین رو هم نشون بده ( یه دلیل دیگه که میگم میتونه تو مفصل باشه اینه که ما تو گفتار 1 میخونیم زردپی هم جز چیزاییه که باعث سرجا موندن استخوان میشه ،حالا باز.)
تو شکلی که اومدیم یه دسته تار ماهیچه ای جدا کردیم تار کشیده اطراف دتسه رو که خواسته بافت پیوندی رو نشون بده و اومده یه تار ماهیچه ای رو جدا کرده
تو این تار ماهیچه ای پند تا هسته به گوشه رانده شده (مثل یاخته چربی) رو میبینیم که علت به گوشه رانده شضدنش هم وجود تارچه های زیاد در سیتوپلاسمه
حالا بخشی که میاد یه تارچه رو نشون میده دیگه میشه علت مخطط بودن ماهیچه رو دید ، و این که سارکومر ها در یک جهت و سو قرار گرفتن ولی موازی نیستن (علت اینکه سارکومر به این کوچیکی میتونه ماهیچه هارو منظم مخطط کنه اینه که تموم سارکومر ها(و در پی اون خطوط z) رو هم منطبق هستن (تا جایی که شکل نشون میده )
سارکومر هارو نمیشه عرضی از هم تشخیص داد ( با این حال حدود 2-3 تا رشته میوزین در مرکز و 6-8 اکتین ایجادش میکنه )
پس چند تا سارکومر با هم یک حلقه رو تشکیل میدن و اون حلقه ها با هم اتصال دارن
شکل 13+بخش سلرکومر دار شکل12
ساختار دو رشته ای ( شاید ما بگیم یک رشته اکتین ،منظورمون 1/2 یه اکتین نیست ، یعنی خود اون رشته اکتین یه ساختار دو رشته ای داره ) اکتین کامل مشخصه
هر رشته میوزین از چندین مولکول میوزین تشکیل شده و در کل تو یه هر سارکومر تعداد رشته های اکتین بیشتر از میوزینه
راستش اصلا نمیفهمم شکل راست چطور گرفته شده کمک 🙁
بخش تیره سارکومر ( که حاوی بیشتر کتین و بیشتر میوزینه در زمان انقباض ) در انقباض تغییر سایز نمیده بجاش بخش روشن ( که فقط اکتین داره) کوتاه میشه + نوار روشن میانی هم فقط بخش های انتهایی میوزین و محل اتصال دو سر مولکول ها به هم رو داره

شکل 14
بخش سر مولکول میزوین برامده تره و از دو بخش تشکیل شده + محل تجزیه ATP هم هست
یه رشته یکم تیره تره که میخواد نشون بده کاملا با هم یکسان نبودن
بخش دم خیلی بلند تر از بخش سر مولکول میوزینه
منطقه ای بعد از بخش برامده هست که نه پیچ خورده اس نه برامده (نمیدونم جز کدوم بخشه چون تتو هیچ کدوم از فلش ها نیست)

شکل 15
مهم ترین چیز اینه که در حالتی که انقباضی رخ نداده فقط سر میوزین ها و نیمه رو به داخل اکتین با هم در بخش تیره هستن ، ازونجایی که میدونیم بخش تیره کوتاه و بلند نمیشه پس معیار بوجود اومدن بخش تیره همون میوزینه که جایگاه ثابتی داره )
هم تو انقباض هم استراحت لحظه هایی هست که میوزین از اکتین جدا باشه ( حالا استراحت همیشه انقباض گاهی)
میوزین در انقباضات شدید میتونه با خط Z در تماس باشه (حالا نمیدونم چقدر میتونیم تو تست استفاده کنیم)
قطر رشته میوزین از اکتین بیشتره
رشته میوزین ضخامت تقریبا برابری با خط Z داره
طول رشته های انقباضی به هیچچ وجه تغییر نمیکنه مواظب باشید
شکل 16
سر های همه میوزین ها لزوما در یک شرایط قرار ندارن در هر لحظه (اون گوشه بالا سمت چپ )
میوزین زمانی atp رو دریافت میکنه که زاویه بین دو بخش دم و سرش تند ترین حالت ممکنه ، تو مرحله بعدی بیشترین تغییر زاویه رو داره و باز ترین حالت میشه زاویه اش ، با اتصال به اکتین دوباره فاصله اش با دمش کم میشه و وقت کنده میشه که بخواد یه atp دیگه رو تجزیه کنه
1هیدرولیز atp
2 تغییر شکل سر میوزین
3اتصال ان به اکتین
4 حرکت پارویی
5 جدایی
6 ورود atp جدید
شکل 17
این عکسی از بخشی از یاخته های ماهیچه ایه مربوط به این قسمته چون یسری هسته ندارن و...
تعداد یاخته های ماهیچه ای قرمز با سفید برابره اینجا
میوزین اینجا _ذخیره کننده _ اکسیژنه فقط و کاری نمیتونه برای کربن دی اکسید کنه
میوزین ساختار سوم داره و اولین ساختاردیده شده پروتئینیه


f342675_Screenshot_2025-01-31_194944.png
 
ف4
برای اندازه گیری قند خون از گلوکومتر استفاده میشه+زمان و تاریخ داره
واحد اندازه گیریش میلی گرم بر دسی لیتر هست
1
گیرنده غشا نوعی پروتئین سراسری هست که از سه بخش متوسط(به طور کامل درون سلول)و کوچک(در عرض غشا) و بزرگ(به طور کامل خارج از سلول) تشکیل شده
استثنا:گیرنده های ناقل عصبی که نوعی کانال دریچه دار هستن
پیک و گیرنده باهم رابطه مکملی و شکل سه بعدی دارن(واسه همینه اختصاصی عمل میکنن)
گیرنده هیچوقت درون سلول استقرار نداره. فرهمند گفت یه تعداد کمی از پیک ها هستن که زمان اتصال به گیرنده ی غشایی همراه خود گیرنده به درون سلول درون بری میشن و بعد از اون روی دنا اثرشو میزاره به خاطر همون داخل سلول دیده میشن.
برای اتصال پیک به گیرنده نیازی به مصرف انرژی زیستی نیست
2
ناقل عصبی هیچوقت وارد یاخته پس سیناپسی نمیشه
یاخته ی ترشحی عصبی فقط هورمون میسازه(دیگه ناقل نمیسازه)
بیشتر یاخته های درون ریز از نوعی پوششی هستن
مقایسشون:

نورون عادی"
تعدادی ریز کیسه
ریز کیسه های کوچک
برون رانی محتویات دو ریز کیسه در هر بار فعالیت
تخلیه مقدار کمی پیک
ذخیره ریز کیسه ها در پایانه اکسون
فقط یبار از فضای سیناپسی عبور میکنه
نورون ترشحی"
تعدای ریزکیسه
ریز کیسه های متوسط
برون رانی یک ریزکیسه در هر بار فعالیت
تخلیه مقدار متوسطی پیک شیمیایی
ذخیره ریزکیسه ها در پایانه اکسون
2بار از فضای بین سلولی و یه بار از خون عبور میکنه
یاخته درون ریز پوششی"
تعداد بیشتری ریزکیسه
ریز کیسه های بزرگتر
برون رانی محتویات یک ریزکیسه در هر بار فعالیت
تخلیه مقدار زیادی پیک شیمیایی
دخیره ریزکیسه ها در همه جای سیتوپلاسم جز محل هسته
2بار از فضای بین سلولی و یه بار از خون عبور میکنه

3
در غده برون ریز شکل و اندازه یاخته های غده و مجرا میتونن متفاوت باشن
در اطراف یاخته های غدد درون ریز و برون ریز مویرگ خونی وچجود داره و هردو با خون در ارتباطن
هر غده برون ریز از جنس بافت پوششی هست و غده درون ریز میتونه پوششی یا عصبی باشه
در برون ریز سلول های ترشحی بزرگتر/با هسته مرکزی/استوانه ای تک لایه
سلول های مجرا کوچک تر/هسته غیر مرکزی/مکعبی تک لایه
غده درون ریز اگه عصبی باشه این شکلی نیست
در اطراف غده درون ریز مویرگ دوشاخه شده و نهایتا بهم میپیوندن
اینم در نظر بگیرین که این شکلو فقط برای غده های برونریزی مثل اشک و عرق که شکلشون تو کتاب نیست در نظر میگیریم وگرنه برا معده و .. همون شکلای اصلی خودشون رو در نظر میگیریم که بعضی تفاوت های اساسی دارن با این شکل
فضای غده نسبت به مجرا بیشتره و سلول های روبهروی هم فاصله بیشتری از هم دارن
4
بالاترین غده درونریز بدن اپی فیزه/به تعداد 1 عدد در بالای برجستگی های چهارگانه
هیپوتالاموس 1 عدد زیر تالاموس ها
هیپوفیز 1 عدد در زیرهیپوتالاموس/ دارای سه بخش میانی پسین و پیشین که بخش میانی در انسان نوعی اندام وستیجیال هست
تیروئید تقریبا قرینه هست و اندازش کوچیکتر از تیموسه به تعداد 1 عدد زیر حنجره و جلوی نای و مری قرار داره+دارای یک برجستگی مثلثی شکل در قسمت بالا و چپ(براساس شکل 8)/سطح بالایی بلندتر از سطح پایینی
پاراتیروئید 4 عدد(پر تعداد ترین) در پشت تیروئید که فاصله دوتای راستی از هم نسبت به دوتای چپی بیشتره
تیموس دو لب داره که قرینه نیست(اینکه لب راست بزرگتره یا چپ درهر کس متفاوته.مقایسه ی شکل های کتاب هم گویاست که قانون مشخصی ندارن)/به تعداد1 عدد در پشت جناغ و دقیقا در جلوی محل دوشاخه شدن نای
فوق کلیه2 عدد/بالای کلیه/برخلاف تمام یاخته های کلیه توسط کپسول کلیه حفاظت نمیشه
لوزولمعده 1عدد/در زیر و موازی با معده/بین و جلوی دو کلیه/پایین فوق کلیه ها

تخمدان(2عدد) در زن نسبت به بیضه(2عدد) در مرد به خط وسط بدن نزدیکتره
فوق کلیه+لوزولمعده+تخمدان در ناحیه شکمی قرار دارن:پس اتصال به پرده صفاق دارن و زیر دیافراگمن
فاصله ی تیروئید تا لوزولمعده بیشتر از لوزولمعده تا تخمدانه
فاصله ی تیموس تا لوزولمعده تقریبا برابر با فاصله لوزولمعده تا بیضه هست
فاصله ی تیروئید تا تیموس کمتر از تیموس تا لوزولمعدس
 
شاعر(G O T)میفرماید:

شکل 5
هیپوفیز در کف جمجمه قرار داره و بخش پیشین اون بزرگ تر و در سطح پایینی تری نسبت به اون یکی قرار داره
در محل اتصال هیپوفیز به هیپوتالاموس بیشتر بخش محل اتصال هیپوفیز به هیپوتالاموس رو هیپوفیز پیشین میگیره (دور هیپوفیز پسین قرار میگیره )
هیپوفیز پسین نسبت به هیپوفیز پیشین بیشتر در راستای هیپوتالاموس قرار داره (اگه از هیپوتالاموس یه خط صاف بکشیم ،اون خط میوفته رو هیپوفیز پسین )
اون برامدگی کنار هیپوتالاموس کیاسمای بیناییه که به هیپوفیز پیشین نزدیک تره
هیپوفیز پسین و پیشین هیچ کدوم با خود استخوان مغز تماس ندارن و با پرده مننژ در تماسن
هیپوفیز میانی خیلی کوچیکه و گاهی اصلا وجود نداره ( دقت بشه که اصلا کار هیپوفیز میانی معلوم نیست درحالیکه کار اپی فیز معلومه ترشح ملاتونین ولی کارایی اون ملاتونینه هنوز تو شک هست )
یه سیاهرگ حلقوی اطراف ساقه محل اتصال هیپوتالاموس و هیپوفیز قرار داره ( همونی که فقط دو سطح مقطع گرد ازش دیده میشه )
ضخامت هیپوفیز پیشین در اطراف ساقه ، به سمت هیپوفیز پسین کمتره
استخوان جمجمه در مجاورت هیپوفیز پسین بافت فشرده داره ولی اکثر این استخوان رو بافت اسفنجی گرفته
هیپوفیز پیشین به بخش های جلویی مغز مثل: لوب پیشانی +کیاسمای بینایی+پیاز بویایی نزدیک تره نسبت به پسین
هیپوفیز پسین به بخش های عقبی تر و میانی مغز مثل: لوب آهیانه+ تالاموس ها+بخش اعظم لیمبیک + لوب پسین مغز+مخچه +ساقه مغز+بخش اعظم بطن های اول و دوم وهمه ی بطن های سوم و چهارم نزدیک تره ،علت بیشتر بودن برای هیپوفیز پسین اینه که خود هیپوفیز در بخش جلویی تری از مغز قرار گرفته

شکل 6
فاصله صفحه رشد از سر استخواون مجاور در طول رشد ثابت میمونه در حالیکه فاصله دو صفحه رشد از هم و فاصله یک صفحه رشد و یک سر استخوان غیر مجاور از هم بیشتر میشه
غضروف های سخاته شده توسط صفحه رشد هم بافت استخوانی فشرده و هم اسفنجی ایجاد میکنه (بیشتر اسفنجی)
با بیشترشدن طول استخوان مجرای مرکزی اون هم بلند تر و بیشتر مبشه (فضای خالی بیشتر میشه ولی نسبتش تغییر خاصی نمیکنه )
غضروف جدید به سمت سر استخحوان تشکیل میشه ولی غضروفی که استخوانی میشه به سمت مرکز استخوان هست (قدیمی ترین غصروف)
تنها محل استفاده از هورمون رشد صفحه های رشد استخوانی نیست و به همین علت حتی بعد از بالغ شدن هم ازین هورمون استفاده میکنیم
مجرای مرکزی استخوان فشرده رو تحت تاثیر قرار نمیده ، ولی کامل استخوان اسفنجی رو میگیره

شکل7
دو نوع یاخته عصبی تو هیپوتالاموس به هیپوفیز پسین وارد میشه که هر دسته اش تویه (کیسه ؟محفظه ؟محوطه؟:((:((:(() غشایی قرار داره
اینجا اصلا هیپوفیز میانی نداره
اندازه هسته در این دو نوع یاخته عصبی درای توانایی ترشح ، یکسان نیست و اونی که در سطح پایین تری داره هسته بزرگتری داره
لزوما همه قسمت های هیپوفیز پسین رو یاخته های عصبی هیپوتلاموس نگرفته
نمیدونم چرا ولی اینجا اصلا اهمیتی به اون بخش دربرگیرنده هیپوفیز پیشین اطراف ساقه پسین :((

شکل 8
تیروئید غده ای درون ریز از جنس بافت پوششی مکعبیه
که شبیه پروانه قرار گرفته ( سپر ! سپردیس!!) و دو طرف برامدگی های فوقانیش تقریبا در یک سطحن
در بخش بالایی تیروئید و زیر حنجره (بین حنجره و نای ) تار های صوتی قرار داره که به طور خطوط عمودی قرار گرفته
بخش جلویی حنجره به صورت یک غضروف دو قسمتی و فرورفته اس که بین این دو قسمت یه بخش برامده تر قرار داره
در بالای حنجره دو زائده غضروفی ثرار داره (یا شاید صرفا بخشی از پشتشه؟idk)
نای هم مشخصه که ضخامت غضروف ها در بخش هایی بیشتر از بخش ماهیچه ایه

شکل 9
فرهمندنیا گفت چرت و پرت و غیر علمیه ولی: غده های پاراتیروئیدی چپی فاصله بیشتری نسبت به سمت راستی دارن ( یعنی غده بالاییش بالاتر از راستیه اس و غده پایینیش پایین تر )
اینجا تازه مشخص میشه که برامدگی راستی نسبت به برامدگی چپ بزرگتر و بالاتره

شکل 10
پرنیان نکته فوق کلیه و کپسول رو گفت و شکل بالا یی نکته خاص دیگه ای نداره
بخش راسی فوق کلیه از کلیه در سطح جلویی تری قرار داره
بیشتر بخش های کلیه در زیر فوق کلیه قرار داره بجز بخش محدب کلیه که در راستاش نیست
بخش مرکزی از بخش قشری ضخامت بیشتری داره
اینجا سطح مقطع بزرگه برای سیاهرگه تو مرکزی (چون بدون رنگ سوال میدن )
بخش مرکزی عصبیه و اپی نفرین و نور اپی نفرین ترشح میکنه
بخش قشری زرد/قهوه ایه و یه خط تیره رنگی در وسط سطح مقطع خودش داره
این غده هم بافتش مکعبی چند لایه اس + سطح مقطع فوق کلیه تقریبا شبیه 5 فارسی هست که اونی که در سطح جلویی تر قرار داره ( ازون بخش های پایینی که شبیه یه دندونه پنج هست ) نازک تر و بلند تره و بخش بیشتری از فوق کلیه مرکزی رو در خودش داره برخلاف بخش درونی تر که ضخیم تر و کوتاه تره و یخش کمتری ازش رو فوق کلیه مرکزی تشکیل میده
بخش قشری یه ساختار دولایه داره که بخش خارجیش نازک تر و تیره تره
 
بعد مدت ها سلام !

فصل 4 زیست 2

شکل 3
غده اندامی هست که کار اصلیش ترشح هست

غده برون ریز از بافت پوششی تشکیل شده

غده درون ریز میتونه سلول پوششی یا نورون ترشح کننده باشه

شکل4
هیپوتالاموس بالاترین غده درون ریز اصلی بدنه

پایین ترین غده درون ریز در مردان بیضه هست و در زنان تخمدان هست

تیموس از تیروئید بزرگتره و هردوتاشون جلوی نای هستن

پانکراس یه غده مخطط عه که هم بخش درون ریز داره و هم بخش برون ریز داره (خیلی بدیهی بود)
 
11
دم لوزولمعده به سمت طحال و بخش پهنش به سمت بخش Cشکل دوازده قرار گرفته
دوتا رگ داریم که از پشت لوزولمعده و از جلوی بخش بالا رونده ی دوازدهه هست یکی انشعابی از ائورت اونیکی انشعابی از سیاهرگ زیرین
هردو رگ در سطح پایین لوزولمعده انشعابات زیرتری ایجاد کردن+ سرخرگ در قسمت بالای لوزولمعده هم انشعاب داره
یا مشکل عکسه که ابتدای سرخرگ از بخش انتهاییش قطورتره یا بخش پایینی انشعابی قطور از بخش بالایی هست که از این قسمت عبور کرده
درباره ی مجرای کیسه صفرا و لوزولمعده و موقعیت هرکدوم نسبت به هم هم که قبلا تو ف2دهم گفتیمhttps://www.sampadia.com/forum/threads/116683/post-2084835
جزایر لانگرهانس4نوع سلول داره در اشکال و ابعاد و رنگ های متفاوت که یکیش پوششی هست و اطراف جزایر لانگرهانس رو پوشونده که هسته کشیده تر و اندازه سلول بزرگتری داره و دوتای دیگه هرکدوم یکی از هورمون های گلوکاگون و انسولین ترشح میکنن
انسولین رو همه یاخته های زنده و گلوکاگون فقط روی یاخته های کبدی گیرنده دارن
هیدرولیز گلیکوژن»1.کبد/2.ماهیچه/3.روده
12
برخی قسمت های سفیذ رنگ مخچه حاوی بخش خاکستری هم هستن
تمام بخش های مخچه در سطحی پایینتر از اپی فیز وبرجستگی های چهارگانه قرار داره
رابط بین تالاموس ها تو این شکل واضحه که یه رشته ی خیلی نازک هست
از برجستگی های چهارگانه دوتای بالایی بزرگتر از دوتای پایین ان
که دوتای بالایی در مجاورت اپی فیز قرار دارن
اگه اپی فیزو برداریم دقیقا جلوش بطن 3 رو داریم. اپی فیز پایین تر از بطن 3 و تالاموس هاست
بطن 4 پایین برجستگی های بین ساقه مغز و مخچه دیده میشه که لوزی شکله
و کارش اینجوریه که برجستگی های چهارگانه ازونجایی که تو بینایی نقش دارن با توجه به میزان نور محیط اثر میزارن رو اپی فیز و اپی فیز هم اثرشو میزاره رو هیپوتالاموس برای تنظیم ریتم شبانه روزی(اگه تو محیطی باشیم که میزان نورش زیاده ترشح ملاتونین کاهش پیدا میکنه)
13
بیشتر هورمون ها توسط تنظیم بازخوردی منفی تنظیم میشن
بعضیاشون کلا تنظیم مثبت منفی ندارن مثل اپی فیز و نوراپی فیز
بر اساس این شکل بخش پهن لوزولمعده در بخشی به سمت داخل تاشده انگار(شکلای قبلی ساده تر بود و اینو نداشت)
توضیحشم اینه که اولش چون گلوکز خون کمه پس انسولین کمه که با خوردن غذا و افزایش قند خون بازخورد منفی با کمبود انسولین مخالفت میکنه و باعث افزایشش میشه حالا این انسولین روی همه ی ساخته ها اثر میزاره هم باعث ذخیره شدن گلوکز به صورت گلیکوژن طی سنتز ابدهی میشه هم باعث میشه گلوکز یاخته های و تنفس یاخته ای و انرژی در دسترس یاخته ها بره بالا و اینجاست که دیگه گلوکز خون کاهش پیدا کرده و در صورت تداوم ترشح انسولین قند خون خیلی خیلی میاد پایین و برای بدن خطرناکه پس بازخورد منفی با افزایش انسولین مخالفت میکنه و باعث کاهشش میشه.که عموما باعث حفظ هم ایستایی میشه
بازخورد مثبت هم که تو سه هورمون 1.اکسی توسین2.پرولاکتین3.استروژن داریم که ترشح هورمون طی بازخورد مثبت شدت پیدا میکنه و هربار تحت تاثیر اون بیشتر و بیشتر ترشح میشه تا اینکه بعد یه نقطه ی اوج مثلا خود زایمان ترشحش یهویی قطع میشه
 
0
نوزاد درحال دریافت وواکسن --->واکسن نوعی ایمنی فعاله و یاخته های ایمنی رو تحریک میکنه
تزریق رو مورب انجام میدن نه عمودی
لزوما واکسن بی رنگ/رنگ دار نیست
1
پوست از دو بخش درم و واپی درم تشکیل شده ( اون لایه چربی زیر بخشی از پوست نیست)
در بخش درم رشته های پروتئینی به طور منظم و محکمی در هم تابیده شده(کلاژن چون تو فصل اول دهم دیدیم که فقط کلاژنه که میتونه دسته طور قرار بگیره نه کشسان
در میان این رشته های پروتئینی اجزای دیگه ای از بافت مثل یاخته های دوکی شکل (با تراکم کم و الگوی قرار گیری نسبتا منظم) قرار گرفته
غدد ترشح کننده چربی در اپی درم قرار داره
یسری انشعاب های قرمز و ابی و زرد وارد اپی درم شده از چربی که : قرمز سرخرگه، آبی سیاهرگه و زرد هم یاخته عصبی یا بهضی از یاخته عصبی به احتمال بیشتر(دندریته )

تو اینعکس انگار تو یسری بخشا سیاهرگ عمقی تر از سرخرگ و یسری دیگه تو یه سطح قرار دارن
منفذ خروجی غدد عرض در یک راستا با بیشتر حجم خود غده سازنده نیست
روی پوست ناهمواری هایی به چشم میاد که میتونه کنار مو یا مستقل از اون باشه
رویی ترین یاخته های اپی درم مرده ان تا با ریختنشون میکروب و ... رو هم بریزن ( حتی سازگار ها هم ازین عامل بطور کامل ایمن نیستن )
عرق برخلاف چربی لیزوزیم داره که همین باعث _نابودی _ باکتری ها میشه ، درحالیکه چربی صرفا شرایط زندگی رو برای میکروب ها سخت میکنه
مجرای غده عرق در اپی درم هم چین خوردگی داره
پوست تعیین کننده میزان سازگاری میکروب های مختلف به شرایطشه ( تو یه ازمون بود)
همه این نکات که بیرونی ترین یاخته های پوست هومئوستازی و قندکافت و همانندسازی و ... نداره چون مردن ازین سوالا خیلی میاد
شکل 2
ماکروفاژ ها (درشت خوار) ناهمواری های زیادی در سطح خودشون دارن
فکر میکنم درشت خوار داره یه یاخته مریض مرده رو میخوره چون زائده غشایی زیادی نداره و اندازش برابر با بخش دبگه از از ماکروفاژ
ماکروفاژ قابلیت حرکت امیب مانند رو داره
درشت خوار بیشتر در طحال و کبد و ... قرار داره

شکل 3
یاخته های دارینه ای بخشی از میکروب هارو میکشن بخش دیگه ای ازون هارو در سطح خودشون قرار میدن و در گره لنفی وارد لنفوسیت تی غیر فعال میکنن
چرا لنفوسیت تی؟ چون برای یاخته های خودی تغییر یافته ( دارینه ای ای که با میکروب و... آلوده شده ) گیرنده داره و اونارو شناسایی میکنه ( ای کیو تک پایه چنین برداشتی کرده بود)
یاخته های دندریتی میتونن با بیرونی ترین یاخته های پوست که یاخته های مردن در تماس باشن
یاخته ایمنی فعال از رگ لنفی ی که از وسط این گره لنفی رد میشه خارج میشه
شکل 4
این گویچه تراگذری نکرده مونوسیت هست ، مونوسیت میتونه بعد تراگذری به یاخته دندریتی/درشت خوار تبدیل بشه که در التهاب به درشت خوار تبدیل میشه
اون گویچه در حال خروج هم میتونه مونوسیت باشه چون بهرحال شکت هسته در هنگام دیاپدز تغییر میکنه و کشیده/فشرده میشود
دیاپدز حتما گذر از مویرگ هست نه سرخرگ و سیاهرگ ، حتما هم از منفاذ بین یاخته ای نه از منافذ غشایی
برای بار هزارم یاخته های دیواره مویرگ هسته کشیده دارن
فعالیت ، نکات این رو راستش تو فصل 4 دهم گفتیم فقط داشته باشید از چپ به راست:
نوتروفیل-مونوسیت-بازوفیل-لنفوسیت-ائوزینوفیل
علت اینکه هسته بازوفیل به خوبی دیده نمیشه دانه های تیره درشته
هسته ائوزینوفیل در این شکل به گوشه ای رانده شده
مونوسیتو لنفوسیت با وجود زوائد غشایی زیاد در واقعیت اینجا چیزی نداره
هسته مونوسیت ائوزینوفیل و بازوفیل با غشا تماس داره
مونوسیت انگار سیتوپلاسم دانه دار داره که باید مواظب باشیم تو مونوسیت ریزکیسه حاوی مواد هست ولی این مواد دفاعی و ... نیست
اتصال بخش های مختلف هسته نوتروفیل به هم ضخامت های مختلفی دارن
 
Back
بالا