من چند ساله که سیگارو ترک کردم. برام کاملا قابل درکه که خیلیا با بوی سیگار، دودش و ضرر هایی که برای دیگران داره مشکل دارن. و اوکیه که بخوان توی روابطشون با دیگران سیگاری نبودن رو معیار قرار بدن. البته به نظرم وزن قضیه توی دوستی های غیرعاطفی باید کمتر باشه. هر چند تو تجربهی شخصیم، هیچوقت سیگاری بودنم باعث نشده توی برقراری روابط دچار مشکل بشم
ولی جدا از این ها، غیرسیگاری ها همیشه یه سری حرفای تکراری میزنن که واقعا خنده داره. یعنی چون دید واضحی از مسئله ندارن این حرفارو میزنن.
ببینید واقعیت اینه که سیگار هم به عنوان یه عادت و هم از نظر شیمیایی واقعا میتونه حال بده. سیگار اول صبح، مخصوصا در کنار قهوه و چایی حال میده. حال به معنای این که وقتی میکشید حس خوبی پیدا میکنید، که هم در اثر کاهش اکسیژن رسانی به بدنه و هم ورود نیکوتین. به هر حال خروجی قضیه خوشاینده. یا اگه چند ساعت سر کار باشید، سیگار کشیدن توی تایم استراحت خیلی حال میده. اگه توی موقعیت استرس آوری باشین، مجددا سیگار در کوتاه مدت حال آدم رو بهتر میکنه.
اگه چیزای دیگه مصرف کرده باشین، مجددا سیگار میتونه در کنارشون تجربهی خوشایندی ایجاد کنه. این در مورد هر دراگی درسته. هروئین هم لذت بخشه.
حالا هر چقدر میخواید در مورد کنترل درست اظطراب و تخلیه هیجانات و ... سخنرانی کنید. You cannot beat chemistry

با گفتن این حرفا که نمیدونم "چیه این هی میکشی" و "فایده اش چیه دود میدی تو بدنت؟" و "ورزش کن" و ... هم کمکی به سیگاریا و حتی خودتون نمیکنید. اثر منفی هم میذارید. چون وقتی به یه سیگاری اینارو بگید میفهمه که هیچ ایدهای از داستان ندارید و کلا ایگنورتون میکنه.
یه بار یکی از همکارام بهم گفت واقعا این سیگار چی داره که ملت میکشن. بعد خود این بنده خدا اعتیاد سنگین به قهوه داره. یعنی روزی ۶ ۷ تا اسپرسو رو شاخشه

بهش گفتم خودت یه ماه قهوه نخور، بعد بیا تز بده.
من به عنوان یه اسموکر سابق کاملا از اینا آگاهی دارم. چیزی که باعث شد بذارم کنار اینا نبود. صرفا درک این واقعیت بود که این کار توی چند سال بدن منو سرویس میکنه. از دندون بگیر، تا قلب و پوست و ... . توی این مسیر هم چندین بار relapse کردم تا به نقطهی پایدار رسیدم. چون در نهایت مقاومت در برابر لذت کوتاه مدت برای جلوگیری از ضرر بلند مدت کار سختیه.