• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کاربران را Roast کنید! (زمستان 404)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amir_
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
@ماهی

ای لاغر زشت استخوانی
روست چه کسی تو می‌توانی؟

ای آینه ی به دوده اندود
در شهر شما کی آب کم بود؟

حیف است رخت کمی بشویی؟
کاین سان سیه و فسرده رویی

«آن بینی بد ز روی تشبیه
چون پوزه پیه سوز بر پیه»

وان صورت تو که دوده فام است
نی! نی! که به سان نفت خام است

این خلقت کیست بار الها؟
این دوده‌ی چیست بار الها؟

این سوخته از کدام دار است؟
این عاقبت کدام کار است؟

این از اثر درد جذام است؟
این صورت اوست؟ عن کدام است؟!

ای خرده نمک، تبلور شاش
ای حفره به سر یکی، نمک پاش

ای مسهل روده‌‌های مسدود
املاح تو را خیار کم بود

«همدوش به ک** موش مرده»
همبستر دوده‌ی فشرده

تفت کس و شر نه روست کاری است
کار تو شبیه سنده خواری است

حالا برو کون خود رفو کن
یا گریه کن و وعو وعو کن

«بر حدت طبعم آفرین کن»
گر روست کسی کنی چنین کن

پ.ن: مصرع‌های تو گیومه‌ تضمین شده از اشعار وحشی بافقیه
جور فلک بین که چه‌ها می‌کند
بین که چه‌کس رست مرا می‌کند!

تیرگی‌ام رست کنی؟ شرم دار
کیست چو من هم‌سر گیسوی یار؟

من که چنین رست روا داری‌ام
غالیهٔ آهوی تاتاری‌ام

خود تو چه‌ای؟ پیر نر بددهان
چون سگ تازی پی نوباوگان

پیشهٔ تو؟ دعوی و لاس و فریب
طعمهٔ تو؟ دخترکان نجیب

گر سیهم خوانده‌ای از بغض و کین
دست فلک تافته من را چنین

حاجت من نیست سپیدی روی
خود تو برو دوده ز رخسار شوی

این بوَدت بس که چو نامت برند
حیثیتی تام و تمامت برند

چون تو ندیده‌ست کسی روسیاه
صفحهٔ اول به کلامم گواه

لاس و پز و عشوه و اغوا کجا
سن خر حضرت موسی کجا

پیر فرو می‌نهد اغفال را
تازه کند توشهٔ اعمال را

پیر شدی، از تو اجل دور نیست
فاصله‌ای تا لحد و گور نیست

کار به کافور و کفن می‌نهی
انگ سیاهیش به من می‌نهی

آینه دیدی‌ام و ظنت رواست
دوده ولی طلعت روی شماست!

نفتم و چون زر به سرم می‌برند
خود سیهی، چند تو را می‌خرند؟

لاغرم و موی تنم نیستی
عن منم، آری، تو عنم نیستی!
 
جور فلک بین که چه‌ها می‌کند
بین که چه‌کس رست مرا می‌کند!

تیرگی‌ام رست کنی؟ شرم دار
کیست چو من هم‌سر گیسوی یار؟

من که چنین رست روا داری‌ام
غالیهٔ آهوی تاتاری‌ام

خود تو چه‌ای؟ پیر نر بددهان
چون سگ تازی پی نوباوگان

پیشهٔ تو؟ دعوی و لاس و فریب
طعمهٔ تو؟ دخترکان نجیب

گر سیهم خوانده‌ای از بغض و کین
دست فلک تافته من را چنین

حاجت من نیست سپیدی روی
خود تو برو دوده ز رخسار شوی

این بوَدت بس که چو نامت برند
حیثیتی تام و تمامت برند

چون تو ندیده‌ست کسی روسیاه
صفحهٔ اول به کلامم گواه

لاس و پز و عشوه و اغوا کجا
سن خر حضرت موسی کجا

پیر فرو می‌نهد اغفال را
تازه کند توشهٔ اعمال را

پیر شدی، از تو اجل دور نیست
فاصله‌ای تا لحد و گور نیست

کار به کافور و کفن می‌نهی
انگ سیاهیش به من می‌نهی

آینه دیدی‌ام و ظنت رواست
دوده ولی طلعت روی شماست!

نفتم و چون زر به سرم می‌برند
خود سیهی، چند تو را می‌خرند؟

لاغرم و موی تنم نیستی
عن منم، آری، تو عنم نیستی!
ایول ایول
 
فقط منم که تنها شعری که درحال حاضر بلدم آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم هستش؟
(میشه خودمونو روست کنیم دیگه؟ البته روست ضعیفی بود :-")
 
پس من کی روست میشم 😔💔؟
 
این گروه بعدی ما چی شد؟
 
به عنوان یه ایرانی خیلی خودتونو دست بالا گرفتید که دنبال روست میگردید
این بازیا واسه بچه مفرح های مدیترانه نشینه نه مایی که با یه امضا و تحریم زندگی تا دسته جر وا جرمون میکنه
 
Back
بالا